روش‌شناسي‌ها و رويكردهاي مهندسي‌مجدد

روش‌شناسي[1]مجموعه‌اي سازمان يافته از روش‌ها، فن‌ها و ابزارها است كه براي هدايت كل چرخه‌ي زندگي يك فرآيند براي رسيدن به اهدافش به وجود مي‌آيد (Zair&Al-Mashari،2000). تلاش براي بهبود فرآيند بايد حقيقت گرا و مبتني بر واقعيات[2]باشد، يعني اينكه بهبودهاي فرآيند بايد مبتني بر مشاهده‌ي نظام‌مند (‌سيستماتيك) و جمع‌آوري داده‌هاي كمّي باشد تا ابتدا بتوان بر مشكلات اصلي فايق آمده سپس بر حذف ضايعات و كارهاي بيهوده تكيه كرد.

كرو و رلفز مدعي شده‌اند كه تعداد كمي روش‌شناسي و رويكرد استاندارد برايBPRوجود دارد. يك دليل براي اين كمبود استانداردسازي آن است كه BPRمحصولي است از جهان كسب و كار و در ميان جامعه‌ي دانشگاهي و محققين از پذيرش كمي برخوردار است. مشاورين براي حفظ بازار خود،  نظرات و رويكردهاي شخصي‌شان را براي چگونگي انجام آن پردازش مي‌نمايند.

 

به طور كلي روش‌هاي مهندسي‌مجدد به منظورهاي زير طراحي مي‌شوند: ‌

  1. كسب تعهد مديريت
  2. انتخاب يك تيم ميان وظيفه‌اي براي مهندسي‌مجدد
  3. شناسايي فرآيندي كه بايد مهندسي‌مجدد شود
  4. شناخت، درك و بازطراحي فرآيندهاي انتخابي
  5. اجرا و پياده‌سازي فرآيندهاي جديد (سعادت، 1388).

 

يك شيوه‌ي نگرش بر رويكردهايBPR، بر اساس كانون‌هاي متفاوتي است كه تلاش‌هاي مهندسي‌مجدد به آن تمركز مي‌كنند. اين كانون‌ها شامل موارد زير هستند:

  1. فن‌آوري اطلاعات
  2. استراتژي
  3. مديريت كيفيت
  4. مديريت عمليات
  5. منابع انساني (Zairi&Al-Mashari، 2000).

كلين رويكردهاي مهندسي‌مجدد فرآيند كسب و كار را دو طبقه‌ي مختلف دسته‌بندي كرده است:‌

رويكردهاي شهودي( حسي[3])

روش‌گرايان يا روش شناس‌ها[4] (Klein،1994).

حاميان رويكردهاي شهودي نظير همروچمپي به وابستگي بيشتر به تفكر نوآورانه نسبت به جمع‌آوري تجارب فعلي و گذشته، اعتقاد دارند. همروچمپي به رويكرد لوح سفيد[5]به BPRمعتقد بوده و بنابراين به بهبودتطبيقي به عنوان يك بازدارنده‌ي نوآوري براي تيم‌هاي BPRمي‌نگرند.

حاميان مكتب روش‌گرا نظير هريسون و پرات،داونپورت و شورت، گوها[6] و همكارانو فيورياز روش‌هاي ساختاريافته حمايت مي‌كنند زيرا اين روش‌ها براي برخورد با فعاليت‌هاي گوناگون در فرآيند BPRطرح‌هاي كاري[7] ارائه مي‌دهند و انگيزه‌سازي و آموزش را تسهيل كرده و تجارب متعددي از ابعاد مختلفBPRجمع‌آوري كرده و براي اجراي پروژه‌هاي BPRمقياس سنجش[8]مشخص مي‌كنند.

همچنين اين رويكردها ايستگاه‌هاي آزمون[9] براي پروژه‌هاي در دست اقدام ارائه كرده ودر جنبه‌هاي مختلف BPRخبرگي ايجاد مي‌كنند.

مائول[10] و همكارانرويكردهاي مهندسي‌مجدد را در سه گروه تقسيم بندي مي‌كنند :

مهندسي‌مجدد فرآيند استراتژيك(SBPR)[11]

مهندسي‌مجدد مبتني بر فرآيند(PBPR)[12]

مهندسي‌مجدد مبتني بر كاهش هزينه (CBPR)[13]

SBPRيك پروژه‌ي BPRمتمركز شده بر بهبود عرضه‌ي خدمات، ‌رويكرد سازماني به توسعه‌ي اهداف استراتژيك را با تغييرات در فرهنگ سازماني تركيب مي‌كند. معيارهاي عملكرد به طور استراتژيك همراستا شده ومعماري فرآيند كسب و كار به طور وسيعي استقرار مي‌يابد.

