دانلود پایان نامه

2-17- وجوه رضایت از زندگی
از نظر داینر (2005)، ارزیابی شخص در مورد زندگی خود، میتواند به دو صورت باشد:
1. ارزیابی شناختی، آن نوع ارزیابی است که شخص به طور آگاهانه در مورد کل زندگی یا در مورد جنبههای خاصی از آن مانند شغل، تفریح و ازدواج انجام میدهد.
2. ارزیابی عاطفی، آن نوع ارزیابی است که به شکل احساسات و عواطف مطرح است، مانند قضاوت در مورد عواطف خوشایند (نظیر لذت) یا ناخوشایند (نظیر افسردگی) و به احساسات و هیجاناتی که فرد در تعامل با زندگیاش تجربه میکند، کاری ندارد.
ابعاد رضایت از زندگی عبارت است از: رضایت از خود، رضایت از دوستان، رضایت از خانواده، رضایت از محیط زندگی، رضایت از محیط کار (عظیمی، 1382).
2-18- پیشینه مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور
2-18-1- پیشینه پژوهش در داخل کشور
علاقه به حوزه طرحوارههای ناسازگار اولیه دامنه وسیعی از تحقیقات در مورد ارتباط این سازه با متغیرهای گوناگون را به دنبال داشته است. نتایج حاصل از پژوهش یوسفنژاد و پیوستهگر (1389)با عنوان رابطه رضایت از زندگی و طرحوارههاي ناسازگار اوليه در دانشجویان نشان داد که بين طرحوارههاي ناسازگار اوليه و رضايت از زندگي در دانشجويان رابطة منفي وجود دارد. محروميت هيجاني، شرم /نقص و بيكفايتي/ وابستگي، توانايي پيشبينيكنندگي رضايت از زندگي را دارند. در واقع اين نتايج نشان ميدهد كه محروميت هيجاني و بيكفايتي / وابستگي با علامت منفي و شرم/ نقص با علامت مثبت پيشبيني كننده رضايت از زندگي هستند. خدابخشی کولایی و همکاران (1392) در مطالعهای با عنوان مقایسه طرحوارههای شناختی ناسازگار، باورهای غیرمنطقی و مهارتهای ارتباطی در نوجوانان پرورشگاهی و غیرپرورشگاهی نشان دادند که بین دو گروه در نمره کلی طرحوارههاي ناسازگار اوليه و خردهمقیاسهای محرومیت هیجانی، رهاشدگی/ بی ثباتی، بیاعتمادی / بدرفتاری، انزوای اجتماعی/ بیگانگی، نقص/ شرم، شکست، وابستگی/ بی کفایتی، آسیب پذیری نسبت به خود و اطاعت تفاوت معناداری وجود داشت.
اندوز و حمیدپور (1385) در پژوهش خود با عنوان بررسی رابطه سبک دلبستگی با طرحوارههای ناسازگار در افراد با اختلالات شخصیت به این نتیجه رسیدند که هر چه طرحوارهها ناسازگارتر باشند، رضایت زناشویی کاهش مییابد و گزارش نمودند که دلبستگی ایمن با طرحوارههای ناسازگار رابطه معنیدار دارد. نتایج پژوهش آذری (1391) با عنوان مقایسه طرحوارههای ناسازگار اولیه، مکانیسمهای دفاعی و پایگاه هویت در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد و افراد عادی نشان داد که در هر پنج حوزه طرحوارههای ناسازگار بریدگی و طرد، خود گردانی و عملکرد مختل، محدودیتهای مختل، دیگرجهتمندی و گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری، میانگین استفاده از این طرحوارهها در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد به گونه معناداری بالاتر از افراد بهنجار میباشد. در تحلیل مکانیسمهای دفاعی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد و افراد بهنجار، در استفاده از مکانیسمهای دفاعی رشدیافته، افراد بهنجار به گونه معناداری بالاتر از افراد مبتلا به سوءمصرف مواد بودند، در سبک دفاعی روان نژند بین دو گروه تفاوت معناداری حاصل نشد، اما سبک دفاعی رشدنایافته در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد به گونه معناداری بالاتر از افراد بهنجار قرار داشت.
