دانلود پایان نامه

2-2-3- عوامل تأثیر گذار بر بقای شرکت ها
2-2-3-1- ویژگی های خاص شرکت
2-2-3-1-1- اندازه شرکت
مفهوم اندازه ی شرکت: اندازه ی شرکت در مطالعات متعدد نمایانگر جنبه های مختلفی از شرکت است. اندازه ی شرکت می تواند نمایانگر اهرم شرکت باشد. اندازه ی شرکت می تواند نمایانگر برتری رقابتی نیز باشد. از آنجایی که سهم بیشتر بازار، نیاز به تولید و فروش بیشتر دارد لذا داشتن منابع مالی کافی و اندازه ی بزرگتر می تواند شرکت را در تولید بیشتر یاری کند تا بتواند مزیت های رقابتی ایجاد نماید. اندازه ی شرکت می تواند توانایی مدیریت و کیفیت طرح های حسابداری باشد و توسعه ی اندازه ی شرکت نشانگر مدیریت قوی است. اندازه ی شرکت می تواند نمایانگر کارایی اطلاعاتی باشد. و در نهایت اندازه شرکت می تواند نمایانگر میزان ریسک کلی شرکت باشد (شورورزی و پهلوان،1389).
اگر چه شروع فعالیت هر شرکت جدید، موجبات اشتغال تعدادی از نیروی انسانی را در پی دارد اما تنها ایجاد بنگاه، بیانگر اشتغال زایی و الزاماً گامی در راستای حل معضل بیکاری نیست. بلکه دوره ی حیات قابل قبول بنگاه ها عامل اساسی در ایجاد اشتغال اثرگذار توسط آن ها محسوب می شود.در میان مجموعه عواملی که دوره ی حیات یک بنگاه اقتصادی را تحت تأثیر قرار می دهد، اندازه ی آن به عنوان یکی از ویژگی های مختص شرکت و مهم ترین عامل تأثیرگذار تلقی می شود. شاید کمتر مطالعه ای را بتوان در این حوزه مشاهده کرد که بررسی تأثیر اندازه بر دوره ی حیات را نادیده انگاشته و آن را به عنوان مهم ترین عامل معرفی نکرده باشد (فیض پور و همکاران، 1390).
در بعضی از مطالعات نقش اساسی در بقا یا شکست یک بنگاه را اندازه شرکت دانسته اند و نشان می دهند که بین اندازه و رشد و یا شکست رابطه وجود دارد (دان و همکاران، 2005). ورود بنگاه های جدیدالورود به فعالیت های اقتصادی همواره با عنوان معیاری اصلی برای سنجش عملکرد بخش یا منطقه محسوب می شود، اما همواره این سؤال که اندازه مطلوب برای یک بنگاه اقتصادی در زمان ورود چه اندازه ای است؟ سوالی است که از دیرباز مورد ارزیابی اقتصاددانان قرار گرفته و برای آن پاسخ های متعددی ارائه گردیده است. درحالی که برخی، اندازه های کوچک را برای بنگاه های اقتصادی در زمان ورود پیشنهاد می کنند، گروه دیگر بر این باورند که بنگاه های بزرگ به دلیل توانایی استفاده از صرفه های ناشی از مقیاس بر بنگاه های کوچک ارجحیت دارند (فیض پور و رادمنش، 1391). به عنوان مثال دان و همکاران (2005) بیان کردند بنگاه هایی که از نظر اندازه شرکت و سهم در بازار بزرگ هستند دارای بقای بیشتری هستند.
اندازه در زمان ورود الزاماً به معنی اندازه ی بهینه نبوده و این خود می تواند زمینه ی خروج بنگاه های کوچک و متوسط را بیش از سایر بنگاه ها فراهم کند (سفیز و مارسیلی، 2006). بنابراین بنگاهی که فعالیت خود را در اندازه ای از کوچک و احیاناً غیر بهینه آغاز می کند، پس از مشاهده ی عملکرد خود برای بقا در بازار لازم است تا اندازه ی خود را به سوی اندازه بهینه سوق دهد. در مقابل، چنانچه بنگاهی که در مقیاسی بزرگ فعالیت می کند، با کارایی کم تر از حد انتظار مواجه شود، امکان دارد قبل از خروج از فعالیت، کوچک شود. درحالیکه چنانچه کارایی کم تر از حد انتظار بنگاه، در حدی اندک و قابل اغماض باشد، تمایلی نیز برای کوچک شدن بنگاه وجود نداشته و بنگاه ترجیح می دهد در همان مقیاس باقی بماند. درنتیجه، مقیاس بزرگ تر ورود بیانگر موفقیت بیشتر است. بنابراین، بر اساس نظریه های موجود در این حوزه عموماً بنگاه های جدید با مقیاسی کوچک وارد می شوند، اما امید به زندگی نسبتاً کوتاهی دارند، چون ورود آسان الزاماً دوره ی حیات طولانی را در بر نمی گیرد.
