دانلود پایان نامه
درواقع طرحوارههاي ناسازگار اوليه در طول زندگي ثابت و پابرجا هستند و اساس ساختهاي شناختي فرد را تشكيل میدهند. اين طرحوارهها به شخص كمك ميكنند تا تجارب خود را راجع به جهان پيرامون سازمان دهند و اطلاعات دريافتي را پردازش كنند (مالتبي و دي، 2004؛ تيم، 2010). ازآنجا كه طرحوارهها همانند چهارچوبي براي پردازش اطلاعات بهكار ميروند و تعيينكننده واكنشهاي عاطفي افراد نسبت به موقعيتهاي زندگي و روابط بين فردي میباشند، گفته شده كه با رضايت از زندگي رابطه دارند (پاپاليا و همکاران، 2003). به عنوان مثال، كساني كه از زندگي خود رضايت دارند، اطلاعات مربوط به زندگيشان را به شكلي طبقهبندي ميكنند كه منتهي به نتايج لذت بخشي شود. اما كساني كه از زندگي خود ناراضي هستند به جنبههاي منفي زندگي گرايش بيشتري دارند (يانگ و همکاران، 2003). پژوهشگران بر اين عقيدهاند كه طرحوارههاي ناسازگار اوليه همچون يك صافي براي اثبات يا تأييد تجارب كودكي عمل ميكنند و به نشانههاي باليني نظير اضطراب، افسردگي و اختلالات شخصيت، تنهايي به دليل روابط بين فردي مخرب و سوءمصرف الكل و مواد مخدر، پراشتهايي يا زخم معده منجر ميشوند (گرين هاوس و همکاران، 2003؛ سليگمن و همکاران، 2007). كساني كه از طرحوارههاي ناسازگار به طور افراطي استفاده ميكنند، بيشتر تحت تأثير حوادث منفي زندگي قرار ميگيرند (مك كالوگ و همکاران، 2001). یانگ و کلوسکو، (1997) اعلام کردند باورها و طرحوارههای مربوط به روابط میان فردی در بزرگسالی و در همسرگزینی و روابط زناشویی نمود یافته و بر آن تأثیر زیانبار میگذارند (یوسفی و همکاران، 1389).
در جمع بندي مباني نظري و پژوهشي ميتوان گفت اكثر پژوهشگران عرصة رضايت از زندگي در اين موضوع كه رضايت از زندگي، در انسان تأثير قابل ملاحظهاي بر تمام جنبههاي شخصيتي، چگونگي فعاليت و همچنين واكنشهاي آنها به تمام حوادث زندگي دارد، اتفاق نظر دارند. در عين حال اين موضوع نيز امر پذيرفته شدهاي است كه طرحوارهها با حوادث منفي و فشارهاي رواني زندگي تعامل دارند. هنگامي كه طرحوارههاي ناسازگار اوليه فعال ميشوند سطوحي از هيجان منتشر شده و مستقيم يا غيرمستقيم منجر به اشكال مختلفي از آشفتگيهاي شناختي نظير افسردگي، اضطراب، ناتوانايي شغلي، نداشتن پيشرفت تحصيلي، سوءمصرف مواد و تعارضات بين فردي ميشوند (لطفي، 1385). از طرفي با افزايش طرحوارههاي شناختي ناسازگار شيوع برخي از اختلالات افزايش مييابد و حضور چنين اختلالاتي به افت عملكرد افراد در مشاغل و تحصيل منجر ميشود (سليگمن و همكاران، 2007).
از چنين منظري ميتوان گفت پيشرفت و موفقيت دانشجويان در دورههاي تحصيلي تا حد زيادي به طرحوارههاي شناختي، مکانیسمهای دفاعی مورد استفاده و رضايت آنها از زندگي بستگي دارد. اين موضوع در افزايش توجه پژوهشگران به بهداشت روانی و درمان بيماريهاي رواني نقش مهمي ايفا مينمايد. هدف اصلي پژوهش حاضر با استناد به شواهد ارائه شده در بیان مسئله، بررسي رابطة بين طرحوارههاي ناسازگار اوليه و مكانيسمهاي دفاعي با رضایت از زندگی در ميان دانشجویان در نظر گرفته شد تا بدين ترتيب دانش مربوط به اين حوزه در ايران بسط و گسترش يابد.
