دانلود پایان نامه

1-19-8- طلاق حامل
اگر مردی زن حامله‌ی خود را طلاق دهد عده‌ی آن چقدر است؟ آیا زن مثل بقیه‌ی زن‌ها با نگه داشتن سه طهر می‌تواند ازدواج کند؟ که در زن حامله معمولاً قاعدگی وجود ندارد که بفهمیم چه موقع عادت می‌شود چه موقع پاک؟ پس تکلیف چیست؟
بعضی فقها عده‌ی حامله را وضع حمل یا گذشتن سه ماه از زمان طلاق می‌دانند هرکدام که زودتر حادث شود، لیکن نباید ازدواج کند تا اینکه وضع حمل نماید.
که در این باب نیز روایات زیادی وارد شده از جهت جلوگیری از تطویل کلام از ذکر آن‌ها خودداری می‌شود.

1-19-9- طلاق زنی که به سن حیض نرسیده و طلاق یائسه
در مورد زنی که به سن عادت ماهیانه نرسیده نیز روایاتی داریم که عده‌ی او را 3 ماه دانسته‌اند ولی عده‌ی زن یائسه را منتفی دانسته‌اند.
بعضی روایات در مورد زنی که عادت ماهیانه ندارد همچنین زن مستحاضه ای که پاک نمی‌شود (هیچ‌وقت پاک نمی‌شود) و زنی که یائسه شده است، عده‌ی طلاق را سه ماه بیان کرده‌اند ولی عده‌ی زنی را که عادت ماهیانه‌ی درست و ثابتی دارد سه عادت بیان کرده‌اند.
«و روی الحسن بن محبوب، عن ابان بن عثمان، عن الحلبی عن ابی عبدالله علیه السلام قال: عدة المراة التی لاتحیض و المستحاضة التی لاتطهرو الجاریة التی قد یئست، ثلاثة اشهر، وعدة التی یستقیم حیض‌ها ثلاث حیض» (همان 513).
1-19-10- طلاق اخرس
اخرس یعنی گنگ. کسی که گنگ است اگر بخواهد زنش را طلاق دهد چگونه باید طلاق بدهد؟ آیا باید ولی‌اش به جای او طلاق بدهد؟ در بعضی روایات آمده است که چنین شخصی با کتابت منظورش را می‌رساند و اگر نتواند بنویسد با چیزی که کراهتش را نسبت به زنش برساند.
«سال احمد بن محمد بن ابی نصر البزنطی ابا الحسن الرضا علیه السلام عن رجل تکون عنده المراة یصمت و لا یتکلم قال: اخرس هو؟ قلت: نعم فنعلم منه بغضا لامراته وکراهة لها ایجوزان یطلق عنه ولیه؟ قال: لا ولیکن یکتب و یشهد علی ذلک، قلت، اصلحک الله فانه لا یکتب و لا یسمع کیف یطلقها؟ قال: بالذی یعرف به من افعاله مثل ما ذکرت من کراهته و بغضه لها» (همان515)
بعضی نیز نظرشان بر این است که اگر مرد گنگ مقنعه یا چادر یا پارچه ای روی سر زنش بکشد معنایش طلاق اوست و اگر آن را بردارد معنایش رجوع است که این در جایی صدق می‌کند که از اوضاع و احوال چنین برآید و الا همه جا صادق نیست، چه بسا قصد پوشش او از نامحرم را داشته باشد.

فصل دوم
مبانی اختیار طلاق
2- مبانی اختیار طلاق
2-1- دلایل واگذاری اختیار طلاق به مرد و عدم واگذاری آن به زوجه
آیات
قرآن کریم در چهار سوره بقره، نساء، احزاب و طلاق در خصوص طلاق و احکام آن سخن گفته است. از میان این سوره‌ها آیاتی که در سوره نساء آمده است، مورد استناد ما نیست ؛
( چون درآیات این سوره مرد مورد خطاب قرار نگرفته است، لذا برای اثبات ادعای مطروحه قابل استناد نیست) از این رو به منظور جلوگیری از طولانی شدن بحث از بیان آیات مربوط به طلاق مذکور در سوره نساء خودداری کرده و در خصوص سایر سور نیز فقط به آیاتی استناد می‌شود که مرد را به عنوان مجری طلاق مورد خطاب قرار می‌دهد :
الف – سوره بقره
آﻳﮥ 227 : « ﻭ إن ﻋﺰﻣﻮا الطلاﻕ ﻓﺈن الله ﺳﻤﻴﻊ علیم »
آﻳﮥ 230 : « ﻓﺈن ﻃﻠﻘﻬﺎ ﻓلا ﺗﺤﻞ ﻟﻪ ﻣﻦ ﺑﻌﺪ حتی ﺗﻨﻜﺢ زوجاً ﻏﻴﺮﻩُ. . . »
آیه 231 : « ﻭ إذا ﻃﻠﻘﺘﻢ النساء ﻓﺒﻠﻐﻦ أﺟﻠﻬﻦ فأ ﻣﺴﻜﻮﻫﻦ بمعروف أو ﺳﺮ ِّحو ﻫﻦ بمعروف ﻭ لا ﺗﻤﺴﻜﻮ ﻫﻦ ضراراً ﻟﺘﻌﺘﺪوا. . . . »
آﻳﮥ 232 : « ﻭ إذا ﻃﻠﻘﺘﻢ النساء ﻓﺒﻠﻐﻦ أﺟﻠﻬﻦ ﻓلا ﺗﻌﻀﻠﻮﻫﻦ أن ﯾﻨﻜﺤﻦ أزواﺟﻬﻦ. . . »