رفتار بنگاه های جدیدالورود به فعالیت اقتصادی در راستای تعدیل اندازه خود نسبت به وضعیت موجود و گذشته زمان، موضوعی است که از هر حیث اهمیت یافته و علاوه بر آن، می تواند به عنوان مبنایی برای تعریف اندازه مورد توجه جدی قرار گیرد.با چنین شناختی از تأثیر اندازه بر عملکرد یک بنگاه اقتصادی می توان مطالعات متعددی را در این حوزه مشاهده کرد. اما شروع مطالعات منسجم و علمی دوره ی حیات بنگاه های اقتصادی را شاید بتوان به مطالعه ی انجام شده توسط ایوانس در کشور امریکا و در سال 1987 نسبت داد. ایوانس با استفاده از داده های مربوط به بنگاه های تجاری کوچک امریکا، رابطه ی مثبت قوی ای را بین احتمال بقای بنگاه ها و اندازه ی آن ها آزمون کرده است. پس از ایوانس، دیون، ربرت و ساموئلسن (1989) و نیز فیلیپس و کریچف (1989) در مطالعات جداگانه ای موضوع بقا و رشد بنگاه های وارد شده به تجارت امریکا را بررسی کردند. کاهش نرخ شکست بنگاه در نتیجه ی افزایش اندازه آن از نتایج مطالعه دیون و همکارانش می باشد.مطالعه ی فیلیپس و کریچف نیز که با استفاده از داده های بنگاه های کوچک امریکا انجام شده، نتایج مطالعه ی ایوانس را تأیید کرده است ( فیض پور و همکاران، 1390).
هولمز وهمکاران (2010) نیز مقاله ای تحت عنوان تجزیه و تحلیل بقای شرکت های جدید با استفاده از تابع هازارد ارائه دادند. در این تحقیق نتایج به دست آمده برای SMEs مطابق با مطالعات انجام شده، ذکر شده است که یک رابطه مثبت بین اندازه و بقای شرکت وجود دارد.

2-2-3-1-2- سرمایه اولیه
تعریف مفهومی سرمایه: سرمایه، در علم اقتصاد، عبارت است از حق یا علاقه صاحبان یک موسسه نسبت به دارایی موسسه مذکور. این مبلغ از کم کردن بدهی‌های موسسه از جمع دارایی آن بدست می‌آید. به عبارت دیگر پس از پرداخت تمام بدهی‌ها و تعهدات یک موسسه آنچه از دارایی باقی می‌ماند متعلق به صاحب یا صاحبان موسسه است.
سرمایه از مهم ترین عوامل تجارت بوده و بزرگ ترین وسیله جلب منفعت است. هر شرکت باید دارای سرمایه باشد، تا بتواند نتیجه ای از عملیات خود که تجارت است برده و منتفع شود. اهمیت شرکت های تجارتی را از سرمایه آنها می توان درک کرد. تحولات پيچيده و سريع چند دهه ي اخير و نيز شتاب گيري روند جهاني شدن موجب شده است تا جوامع گوناگون تلاش كنند بيش از پيش خود را براي پذيرش تحول آماده كنند. برپايي و فعال نگهداشتن شركت هاي بزرگ، تاچند دهه ي پيش به عنوان يك مزيت اقتصادي تلقي مي شد و چنين استدلال مي شد كه هرچه اين شركت ها بزرگ تر باشند، اقتصاد پوياتر و قدرتمندتر مي شود. با مراجعه به تحقيقات و متون دانشگاهي مشاهده مي شود كه عمده ترين دلايل ناكامي شركت ها فقدان يا عدم كفايت سرمايه گذاري و تأمين مالي نامناسب و ناكافي آنان است. بنابراين،‌ ممكن است ضعفهاي موجود منجر به سرمايهگذاري نامناسبي شود كه ادامهي بقاء و حيات شركت را تهديد كند. ساختار سرمايهي نامناسب براي هر شركتي و يا به طور خاص در مورد شركتهاي كوچك همهي زمينههاي فعاليت يك شركت را تحت تاثير قرار ميدهد و ميتواند منجر به بروز مسايلي نظير عدم كارايي در بازاريابي محصولات،‌ عدم كارآمدی و ناتواني در بكارگيري مناسب نيروي انسانی و موارد مشابه شود (سجادی و جعفری، 1386).
