دانلود پایان نامه

کلاپر و ریچموند (2011) مقاله ای تحت عنوان الگوهای ایجاد کسب و کار، بقا و رشد… مدارک و شواهد از آفریقا ارائه دادند که در آن به بررسی عوامل موثر بر بقا در 5941 شرکت های ساحل عاج در طی سالهای 1997-1976 پرداختند. براي تجزيه و تحليل داده ها از مدل برآورد کننده حد محصول(کاپلان- ماير) استفاده شده است. در این مقاله به این موضوع اشاره شد که از عوامل پیش برنده بقا، اندازه راه اندازی (اولیه) شرکت است، شرکت های بزرگتر احتمال بقاء بالاتری دارند و صنایع با رشد سریع تاثیر مثبتی بر طول مدت شرکت دارند. همچنین احتمال شکست شرکت با سن شرکت، کاهش می یابد. به طور خلاصه، ادبیات در کشورهای در حال توسعه به طور کلی نشان می دهد که تعیین کننده اصلی خروج شرکت، اندازه است، شرکت های کوچک نرخ بسیار بالاتری از خروج نسبت به شرکت های بزرگ دارا هستند و رابطه یکنواختی بین اندازه شرکت و احتمال خروج وجود دارد، رشد بالاتر تولید ناخالص داخلی احتمال بقای شرکت را افزایش می دهد و اثر رشد در بخش خدمات نسبت به شرکت های تولیدی و بخش تجارت ضعیف تر است.
مالربا و مولینا (2011) مقاله ای تحت عنوان چه چیزی باعث بقا و رشد شرکت های جدید در برزیل شده است؟دیدگاه یادگیری و توانایی ارائه دادند. این مقاله عوامل موثر بر بقا و رشد شرکت های کوچک و جوان برزیل را از منظر یادگیری و توانایی در چهار بخش: فرآوری مواد غذایی، خودرو، مواد شیمیایی و الکترونیک طی دوره 2008-2003 با تمرکز بر عواملی مانند اندازه، مالکیت خارجی، نوآوری، R&D و انواع مختلفی از قابلیت های تکنولوژیکی مربوط به سرمایه گذاری، پروژه ها و ارتباط بررسی می کند. نتایج این تحقیق نشان داده است که اندازه، نوآوری و متغیرهای سرمایه داخلی برای بقا مهم اند. سال های اول برای شرکت های جوان بسیار مهم است و با غلبه بر آن، احتمال بقا افزایش می یابد. عوامل موثر بر بقا و رشد شرکت های کوچک و جوان برزیل در بخش های مختلف، متفاوت هستند. در صنعت الکترونیک، بقا، تحت تأثیر قابلیت ارتباط و رشد بالا با قابلیت های پروژه و نوآوری، قرار می گیرد R&D یک عامل مهم برای رشد بالای شرکت های کوچک و جوان تنها در فرآوری مواد غذایی است، در حالی که برای سه بخش دیگر R&D ناچیز و حتی برای برخی از آنها منفی است. در مقابل، نوآوری تاثیر مثبت بر رشد، در بخش خودرو و الکترونیک دارد. فعالیت های نوآورانه سهم مهمی در رشد عملکرد شرکت های الکترونیکی برتر دارد.
آلوارز و ورگارا (2012) در مقاله ای تحت عنوان قرار گرفتن در معرض تجارت، بقا و رشد شرکت های کوچک و متوسط رابطه ی بین بقا، اشتغال، رشد و اندازه شرکت را در شیلی مورد بررسی قرار داده اند. تجزیه و تحلیل بر اساس بررسی صنعتی ملی سالانه (ENIA) به وسیله موسسه ملی آمار شیلی طی سال های 1999-1979 در بین تمام شرکت های تولیدی با 10 یا بیشتر کارگر صورت گرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل پروبیت استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که شرکت های کوچک و متوسط در صنایعی که بیشتر در معرض تجارت بین المللی اند دارای احتمال بقای بیشتری هستند. نتایج نشان می داد که در مقایسه با شرکت های بزرگ، شرکت های کوچک و متوسط ​​در حدود 16 و 8درصد کمتر احتمال بقا دارند، همچنین شرکت های کوچک و متوسط رشد فروش سریع تری نسبت به شرکت های بزرگتر دارند. نتایج دیگر این تحقیق نشان داد که شرکت های سرمایه محور کمتر احتمال نابودی دارند.
