دانلود پایان نامه

شدت سرمایه
سرمایه اولیه
سرمایه اولیه
بقای شرکت های تازه وارد
بقای شرکت های تازه وارد
نوع شرکت
نوع شرکت
رشد صنعت
رشد صنعت
اندازه شرکت
اندازه شرکت
شکل2-1- مدل مفهومی تحقیق
2-4- بخش دوم- مروری بر پیشینه ی تحقیق
2-4-1- پژوهش‏های خارجي
آسپلوند، بِرگ اوتبی و اِسکیودال (2005) در تحقیقی با عنوان تأثیر منابع اولیه دربقای شرکت های جدید: یک مطالعه طولی از شرکت های جدید تکنولوژی محور، تأثیر منابع اولیه و تکنولوژی را بر بقای شرکت های جدید تکنولوژی محور در نروژ و سوئد بررسی کرده و یک رابطه مثبت بین منابع اولیه و توانایی بقای شرکت در سال های اولیه فعالیت به دست آوردند.
فریچ و همکاران (2006) مقاله ای تحت عنوان اثر صنعت، منطقه و زمان در بقای کسب و کار های جدید: یک تجزیه و تحلیل چند بعدی ارائه دادند. داده ها مربوط به مناطق غرب آلمان در دوره 1983-2000 بود که اطلاعات آنها از آمار بیمه اجتماعی آلمان جمع آوری شده که اکثریت قریب به اتفاق بخش خصوصی در آلمان را پوشش می دهد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون اُ اِل اِس استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان داد شانس بقای تازه واردها در ویژگی های صنعت بوسیله افزایش حداقل اندازه کارا و افزایش تعداد ورودها نسبتا پایین است. و شدت سرمایه بالا در یک صنعت موجب توقف راه اندازی و بقای شرکت جدید به سبب مقدار نسبتاً زیاد منابع مورد نیاز جهت دستیابی به حداقل اندازه ی کارا می شود. محیط اقتصادی منطقه ای اهمیت قابل توجهی برای موفقیت کسب و کارهای تازه تاسیس دارد، با استفاده از تحقیقات تجربی این نتیجه حاصل شد که بنیانگذاران کسب و کار جدید تقریبا همیشه کسب و کار خود را نزدیک به جایی که زندگی می کنند راه اندازی می کنند.
سفیز و مارسیلی (2006) مقاله ای تحت عنوان بازمانده: نقش نوآوری در بقای شرکت ها ارائه دادند که هدف از آن بررسی رابطه بین نوآوری و احتمال بقای شرکت های تولیدی هلند با در نظر گرفتن ویژگی های شرکت از قبیل سن و اندازه بوده است. داده ها از بین 61177 شرکت طی سال های 1994 تا 1996 از سازمان جامعه نوآوری جمع آوری شده است. به منظور برآورد احتمال بقای شرکت، از یک رویکرد ناپارامتری بر اساس محاسبه ماتریس برآورد تحول استفاده شد. نتایج نشان می دهد که نوآوری اثر مثبت و قابل توجهی بر احتمال بقای شرکت دارد. این اثر در طول زمان افزایش می یابد و مشروط به سن و اندازه شرکت است، و مشاهده شده است که شرکت های کوچک و جوان بیشتر در معرض خطر خروج هستند، اما آنها همچنین بیشترین بهره را از نوآوری برای بقا در بازار ، به خصوص در دراز مدت می برند. در واقع احتمال بقای شرکت های کوچک، جوان و غیر نوآور بسیار پایین تر است. در مقابل، در میان شرکت های نوآور، احتمال بقای شرکت های کوچک و جوان قابل مقایسه با شرکت های با دیگر اندازه و سن است، و همیشه احتمال بقای آنها از شرکت های غیر نوآور، بیشتر است.
جنسن و همکاران (2008) مقاله ای تحت عنوان نوآوری، شرایط تکنولوژیکی و بقای شرکت جدید ارائه دادند. هدف این مقاله بررسی تأثیر فعالیت نوآورانه سطح شرکت و سطح صنعت بر روی شرکت های تازه وارد در مقایسه با شرکت های کنونی با ثابت در نظر گرفتن سایر عوامل در استرالیا بود. داده ها از بین 261510 شرکت در سال های 2005- 1997 جمع آوری شد. رابطه بین متغیر ها از طریق یک مدل هازارد نمایی ثابت تخمین زده شد. ثبت اختراع و علامت تجاری به عنوان شاخص نوآوری در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد اثر برنامه های ثبت اختراع بر مرگ شرکت فعلی، مثبت و قابل توجه است، همچنین علامت تجاری، بقای شرکت های تازه وارد و شرکت های فعلی را به شدت افزایش دهد. از جمله نتایج دیگر تحقیق این بود که در صنایعی که در آن رقابت ناشی از ورود شرکت های تازه وارد به صنعت زیاد است احتمال بقای شرکت های تازه وارد کمتر است. برای شرکت های تازه وارد تغییرات تکنولوژیکی فرصت فراهم می کند. در واقع در صنایع مشخصه به وسیله تغییرات سریع شرایط تکنولوژیکی، شرکت های تازه وارد (نسبت به شرکت های فعلی) راحت تر یک موقعیت متمایز در بازار پیدا می کنند.
