دانلود پایان نامه

2-6-3- حوزه سوم: محدودیت های مختل
این حوزه، نمایانگر نقص در مسئولیت و محدودیتهای فردی برای خود از قبیل، مسئولیت پذیری نسبت به دیگران یا دیگرجهتمندی نسبت به اهداف بلند مدت زندگی میباشد (کاستیل و همکاران، 2007).
1. استحقاق / بزرگمنشی
بیمارانی که طرحواره استحقاق / بزرگمنشی دارند، خودشان را یک سر و گردن بالاتر از دیگران میدانند و در نتیجه حقوق و امتیازات خاصی برای خودشان قائلند. بیمارانی که این طرحواره را دارند، خود را نسبت به رعایت احترام متقابل که پایه و اساس تعاملات اجتماعی سالم است، موظف نمیدانند. آنها اغلب اصرارمیکنند که میتوانند هر کاری را که دلشان بخواهد، بدون توجه به هزینهای که این کار برای دیگران دارد، انجام دهند. آنها دوست دارند به قدرت برسند تا بتوانند برتری خود را به رخ دیگران بکشند (مثل موفق شدن، مشهورشدن و پولدارشدن). این بیماران اغلب بیش از حد پرتوقع یا سلطهگرند و در روابط اجتماعی با مشکلات دیگران همدردی نمیکنند (یانگ و همکاران، 2003؛ ترجمه حمیدپور و اندوز، 1391). افراد خودشیفته دارای خودبزرگبینی و حس استحقاق بوده و سبک بین فردی این گروه با نگرش استثمارگرانه و همدلی پایین مشخص میشود. از آنجایی که افراد خودشیفته عمیقاً به حفظ دیدگاههای خودبزرگبینانهشان از خود اهمیت میدهند، نسبت به افرادی که به آنها توهین کرده یا از آنها انتقاد نمایند، باپرخاش، تعارض و خصومت واکنش نشان میدهند (مولر و همکاران، 2009).
2. خویشتنداری / خودانضباطی ناکافی
خودمهارگری عبارتست از یک رفتار معطوف به هدف که به فرد کمک میکند با موقعیتهای متنوعی که تعادل ذهنیاش را بر هم میزنند- نظیر احساسات منفی، افکار مزاحم و درد- و یا نیازمند ایجاد تغییر در عادات و به کارگیری راهبردهای انطباقی جدیدند، کنار بیاید. در حقیقت، این سازه به تلاش فرد جهت تغییر پاسخ به محیط بیرونی، به جای تلاش برای تغییر واقعیت بیرونی اشاره دارد. افرادی که فاقد این مهارت هستند، انطباق با موقعیتهای تنیدگیزایی که جزئی از زندگی روزمرهاند را دشوار مییابند (هاماما و همکاران، 2012). به عبارت دیگر، خودمهارگری عبارتست از ظرفیت فرد در تنظیم رفتارها، افکار، هیجانها، بازداری و سرکوب تکانههای ناپسند (لیارد و همکاران، 2012).
2-6-4- حوزه چهارم: دیگر جهت مندی
این حوزه، نمایانگر تمرکز بیش از حد فرد بر تمایلات و احساسات دیگران در مقابل نادیده گرفتن نیازهای خود به منظور دریافت عشق و پذیرش، تداوم ارتباط با دیگران با اجتناب از انتقام و تلافیجویی صورت میگیرد (کاستیل و همکاران، 2007).
1. اطاعت
در این طرحواره افراد خود را در کنترل اغراقآمیز از جانب دیگران احساس میکنند که به دو شکل ظاهر میشود: الف) فدا کردن نیازها، ب) فدا کردن هیجانها. این افراد برای اجتناب از تنهایی، بیش از حد، عواطف بهخصوص خشم را سرکوب میکنند. آنها براین باورند که آرزوها، نقطه نظرات و احساسهایشان بیارزش هستند یا برای دیگران مهم نیستند. این افراد به طور مکرر شاکیاند و نسبت به عدم ارضای نیازها و هیجانهای خود بسیار حساساند. به عقیده یونگ افرادی که طرحواره اطاعت دارند از موقعیتهایی که مستلزم تعارض با دیگران است؛ اجتناب میکنند (یانگ و همکاران، 2003).
2. ایثار
بیمارانی که طرحواره ایثار دارند، نیازهای دیگران را با میل خود و حتی به قیمت از دست دادن رضایتمندی شخصی ارضاء میکنند. آنها این کار را برای کاهش رنج و گرفتاری دیگران، دوری از گناه، دستیابی به عزتنفس و تداوم رابطه هیجانی با افراد نیازمند انجام میدهند. بیمارانی که این طرحواره را دارند، اغلب نسبت به رنج دیگران حساسیت زیادی نشان میدهند. آنها مدام با این احساس دست و پنجه نرم میکنند که نیازهایشان بهطور کافی ارضاء نمیشود و این امر گاهی منجر به احساس دلخوری آنها میشود. این طرحواره با مفهوم دوازده مرحلهای وابستگی بیمارگونه همپوشی دارد (یانگ و همکاران، 2003؛ ترجمه حمیدپور و اندوز، 1389).
3. پذیرشجویی / جلبتوجه
تأکید افراطی در کسب تأیید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکلگیری معنایی مطمئمن و واقعی از خود میشود. احساس ارزشمندی فرد، بیشتر به واکنشهای دیگران وابسته است تا به تمایلات طبیعی خودش. گاهی اوقات این طرحواره با تأکید افراطی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی، پول یا پیشرفت مشخص میشود و وسیلهای است برای دستیابی فرد به تأیید، تحسین و توجه دیگران (هدف اولیه از دستیابی به تأیید، تحسین، توجه دیگران، کسب قدرت یا توانایی کنترل دیگران نیست). این طرحواره، اغلب منجر به اتخاذ تصمیماتی غیرقابل اطمینان و ناخوشایند در مورد وقایع مهم زندگی میشود یا اینکه منجر به حساسیت بیش از حد نسبت به طرد میگردد (یانگ و همکاران، 2003؛ ترجمه حمیدپور و اندوز، 1391).
2-6-5- حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری
افرادی که طرحوارههای مربوط به به این حیطه را دارند بیش از حد و به شیوه ای کاملاً افراطی بر واپسزنی احساسات درونی و تکانههای خود انگیخته تأکید دارند و انتظارات و قوانین درونی شده آنها در خصوص عملکرد و رفتار اخلاقی چنان سختگیرانه است که مانع برقراری روابط صمیمانه، خوشحالی و آرامش فرد میشود (کاستیل و همکاران، 2007).
1. منفیگرایی / بدبینی
در این طرحواره، تمرکز مستمر و نافذی برجنبههای منفی زندگی، از جمله مرگ، فقدان، گناه، تعارض، خیانت و غیره وجود دارد و در عینحال، جنبههای مثبت زندگی کوچک یا نادیده گرفته میشود. درواقع یک ترس غیرطبیعی از خطاکردن میباشد که ممکن است به مشکلاتی مثل مشکلات مالی و فقدان منجر شود. چون این افراد نتایج منفی را به طور اغراقآمیزی ادراک میکنند لذا به طور مکرر دچار نگرانی مزمن، گوشبهزنگی و بلاتصمیمی هستند (بارلو، 2002).
2. بازداری هیجانی