دانلود پایان نامه

تحقیقات اخیر نشان داده اند که احترام متقابل، همخوانی باورهای مذهبی، سن ازدواج، مدت زمان زندگی مشترک، تعداد فرزندان، . . . در زندگی زناشویی و رضایت از آن مؤثر است( فنکور و هیزمن،2000).
بررسی عوامل مؤثر بررضایت زناشویی از این جهت حائز اهمیت است که رضایت فرد از زندگی زناشویی بخش مهمی از سلامت فردی محسوب می شود. ونیچ در این خصوص می نویسد که ارتباط با همسر جنبۀ مرکزی زندگی عاطفی و اجتماعی یک شخص است.
دربارۀ عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی بنظر می رسد دو چشم انداز عمده وجود دارد. در چشم انداز اول که مورد قبول مکتب تحلیل روانی است عمل درون فردی را مهم می داند و در چشم انداز دوم که مورد پذیرش رفتار گرایان است عوامل بین فردی را در رضایت زناشویی مهم می داند)همان).
2-6-3- نیوفان (1994) عوامل زیر را بیانگر رضایت زناشویی می داند:
1.  سطح تحصیلات بالا
2. موقعیت  و وضعیت اقتصادی- اجتماعی بالا
3. تشابهات زوجین در علایق، هوش و شخصیت
4. در مرحلۀ اولیه و ابتدایی چرخه زندگی بودن (قلمداد داشتن در اوایل دورۀ زندگی مشترک)
5. سازگاری در مسائل جنسی
6. ازدواج در سنین بالاتر برای زنان
هنوز مکانیزمی برای کشف ارتباط بین این عوامل و ازدواج موفقیت آمیز پیدا نشده است. اما احتمالاً سطح بالای  تحصیلات یا وضعیت اقتصادی اجتماعی مناسب زوجین را به سمت رضایت بالاتری هدایت می کند. زیرا وجود همین عوامل باعث می شود زوجین مهارت های بهتری برای حل مسأله داشته باشند و کمتر د چار استرس شوند (همان).
2-7- دسته بندی عوامل مؤثر بر رضایت مندی زناشویی:
عواملی که می تواند رضایت زناشویی را تداوم بخشد و یا خانواده ها را در معرض نابسامانی و از هم پاشیدگی قرار می دهد ضروری به نظر می رسد.همان گونه که ذکر شد عوامل متعددی در رضایت ازناشویی تأثیر می گذارند. بعضی از این عوامل به صورت دسته بندی شده در زیر می آیند:
2-7-1ارتباط
منظور از ارتباط همه شیوه های نمادینی است که افراد از طریق آنها پیام خود را منتقل می کنند. انتقال پیام ها بیشتر اوقات با استفاده از کلمات و رفتار کلامی گسترده صورت می گیرد. با وجود این،رفتار غیر کلامی نیز،یکی از مقوله های عمده ارتباط به شمار می آید. رفتار غیر کلامی مسائلی مانند تن صدا، زبان بدن،حالات اندام، وضع ظاهر، نشانه های چهره ای و مواردی از این قبیل را شامل می شود( فقیرپور،1383). ارتباط كلامي و غيركلامي زوجين، يكي از مؤلفه هاي تقويت و استحكام خانواده است. در زمينه ي رفتار كلامي مي توان به مواردي از قبيل عدم پرخاشگري كلامي و نرمي بيان و فراخواني يكديگر به نام هاي خوب و القاب زيبا اشاره كرد. ابراز احساسات، مصافحه كردن، هديه دادن به همديگر، سلام كردن ومواردي از اين قبيل ميتواندبه پرباری روابط زوجین کمک کند كمك کند. .
ازمتون ديني، مؤلفه هاي ديگري را از جمله پايبندي هاي مذهبي زوجين، حل اختلاف و تعارض، ارضاي نياز جنسي، مديريت اقتصادي خانواده، صفات شخصيتي، تفريح و اوقات فراغت خانواده، رفت و آمدهاي فاميلي و توليد فرزند و فرزندپروري را به عنوان مؤلفه هاي تقويت كننده روابط زناشويي و رضامندي زناشويي استخراج كرد.مهمترین عامل آسیب پذیری خانواده، بروز سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات است بنابراین، هر یک از زوجین به سهم خود مسئولیت دارند که از بوجود آمدن سوء تفاهم و سوء ارتباطات پیشگیری کنند(نظری،1392).
