دانلود پایان نامه

1-6-3-2- تعریف عملیاتی:
منظور از رضایت از زندگی نمرهای است که آزمودنی از پرسشنامه 5 سوالی رضايت از زندگی (SWLS ، داينر و همكاران، 1985) کسب مینماید.
1-7- متغیرهای پژوهش
با توجه به این که پژوهش از نوع همبستگی است میتوانیم از متغیر پیش بین و متغیر ملاک استفاده کرد:
متغیرهای پیش بین: طرحوارههای ناسازگار اولیه و مکانیسمهای دفاعی.
متغیر ملاک: رضایت از زندگی.
فصل دوم
مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش
2-1- پیش درآمد
در این فصل ابتدا در بخش گستره نظری پژوهش، متغیرهای طرحوارههای ناسازگار اولیه، مکانیسمهای دفاعی و رضایت از زندگی و مؤلفههای مرتبط با آنها شرح داده خواهند شد و سپس به پیشینه پژوهشهای انجام شده در داخل و خارج کشور اشاره خواهد شد. با توجه به این که شایسته است قبل از انجام هر پژوهش مطالعهای عمیق در زمینه پیشینه آن صورت گیرد، باید نظریات و قوانین و اصول موجود در زمینه پژوهش مورد بررسی قرار گیرند. در همین راستا، فصل دوم پژوهش حاضر جهت شناخت عمیق تر موضوع مورد نظر به تاریخچه علمی، استناد به کتابها، مقالات و مطالعات مشابه جهت آشنایی با آنچه قبل از پژوهش حاضر انجام گرفته، میپردازد.
از آن جا که قشر جوان سالهای زیادی را در پیش روی دارد، دارای اهداف و برنامهریزیهای متعددی برای خود و جامعه میباشد و بالطبع احتمال آن جود دارد که جامعه نتواند پاسخگوی تمامی اهداف و برنامهریزیهای این قشر باشد. بنابراین خواهناخواه جوانان در رسیدن به مقاصد و اهداف خود با انواع موانع و تنیدگیها رو به رو شده و در معرض ابتلا به مشکلات روانشناختی قرارمیگیرند. ازجمله تعیینکنندههای چگونگی مقابله با تنیدگیها، نگرش فرد نسبت به زندگی و ارزیابی کلی وی از رویدادهای زندگیش میباشد. آنچه که از آن تحت عنوان «رضایت از زندگی» نام برده میشود و یک مؤلفه از بهزیستی به شمار میآید (گاندلاچ و کراینر، 2004).
2-2- طرحواره
طرحواره در نظام فلسفی کانت درک و دریافت نقطه اشتراک تمام عناصر یک مجموعه تعریف میشود. این واژه همچنین در نظریه ریاضی مجموعهها، هندسه جبری، آموزش، تحلیل ادبی، برنامهریزی کامپیوتری نیز به کار برده شده است (یانگ، 2003). سگال نیز طرحوارهها را به عنوان عناصر سازمانیافتهای از تجربهها و واکنشهای پیشین تعریف کرد که مجموعه نسبتاً بادوام و پیوستهای از دانش را شکل میدهد و ادراک و ارزیابیهای بعدی را هدایت مینمایند (تیم، 2010). در مقاله وانگ و همکاران، به نظر جفری یانگ در مورد ارائه مفهوم طرحواره برای انعکاس تجارب ارتباطی افراد در دوران کودکی اشاره شده است. جفری یانگ این فرض را مطرح کرد که روابط صمیمانه، استقلال، ارزشمندی، انتظارات معقول و واقعبینی نسبت به محدودیتها پنج هدف اولیهای هستند که کودکان برای دستیابی به خرسندی و رشد سالم به آنها نیاز دارند. زمانی که مراقبین کودک مشکلاتی در تحقق هر یک از این اهداف ایجاد کنند، زمینه شکلگیری طرحوارههای ناسازگار اولیه را فراهم نمودهاند (وانگ و همکاران، 2010). طرحوارهها چارچوبها یا الگوهای پردازش اطلاعات هستند که چگونگی مفهوم سازی یک شخص را از مجموعهای از محرک ها نشان میدهند. طرحوارهها در واقع مفهومی فراگیر بوده که هیجانات، خاطرات و شناختها را در بر میگیرند. طرحوارهها در طول دوران کودکی و نوجوانی شکل گرفته و در سراسر زندگی فرد گسترش مییابند. در واقع طرحوارههای ناسازگار اولیه استنباط از تجربیات روزانه را تحریف کرده به نحوی که به فشار روانی ناشی از تنهایی یا طرد اجتماعی شدت میبخشند و قابلیت تفسیر صحیح از هیجانات دیگران را تضعیف میکنند (ساکلی و همکاران، 2011). طرحواره بر پایه تجربههای ذهنی زندگی و رشد هوشیارانه اوایل کودکی شکل میگیرد (جیمز، 2004).
یانگ بر این باور است که طرحواره به دلیل ارضا نشدن نیازهای هیجانی اساسی دوران کودکی به وجود میآیند: دلبستگی ایمن به دیگران، خودگردانی، کفایت و هویت، آزادی در بیان نیازها و هیجانهای سالم، خودانگیختگی و تفریح، محدودیتهای واقع بینانه و خویشتن داری (یوسفی و همکاران، 2011). هر مرحله تحولی جدید، نیازمند نقشها، مسئولیتها، توقعات شناختی و سازگاریهای رفتاری است، بنابراین طرحوارهها و راهبردهای مقابلهای پیشین با چالش رو به رو میشوند. افرادی که در خانوادههای ناکارآمد بزرگ شدهاند، به احتمال زیاد سبکهای شناختی انعطاف ناپذیر و راهبردهای مقابلهای ترس برانگیز و ثابتی را به کار میگیرند. بنابراین چنین افرادی در گذار از مراحل زندگی (مثل روابط عاشقانه و ازدواج) با مشکلات بیشتری روبه رو میشوند (زرب، 2007).