کاظمی (1390)، در پژوهشی به بررسی رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و حالات فراشناختی در دانش آموزان استان اصفهان پرداخت. این پژوهش به صورت نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای بر روی 150 نفر از دانشآموزان انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد؛ دانشآموزانی که از نظر فعال شدن طرحوارههای حوزه بریدگی و طرد رنج میبرند؛ یعنی عدم رضایت مناسب، نیاز فرد به امنیت، محبت و همدلی و یا رشد یافتن در خانوادههایی که بد رفتار هستند با نقص بیشتری در فرآیندهای فراشناختی رو به رو خواهند بود. شهامت (1390)، در پژوهشی به بررسی پیشبینی نشانههای سلامت عمومی (جسمانی سازی، اضطراب و افسردگی) بر اساس طرحوارههای ناسازگار اولیه پرداخت. این پژوهش که به صورت تصادفی بر روی دانشجویان دختر و پسر به تعداد 150 نفر انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد که رابطهی معناداری بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و علائم سهگانهی جسمانی سازی، اضطراب و افسردگی وجود دارد.
بهزادی و همکاران (1393) در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مکانیسمهای دفاعی در دانشجویان پزشکی دانشگاه اهواز نشان دادند که بین مکانیسمهای دفاعی رشدیافته و نوروتیک با هوش هیجانی رابطه مثبت معنیدار و با مکانیسمهای دفاعی رشدنیافته همبستگی منفی وجود داشت. احدی و همکاران (1391)، در پژوهشی با عنوان مقایسه بهزیستی روانشناختی و مکانیسمهای دفاعی در دانش آموزان با و بدون لکنت زبان به این نتیجه رسیدند که دانش آموزان لکنتی، بهزیستی روانشناختی پایینتری داشته و از مکانیسمهای دفاعی ناپختهتری نسبت به دانشآموزان عادی استفاده میکنند. ابوالقاسمي و همکاران (1388)، در پژوهشي با عنوان بررسي نقش سبکهاي دلبستگي و مكانيزمهاي دفاعي در تمييزدانشجويان سيگاري و غيرسيگاري به اين نتيجه رسيدند كه دانشجويان سيگاري وغيرسيگاري را ميتوان از روي مكانيزمهاي دفاعي رشدنيافته، سبک دلبستگي ناايمن و وضعيت بهداشتي تمييز داد. نتايج نشان داد كه 61 درصد پراش سه متغير دلبستگي ناايمن، مكانيزمهاي دفاعي رشدنيافته و وضعيت بهداشتي براي تنها تابع مميز از اختلاف بين دو گروه سيگاري و غيرسيگاري تبيين ميشود. تابع مميز به دست آمده با روش همزمان 5/94 درصد سيگاريها و با روش گام به گام 5/93 درصد غيرسيگاريها به درستي طبقهبندي شده است.
اکبری و همکاران (1387) در پژوهشی با عنوان رابطه هوش هيجاني و سازوکارهاي دفاعي با اعتياد در دانشجویان نشان دادند که بین سبکهای دفاعی رشدنایافته و پذیرش اعتیاد رابطه معناداری وجود دارد. در همین راستا علیمهدوی و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان مطالعه تطبیقی سازوکارهای دفاعی در دانشجویان سیگاری و غیر سیگاری به منظور مقایسه سبکهای دفاعی افراد سیگاری و غیرسیگاری دریافتند که افراد سیگاری به طور معنیداری در مقایسه با افراد غیرسیگاری از سبکهای دفاعی روانرنجور و رشدنایافته بهره میگیرند. نتایج پژوهش نامجو و همکاران (1391)، با عنوان رابطه کمالگرایی، سبکهای دفاعی و نشانه افسردگی در دانشجویان نشان داد که بین سبک دفاعی رشدنایافته و رشدیافته با نمره کل افسردگی همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. نتایج حاصل از پژوهش حجتپناه و رنجبرکهن (1392) با عنوان رابطه جنسی، رضایت زناشویی و رضایت زندگی زوجین در شهر اصفهان نشان داد که بین رضایت جنسی و زناشویی، رضایت زناشویی و زندگی و بین رضایت جنسی و زندگی رابطه معناداری وجود دارد.
نتایج حاصل از پژوهش پورسردار و همکاران (1391) با عنوان تأثیر خوشبینی (تفکر مثبت) بر سلامت روانی و رضایت از زندگی: یک مدل روانشناختی از بهزیستی، نشان داد که خوشبینی به واسطه افزایش سطح سلامت روانی، رضایت از زندگی را درپیدارد. همچنین متغیر خوشبینی با تأثیر بر نوع احساسها و هیجانهای فرد، نگرش مثبت و در نتیجه رضایت از زندگی را در پی خواهد داشت. یافتههای نصیری و همکاران (1390)، در مطالعهای با عنوان امید و رضایت از زندگی و سلامت روان در میان زنان در جمهوری ترکیه حاکی از آن است که نرخ امید به زندگی و سطح عمومی شادی زنان در دهههای گذشته در ترکیه افزایش چشمگیری داشته است، لکن میزان رضایتمندی از سلامت طی سالهای 2003 تا 2010 در بین مردان بسیار بیشتر از زنان است و افرادی که اصلاً از سلامتی خود رضایت ندارند در میان زنان از مردان بیشتر بودهاند.