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
یانگ طرحوارههای ناسازگار اولیه را زیربنای بروز مشکلات و اختلالات روانشناختی و رفتارهای ناسازگارانه در انسان بر میشمرد و معتقد است که این طرحوارهها ناکارآمد و خود تداومبخش هستند. در طول زندگی با تحریف واقعیت فرد را وادار میکنند تا بر مبنای الگوی ناسازگارانه آنها عمل کنند. همچنین یانگ بیان میکند که این زیرساختهای عمیق در اختلالات مزمن روانشناختی بسیار قوی عمل میکنند و در نتیجه مانع از اثربخشی درمانهای کوتاه مدت شناختی-رفتاری کلاسیک در این نوع از بیماران میشوند. لذا جهت درمان این مشکلات نیاز به رویکردی است که به تغییر و اصلاح این طرحوارههای سخت بپردازد. از دیدگاه یانگ “طرحوارهها، باورهای عمیق و مستحکم فرد در مورد خودمان و جهان هستند و به ما میگویند چگونهایم و جهان چگونه است” (یانگ و همکاران، 2003). نتایج نشان دادند که رابطه معناداری بین شدت اختلال شخصیت و طرحوارههای ناسازگار اولیه وجود دارد (لطفی و همکاران، 1386؛ نوردال و همکاران، 2005).
همچنین طرحوارههای ناسازگار اولیه گوناگون، آسیبپذیری خاصی را برای انواع آشفتگیهای روانشناختی و آسیبشناختی شخصیتی ایجاد میکنند (لطفی و همکاران، 1386). راهبردهای گوناگونی برای دور نگهداشتن افکار، غرایز و احساسهای غیرقابلقبول از آگاهی هشیار وجود دارد که به آنها مکانیسمهای دفاعی گفته میشود، این واکنشهای ناخودآگاه”من” در پیوستاری قرار دارند که از یک سو شامل مکانیسمهایی میشود که در بالاترین سطح سازگاری قرار دارند( اتمر و اتمر، 1994؛ ترجمه آرزومندی و بهشتی، 1387). مکانیسمهای دفاعی در حقیقت تحریفکننده واقعیت هستند و میزان تحریف واقعیت در دفاعهای ناپخته و نوروتیک بیشتر از دفاعهای پخته است. هر چه میزان تحریف شناختی یک دفاع بیشتر باشد، به دنبال آن از میزان آگاهی هشیارانه کاسته شده و در نتیجه تلاش کمتری جهت مقابله با تحریف شناختی میشود (برد، 2004). نیکل و ایگل (2006)؛ هه و همکاران، (2008) و راکتیک و همکاران (2009)، در مورد مکانیسمهای دفاعی افراد معتاد به این نتیجه دست یافتند که افراد معتاد از سبکهای دفاعی رشدنایافته و روانرنجوری استفاده می کنند.