اسجوکویست و کریستی (2012) در مقاله ای تحت عنوان بقا کسب و کار جدید در گرجستان: بررسی سطح بقا با استفاده از داده های سطح منطقی به تجزیه و تحلیل عوامل بقای شرکت های تازه وارد در گرجستان می پردازند. این مطالعه میزان بقای شرکت های تازه وارد در سال 2001 تا 2004 و سه ماهه آخرسال2006 را بررسی کرده است. منبع داده ها از فایل کارفرما که توسط وزارت کار گرجستان جمع آوری شده است، می باشد. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از مدل برآورد کننده حد محصول(کاپلان- ماير) استفاده شده و از مدل نيمه پارامتريک رگرسيون Cox براي آزمون فرضيه ها استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان داد عواملی مانند اندازه شرکت، نرخ ورود به صنعت و نوسان چرخه تجارت بر بقا موثر هستند. مشخص شد اندازه ی شرکت به عنوان یکی از مهمترین مشخصه های سازگار برای احتمال بقای یک شرکت می باشد. سن و اندازه شرکت بیشترین سازگاری را در تعیین بقای شرکت دارند. شرکت های بزرگتر و قدیمی تر احتمال بیشتری برای زنده ماندن نسبت به مشابه جوان تر و کوچک تر خود دارند به علاوه اندازه جاری تاثیر گذارتر از اندازه اولیه می باشد، که این دلالت دارد بر این موضوع که رشد سریع و توسعه ی یک شرکت جدید شانس بقای آن شرکت را به طور فزاینده ای افزایش می دهد. نتایج همچنین بیانگر این موضوع بود که رقابت بیشتری از نرخ بالای ورودی صنعت احتمال بقای شرکت ها را کاهش می دهد.
کازویوکی (2012) مقاله ای تحت عنوان نوآوری باز و بقای شرکت: تحقیق تجربی با استفاده از مجموعه داده های مرتبط با ثبت اختراع و سرمایه گذاری در سرشماری ارائه داد که در این تحقیق رابطه بین نوآوری و بقای شرکت، در میان شرکت های ژاپنی طی سال های 2001 تا 2006 مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه بر اساس مجموعه داده های مرتبط با سرشماری ایجاد شرکت و موسسه از مالکیت معنوی با استفاده از پایگاه داده ثبت اختراع برای شرکت های ژاپنی صورت گرفته است. از مدل برآورد پروبیت برای تجزیه و تحلیل استفاده شده است. ثبت اختراع به عنوان شاخص نوآوری در نظر گرفته شده است. به طور تجربی، نتایج مختلفی در مورد تأثیر فعالیت های نوآورانه، مانند R&D و ثبت اختراع، در بقای شرکت وجود دارد. نتایج این تحقیق نشان داده است فعالیت نوآورانه برای رشد و بهره وری شرکت ضروری است، اما شکست سرمایه گذاری مخاطره آمیز است و به احتمال زیاد منجر به شکست خود شرکت می شود. علاوه بر این، همبستگی منفی بین فعالیت های نوآورانه و بقای شرکت ممکن است کیفیت فعالیت های کارآفرینی با فن آوری بالا را سرکوب کند. همچنین اثر ثبت اختراع بر بقا، همبستگی منفی با بقای شرکت ها دارد.
2-3-2- پژوهش‏های داخلي
مهرداد مدهوشی وغفار تاری (1386) مقاله ای تحت عنوان تأثير سرمايه اوليه در بقای شرکتهاي توليدي کوچک ومتوسط در ايران ارائه دادند. هدف از تحقيق حاضر بررسي تأثير سرمايه اوليه در بقاي شرکتهاي توليدي کوچک و متوسط در ايران در فاصله سالهاي 1360-1384 ميباشد. براي جمع آوري دادهها از پايگاه داده وزارت صنايع و معادن استفاده شد و دادهها با استفاده از رویکرد تجزيه و تحليل رخدادی-تاریخی پردازش شدهاند. براي تجزيه و تحليل اکتشافي دادهها از مدل برآورد کننده حد محصول(کاپلان- ماير) استفاده شد و براي مقايسه الگوهاي خروج از صنعت در شرکتهاي کوچک ومتوسط، از مقايسه توابع بقا استفاده شده است. در ضمن برای آزمون فرضيه مدل نيمه پارامتريک رگرسيون Cox مورد استفاده گرفته است. یافته های ای مطالعه نشان داد که بين سرمايه اوليه و بقاي شرکتهاي توليدي کوچک و متوسط رابطه مثبتي وجود دارد. همچنين نتيجهگيري شد که بين توابع بقاي شرکتهاي تولیدی کوچک ومتوسط تفاوت معنيداري وجود دارد.