اهمیت سرمایه بیشتر مورد نظر معامله کنندگان با شرکت است و اشخاص با ملاحظه اعتبار و میزان سرمایه شرکت، قرارداد منعقد و یا معامله انجام می دهند. به این جهت هر شرکت باید در هر گونه اسناد و صورت حساب و اعلانات و نشریات و غیره که به طور خطی یا چاپی صادر یا منتشر می نماید میزان سرمایه خود و آن قسمتی که تأدیه شده است صریحاً قید کند. ون آئوكين معتقد است سرمايهگذاري مناسب و كافي در شركتها به آنها اين امكان را ميدهد تا بتوانند منابع ضروري را تحصيل كنند. وي اهميت تحصيل منابع را با موفقيت شركتها در بازار مرتبط ميداند و ميگويد به اين طريق شركتها ميتوانند فرصتهاي بازار را با موفقيت دنبال كنند و از مزيتهاي فعاليت در بازار بهرهمند شوند (ون آئوکین، 2005). کسار معتقد است اندازه ي شرکت ها در بدو شروع با سهم بدهی آنها در ساختار سرمایه شان ارتباط مستقیم دارد (کسار، 2004). موديگلياني و ميلر بیان می کنند که اندازه ي شرکت بر ساختار سرمایه تأثیری ندارد. اما، محققان زیادی معتقدند بین اندازه ي شرکت ها و ساختار مالی آنها رابطه وجود دارد (موديگلياني و ميلر، 1958). چیتندن و همکاران معتقد هستند تئوری مزبور در مورد شرکت های کوچک در مقایسه با شرکت های بزرگ کاربرد بیشتری دارد. زیرا، هزینه های تامین مالی برون سازمانی برای شرکت های کوچک بیشتر است و این موضوع ترجیحات و اولویت های این شرکت ها را تحت تاثیر قرار می دهد(چیتندن و همکاران، 1996) .
بون و همکاران و برادلی و همکاران در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که شرکت های فعال در بخش های دارویی، الکترونیک، غذایی و ابزارآلات از اهرم نسبتاً پایینی برخوردارند، در حالی که شرکت های فعال در بخش های سیمان، کاشی و سرامیک، کاغذ و آهن آلات از اهرم نسبتاً بالایی برخوردارند. به اعتقاد دولینگر منابع تامین مالی و سرمایه واحدهای تجاری، به چرخه ي عمر شرکت ها و دوران عمر شرکت ها بستگی داشته و اینکه شرکت در مرحله ي بلوغ یا رشد قرار گرفته است، نيز بر روی این موضوع موثر است (سجادی و جعفری، 1386).
مدهوشی و تاری (1386) مقاله ای تحت عنوان «تأثير سرمايه اوليه در بقای شرکتهاي توليدي کوچک ومتوسط در ايران» ارائه دادند. یافته های این مطالعه نشان داد که بين سرمايه اوليه و بقاي شرکتهاي توليدي کوچک و متوسط رابطه مثبتي وجود دارد.
کوک (2007) سرمایه اولیه لازم برای احداث یک بنگاه را عامل تعیین کننده و مهم در خروج یک بنگاه می داند. همچنین بیان می کند که الزامات موجود هنگام شروع مانع عملکرد مناسب بنگاه می شود.
فیض پور و موبد (1387) در تحقیقی به بررسی توقف بنگاه های صنعتی و عوامل مؤثر بر آن پرداختند. این مطالعه بر روی منابع کوچک و متوسط استان یزد صورت گرفت. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر اندازه، سرمایه اولیه، گروه صنعت و مکان استقرار بنگاه بر توقف فعالیت های بنگاه های صنعتی است. نتایج بدست آمده نشان داده است که بین مکان و سرمایه اولیه و توقف بنگاه رابطه معنی داری وجود ندارد.