نظام زناشویی به عنوان یک سیستم منحصر به فرد دارای ویژگی هایی است که آن را از سایر اشکال روابط اجتماعی متمایز می کند:
رابطه زناشویی مؤثر مستلزم ایجاد تعادل بین پویایی و ثبات است. برای اینکه رابطه زوج سالم بماند،باید درجاتی از ثبات، قابلیت پیش بینی و تا حدی تازگی و انعطاف پذیری را در خود داشته باشد.
رابطه زناشویی دارای گذشته، حال و آینده است. زوجها مسائل گذشته و برنامه های آینده خود را به هم مرتبط کرده و تلاش می کنند رابطه خود را در زمان حال، تازه و شاداب نگه دارند. رابطه زناشویی مستلزم ترکیب آینده و گذشته دو فرد است، که ارزش ها و نگرش های متفاوتی دارند.
رابطه زناشویی مستلزم حمایت کردن و حمایت شدن است. زن و شوهر ها باید بتوانند نیازهای همسرشان را مانند نیازهای خود درک کنند و از خود محوری شان بکاهند.
رابطه زناشویی مستلزم این است که هر عضو ضمن حفظ فردیت و هویت منحصر به فرد خود، این توانایی را داشته باشد که گاهی اوقات بخاطر رابطه، فردیت را کنار بگذارد.
سرانجام زوج ها باید بتوانندمرزهای را برای تأمین نیازهای خانواده و ایجاد امنیت، خلئت شخصی و روابط نزدیک ایجاد نمایند( گلادینگ، ترجمه اسمعیلی و رسولی،1392).T
در بعضی موارد یک عضو زوج در خانواده ای بزرگ شده که اعضای آن کمترین تماس فیزیکی را با هم داشته اند. در این خاواده گفت و گو در رابطه با عشق و محبت بین والدین، یا بین والدین و فرزندان اصلاً وجود نداشته و یا بسیار کم بوده است. در اینگونه خانواده ها اعضای خانواده ضمن اینکه یکدیگر را دوست دارند ولی در ارتباط هایشان با یکدیگر احساسات آنها نمود پیدا نمی کند. بیان عاطفی و ابراز احساسات در این نوع خانواده ها به شکل تهیه غذا،در اختیار قرار دادن پول و یا دیگر عوامل ملموس صورت می گیرد.برعکس عضو دیگر ممکن است در خانواده ای بزرگ شده باشد که والدینش برای ارتباط با یکدیگر و فرزندانشان اهمیت زیادی قائل بودهو وقت زیادی صرف آنها کرده اند. در این خانواده اعضاء احساسات خود را به راحتی به صورت کلامی یا با حالات فیزیکی و غیر کلامی نشان می داده اند.تفاوت های فوق در شیوه ابراز احساساتدر خانواده های اصلی، انتظارات زن و شوهری که هر کدام در یکی از آن خانواده ها بزرگ شده اند را از صمیمیت و عشق به صورت متفاوتی شکل می دهد ( همان).زن و شوهر برای پیشگیری از ایجاد مشکل، باید بتوانند درباره ی انتظاراتی که از یک رابطه ی صمیمانه دارند،با یکدیگر صحبت کنند. در این حالت می توانند انتظارات جدید وقابل قبولی را برای همدیگر شکل دهند. در صورتی که زن و شوهر درباره ی صمیمیت و انتظاراتشان از رابطه صمیمانه صحبت نکنند، در گیر استرس ارتباطی می شوند در این حالت اگر باز هم موضوع را پیگیری نکنند و راه حلی را با توافق یکدیگر پیدا نکنند،رابطه به سردی گراییده و احتمال خاتمه رابطه وجود دارد (استریت، ترجمه تبریزی،1384).
2- 7-2- سن
نزدیکی محل سکونت و شباهت پاره ای ویژگیهای تن مانند رنگ پوست و اندازه قد، آنچنان کافی نیستند که دو فرد را پیوند زناشویی وادارد گو اینکه در این میان متغیرهای دیگری نیز وجود دارد اما نزدیکی سن یکی از بنیادی ترین آنها است. آلن ژیرا می نویسد: آگاهیهای جمعیت شناسانه درباره سن همسران به هنگام زناشویی آموزنده است و می دانیم که بیشتر اوقات افرادی با هم پیوند زناشویی می بندند که از لحاظ سنی به هم نزدیک باشند. از این رو همسانی سنی را باید به عنوان یک ضریب مهم همسان همسری که در جوامع باختری از اهمیت بالاتری برخوردار است در نظر بگیریم( الیس،ترجمه صالحی،1385).
2-7-3- اعتماد و صداقت