در یک مطالعه طولی که توسط وایلنت صورت گرفت، استفاده از دفاعهای سازگارانه با سلامت روانی، ثبات زناشویی، موفقیت کاری و رضایت از زندگی مرتبط بود (وایلنت، 1992). رايت و كروپانزانو (2000) عوامل متعددي را در افزايش رضايت افراد از زندگي مطرح كردهاند. اين عوامل را ميتوان در دو دسته عوامل زيستي (نظير آمادگي ژنتيكي و سلامت جسماني) و عوامل اجتماعي- رواني (نظير روابط اجتماعي مطلوب و نيازهاي رواني) طبقهبندي نمود. یانگ آن دسته از طرحواره ها را که منجر به شکل گیری مشکلات روانشناختی میشوند، طرحوارههای ناسازگار اولیه مینامد و معتقد است طرحوارهها، به الگوی خودتداومبخش از خاطرات، هیجانات، شناختها، حواس و ادراکات اطلاق میشود که رفتارها را هدایت میکنند. آنها موضوعات ثابت و دراز مدتی هستند که در دوران کودکی به وجود میآیند و به زندگی بزرگسالی راه مییابند و تا حد زیادی ناکارآمد هستند (یانگ، 1999؛ یانگ و همکاران، 2003). همچنین طرحوارههای ناسازگار اولیه گوناگون، آسیبپذیری خاصی را برای انواع آشفتگیهای روانشناختی و آسیبشناختی شخصیتی ایجاد میکنند (لطفی و همکاران، 1386).
نقش مهم طرحوارهها در شکلگیری و تداوم اختلالات روانی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است و به نقش این باورهای منفی عمیق، در اختلالات روانی چون وسواس فکری-عملی (هالند و همکاران، 2011؛ نویی و همکاران، 2010)، اختلال شخصیت خودشیفته (زیگلر-هیل و همکاران، 2011)، اختلال دو قطبی (هاوکه و همکاران، 2011؛ نیلسون، 2012)، افسردگی (وانگ و همکاران، 2010؛ ساکلی و همکاران، 2011؛ رنر و همکاران، 2012)، اختلالات خوردن (مولودی و همکاران، 2010؛ شایقیان و همکاران، 2011)، اختلالات جنسی (حقیقت منش و همکاران، 2010؛ کواینتا گامس، 2012)، سوءمصرف مواد (شوری و همکاران، 2012)، اضطراب و اضطراب فراگیر (حمیدپور و همکاران، 2011؛ کازینو، 2004) و اختلالات درد (ساریاهو و همکاران، 2011؛لینتون، 2010) اشاره شده است. به طور کلی نیز طرحوارهها توانایی پیشبینی نشانههای سلامت عمومی را دارند (شهامت، 2010). پیشینه پژوهشی اشاره داشته که استفاده از سازوکارهای دفاعی رشدنایافته با خودمحوری، روانپریشی و اضطراب ارتباط دارد (رومنز و همکاران، 1999؛ هیبارد و همکاران، 2000؛ دیویدسون و همکاران، 2004؛ کرامر و تریسی، 2005؛ پارخ و همکاران،2010). نیکل و ایگل (2006)؛ هه و همکاران، (2008) و راکتیک و همکاران (2009)، در مورد مکانیسمهای دفاعی افراد معتاد به این نتیجه دست یافتند که افراد معتاد از سبکهای دفاعی رشدنایافته و روانرنجوری استفاده می کنند.
تجربه شادمانی و رضایت از زندگی هدف برتر در زندگی افراد بشر به شمار میرود؛ لذا افراد در تمام طول زندگی خود در تلاش برای دستیابی به آن هستند (هبنر، 2000). رضایت از زندگی، یکی از قدیمیترین و پایدارترین مسایل مورد بررسی در مطالعات دوران بزرگسالی است که عموماً به عنوان بررسی کلی از شرایط موجود، از مقایسه خواستههای فرد تا دسترسی واقعی به آنها بیان میگردد (بچولد، 2004). دینر معتقد است رضایت فرد از زندگی، از نگرش و ارزیابی عمومی وی نسبت به کلیت زندگی خود و یا برخی از جنبههای زندگی همچون زندگی خانوادگی، شغلی، اوقات فراغت، درآمد و… منشا میگیرد (دینر و پیوت، 2003). در واقع رضایت از زندگی بازتاب فاصله میان ایدهآلهای شخص و وضعیت فعلی او میباشد و هر چه شکاف میان ایدهآلهای شخص و فرد بیشتر گردد بالطبع رضایتمندی وی کاهش خواهد یافت (زکی، 1386).