2-18-2- پیشینه پژوهش در خارج از کشور
حیطه طرحوارههاي ناسازگار اوليه، شکلگیری، پیامدها و چگونگی درمان آن نیز از سالیان دور علاقه پژوهشگران حوزههای گوناگون روانشناسی، بهویژه شناختدرمانگران را به خود جلب کرده و طیف وسیعی از ادبیات روانشناختی را به خود اختصاص داده است. سامانی و همکاران (2007)، در مطالعه تابآوری، سلامت روان و رضایت از زندگی در زمینه پیامدهای تابآوری، به افزایش سطح سلامت روان و رضایتمندی از زندگی اشاره داشتهاند. جوکار (2008)، در مطالعهای با عنوان نقش واسطهای تابآوری در رابطه بین هوش هیجانی و هوش عمومی با رضایت از زندگی دریافت، تابآوری نقش واسطهای بین انواع هوش و رضایت از زندگی دارد. شهامت (2010)، در مطالعه خود با عنوان پیشبینی نشانههای سلامت (جسمانی سازی، اضطراب و افسردگی) بر اساس طرحوارههای ناسازگار اولیه نشان داد که به طور کلی طرحوارهها توانایی پیشبینی نشانههای سلامت عمومی را دارند. پتروسلي وهمکاران (2001) در پژوهشي با عنوان طرحواره شناختی به عنوان واسطه متغیرهای مرتبط بین شخصیت خود آسیبرسان و افسردگی بدين نتيجه دست يافت كه حدود 64درصد واريانس آسيبهاي شخصيتي و اعتياد را طرحوارههاي محروميت هيجاني، وابستگي/ بيكفايتي، استحقاق/ بزرگ منشي، خود تحول نيافته / گرفتار و شكست تبيين ميكنند. وي نشان داد اين طرحوارهها44 درصد نمونههايي كه آسيب شخصيتي دارند را درست پيشبيني ميكنند. ولبورن و همکاران، (2002) در تحقيقي با عنوان پرسشنامه طرحواره فرم کوتاه: تحلیل عاملی و رابطه بین علائم و طرحوارهها روي يک جمعيت 164 نفري در يک بيمارستان روانپزشكي نشان داد طرحوارهها قويترين پيشبينيكنندههاي علایم رواني نظير اضطراب، افسردگي، پارانوئيد و سوء مصرف مواد ميباشند.
دیلاتر (2010) در مطالعه خود با عنوان طرحواره مراجعین مضطربتر از حد طبیعی، به بررسی نقش طرحواره درمانی در کاهش اضطراب دانشجویان مضطرب و غیرمضطرب پرداخت. جامعه آماری پژوهش او را 1100 نفر از دانشجویان مضطرب و سالم مراجعهکننده به مرکز کلینیک دانشگاه تشکیل میدادند او دریافت که طرحواره به خصوصی با عامل اضطراب ارتباط ندارد. دانگايوك (2007) در پژوهشي با عنوان طرحوارههای ناسازگار شناختی به عنوان میانجی بین کمال گرایی و پریشانی روانی به بررسي نقش واسطهاي طرحوارههاي شناختي ناسازگار در رابطة بين كمالگرايي و درماندگي روانشناختي پرداخته است. يافتههاي اين تحقيق نشان داد طرحوارههاي شناختي ناسازگار نظير ترس از طرد شدن و ناكامي در پيشرفت به عنوان متغير واسطهاي بين كمالگرايي اجتماعي و اضطراب عمل ميكنند. رايكه بوئر و دیبو، (2009)در تحقیقی با عنوان تحلیل چند عاملی اکتشافی پرسشنامه طرحواره یانگ در یک جمعیت بالینی در مقابل جمعیت غیر بالینی هلندی بيان داشتهاند كه طرحوارههاي يكساني در سنين كودكي وجود دارد و افرادي كه از طرحوارههاي سازگار استفاده مینمايند، توانايي بهتري براي مقابله با فشار رواني داشته و زماني كه در زندگي با حادثهاي فشارزا مواجه ميشوند، كمتر احتمال دارد كه دچار مشكلات رواني شوند. چنين كساني معمولاً رضايت از زندگي بيشتري را نيز گزارش میدهند.
