دانلود پایان نامه

2-5- ریشههای تحولی طرحوارهها
یانگ (۲۰۰۳)، بر این باور است که ریشه تحولی طرحوارههای ناسازگار اولیه در تجارب ناگوار دوران کودکی نهفته است، علاوه بر این خلق و خوی هیجانی کودک نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. طرحوارهها به دلیل ارضا نشدن نیازهای هیجانی اساسی دوران کودکی به وجود آمدهاند، وی معتقد است که انسانها پنج نیاز هیجانی اساسی دارند:
1- دلبستگی ایمن به دیگران (شامل نیاز به امنیت، ثبات، محبت و پذیرش)
2- خودگردانی، کفایت و هویت
3- آزادی در بیان نیازها و هیجانهای سالم
4- خودانگیختگی و تفریح
5- محدودیتهای واقعبینانه و خویشتنداری.
همه انسانها، این نیازها رادارند، اگرچه شدت این نیازها در بعضی افراد بیشتر است. فردی که از سلامت روان برخوردار است، میتواند این نیازهای اساسی را به طور سازگارانهای ارضا کند. (یانگ، 2003، ترجمه حمیدپور و اندوز، 1391). پژوهشهای بسیاری حاکی از آنند که روشهای نامناسب فرزندپروری با وجود طرحوارههای ناسازگار اولیه در افراد رابطه دارند. بهطور ویژه، سطوح پایین مراقبت والدین با طرحوارههای ناسازگار رهاشدگی، محرومیت هیجانی،بیاعتمادی و سوءاستفاده و انزوای اجتماعی ارتباط دارد. به اعتقاد یانگ محیط نامناسب خانه باعث تسریع تشکیل این طرحوارههای ناسازگار میشود و آنها نیز به نوبه خود فرد را در برابر ابتلا به انواع اختلالهای روانشناختی آسیبپذیر میسازند (موریس، 2006). همچنین شهامت و همکاران، (1389) در مطالعه خود دریافتند سبک فرزندپروری مقتدرانه پیشبین معناداری برای سطوح پایینتر طرحوارههای ناسازگار طرد / بیثباتی و سبک فرزندپروری سهلگیر پیشبینیکننده سطوح بالاتر طرحواره استحقاق / بزرگمنشی است (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه حمیدپور و اندوز، 1391).
2-6- حوزههای طرحوارههای ناسازگار اولیه
یانگ طرحوارهها را در 5 حوزه طبقهبندی و آنها را به عنوان حوزههای طرحواره معرفی میکند (یانگ و همکاران، 2003؛ بارلو، 2002). این حوزهها عبارتند از:
2-6-1- حوزه اول: بریدگی و طرد
کودکان هنگامی مستعد ایجاد طرحواره بریدگی و طرد میشوند که از سوی والدین عشق، محبت، احترام و پذیرش را به حد کافی دریافت نکنند. طرد هنگامی ایجاد میشود که کودک از سوی والدین با انتقاد مواجه شود یا احساس کند ناخواسته است. دیدگاههای اجتماعی – فرهنگی در مورد اختلالات شخصیت مانند ضداجتماعی بر عوامل موجود در خانواده، محیط اولیه و تجربیات اجتماعی شدن تأکید میکنند که میتوانند افراد را به سمت پرورش سبک زندگی سایکوپات سوق دهند (سان کیست، 2003). بیمارانی که در این حوزه قرار میگیرند، قادر نیستند دلبستگیهای ارضاکننده و ایمنی را با دیگران شکل دهند. به طورکلی در این افراد نیازهای بنیادین امنیت، آرامشخاطر، پذیرش، حمایت، ثبات، همدلی و راهنمایی به سبک قابل پیشبینی برآورده نشدهاست. این حوزه مربوط به ارضا نشدن نیاز به امنیت و برقراری ارتباط رضایت بخش با دیگران است (کاستیل و همکاران، 2007).
داونی و فلدمن، (1996) شواهد محکمی یافتند که نشان میداد افرادی که حساسیت بالایی را نسبت به طرد نشان میدهند، بیشتر از سایرین رفتارهای مبهم را سوءتعبیر کرده و نارضایتی بیشتری را از روابط عاشقانه خود نشان میدهند. احساس خودکارآمدی بینفردی پایین این افراد، در مشکلات ارتباطی و سازشیافتگی روانشناختی آتی آنها دخیل است و هر چه حساسیت نسبت به طرد افزایش مییابد، اعتماد به نفس و توانمندی فرد در تعاملات اجتماعی کاهش پیدا میکند (باتلر و همکاران، 2007). خشم یکی از هیجانهای رایج بشر است که غالباً در موقعیتهای اجتماعی روی میدهد (برین و کاشدان، 2011). پژوهش پیرسون و همکاران، (2011) نشان داده حساسیت نسبت به طرد باعث افزایش نشخوار فکری در افراد افسرده میگردد. از میان این پیامدها، پرخاشگری و خصومت، سازشنایافتهترین و مخربترین واکنش نسبت به طرد اجتماعی شناخته شدهاند ( آیداک و همکاران، 2008). افرادی که اضطراب اجتماعی شدید و مزمنی را تجربه کردهاند، اغلب ارتباطات اجتماعی (دوستی و روابط عاشقانه) و رضایت از زندگی کمتری را گزارش میدهند. چنین افرادی تمایل دارند، اطلاعات اجتماعی مبهم و رویدادهای بیضرر و خنثی را به صورت منفی و تهدیدآمیز تفسیر کنند (برین و کاشدان، 2011). طرحوارههایی که در حوزه اول قرار میگیرند عبارتند از:
1. رهاشدگی – بیثباتی
بیثباتی یا بیاعتمادی نسبت به دریافت محبت و برقراری ارتباط با اطرافیان، به طوریکه فرد احساس میکند افراد مهم زندگیاش نمیتوانند حمایت عاطفی و تشویق لازم را به او بدهند، زیرا این افراد از لحاظ هیجانی، بیثبات، غیرقابل پیشبینی (برای مثال «ناگهان عصبانی میشوند»)، اعتمادناپذیر و نامنظماند. فردی که چنین طرحوارهای در ذهنش شکل گرفته باشد، معتقد است هر لحظه امکان دارد افراد مهم زندگیاش بمیرند یا اینکه او را رها کنند و به فرد دیگری علاقمند شوند (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه حمیدپور و اندوز، 1391).
2. بی اعتمادی – بدرفتاری
افرادی که دارای این طرحواره هستند؛ عقیده دارند که دیگران به دنبال آسیب زدن و دروغ گفتن به آنها هستند تا امتیازشان را بگیرند. این بیماران معتقدند که اگر فرصت پیداکنند حتما آنها را استثمار خواهند کرد (دولانگ، 2007).
3. محرومیت هیجانی
انتظار اینکه تمایلات و نیازهای فرد به حمایت عاطفی به اندازه کافی از جانب دیگران ارضاء نمیشوند. تا به حال سه نوع محرومیت مهم شناخته شده است: