دانلود پایان نامه

می گوید به یكدیگر احترام بگذارید –
2-1-7)مدل رهبري وضعيتي(رهبري موقعيتي):
 مدل رهبری وضعیتی توسط پال هرسی (Paul Hersey) و کنث بلانچارد (Blanchard Keneth) ارائه شده و پیشنهاد میکند که اثر بخشی رهبری بستگی به وضعیتی دارد که در آن رهبری انجام میشود.
در تئوريهای رهبری بررسي ميشود كه چه چيزهايي ميتواند فرد را به صورت يك رهبر اثربخش درآورد. در این رابطه نظریههای زیادی ارائه شده است که درکل به سه گروه زیر تقسیمبندی شده است:
الف) تئوريهای شخصيتي که به ويژگيهاي شخصيتي رهبر توجه دارند.
ب) تئوريهای رفتاري که براي معرفي رهبران به رفتار خاص آنها توجه کرده و به دنبال رفتار منحصر به فرد رهبران موفق هستند.
ج) تئوريهای اقتضايي؛ اين تئوريها به موقعيت و اثرات آن توجه دارند. تحقيقات زيادي انجام شده تا بدان وسيله عوامل عمده موقعيتي كه بر اثر بخشي رهبري اثر ميگذارند تفكيك شوند. از جمله تئوريهای اقتضايي، تئوري فيدلر، تئوري مسير هدف و رهبري مشاركتي میباشد.
نظریه رهبری وضعیتی بلانچارد که مبتنی بر رهیافتهای اقتضائی است، از نظر عدم اعتقاد به وجود یک بهترین سبک، مانند سایر رهیافتهای اقتضایی است. هرسي و بلانچارد این‏ پرسش را مطرح می‏کنند که: «آیا چیزی به نام بهترین روش رهبری وجود دارد؟» سپس چنین‏ ادامه می‏دهند که: گرچه برخی از محققان مانند بلیک، موتون و یا مک گریگور، معتقدند، یک‏ روش رهبری به نام بهترین روش وجود دارد که تولید، رضایت‏خاطر، رشد و پیشرفت را در همه‏ی موقعیت‏های سازمانی و برای همه‏ی طبقات نیروی انسانی به‏ حداکثر می‏رساند، اما تحقیقات بیشتر در چند دهه‏ی اخیر این نظریه را که «چیزی به نام بهترین‏ روش وجود ندارد» را تأیید می‏کند.
2-1-7-1) محتوی اصلی نظریه :
منطق اصلی تئوری بر این است موقعیتها و شرایط مختلف به شیوههای مناسب رهبری در همان موقعیت نیاز دارد. بر اساس این دیدگاه برای اینکه فرد بتواند رهبری موثری داشته باشد نیازمند است که خود را با شیوه رهبری مورد نیاز همان موقعیت تطبیق دهد؛ به طور خلاصه جوهره رهبری موقعیتی اقتضا دارد که شیوه رهبری یک رهبر با درجه صلاحیت و تعهد زیر دستان هماهنگ باشد. رهبران موثر کسانی هستند که تشخیص میدهند کارکنان آنها در هر موقعیت به چه شیوه رهبری نیاز دارند و سپس شیوه رهبری خود را با آن موقعیت و نیاز تطبیق میدهند.
این نظریه بر بلوغ یا آمادگی کارکنان تمرکز دارند. میزان توان و تمایل افراد برای انجام یک کار خاص را آمادگی گویند. نظریه رهبری وضعیتی بر انطباق رفتار کاری و رفتار رابطهای رهبر با آمادگی کارکنان برای انجام کارهایشان تاکید دارد. رفتار کاری به میزانی که رهبر درگیر بیان وظایف و مسؤولیتهای فرد یا گروه میشود اطلاق میگردد؛ و رفتار رابطهای به میزانی که رهبر به ارتباطات دوطرفه یا چند جانبه میپردازد اشاره دارد و رفتارهای شنود مؤثر، تسهیلکنندگی و حمایتی را شامل میشود.
