دانلود پایان نامه

موضوع عملکرد و واژه (Performance) از اصطلاحات کلیدی در اداره امور و علم مدیریت بوده که در کتب و منابع مختلف به آن توجه گردیده است . به طوری که در مدیریت، تمامی شاخص ها اعم از برنامه ریزی ، سازماندهی ، هماهنگی ، هدایت ، کنترل ، نظارت و تصمیم گیری می بایست ختم به عملکرد مناسب گردد . والبته عملکرد از موضوعات و مباحثی است که در فرهنگ دینی ما مسلمانان نیز به آن توجه ویژه شده است بطوری که خداوند کریم در قرآن مجید در سوره مبارکه صفّ آیه 4 خطاب به ایمان آورندگان می فرماید:« یا ایها الذین آمنوا لما تقولون مالا تفعلون» یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید چرا آنچه را می گویید در حالی که آن را عمل نمی کنید. در اینجا واژه تفعلون اشاره به عملکرد و عمل نمودن دارد .
مولای متّقیات علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند :«رُبَّ عالم قد قتله جهله و علمه معه لا ینففعه»(نهج البلاغه، کلمات قصار، ش.107، ص 378 ، ترجمه دکتر شهیدی )یعنی چه بسا دانشمندی که نادانی او، او را ازپا در آورد ودر حالی که دانش او با او بود و او را سودی نکرد! که اشاره به، به عمل در نیاوردن دانش و تئوری دارد.
و در حکمت 337 اشاره دارد « الدّعی بلا عمل کالرّامی بلاوتر» یعنی مدعی بدون عمل چون تیر انداز بدون کمان است .
در معارف فرهنگی و اشعار شاعران بزرگ ایرانی نیز به عمل و عملکرد اشاراتی شده است که بعنوان نمونه سعدی (ره) می فرمایند :« سعدیا گرچه سخن دانی و صاحب اندیش / به عمل کار برآید به سخن دانی نیست.
و نیز فردوسی می فرماید : بزرگی سراسر به گفتار نیست / دوصد گفته چون نیم کردار نییست »
در لغت نامه دهخدا عمل و عملکرد به معنای کردار ، رفتار و نتیجه ومیزان کار معنی گردیده است .
2-5-2) تعریف عملکردperformance))
واژه ی performance که به معنای عملکرد است از کلمه ی انگلیسی perform و پسوندance گرفته شده است و از حدود سال 1500 میلادی به بعد متداول شد. این کلمه به معنای تحقق یک امر یا چیزی است که قبلاً تحقق یافته است . می توان گفت که کلمه ی performance به معنایی که اکنون فهمیده و درک می شود، اولین بار در سال 1709 میلادی،تعریف شد.
درباره تفسیر اصطلاح عملکرد میان نویسندگان متخصص در حوزه ی مدیریت اختلاف وجود دارد؛ چرا که تعاریف متعددی درباره ی عملکرد در اصطلاحات علم مدیریت وجود دارد . به عنوان مثال، به نظر ماینر،سینگلتون و لوچینگر عملکرد عبارت است از:آنچه که شخص در ضمن حدود و نقش معینی که سازمان یا مؤسسه به منظور تحقق دادن به اهداف معینی تعیین کرده است،انجام می دهد.معنای این تعریف این است که عملکرد ، مسئله ای رفتاری است.
هانابوس هم تاکید می کند که عملکرد عبارت است از : «انجام دادن هرکار به طریقی مشخص با تعیین هدفی معین برای آن».
برخی دیگر بر این باورند که عملکرد عبارتست از : نتایج مترتب بر فعالیت هایی که سازمان انجام می دهد . این نظر یا تعریف را می توان به عده ی زیادی از نویسندگانی منتسب کرد که ترجیح داده اند عملکرد را با به کارگیری شاخص هایی مانند میزان سود،درآمد حاصل از سرمایه گذاری، سود خالص یا درآمد حاصل از فروش اندازه گیری کنند.
