دانلود پایان نامه

این نظر را مفسرین قرآن (خزائلی، (1361) ص105 ؛ برقعی،(بی تا) ص610 ؛ قربانی لاهیجی، (1381)ج 9و10 ص105 ؛ قرائتی، (1382)ج1، ص359 ) که وارد بحث اختیار طلاق شده‌اند، نیز ابراز کرده‌اند. فقهای اهل سنت هم با استناد به آیات قرآن و روایات گفته شده و نیز تشریح وضعیت روحی و روانی زن، وجود اختیار طلاق را در دست مرد می‌دانند و زن را بالاصاله دارای این حق ندانسته‌اند. ( زحیلی، (1997) ج7، ص360 ؛ ابوزهره، (1985)ص360 ؛ زیدان، (1415)ج 7، ص 450).
با این اوصاف به نظر می‌رسد در این خصوص اختلافی بین فقها موجود نمی‌باشد. در نتیجه می‌توان اعتقاد داشت که فقها در مورد واگذاری حق طلاق به مرد اتحاد نظر دارند و در این خصوص اجماع وجود دارد ؛ هرچند که این اجماع صریح نبوده و فقها با اعتقاد به این عقیده و بر همین اساس مباحث خود در خصوص طلاق را با شرایط طلاق دهنده شروع نموده‌اند. به عبارت دیگر، در صورتی که چنین وحدت نظری موجود نبود، اتحاد در نحوه‌ی طرح مطالب که بر اساس اعتقاد به این نظر به وجود آمده است، محقق نمی‌گردید.
ج: فلسفه عدم واگذاری اختیار طلاق به زوجه
آگاهی از فلسفه هر حکم، در پذیرش آسان‌تر از آن ﻣﺆثر است. در خصوص علت عدم واگذاری اختیار طلاق به زن، توجه به اوصاف روحی – روانی و جسمی زن و همچنین آثاری که از نظر مالی نسبت به طرفین ازدواج دارد، ضروری به نظر می‌رسد ؛ در این راستا ابتدا به بررسی جنبه های مختلف خصایص زن و مقایسه آن با مرد می‌پردازیم و سپس از آثار مالی اعطای طلاق به زوجین سخن خواهیم گفت.

2-4- خصایص روحی و جسمی زن
خداوند متعال که از القاب او علیم و حکیم است، در آفرینش زن و مرد وظایف هر کدام را در زندگی مشخص نموده و بر مبنای این وظایف، خصوصیاتی را برای آن‌ها در نظر گرفته و در نهادشان قرار داده است ؛ به گونه ای که اگر هر کدام از دو جنس در مرتبه‌ی خود قرار گیرد، به کمالی که خداوند برای او در نظر گرفته است، نائل می‌آید. مشخصات ظاهری و روحی و روانی مرد و زن به معنای تبعیض بین آنان نیست ؛ زیرا خداوند عادل است و تبعیض با عدالت ناسازگار.
اکنون لازم است برای آگاهی از ﻓﻠﺴﻔﺔ محرومیت زوجه از اختیار طلاق به صورتی که مرد دارای آن است، نظری به یافته های روانشناسان در این خصوص بیندازیم تا مشخص شود که آیا واقعاًً از نظر علمی چنین قانون‌گذاری قابل پذیرش است یا نه؟
برای پاسخ به این سؤال باید یادآور شد که در فرآیند تصمیم گیری، اموری مثل ادراک فهم، تفکر، افسردگی، استرس و اضطراب دخیل بوده و به نحوی در این کارکرد تأثیر گذار می‌باشند و مشخصاتی که در زن و مرد موجود است، تفاوت آن‌ها را در این فرآیند نشان می‌دهد :
الف – ادراک
«ادراک شامل اموری مثل شنوایی، بینایی و بویایی است. در همه‌ی این نوع از ادراکات، زنان از مردان قوی‌تر هستند ؛ به گونه ای که مثلاً در شنوایی، مردان تمامی محرکه های صوتی را نمی‌شنوند و فقط صداهای انتخاب شده توسط مغز را می‌شنود، در حالی که زنان شنونده‌ی همه‌ی محرکه های صوتی هستند. نتیجه‌ی این امر آن است که با توجه به این که ما در برابر هر محرک صوتی دارای پاسخی هستیم که طبعاً مقداری از انرژی ما را صرف خود می‌کنند، زنان که صداهای بیشتری را می‌شنوند، واکنش‌های بیشتری از خود نشان می‌دهند. در نتیجه زودتر خسته و عصبی می‌شوند. همچنین در ادراک بینایی، زنان جزئی نگر و مردان کلی نگر هستند. وجود این خصیصه در زنان و این که زنان جزئیاتی را می‌بینند که مردان اصلاً به آن‌ها توجهی ندارند، موجب شده است که خیلی از چیزها در نظر دقیق آن‌ها معیوب و ناقص باشد.