فیض پور و موبد (1387) در تحقیقی تحت عنوان توقف بنگاه های صنعتی و عوامل مؤثر بر آن: مطالعه موردی بنگاه های کوچک و متوسط استان یزد طی برنامه سوم توسعه: 1379-83 به بررسی توقف بنگاه های صنعتی و عوامل مؤثر بر آن پرداختند. این مطالعه بر روی صنایع کوچک و متوسط استان یزد طی برنامه سوم توسعه انجام شده است. در این تحقیق از داده های 1539 بنگاه صنعتی که تا ابتدای برنامه سوم توسعه به بهره برداری رسیده اند استفاده شده است. که در طی این مدت 175 بنگاه متوقف گردید. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر متغیرهای اندازه، سن، سرمایه اولیه، گروه صنعت و مکان استقرار بنگاه بر توقف فعالیت های بنگاه های صنعتی است. از مدل رگرسیونی پروبیت برای تخمین عوامل موثر بر توقف بنگاه های صنعتی استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان داده است که بین مکان و سرمایه اولیه و توقف بنگاه های رابطه معنی داری وجود ندارد.
محمد باقر بهشتی، ناصر صنوبر و حسن فرزانه کجاباد (1388) مقاله ای تحت عنوان بررسی عوامل مؤثر بر ورود و خروج خالص بنگاه ها در بخش صنعت ایران ارائه دادند. در این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر ورودی بنگاه ها، به عنوان یکی از نیروهای رقابتی در بخش صنعت کشور پرداخته شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون اُ ال اس استفاده شده است. نتایج برآورد مدل نشان دهنده اهمیت موانع در جلوگیری از ورود بنگاه ها به صنعت و همچنین اهمیت فضای اقتصادی کلان کشور در شکل گیری بنگاه های جدید است. موانع ورود به صنعت هم شامل اندازه بهینه بالای بنگاه های موجود و نیاز به سرمایه و هم شامل موانعی مانند دارایی های ناملموس است. یکی از موانع عمده برای تولد بنگاه های جدید، عدم کارایی بازار پول و سرمایه کشور جهت تأمین بنگاه ها برای شروع فعالیت و همچنین رسیدن به سطح تولید بهینه صنعت می باشد. همچنین رشد و سودآوری صنعت به عنوان یک عامل جذب کننده بنگاه های جدید در بخش صنعت ایران عمل می کند.
مهرداد مدهوشی و آذر نصیری(1388) در مقاله ای تحت عنوان تأثیر ویژگی های صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد (مطالعه موردی: صنایع تبدیلی استان مازندران) به بررسی تأثیر ویژگی های صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد در صنایع تبدیلی استان مازندران در فاصله سال های 1386- 1360 پرداخته اند. بدین منظور تأثیر پنج متغیر نرخ رشد صنعت، متوسط اندازه صنعت، تحقیق و توسعه، شدت سرمایه در صنعت و میانگین نرخ ورود در بقای شرکت ها مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق با استفاده از رویکرد تجزیه و تحلیل تاریخی- رویدادی و مدل تابع هازارد به بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر بقای شرکت جدید پرداخته است. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از پایگاه داده اداره صنایع و معادن استان مازندران استفاده شده و جهت پردازش داده ها برنامه نرم افزاری winTDA به کار رفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل برآوردکننده حد محصول(کاپلان- مایر) و رویکرد جدول عمر استفاده شده و مدل نیمه پارامتریک رگرسیون Cox جهت آزمون فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفته شد. در نتیجه این تحقیق، رابطه معکوس و معنی دار میان نرخ رشد صنعت و بقا تأیید شد. همچنین تأثیر مثبت متوسط اندازه بر بقای شرکت مورد تأیید قرار گرفت. بین متغیر تحقیق و توسعه و شدت سرمایه در صنعت با بقای شرکت های جدید رابطه معنی داری به دست نیامد. از طرف دیگر ارتباط معکوس و معنی داری بین نرخ ورود به صنعت و بقا به دست آمد.