2-2-3-2- ویژگی های خاص صنعت
2-2-3-2-1- نوآوری
تعریف مفهومی نوآوری: نوآوری از کلمه لاتین Innovate به معنای «ساختن یک چیز جدید» استخراج شده است. برای نوآوری تعاریف متعددی ذکر شده است. نخستین بار شومپیتر در سال 1934 مفهوم نوآوری را تعریف کرد. او نوآوری را با توسعه اقتصادی مرتبط دانست و آن را به عنوان ترکیب جدیدی از منابع مولد ثروت معرفی کرد. شومپیتر در تعریف خود از نوآوری، آنرا به عنوان یک برهم زننده نظم موجود و تعادل اقتصادی برای ایجاد نظم و تعادلی جدید معرفی می کند (سوئدبرگ،2007). اصطلاح «تخریب خلاق» به همین موضوع اشاره دارد. دراکر (1985) نوآوری را به عنوان فرآیند تجهیز، قابلیت​های جدید بهبود یافته یا افزایش سود تعریف کرده است (گاندی و همکاران،2011).
به دلیل شرایط و وضعیت های پیچیده ی امروزه که سازمان ها را با تنگاه های رقابتی و تکنولوژیکی مواجه ساخته و تداوم روش های سنتی را با مشکل جدید روبه رو ساخته است بسیاری از سازمان ها و شرکت ها و بسیاری از بخش های اقتصادی و اجتماعی به لزوم نوآوری پی برده اند. نوآوری یک عامل مهم در موفقیت و کسب مزیت رقابتی سازمان هاست (جوموسلگلو و السو،2009). چراکه مزیت رقابتی دیروز، تضمینی برای بقای فردا محسوب نمی شود. از این رو در بازارهای رقابتی امروزه که پیوسته در حال تغییر و تحول هستند، شرکت ها برای بقاء نیازمند ایجاد تغییراتی در رویه ها و استراتژی های خود هستند. در واقع، امروزه نوآوری مزیت رقابتی برای شرکت ها و سازمان ها محسوب می شود (ملاحسینی و فتحی، 1388). نوآوري، مفهومي کليدي است كه امروزه از آن به عنوان محور دستاوردهاي تجارت در قرن بيست و يکم ياد مي شود. سازمان هاي، کوچک و بزرگ، اقدام به ارزيابي مجدد محصولات، خدمات و عمليات خود كرده اند تا فرهنگ نوآوري را به وجود آورند. اين بازبيني مجدد اهداف سازماني، بدين دليل صورت مي گيرد که پرورش فرهنگ نوآوري در درون سازمان، بهترين تضميني است که يک سازمان بتواند در محيطي که بازارهاي آن به سرعت به پيش مي روند، پايدار بماند. همچنين پرورش فرهنگ نوآوري بهترين تضمين (اگرچه که هيچ چيز تضمين ندارد) براي بقاء و پايداري طولاني مدت در اقتصاد دانش – محرك امروزين است (هادوی، 1388).
در بیشتر موارد در دنیای امروز، نوآوری منبع فرصت های عظیمی شناخته شده اند که باعث ایجاد جهش های خاصی در بازار جهان شده است، چرا که باعث می شوند تا در سیستم هایی که دچار عدم پویایی شده اند نیروی تازه ای دمیده شود و از تهدیدهای ثابت ماندن در بازار برای آن ها بکاهد (تیمونز و اسپینلی،2007). بسیاری از سازمان ها در سال های اخیر تلاش های بسیاری انجام داده اند تا کارمندان خود را تشویق به نوآوری نمایند (جوموسلگلو و السو، 2009). حرکت از بازارهای ملی به سمت بازارهای بین المللی، رقابت شدیدی را در بخش صنایع فراهم آورده است بطوریکه بازارهای ملی که زمانی در انحصار یک یا چند جانبه قرار داشت در معرض رقابت جهانی قرار گرفتند. صنایع جهانی در اثر جهانی شدن، خرد شده یعنی تعداد بسیاری از شرکت ها در یک صنعت جهانی با یکدیگر رقابت می کنند. این نوع رقابت نرخ سود سازمانی را کاهش داده وباعث می شوند که دستیابی به حداکثرسازی بازده، کیفیت، انعطاف پذیری نسبت به مشتری و نوآوری مهم شوند (خداداد حسینی و عزیزی، 1385).
بر اساس نظریه شومپیتر، نوآوری به اشکال زیر ظاهر می شود: