دانلود پایان نامه
ثم ان اراد الاول ان یتزوجها فعل، فان تزوجها رجل متعه و دخل بها و فارقها اومات عنها لم یحل لزوجها الاول ان یتزوج بها حتی یتزوجها رجل آخر تزویجا بتاتاً و یدخل بها
فتکون قد دخلت فی مثل ما خرجت منه، ثم یطلقها او یموت عنها و تعتد منه، . . . . »(همان501)
البته اگر کسی سه طلاق عدی به شرح فوق را انجام داد سپس محللی با زوجه ازدواج کرد و او را بعد از نزدیکی طلاق داد و زوج اول او را به تزویج خود درآورد مجدداً سه طلاق عدی به شرح فوق داد و پس از محلل دیگری با او ازدواج کرد و سه طلاق عدی دیگری را اجرا کرد که مجموعاً 9 طلاق می‌شود، آن زن حرام ابدی بر او می‌گردد و به هیچ عنوان دیگر امکان ازدواج دوباره بین آن‌ها وجود نخواهد داشت.
«و کل من طلق امراته للعده فنکحت زوجا غیره، ثم تزوجها ثم طلقها للعده فنکحت زوجا غیره ثم تزوجها ثم طلقها للعده فقد بانت منه، و لا تحل له بعد تسع تطلیقات ابدا. » (همان501).
این متن از کتاب من لایحضره الفقیه مرحوم شیخ صدوق همان معنای بالا را می‌رساند که ذکر شد.
1-19-4- طلاق غایب
طلاق غائب منظور طلاق دادن زن توسط مردش در حالی که مرد از او دور و غائب است و از حال حیض یا طهر او بی اطلاع است، آیا این‌گونه طلاق جایز است؟ یا خیر؟ در زمان‌های قدیم که تلفن و امکانات امروزی نبوده که مرد از حال زنش مطلع باشد، آیا اگر مردی در سفر و در حالی که از زن خود دور است می‌تواند طلاق را جاری نماید یا خیر؟ آنچه که از مجموع روایات و فتاوی و اطلاق قوانین می‌توانیم بدست آوریم این است که بله امکان اینکه مردی در سفر و دور از همسرش نسبت به اجرای صیغه‌ی طلاق اقدام کند وجود دارد گر چه علماء در آن اختلاف دارند. در کتاب من لایحضره الفقیه شیخ صدوق روایاتی در این خصوص ذکرشده است از جمله:
«روی الحسن المحبوب عن ابی حمزه الثمالی عن ابی جعفر علیه السلام قال: سالئه عن رجل قال الرجل: اکتب یا فلان الی امراتی بطلاقها او قال: اکتب الی عبدی بعتقه ایکون ذلک طلاقا او عتقا؟
قال: لا یکون طلاق و لا عتق حتی تنطق به اللسان او یخط بیده و هو یرید الطلاق او العتق و یکون ذلک منه بالاهله و الشهود و یکون غائبا عن اهله. » (همان503)
راوی از امام علیه السلام سؤال می‌کند که مردی به مردی دیگر گفت به زنم بنویس که طلاقش دادم یا گفت به عبدم بنویس که آزادش کردم آیا این، طلاق و عتق محسوب است؟ امام فرمود نه طلاق و نه عتق هیچ کدام حاصل نمی‌شوند مگر اینکه به زبان آورده شود (صیغه خوانده شود) یا اینکه به وسیله‌ی دستش در حالی که اراده‌ی طلاق یا عتق را داشته اجرا کند و این در حضور شهود و غایب از خانواده‌اش باشد.
دنباله‌ی روایت: «و اذا اراد الغائب ان یطلق امراته فحد غیبته التی اذا غابها کان له ان یطلق متی شاء، اقصاه خمسه اشهر اوسته اشهر، و اوسطه ثلاثه اشهر، و ادناه شهر. »
یعنی هنگامی‌که مرد غایب بخواهد زنش را طلاق دهد حد غیبتش چقدر است؟ نهایتش 5-6 ماه یا حد وسط سه ماه و حداقلش یک ماه دوري از اوست
1-19-5- طلاق غلام
غلام به معنای پسری است که ممیز شده لیکن هنوز محتلم نشده است آیا طلاقش جایز است یا خیر؟ که به نظر بعضی از فقها جایز است به مضمون روایات وارده در این باب بعضی10 سال را ملاک دانسته‌اند بعضی طلاق کودک را مطلقا غیر جایز دانسته‌اند.
1-19-6- طلاق معتوه
معتوه یعنی ناقص‌العقل. آیا چنین کسی طلاقش جایز است یعنی می‌تواند زنش را طلاق دهد یا خیر؟ روایاتی در این خصوص وجود دارد که متفاوتند و روایاتی که آن‌را جایز شمرده‌اند حمل می‌شوند بر اینکه در صورتی جایز است که ولی‌اش به جای او طلاق داده باشد (در تعارض بین روایات الجمع مهما امکن اولی من الطرح).
1-19-7- طلاق غیر مدخوله بها
در جامعه‌ی ما مرسوم بوده و هست که بعضاً قبل از شروع زندگی مشترک، طرفین مدتی به صورت عقد و بدون شروع زندگی مشترک، هرکدام نزد خانواده‌ی خود می‌مانند که این مدت به مصلحت دو خانواده و برآورده شدن نیازهای ضروری از یک ماه تا چند ماه متفاوت است، مثلاً به لحاظ حلیت شرعی و نیاز به همراهی طرفین برای پاره ای از خریدهای ضروری ابتدا صیغه‌ی عقد جاری، سپس بعد از یک یا دو ماه مراسم ازدواج با دعوت از بستگان و دوستان دو خانواده انجام می‌گیرد. در این مدت معمولاً خانواده‌ها اجازه‌ی خلوت نمودن به طرفین نمی‌دهند و معمولاً ارتباط زناشویی وجود ندارد، گر چه در پاره ای موارد که موافق شرع مقدس نیز هست، در آن ایام مواقعه صورت می‌گیرد که از این بحث خارج است. حال چنانچه در ایامی که طرفین به عقد همدیگر در آمده‌اند، و نزدیکی صورت نگرفته است، اختلاف پیش آید و منجر به طلاق شود احکامی بر آن بار است که به چنین طلاقی طلاق غیر مدخوله بهامی گویند. از جمله احکام شرعی و قانونی این است که مهریه نصف می‌شود وعده طلاق وجود نخواهد داشت.
حال به روایت جالبی در زمینه‌ی علت اینکه نصف مهریه را زوجه در این صورت مستحق است توجه کنیم:
علت استحقاق زوجه غیر مدخوله بها به نصف مهریه در صورت طلاق
مرحوم شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه جلد سوم صفحه‌ی 506 روایتی را ذکر فرموده که به نظر نگارنده خیلی جالب بوده و می‌بایست در دادگاه‌های خانواده به این روایت توجه کافی شود:
]و روی عمرو بن شمر، عن جابر عن ابی جعفر علیه السلام فی قول الله عزوجل: «و ان طلقتمو هن من قبل ان تمسوهن فما لکم علیهن من عده تعتدونها فمتعوهن و سرحوهن سراحا جمیلا» قال: متعوهن ای جملو هن به ما قدرتم علیه من معروف فانهن یرجعن بکابه و وحشه و هم عظیم و شماته من اعدائهن فان الله عزوجل کریم یستحی و یحب اهل الحیاء ان اکرمکم اشدکم اکراما لحلائلهم. [ (همان، 506)
معنی آن چنین است که از امام باقر (ع) راوی روایت می‌کند در مورد آیه‌ی شریفه‌ی «و ان طلقتموهن. . . . . » امام فرمود: متعوهن یعنی اینکه آن‌ها را به معروفی بیارایید زیرا چنین زنی با سرشکستگی و وحشت به خانواده‌اش برمی‌گردد و نوعی سرزنش از سوی دشمنان و بدخواهان می‌بیند به درستی که خداوند عزوجل کریم است، حیا دارد و اهل حیا را نیز دوست دارد، به درستی که گرامی‌ترین شما کسی است که همسرش را بیشتر گرامی بدارد.
از این استدلال امام (ع) به این نتیجه می‌رسیم که بسیاری از سوء استفاده‌هایی که مردان از قوانین فعلی طلاق در جامعه‌ی ما می‌کنند و به وسیله‌ی آن موجبات افسردگی زن، معطل ماندن و اذیت و آزار زن را فراهم می‌نمایند موجب غضب خداوند خواهد بود و مورد رضایت او نیست.
روایات در مورد طلاق زوجه غیر مدخوله فراوان است که از ذکر آن‌ها به لحاظ جلوگیری از اطاله‌ی کلام خودداری می‌شود.