دانلود پایان نامه

در این مبحث آغازین دوره های تدوین فقه اسلامی به عنوان آغاز زمان تشریع رسمی حکم طلاق و زمان تشکیل عدلیه و شروع نظام قانون‌گذاری، عنوان، پایان این دوره اشاره و توضیح داده می‌شود.
1-10-1- دوره حاکمیت تشریع فقهی طلاق
طلاق در اسلام از احکام امضایی است، نه تاسیسی، یعنی اینکه قبلاً در میان اعراب جاهلیت نیز طلاق وجود داشته و با آمدن دین اسلام، پیغمبر گرامی اسلام با تغییراتی در آن، اصل طلاق را امضاء فرمود.
قبل از اسلام مردان هر گاه می‌خواستند به دفعات متعدد همسر خود را طلاق می‌دادند و زوجه راهی به جز قبول آن شرایط نداشت، حقی برای اعتراض نداشت، اگر هم زوجه از زوج خود اکراه و تنفر داشت حقی برای طلاق به او داده نمی‌شد.
با ظهور اسلام، این دین مبین ضمن تاکید بر حق مرد در طلاق همسرش، دفعات طلاق زن توسط مرد محدود گردید، آیه‌ی شريفه «الطلاق مرتان فامساک بمعروف او تسریح باحسان» (سوره بقره آیه229) آیه ناظر به طلاق رجعی است که مرد دو بار می‌تواند طلاق دهد و رجوع کند و به نیکی همسرش را نگهداری کند یا به خوشی و احسان او را رها کند نه اینکه به خاطر اذیت کردن او طلاقش دهد سپس رجوع کند سپس رجوع و همین‌طور ادامه یابد.

1-11- طلاق ناپسندترین حلال‌ها
اصل طلاق یک ضرورت است؛ زیرا گاهی عللی پیش می‌آید که زندگی مشترک زن و مرد را با هم غیر ممکن یا طاقت فرسا می‌سازد، اگر اصرار داشته باشیم که قرارداد ازدواج تا ابد باقی بماند، سرچشمه‌ی مشکلات زیادی خواهد شد. از این رو اسلام با اصل طلاق موافق است؛ اما بر آن است که باید به حداقل ممکن کاهش یابد و تا آنجا که راهی برای زندگی زناشویی هست، کسی سراغ طلاق نرود. به همین دلیل در روایات اسلامی، طلاق مذمت شدید گردیده و ناخوشایندترین حلال‌ها نام گرفته است: از قول پیغمبر گرامی اسلام روایت شده: «. . . و ما من شیء ابغض الی الله عزوجل من بیت یخرب فی الاسلام بالفرقه یعنی الطلاق» (حر عاملی، ج 15 ،ص 266).
یعنی چیزی مبغوضتر و ناخوشایندتر نزد خدا از خانه ای که به وسیله‌ی جدایی یعنی طلاق خراب می‌شود نیست.
روایتی دیگر از ابی عبدالله (ع): «. . . و ما من شیء ابغض الی الله عزوجل من الطلاق» (همان، 267)
روایتی دیگر که ظاهراً از امام صادق (ع) ذکر شده است:
«تزوجوا و لا تطلقوا فان الطلاق یهتز منه العرش»(همان268)
یعنی ازدواج کنید ولی طلاق ندهید زیرا عرش از طلاق به لرزه درمی آید.
روايات در اين باب فراوان است به همين جا بسنده می‌کنیم.

1-12- منابع فقهی و روش حاکم بر آن در حقوق طلاق
فقهای زیادی در کتب مالوفه ی فقهی خود بابی را تحت عنوان کتاب الطلاق اختصاص داده‌اند.
معمولاً فقهایی که دوره‌ی کاملی از فقه ارائه می‌دهند، هرکدام کتاب خاصی به عنوان کتاب الطلاق در مجموعه‌ی کتب فقهی خود آورده‌اند، در اینجا از وسائل الشیعه ی مرحوم شیخ محمد بن حسن (حر عاملی) که بخشی از آن تحت عنوان کتاب الطلاق اختصاص یافته است اشاره ای داشته و در خصوص آن گزارش مختصری بیان می‌شود:
شیخ محمد بن حسن عاملی کتاب طلاق خود را که در جلد پانزدهم وسائل الشیعه از صفحه‌ی 266 آمده است به صورت ابوابی مقدماتی که ابتدا در باب کراهت طلاق زوجه شروع شده است، و همچنین شرایط طلاق، با تشریح و استناد به روایات متعدد، تألیف نموده است.
در این بخش که تحت عنوان ابواب مقدمات طلاق و شرایط آن آورده است 45 باب را به همین مقدمات و شرایط اختصاص داده که مختصراً اشاره ای به آن‌ها می‌شود:
1- باب کراهت طلاق زوجه‌ی شیعه و حرام نبودن آن و استحباب تزویج (به هشت حدیث اشاره دارد)
2- در رابطه با جواز رد کردن خواستگاری که زیاد طلاق می‌دهد ولو اینکه کفو باشد و با شرف. (دو حدیث)
3- در رابطه با جایز بودن طلاق زوجه‌ی غیر شیعه به پنج حدیث استناد شده و در مورد مهریه و نفقه‌ی زن مطلقه و غیره آمده است
4- این باب در مورد جواز تعدد طلاق و تکرارش از سوی یک مرد برای یک زن یا زنان متعدد به دو حدیث اشاره شده است.
5- این باب در خصوص مکروه بودن طلاق ندادن زنی است که همسرش را آزار می‌دهد. (یک حدیث)
6- این باب در خصوص وجوب تادیب مردمی است که طلاق صحیح و طبق سنت انجام نمی‌دهند و با طلاق سنتی مخالفت می‌کنند، که بر حاکم واجب است آن‌ها را با شمشیر یا شلاق ادب کند.