نظریه وضعیتی یا مدیریت مبتنی بر موقعیت، هم در موضوع مدیریت نیروی‏ انسانی و هم هدایت و سرپرستی سازمانی با توجه به توانایی و تمایل کاری و اتخاذ سبک‏های مناسب مدیریتی‏ و تشخیص درست کلیه عوامل موجود در موقعیت، این نتیجه را ارائه داده که در موقعیت‏های سازمانی بهترین‏ سبک مدیریتی وجود ندارد و سطح آمادگی مدیر و کارکنان و سایر عوامل درون و برون سازمانی مؤثر هستند.
تدوین قوانین و مقررات لازم برای تحقق هدف‏های سازمان و تنظیم نظام‏های مدیریتی‏ متناسب، زمانی می‏تواند اثربخش باشد که مجموعه‏ی کارکنان سازمان نسبت به این قوانین و مقررات و نظام‏های مدیریتی آگاهی لازم و اعتقاد کافی داشته و به آن عمل نمایند. عدم‏ تبعیت‏ کارکنان از این قوانین و مقررات، موجب اخلال در امور گشته و به تبع آن باعث دور شدن‏ سازمان از هدف‏های خود می‏شود. بنابراین برخورد مؤثر با افرادی که رفتارهایی ناهماهنگ‏ با هدفهای سازمان از خود بروز می‏دهند ضروری می‏نماید. نوع برخورد با این افراد باید متناسب با شرایط سازمانی و میزان «بلوغ سازمانی» (Organizational Maturity) و به عبارتی دقیق‏تر «آمادگی کاری» (Job Readiness) کارکنان طراحی و اعمال گردد.
در این نظریه بر مبنای میزان «بلوغ سازمانی» و یا به عبارت بهتر «آمادگی کاری» کارکنان که حداقل از دو عامل اصلی توان کاری و تمایل به کار کارکنان تشکیل می‏شود و در هر سازمان قابل ‏اندازه‏گیری است. رهبران میتوانند در شیوهی رهبری و هدایت کارکنان، یکی از چهار سبک‏ 1- دستوری 2- تشویقی 3- مشارکتی یا حمایتی 4- تفویضی‏، را انتخاب کنند.
 
شکل 2-2 سبک های اساسی رفتار رهبری بر اساس نظریه رهبری وضعیتی
این شکل جوهر و اساس مدل رهبری اقتضایی هرسی و بلانچارد را نشان میدهد. این شکل چهار سبک رهبری را مشخص میکند که معادلهای موقعیتی ذیل را به عنوان بهترین سبک رهبری برای پیروان در هر چهار سطح آمادگی، توصیه میکند که این معادلها عبارتند از:
سبک دستوری: این سبک برای پیروانی که آمادگی پایین دارند، بهترین سبک است. در وضعیت هایی که آمادگی کم و بی علاقه بوده یا بیش از حد در قبول یک کار خاص نامطمئن بوده، به کار میرود. سبک دستوری شامل رهنمودهای خاص به افراد است در مورد اینکه چه کاری را چگونه انجام دهند.
سبک تشویقی یا استدلالی: برای پیروانی که آمادگی پایین یا متوسطی دارند، بهترین سبک است. این سبک برای کارکنانی که آمادگی زیر متوسط دارند به کار میرود. هنگامی که کارکنان توان قبول مسوولیت ندارند؛ ولی علاقه دارند یا احساس اطمینان برای انجام کار دارند به کار میرود. این سبک تلفیقی از سبک دستوری و توضیح و تقویت به منظور شور و شوق درافراد است.
سبک مشارکتی: برای پیروانی که آمادگی متوسط تا بالا دارند، بهترین سبک است. هنگامی که کارکنان توان قبول مسئولیت دارند، ولی تمایل ندارند یا بیش از حد به انجام کار نا مطمئن هستند. از آنجا که افراد توانمندند بنابر این سبک مشارکتی که رهبر در آن بر ارتباط دوطرفه و همکاری مبتنی بر اعتماد تاکید دارد اثر بخش ترین سبک است.
سبک تفویضی: برای پیروانی که آمادگی بالا دارند، بهترین سبک است. یعنی هنگامی که کارکنان هم توان و تمایل دارند یا به اندازه کافی نسبت به قبول مسئولیت اطمینان دارند. در این مرحله کارکنان به حمایت و هدایت نیاز کمی دارند. از این رو سبک تفویضی بیشترین احتمال موفقیت را دارد.