پژوهش سامر و کازارلی (2004)، با عنوان تأثیر دلبستگی بزرگسالان بر شریک زندگی و کیفیت رابطه نشان دادند، طرحوارههای بیاعتمادی/ بدرفتاری، محرومیت هیجانی، استحقاق/ بزرگ منشی و خودانضباطی و خود کنترلی ناکافی با کاهش رضایت از روابط عاشقانه مرتبط است. تیان و بارانف (2007)، در مطالعه خود با عنوان پرسشنامه طرحواره یانگ: نقد و بررسی مسائل اندازهگیری و روانسنجی، دریافتند تعاملهای ناکارآمد پدر و مادر پیش بین بسیار خوبی برای طرحوارههای ناسازگار اولیه و تعامل کمتر کودکان در روابط میان فردی آینده است. رایت و همکاران (2009)، در پژوهشی با عنوان بدرفتاریهای هیجانی دوران کودکی و پریشانی روانی بعدی در دانشجویان: نقش واسطای طرحوارههای ناسازگار، نشان دادند سبک والدینی بر شکلگیری طرحوارهها و طرحوارهها در آسیبشناسی روانی روابط میان فردی آتی افراد اثر دارد.
ییلماز و همکاران (2011)، در پژوهشی به بررسی مهارتهای ارتباطی دانشجویان با توجه به طرحوارههای ناسازگار اولیه پرداختند. آنها با مطالعه 210 دانشجو دریافتند، آثار طرحوارههای ناسازگار اولیه و جنسیت دانشجویان، باهم درسطح مهارتهای ارتباطی آنان معنادار نیست؛ اما عامل جنسیت به تنهایی اثر معناداری برسطح مهارتها داشت؛ بهگونهای مهارتهای ارتباطی دانشجویان دختر بالاتر از پسران بود. آنها این نتیجهگیری را مطرح کردند که جنسیت عامل مهمی در سطح مهارتهای ارتباطی افراد است. برودی و کارسون، (2012) در پژوهشی با عنوان رابطه خودآسیبی با مکانیسمهای دفاعی رشدنایافته نه با مصرف مواد در نوجوانان اسکاتلندی، بین مکانیسمهای رشدنایافته با رفتارهای خودآسیبی ارتباط معناداری یافتهاند. آنها دريافتند كه خود زني افراد، مرتبط با مكانيسم دفاعي ناپخته است نه با مصرف مواد يا استفاده اخير از الكل و بايد تحقيقات و توجه باليني بيشتري به مكانيسمهاي دفاعي ناپخته افراد خود زن در متوقف كردن آنها از اين رفتار داده شود. بوند و پری (2004) در پژوهشي با عنوان تغييرات بلند مدت سبکهاي دفاعي با درمان روانكاوي در بيماران افسرده و اضطرابي و اختلالات شخصيتي به اين نتيجه رسيدند كه دفاعها نقش مهمي در سلامت رواني ايفاء ميكنند. بررسي هاي متعدد نيز از اين فرض حمايت كرده اند كه سلامت جسمي و رواني افراد بطور معناداري با مكانيسمهاي دفاعي آنها در ارتباط است.
در تحقيقي كه توسط پليتري (2002) انجام شد، رابطه بين هوش هيجاني و مكانيسمهاي دفاعي مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد كه هوش هيجاني با سازوكارهاي دفاعي و در نتيجه با سازگاري روانشناختي، رابطه مثبت معنيدار دارد. همچنين افرادي كه از سازوكارهاي دفاعي مناسب استفاده ميكنند، هوش هيجاني بالايي داشته و نيز در بين مؤلفههاي هوش هيجاني، بهرهوري هيجاني بيشترين همبستگي را با سازوكارهاي دفاعي دارد. نکته جالب توجه، پژوهشی است که توسط ون و همکاران (2009) انجام شده، در این پژوهش ارزش پیشبینیکنندگی سبک دفاعی بر پیامد رواندرمانی افسردگی بررسی شده و نشان داده شد که بیماران بهبود یافته از افسردگی از کارکرد دفاعی کلی رشدیافتهتری برخوردارند. این یافته بر اهمیت تغییر و تحول سازوکارهای بنیادی چون سبکهای دفاعی در نتیجه درمان تأکید دارد. این یافته همخوان با دیدگاه رایج در مورد همبستگی میزان رشدیافتگی مکانیسمهای دفاعی و آسیبشناسی روانی است. بخشی پور و همکاران (2003) در مطالعه خود با عنوان حمایت اجتماعی با سلامت روان دانشجویان نشان دادند که رضایت از زندگی و حمایت اجتماعی به شکل معناداری سلامت روانی را پیشبینی میکنند. جاج و همکاران، (1997) در پژوهشی با عنوان علل جهت مند رضایت شغلی: یک رویکرد ارزیابی هستهای، خبر از وجود رابطه بين سن با رضايت از زندگي ميدهند.