تفاوت‌های زن و مرد در این موارد و برتری زنان در این خصوص، علاوه بر این که زنان در همه‌ی این امور خلاف مردان، جزئی گرا هستند، آستانه‌ی تحمل زنان را نسبت به مردان کاهش داده، روحیه ای حساس‌تر را در آن‌ها ایجاد می‌نماید. » ( مجد، (بی تا)ص 55-51 ).
ب- تفکر
تفکر عبارت است از طبقه ای از دریافت انسان از امور اطراف خود. به عبارت بهتر تفکر عبارت است از فرآیندی که در آن، انسان حوادث و وقایع و اشیای پیرامون خود دریافت می‌کند و مورد ارزیابی تحلیل قرار می‌دهد. در این خصوص نیز بین زن و مرد تفاوت وجود دارد ؛ زیرا به لحاظ اینکه زن جزئی گراست، داده های مختلفی برای پردازش پیش رو دارد. در نتیجه وقت بیشتری برای فهم و تفکر صرف می‌کند. اما مردان به لحاظ کلی گرایی خود و این که برای پردازش، داده های کمتری نسبت به زنان دارند، از سرعت فهم و تفکر بیشتری برخوردار هستند. به همین علت است که زنان وقت بیشتری برای خرید صرف کرده و مردان به راحتی کالای مورد نیاز خود را انتخاب می‌کنند و این فرآیند در سایر تصمیم گیری‌های دو طرف نیز موجود است. (همان)
ج- افسردگی
افسردگی رایج‌ترین اختلال روانی است که دارای چهار مجموعه نشانه می‌باشد ؛ نشانه های هیجانی یا خلقی، نشانه های فکری و شناختی، نشانه های انگیزشی و بالأخره نشانه های جسمانی. غم و اندوه، بی‌علاقگی به آینده و کار، داشتن افکار منفی نسبت به خود، محیط، آینده و مشکل در تصمیم گیری از علائم افسردگی است. تحقیقات به عمل آمده مشخص می‌کند که زنان دو برابر بیش از مردان در خطر ابتلا به افسردگی هستند. ( زوزنهان، (بی تا) ج 2، ص 223) برای علت این امر، فرضیه‌هایی ذکر شده است :
1-فرضیه زیست شناختی : بر اساس این فرضیه، فعالیت آنزیم شیمیایی، استعداد ژنتیکی و دوره‌ی عادت ماهیانه و افسردگی پیش از قاعدگی بر آسیب پذیری زنان تأثیر دارد که سبب وجود اختلالاتی از قبیل نا استواری هیجانی، خشم، تنش، خستگی پذیری، مشکل تمرکز، تغییرات اشتها، تغییرات خواب می‌شود که همگی در عملکرد اجتماعی زن در جهت منفی مؤثر است.
2-فرضیه‌ی دیگر این است که زنان بیشتر از مردان حالت گرا هستند ؛ به همین علت برای نگران شدن درباره‌ی رویدادهای ناگوار زندگی و توضیح دادن آن‌ها آمادگی بهتری دارند ؛ در حالی که مردان بیشتر به عمل و کمتر به فکر گرایش دارند. (همان)
د- اضطراب
اضطراب حالتی است مشخص، با احساس بیم، همراه با نشانه های جسمی حاکی از وجود فعالیت مفرط دستگاه عصبی خودکار. اضطراب، پاسخ به تهدیدهای نامعلوم، مبهم یا توأم با تعارض است. مطالعات و پژوهش‌های روانشناسی نشان داده است که نسبت این اختلالات در زنان بیشتر از مردان است که به شیوه های ذیل بروزمی کند : ( سادوک، (بی تا) ص 179و 178 ).
1 – اختلالات اضطرابی با حملات خود انگیخته هراسی مثل ترس از فضای باز، تنها بودن، دور از خانه بودن.
2 – اختلالات اضطرابی با نگرانی مفرط در مورد شرایط، رویدادها و حوادث اتفاقی در زندگی.
3 – اختلالات اضطرابی فوبیک که عبارت است از ترسی ( واکنش پایداری ) که به شدت با واقعیت خطر بی تناسب است و آثار آن محدودیت فعالیت‌های فردی است.
فوییکها موجب ناراحتی دیگران می‌شوند و رفتار آن‌ها از نظر اجتماعی غیر قابل قبول انگاشته می‌شود. مطالعات نشان می‌دهد که زنان فوییک حدود دو برابر مردان فوییک هستند. (همان) آنچه تا کنون گفته شد، خلاصه‌ی بسیار مختصری از تفاوت‌های زن و مرد است. همان طور که ملاحظه می‌شود وجود خصوصیات خاصی که در نهاد زنان وجود دارد و از نظر روان پزشکی هم به اثبات رسیده است، تأثیر مهمی در تصمیم گیری‌های آنان دارد. شاید دلیل این که در شرع مقدس اسلام زنان از قضاوت منع شده‌اند نیز همین خصوصیات باشد و تصمیم گیری در خصوص رابطه‌ی زوجیت نیز یکی از همین موارد است که بر همین اساس زن نمی‌تواند چنان که شایسته و بایسته است، در خصوص آن تصمیم گیری نماید ؛ زیرا همان طور که گفته شد خصوصیات روحی و روانی و حتی جسمی وی، به طور ناخودآگاه در تصمیم گیری مؤثر است.