هوین و همکاران (2008) مقاله ای تحت عنوان شرایط مالی راه اندازی و بقای شرکت های جدید ارائه دادند. داده های این تحقیق از پایگاه داده T2-LEAP کانادا طی سال های 1998- 1984جمع آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل پارامتریک Weibull و Gompertz و نیمه پارامتریک استفاده شده است. هدف از این مقاله بررسی ارتباط بین شرایط مالی اولیه و بقای شرکت های تازه وارد بود. این مقاله بر اهمیت متغیرهای سطح شرکت از قبیل بهره وری، اندازه و سن به عنوان عوامل مرتبط با بقای یک شرکت تاکید می کند. در این تحقیق اشاره شده است که اندازه اولیه شرکت و بهره وری نیروی کار رابطه منفی با احتمال خروج شرکت دارد. نتایج رابطه مثبتی را بین اهرم اولیه شرکت و نرخ خطر نشان داده است، بنابراین، آن دسته از شرکت ها با سطوح بالاتر اهرم اولیه، کمتر احتمال دارد تا در آینده زنده بمانند. علاوه بر این رابطه غیر خطی نیز بین اهرم شرکت و نرخ بقا مشاهده شده است.
کاتو(2008) مقاله ای تحت عنوان بقای شرکت و تحول ساختار بازار ارائه داد. جهت پردازش داده ها از مدل کوکس استفاده کرد و تأثیر متغیرهای شرکتی مانند اندازه و شیوه ی ورود شرکت و نیز تأثیر کیفیت محصول بر نرخ هازارد مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داده است اندازه شرکت و شیوه ورود تأثیر معنی داری بر مدت بقا دارد. همچنین نتایج نشان داده است شرکت هایی که بر R&D سرمایه گذاری می کنند و از ابداعات بیشتری برخوردارند شانس بیشتری برای بقا دارند.
بگز و همکاران (2008) در مقاله ای تحت عنوان تاثیر تغییرات نرخ ارز واقعی در شرکت های بخش خدمات تاثیر حرکات نرخ ارز واقعی صنعت خاص را بر سودآوری، بقا، فروش و اهرم در شرکت های بخش خدمات کانادایی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. در این تحقیق از داده های سطح شرکت از سال 1986 تا سال 1997 همراه با داده های تجارت خدمات از سال 1990 تا 2005 استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل توبیت و رگرسیون اُ اِل اِس استفاده شد. به طور کلی، یافته های این تحقیق نشان می دهد بقا با بهره وری نیروی کار و اندازه شرکت دارای رابطه مثبت است، و ارتباط منفی با اهرم و سن دارد. در سطح صنعت، اگر صنعت آن رشد فروش بالاتری تجربه کند شرکت به احتمال بیشتری زنده می ماند.
هلمرز و راجرز (2010) مقاله ای تحت عنوان نوآوری و بقای شرکت های تازه وارد در انگلستان ارائه دادند. هدف این مقاله تجزیه و تحلیل بقای 162000 شرکت بریتانیایی ثبت شده طی سال های 2001 تا 2005 بود. از پایگاه داده (OFLIP) برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. براي تجزيه و تحليل داده ها از مدل برآورد کننده حد محصول(کاپلان- ماير) از رویکرد ناپارامتريک و مدل پروبیت استفاده شده است. ثبت اختراع و علائم تجاری را به عنوام شاخص نوآوری در نظر گرفت. به طور کلی، نتایج نشان می دهد که شرکت های جدید که حق ثبت اختراع یا علامت تجاری دارند 16 درصد کمتر احتمال خروج دارند. همچنین سهم بالاتر علائم تجاری ارتباط مثبتی با خروج دارد. در مقابل، سهم بیشتری از حق ثبت اختراع شرکت ها، رابطه منفی با خروج دارد، تاثیر مثبت سهم علامت تجاری بر خروج نشان می دهد که بقا در صنعتی که در آن تمایز مهم است سخت تر است. و شرکت ها در صنایع با رشد بالاتر، بقای بیشتری را تجربه می کنند. اندازه شرکت، متغیر دیگر در تجزیه و تحلیل بقا بود که نتایج نشان داد ارتباط مثبتی با بقا دارد. در نهایت شدت سرمایه هیچ ارتباط معنی داری با بقای شرکت های تازه وارد نشان نمی دهد.
هولمز وهمکاران (2010) مقاله ای تحت عنوان تجزیه و تحلیل بقای شرکت های جدید با استفاده از تابع هازارد ارائه دادند. این مقاله به تجزیه و تحلیل دقیق بقای شرکت های تازه تاسیس منطقه شمال شرق انگلستان طی سال های 1994-1973، با استفاده از داده های منحصر به فرد مجموعه ای از 931 شرکت می پردازد. تجزیه و تحقیق داده های این تحقیق با استفاده از تابع هازارد صورت گرفته است. در این تحقیق نتایج به دست آمده برای SMEs مطابق با مطالعات انجام شده، ذکر شده است که یک رابطه مثبت بین اندازه و بقای شرکت وجود دارد. در واقع برای شرکت های با اشتغال کل بیشتر از 10 ، افزایش در اندازه اولیه شرکت، احتمال بقا را افزایش می دهد، درحالی که برای شرکت های بسیار کوچک (شرکت هایی که با اشتغال کل 10 یا کمترهستند)، وقتی که اندازه راه اندازی شرکت افزایش می یابد، احتمال بقا کمتر می شود.
دکوماشو و همکاران (2011) مقاله ای تحت عنوان صادرات، R&D سرمایه گذاری و بقا شرکت ارائه کرده اند. هدف از آن بررسی تاثیر صادرات و تحقیق و توسعه بر بقای 4949 تا از شرکت های هند طی سال های 2009-1991 بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل هازارد نسبی پارامتریک استفاده شد یافته های بدست آمده از این مطالعات به طور کلی نشان می دهد که شرکت هایی که سرمایه گذاری بیشتر در نوآوری و یا R&D انجام می دهند و دارای سطوح بالاتری از بهره وری هستند و نرخ بقای بالاتری خواهند داشت.