لیوبومیرسکی معتقد است افرادی که رضایت از زندگی بالاتری دارند از شیوههای مقابله موثرتر و مناسبتری استفاده میکنند، عواطف و احساسات مثبت عمیقتری را تجربه میکنند و از سلامت عمومی بالاتری نیز برخوردارند (لیوبومیرسکی و همکاران، 2005). بر اساس مطالعات مختلف به عمل آمده در زمینه رضایت از زندگی، عوامل مختلفی بر میزان رضایت از زندگی نقش دارند که از آن جمله میتوان به وضعیت تاهل (راکزک، اسپیرو، 2005)، جنس (سوزا و لیوبومیرسکی، 2001)، سن (بورگ و همکاران، 2006)، درآمد (ویگینز و بومن، 2000)، سطح تحصیلات (بالستروس و همکاران، 2001؛ سابیسی و هاگرن، 2005)، وضعیت سلامتی (اینال و همکاران، 2007)، رضایت از شغل (دولان و گاسلین، 2004)، وضعیت خانوادگی (هرولد، 2007)، رضایت از اوقات فراغت (آستروم و پرکینز، 2003) و… اشاره نمود. ممکن است چیزی برای شخصی رضایت را پدید آورد ولی همان چیز برای شخص دیگر رضایت را پدید نیاورد و حتی در بعضی موارد آن چیز باعث نارضایتی فرد شود. بنابراین احساس رضایت، احساسی ذهنی است که گاه امکان دارد حتی برای افرادی که در اجتماعات، صاحبان منزلتهای بالا و موفقیت هستند هم ضرورتاً به وجود نیاید. تحقیقات نشان داده تصور و ذهنیت افراد (نه واقعیتهای زندگی آنان) است که بیشترین تأثیر را در زندگیشان دارد (محمدخانی به نقل از قنبری و کدخدازاده، 1388). امروزه بررسی وضعیت روانشناختی دانشجویان در همه فرهنگها و کشورها از اهمیت خاصی برخوردار است. با توجه به نقش طرحوارهها و مکانیسمهای دفاعی در بهداشت روانی و در نتیجه رضایت از زندگی دانشجویان، این متغیرها بیش از متغیرهای دیگر مورد توجه بوده است.
بنابراین برای اینکه بتوانیم جامعهای مملو از رضایت، همراه با سلامت روان داشته باشیم، توجه و شناخت طرحوارههاي ناسازگار اوليه، مكانيسمهاي دفاعي و رضایت از زندگی در دانشجویان امری مهم و قابل توجه میباشد. با توجه به مطالب ذکر شده، اهمیت بررسی این پژوهش در جامعه ما بیش از پیش مشخص میگردد. با وجود پژوهشهای فراوان، مطالعهای که بتواند رابطه طرحوارههاي ناسازگار اوليه و مكانيسمهاي دفاعي با رضایت از زندگی را در یک مطالعه نشان دهد، وجود ندارد. به این دلیل پژوهش حاضر با استناد به شواهد ارائه شده در بیان مسئله به بررسي رابطة بين طرحوارههاي ناسازگار اوليه و مكانيسمهاي دفاعي با رضایت از زندگی در ميان دانشجویان میپردازد تا بدين ترتيب دانش مربوط به اين حوزه در ايران بسط و گسترش يابد.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
بررسی رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و مکانیسمهای دفاعی با رضایت از زندگی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت.
1-4-2- اهداف فرعی
بررسی رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و رضایت از زندگی در دانشجویان.
بررسی رابطه بین مكانيسمهای دفاعي و رضایت از زندگی در دانشجویان.
بررسی میزان پیش بینی رضایت از زندگی توسط طرحوارههای ناسازگار اولیه در دانشجویان.
بررسی میزان پیش بینی رضایت از زندگی توسط مكانيسمهای دفاعي در دانشجویان.