از این رهگذر می توان گفت که عملکرد مترادف شایستگی و کارایی است. در همین حوزه در سال 1985، خاطرنشان کردند که یکی از راه های سودمند برای فکر کردن درباره ی عملکرد ،درنظر گرفتن این نکته است که عملکرد باید متضمن دو عنصر یا جزء مستقل و جدا باشد: شایسته بودن خدمت و کارایی خدمت .
عملکرد عبارتست مجموع رفتارهای در ارتباط با شغل که افراد از خود نشان می دهند(گریفین،1375 ،ص 479)
عملکرد معیار پیش بینی شده یا معیار وابسته ی کلیدی در چارچوبی که ارائه می دهیم، می باشد که این چارچوب بعنوان وسیله ای برای قضاوت در مورد اثر بخشی افراد، گروه ها و سازمانها عمل می کند.
– عملکرد معیار پیش بینی شده یا معیار وابسته ی کلیدی در چارچوبی که ارائه می دهیم، می باشد که این چارچوب بعنوان وسیله ای برای قضاوت در مورد اثر بخشی افراد، گروه ها و سازمانها عمل می کند.
– عملکرد عبارتست از حاصل فعالیت های یک فرد از لحاظ اجرای وظایف محوله در مدت زمان معین.
– عملکرد حاصل یا نتیجه ی فرآیند و تحقق اهداف می باشد فرآیند بدین معنی است که انجام هر کاری در مراحلی باید انجام گیرد تا آن کار انجام بپذیرد و تحقق اهداف بدین معنی است که با رعایت مراحل کاری آن هدف تحقق پیدا کند.
–  عملکرد رفتاری است در جهت رسیدن به اهداف سازمانی و اندازه گیری شده یا ارزش گذاری شده است.
2-5-3) عوامل مؤثر بر عملكرد:
براي ارتقاء عملكرد و بهبود رفتارهاي كاركنان، به نحوي كه به موفقيت سازمان منجر شود بايد عوامل مؤثر بر عملكرد و رفتار را بشناسيم و آنها را مديريت كنيم. در اين گفتار از مهمترين عوامل اثرگذار بر عملكرد كاركنان سازمانها به اجمال معرفي مي شوند:
الف) استعداد: استعداد يك آمادگي زمينه اي در افراد براي موفقيت در بعضي نقش ها و شغل هاست، استعداد را در سنين بزرگسالي فقط مي توان كشف كرد، پرورش داد، به فعليت درآورد و در مسير مناسب بكار انداخت. يكي از نشانه هاي استعداد، موفقيت است. افرادي كه در يك زمينه مشخص هنري ، فني ، ورزشي يا مديريتي موفقيت كسب مي كنند، به ويژه وقتي اين موفقيت تداوم داشته باشد و تكرار شود به احتمال زياد در آن زمينه مستعد هستند. يكي از وظايف حساس و تعيين كننده مديران در مسير ارتقاء عملكرد كاركنان اين است كه استعدادهاي آنان را در جستجو و كشف كنند و وظايف و نقش ها و شغل ها را به نحوي به كاركنان تخصيص دهند حداكثر تناسب ممكن بين آنها تأمين شود.استعداد را به كوه يخ تشبيه مي كنند كه فقط يك پنجم آن روي سطح آب است و در نگاه اول ديده مي شود و براي ديدن( كشف) بقيه آن بايد جستجوي اكتشافي بيشتري داشت. مشكل وقتي تشديد مي شود كه برخي از كاركنان ما، حتي خودشان هم از استعدادهايشان آگاه نيستند.استعداد را بايد با كمك نشانه هايش شناخت. وقتي كسي در انجام كاري استعداد داشته باشد آن كار را با لذت و رضايت دروني و حتي گاهي داوطلبانه انجام مي دهد. از انجام و تكرار آن خسته نمي شود، بسياري از آمال و آرزوهايش را در همان كار تعريف و جستجو مي كند به آن كار افتخار مي كند و آن را معرف خود مي داند، آن كار را بهتر و زودتر از ديگران انجام مي دهد. تناسب بين استعدادهاي فرد با الزامات و مقتضيات شغل يكي از كليدي ترين عوامل ظهور و بروز عملكردهاي موفق و رضايت بخش است.