سیر تکامل سبک رهبری تحول گرا و رهبری تعامل گرا

ریشه پارادایم رهبری تحول آفرین به قرن شانزدهم زمانی که پژوهش هایی در مورد پادشاه توسط ماکیاول صورت پذیرفت بر می‌گردد.

ماکیاول[1] ویژگی‌ها و رفتار رهبران را برای توسعه تئوری رهبری در درون ساختار فئودالی انگلستان مطالعه کرد، بنظر او رهبر کسی است که برای بدست آوردن اهداف متعالی، دیگران را جهت داده و مورد حمایت قرار می‌دهد(سبحانی نژادو یوزباشی،1387).

پیشینه تحقیقات رهبری تحول آفرین به سال1978 و فعالیت های برنز برمی‌گردد. برنز در این زمان مشخص کرد رهبران تحول آفرین، صاحب بینش بوده و دیگران را برای انجام کارهای استثنایی به چالش و تلاش وا می‌دارند.

پیرو تحقیقات برنز[2]، در سال 1985 برنارد بس، مدلی را ارائه داد که برای موقعیت های ثبات و تحول سازمانی، به ترتیب رهبری مبادله ای و تحول آفرین را تجویز می‌کرد. بس[3] و آوولیو[4] در سال 1996 این مدل را گسترش دادند و ابعاد رهبری تحول آفرین(تحولگرا)[5] و رهبری تبادلی(تعاملگرا)[6] را مشخص نموده و حتی این مدل را در قالب پرسشنامه ای با نام پرسشنامه چند عاملی رهبری[7] بصورت عملیاتی درآوردند.

در این مدل ابعاد رهبری تحول آفرین شامل نفوذ آرمانی، ترغیب ذهنی، انگیزش الهام بخش و ملاحظات فردی است و ابعاد رهبری تبادلی عبارتند از پاداش های اقتضایی و مدیریت بر مبنای استثنا(بیگ زاد و فلسفی،1388).

اگر چه هدف بس و آولیو از طراحی پرسشنامه چند عاملی رهبری، بررسی الگوی رهبری تحول آفرین بود، اما به خاطر دستیابی به اعتبار و قابلیت اعتماد بیشتر پرسشنامه، شاخص های رهبری تبادلی و رهبری عدم مداخله گر را نیز در پرسشنامه دخالت دادند و با در هم آمیختن سؤالات مربوط به هر کدام از این شیوه ها، تکمیل کنندگان پرسشنامه را در موقعیتی قرار دادند تا آنچه را به واقعیت نزدیکتر است، علامت گذاری نمایند، این پرسشنامه به ارزیابی شاخص های رهبری تحول آفرین، رهبری تبادلی و رهبری عدم مداخله‌گر پرداخته است(موغلی،1381).

16-Makyavel

[2]– Burns

[3]-Bernard M.Bass

[4]-Avolio

[5]-Transformational leadership

[6]-Transactional leadership

[7]-Multifactor Leadership Questionnaire (MLQ)