2-3- تعریف یانگ از طرحواره
یانگ معتقد است برخی از طرحوارهها بهویژه آنهایی که عمدتاً در نتیجه تجربههای ناگوار دوران کودکی شکل میگیرند، ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصیت، مشکلات منششناختی خفیفتر و بسیاری از اختلالات مزمن محور I قرار بگیرند. وی برای بررسی دقیقتر این ایده مجموعهای از طرحوارهها را به نام «طرحوارههای ناسازگار اولیه» مشخص کرده است. این طرحوارهها الگوهای هیجانی و شناختی خودآسیبرسان و شدیداً ناکارآمدی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفتهاند و در مسیر زندگی تکرار میشوند. باید توجه داشت که طبق این تعریف، رفتار یک فرد، بخشی از طرحواره محسوب نمیشود، زیرا به اعتقاد یانگ رفتارها از طرحوارهها نشأت میگیرند، اما بخشی از طرحوارهها محسوب نمیشوند (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه حمیدپور و اندوز، 1391).
2-4- طرحواره های ناسازگار اولیه
در واقع طرحوارههای ناسازگار اولیه استنباط از تجربیات روزانه را تحریف کرده به نحوی که به فشار روانی ناشی از تنهایی یا طرد اجتماعی شدت میبخشند و قابلیت تفسیر صحیح از هیجانات دیگران را تضعیف میکنند (ساکلی وهمکاران،2011). منظور از طرحوارههای ناسازگار اولیه، ساختارهای ذهنی فرضی برای ارائه مفاهیم کلی ذخیره شده در حافظه است که نه تنها برای تفسیر اطلاعات، بلکه در چگونگی رمز گشایی اطلاعاتی که ارائه میشوند نیز مهم هستند (یانگ و همکاران، 2003). پژوهشهای چندی به بررسی رابطه میان طرحوارههای ناسازگار اولیه با صمیمیت و سازگاری در روابط عاشقانه و زناشویی پرداختهاند (مک درمت، 2008؛ بایرامی و همکاران، 2012). شواهد پژوهشي خبر از وجود رابطه بين سن (جاج و همکاران، 1997)، عملكرد خانواده، سازگاري و سلامتي (دانگايوك، 2007) با رضايت از زندگي ميدهند. علاوه بر اين در سالهاي اخير توجه فزايندهاي به نظرياتي شده كه به دنبال شناخت و معرفي فرايندهاي شناختي مؤثر در رضايت از زندگي بودهاند (كاچادوريان و همکاران، 2004). يكي ازپديد هاي شناختي مورد توجه در اين حوزه، طرحوارهها بوده است (دوزويس و همکاران ، 2009). اما طرحوارههاي اوليه باورهايي هستند كه افراد دربارة خود، ديگران و محيط دارند، و به طور معمول از ارضا نشدن نيازهاي اوليه به خصوص نيازهاي عاطفي در دوران كودكي سرچشمه میگيرند (زانگ و هه،2011).
هاوکه و همکاران (۲۰۱۱)، به نظر یانگ و همکاران در مورد شناسایی 18 طرحواره ناسازگار اولیه اشاره کردهاند که همراه با تعریفی اختصاری از آنها عبارتند از: طرد (باوری که فرد معتقد است افراد مهم در زندگیش او را طرد خواهند کرد)؛ بی اعتمادی- سوء رفتار (باوری که فرد معتقد است که دیگران به او دروغ خواهند گفت و از وی سود و منفعت کسب میکنند)؛ محرومیت هیجانی (احساسی که فرد معتقد است از حمایت هیجانی مناسبی برخوردار نیست)؛ نقص- شرم (باور فرد به این که دارای عیب و ایراد بوده یا بی ارزش است)؛ انزوای اجتماعی-بیگانگی (احساس جدایی از دیگران)؛ وابستگی-بی کفایتی (این احساس که فرد قادر به مراقبت از خود نیست)؛ آسیبپذیری نسبت به ضرر یا بیماری (باور به این که فاجعهای قریبالوقوع روی خواهد داد)؛ گرفتاری-خود تحول نایافته (آمیختگی هویت با فرد مهم زندگی)؛ شکست (باور فرد به اینکه در مقایسه با دیگران نالایق است)؛ استحقاق-بزرگ منشی (باور فرد به این که در مقایسه با دیگران فوقالعاده و سزاوارتر است)؛ خویشتنداری و خود انضباطی ناکافی (باور به اینکه فرد در مهار هیجانات و تکانهها ناتوان است)؛ اطاعت (باور فرد به اینکه نیازهای خود فرد نسبت به دیگران از اهمیت پایینتری برخوردار است)؛ ایثار (تمرکز بر نیازهای دیگران و هزینه کردن از طرف خود)؛ پذیرش جویی-جلب توجه (نیاز مبرم به دریافت تأیید و توجه از سوی دیگران)؛ منفیگرایی و بد بینی (تمرکز فراگیر و گسترده بر جنبه های منفی زندگی)؛ بازداری هیجانی (ممانعت ابراز هیجان)؛ تنبیه (این باور که برای اشتباهات باید حکم به تنبیه داد).