PBPRتمركز اصلي خود را بر فرآيند كسب و كار داشته و دربرگيرنده‌ي مديريت زيرساخت‌هاي سازمانياحاطه كننده‌ي فرآيندهاي كسب و كار و توسعه‌ي استقرار معماري سيستمي فرآيند است‌.

CBPRبر كاهش هزينه در سازمان تمركز دارد، در جايي از سازمان كه ITمحدوديت قابل توجهي است اين رويكردها براي پاسخ سريع به بازار به كار مي‌روند.

 

المشاري[14]و زئيري[15]برخي از اجزاي اساسي و مشترك روش‌شناسي‌هاي BPRرا اين‌گونه ذكر مي‌كنند:‌

  • استراتژي‌ها و هدف گذاري‌ها
  • تحليل امكان پذيري يك پروژه‌ي BPR
  • تحليل فرآيند و چشم انداز نويسي فرآيند
  • تعهد و حمايت مديريت عالي
  • درك خواسته‌هاي مشتري و ارزيابي عملكرد
  • تلفيق با TQM[16] و بهبود تطبيقي‌
  • شناخت توانمندي‌هاي فن‌آوري اطلاعات
  • تيم‌ها و ارتباطات ميان وظيفه‌اي
  • فن‌هاي نمونه‌سازي[17] و نقشه‌كشي فرآيند
  • تغيير سازماني براي مهندسي‌مجدد سيستم‌ها‌ي مديريت و سازمان

همر و چمپيو بورك[18] برخي مضامين مشترك ابتكار عمل‌هاي مهندسي‌مجدد فرآيند كسب و كار را به شكل زير بيان مي‌كنند:‌

  • چندين شغل در يك شغل تلفيق مي‌شوند
  • افزايش مشاركت كارمندان در تصميم گيري
  • كنترل كمتر
  • كار در همان‌جايي كه منطقي و معقول است انجام مي‌پذيرد
  • گام‌هاي تكميل يك فرآيند به ترتيبي طبيعي انجام مي‌پذيرد

 

 

اسامي برخي رويكردها به BPRبه شرح زيرند‌:

  • بارت[19]
  • پتروزو[20] و استپپر[21]
  • جانسون[22] و همكاران
  • داونپورت[23]و شورت[24]
  • فيوري[25]
  • كتينگر[26] و همكاران
  • كلين
  • گروور[27] و همكاران
  • گوها[28] و همكاران
  • هريسون[29] و پرات[30]
  • همروچمپي
  • يو[31] و رايت[32]

 

همرمعتقد است بايد با يك كاغذ سفيد كار آغاز شود يعني اين كه از نو فرآيند را طراحي كنيد در حاليكه داونپورت وشورت معتقدند بايد فرآيندهاي موجود را مدل‌سازي كرد‌. استفاده از رويكرد لوح سفيد به اجراي BPRاز مسائلي است كه به بنيادين بودن آن نسبت داده مي‌شود. علي‌رغم اينكه نويسندگاني نظير همر و چمپي‌، همر و ليندن[33]‌ مدعي‌اند BPRرويكردي لوح سفيد است، مطالعه‌ي تجربي داونپورت و استودارد آشكار ساخت كه سازمان‌هاي كمي قادر به پيروي از اين رويكرد هستند. جالب اينكه داونپورت استفاده از طراحي انقلابي تغيير همراه با يك رويكرد لوح سفيد و اجراي تكاملي كه وضعيت كنوني را درنظر بگيرد، پيشنهاد مي‌كند

[1]methodology

[2]Fact-based

[3]intuitive

[4]Methodologist and Methodist

[5]Clean slate

[6]Guha

[7]Work plan

[8]milestone

[9]checkpoint

[10]Maull

[11]Strategic BPR

[12]Process-focused BPR

[13]Cost-focused BPR

[14] Al-Mashari

[15] Zairi

[16]Total Quality Management

[17]prototyping

[18]Burke

[19]Barret

[20]Petrozo

[21]Stepper

[22]Johansson

[23]Davenport

[24]Short

[25]Furey

[26]kettinger

[27]Grover

[28]Guha

[29]Harrison

[30]Pratt

[31]Yu

[32]Wright

[33]Linden