2-5- جلوگیری از تضییع حقوق زوج
با وقوع نکاح، زوج ملزم است مالی را که به آن مهریه گفته می‌شود، به زوجه پرداخت کند که مطابق ماده‌ی 1082 قانون مدنی به محض انعقاد عقد نکاح زن مالک آن می‌گردد. به عبارت دیگر زوج برای ازدواج با زوجه ملزم به این تعهد گردیده که البته مقدار آن با توافق مشخص می‌گردد. علاوه بر این تعهد، زوج متحمل هزینه های دیگری مثل هزینه های ازدواج، تهیه منزل و وسایل خانه می‌گردد که اگر عقد مزبور نبود، این هزینه‌ها نیز بر وی تحمیل نمی‌گردید. در واقع زوج با این قصد هزینه را پرداخت می‌کند که تشکیل خانواده داده، از حقوق حاصله استفاده نماید. اگر بنابراین باشد که با وجود هزینه ای که زوج متحمل گردیده است، پس از انعقاد عقد، زوجه بتواند هر گاه بخواهد – بدون توجه به آن تعهدات مالی – از شوهر خود طلاق بگیرد، علاوه بر این که برای زن هیچ ضرر مالی موجود نیست، سود ماد‌ی هم از این امر تحصیل می‌نماید و این امر مانع تصمیم گیری وی برای جدایی نیست و موجب اضرار به زوج خواهد شد که این ضرر قابل چشم پوشی نیست. آنچه لازم است مورد توجه قرار گیرد این است که قوانین شرع مقدس اسلام باید با هم و به عنوان یک مجموعه مورد توجه واقع گردد تا شبهه‌ی تبعیض و بی عدالتی بین زن و مرد در آن‌ها پدید نیاید. در این خصوص نیز باید توجه شود که زوجه در انعقاد عقد ازدواج و تشکیل زندگی، شرعاً متحمل هیچ هزینه ای نمی‌گردد ؛ یعنی نه مالی بابت مهریه می‌دهد، نه هزینه های معمول ازدواج را پرداخت می‌نماید و نه ملزم به تهیه‌ی وسایل منزل است. در نتیجه نه تنها از بر هم برخوردن زناشویی هیچ خسارت مالی متحمل نمی‌گردد، بلکه چون مهریه خود را دریافت نموده، ذینفع هم می‌باشد. از این رو بر خلاف مرد که متحمل هزینه های موصوف شده و پس از طلاق باید برای ازدواج جدید هم این هزینه‌ها را پرداخت کند، زن این دغدغه‌ها را ندارد. به همین دلیل تصمیم گیری در این خصوص برای زن فاقد بار مالی بوده و آسان‌تر است. در نتیجه اگر به زن این اختیار داده شود که هرگاه بخواهد (مثل مرد ) از همسرش طلاق بگیرد، معلوم نیست که چه کسی باید خسارت مالی مرد را جبران کند و تکلیف مردی که با وجود هزینه های متعدد به منظور داشتن زن و زندگی، اکنون فاقد این حقوق است، چه می‌شود. پس برای جلوگیری از این اضرار و با در نظر گرفتن سایر قواعد و مقرراتی که در خصوص نکاح در شرع مقدس اسلام موجود است، نمی‌توان به زن اجازه داد بدون دلیل و به طور نامحدود هر گاه بخواهد از همسر خود طلاق بگیرد. حال با توجه به مباحث گذشته، این پرسش قابل طرح است که اگر زوجه از تضییع حقوق مالی مرد جلوگیری کند، امکان طلاق برای او وجود دارد یا نه ؟ یا درجاهایی که زوجه نیز هزینه می‌کند ، آیا می‌توان در این‌گونه موارد تصمیم گیری را به دادگاه سپرد؟ به این معنا که دادگاه در مواردی که زوجه با بذل مهریه خود و جبران خسارات مالی مرد، به علت این که از او کراهت دارد و قادر به ادامه زندگی با وی نیست – با وجود عدم رضایت مرد – زن را طلاق دهد؟ در این خصوص بین فقها اختلاف است. پاسخ اکثریت فقها به این سؤال منفی است. اما برخی از فقهای متقدم و معاصر این اجازه را داده و به جلوگیری از ظلم به زن و ممانعت از معاصی ناشی از عدم اجازه‌ی طلاق به زن، طلاق زن را واجب دانسته‌اند.