مدهوشی و نصیری (1389) مقاله ای تحت عنوان تأثیر میانگین نرخ ورود به صنعت بر بقای شرکت های تازه وارد مطالعه موردی: صنایع تبدیلی استان مازندران ارائه دادند. جهت پردازش داده ها برنامه نرم افزاری winTDA به کار رفته است. نتایج این تحقیق نشان داده است که رابطه معنی داری میان متوسط نرخ ورود به صنعت و بقای شرکت وجود دارد. همچنین مقایسه ای بین توابع بقای شرکت ها بر اساس متوسط نرخ ورود صورت گرفت و مشخص شد که بین توابع بقای شرکت ها از نظر متوسط نرخ ورود تفاوت معنی داری وجود دارد.
مهرداد مدهوشی وغفار تاری(1389) مقاله ای تحت عنوان تأثير ويژگي هاي شرکت در بقاي شرکت هاي توليدي کوچک و متوسط با استفاده از TDA ارائه دادند که هدف از تحقيق حاضر بررسي تأثير ويژگي هاي شرکت در بقاي شرکت هاي توليدي کوچک و متوسط در ايران در فاصله سال هاي 1384-1360 بود. بدين منظور تأثير چهار متغير اندازه شرکت، سرمايه اوليه، نوع مالکيت وسطح تکنولوژي در بقاي شرکت ها مورد بررسي قرار گرفت. براي جمع آوري داده ها از پايگاه داده وزارت صنايع و معادن استفاده شده و با استفاده از نرم افزار TDA به تجزيه و تحليل داده ها پرداخته شد. براي تجزيه و تحليل اکتشافي داده ها از مدل برآورد کننده حد محصول(کاپلان- ماير) استفاده شده و از مدل نيمه پارامتريک رگرسيون Cox براي آزمون فرضيه ها استفاده شده است. در نتيجه اين تحقيق، رابطه مثبت و معني داري بين اندازه ابتدايي و بقا به دست آمد، همچنين بين سطح تکنولوژي شرکت و بقاي آن نيز رابطه معني داري وجود داشت. ولي رابطه معني داري بين متغيرهاي سرمايه اوليه و نوع مالکيت با بقا تأييد نشد. همچنين در اين تحقيق مقايسه اي بين توابع بقاي شرکت ها بر اساس نوع مالکيت، سطح تکنولوژي و اندازه شرکت (کوچک و متوسط) صورت گرفت و نتيجه گيري شد که بين توابع بقاي شرکت هاي با مالکيت هاي دولتي، خصوصي و تعاوني تفاوت معني داري وجود ندارد. در ضمن نتيجه گيري شد که تابع بقاي شرکت هاي با تکنولوژي سطح پايين با توابع بقاي شرکت هاي با تکنولوژي سطح متوسط و سطح بالا تفاوت معني داري داشته و احتمال بقاي شرکت هاي با تکنولوژي سطح پايين در مقايسه با دو نوع ديگر شرکت بيشتر است. همچنین نتیجه گیری شد که احتمال بقای شرکت های متوسط(10 تا 99 نفر کارمند) از شرکت های کوچک (زیر 10 نفر کارمند) بیشتر است.
محسن عرب نجف آبادی (1390) در پایان نامه خود تحت عنوان خروج و عوامل مؤثر بر آن در صنایع تولیدی ایران: مقایسه بخش تعاون با بخش های خصوصی و دولتی به بررسی عوامل مؤثر بر خروج بنگاه های صنعتی پرداخته است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل رگرسیونی پروبیت استفاده شده است. رشد صنعت، اندازه بنگاه، نرخ تمرکز صنعت، بهره وری نیروی کار، سود حاشیه ای صنعت، حاکمیت بنگاه، سطح تکنولوژی صنعت از جمله متغیرهایی است که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که بین رشد صنعت و بقا رابطه مثبت وجود دارد. همچنین اندازه بیشترین تأثیر را بر پیش بینی خروج بنگاه دارد و هرچه اندازه بزرگتر باشد احتمال خروج بنگاه کاهش می یابد.
2-4-3- جمع بندی مطالعات پیشین
جدول 2-1 تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع تحقیق را به طور خلاصه نشان می دهد.
جدول 2-1- خلاصه تحقیقات انجام شده پیشین
متغیر
نویسنده
روش تجزیه و تحلیل
نتایج
متغیرهای سطح شرکت
اندازه
هلمرز و راجرز(2010)
مدل برآورد کننده حد محصول(کاپلان ماير) و مدل Probit