عوامل موفقیت مدیر پروژه

مهارت مدیریت، روش مدیریت، مدیریت زمان، تسلط به موضوع پروژه، مدیریت کیفیت، مدیریت ریسک، مدیریت هزینه، مدیریت ارتباط با ذینفعان، پیگیری منظم و رصد مستمر، برآورد صحیح و دقیق محدوده و محتوا(نوری فر، 1384).

در ذیل به تعریف مختصری از هر کدام ار عوامل ذکر شده می پردازیم:

 

2-10-1 مهارت مدیریت[1]

مهارت در مدیریت می تواند امری ذاتی و یا اکتسابی باشد. فنونی برای یک مدیر مورد نیاز می باشد تا بتواند با استفاده از آنها، تبحر و قدرت خود را برای پیشرفت کارها به کار ببرد.بنابراین بر کارشناسان و مدرسین رشته های مختلف مدیریت است که با انجام مطالعات لازم، شیوه های موثر تر آموزش مدیریت را که به طور ملموس تر بتواند توان و مهارتهای مدیریتی را تقویت نماید، جستجو و روش های اثربخش تر را معرفی کنند تا تمایل مدیران عالی به آموزش و پرورش منابع انسانی سازمانهای خود بیش از پیش جلب شود(میرسپاسی،1371).

 

 

2-10-2 روش مدیریت[2]

برای بررسی و ثبت و پیگیری امور کارهای یک مدیر پروژه، نیاز است که مدیر پروژه با ابزارها و روشهایی آشنایی داشته باشد تا بتواند در هر موقعی با کمترین هزینه، کلیه فعالیت نیروهای شاغل در یک پروژه را کنترل کند.

شرکتها در مواجهه با فشارهای رقابتی فزاینده در محیطهای پررقابت بین المللی در حال اتخاذ استراتژیهای انعطاف پذیری هستند تا محصولات با کیفیت تر را سریع تر به مشتریان اراده دهند. یکی از رویکردهای درست در شرکتهای بین المللی تمایل به “روش مدیریت” بوده است(همدانی،1380).

 

2-10-3 مدیریت زمان[3]

مدیریت زمان به عنوان سیستمی کارا و موثر برای کنترل و استفاده زمان تعریف می شود. در واقع اگر بدانیم برای انجام فعالیتهای رسمی و غیررسمی، اداری و غیر اداری، زمان محدودی در احتیار ما قرار می گیرد و یا خود آنرا تعیین می کنیم، بیشترین تمرکز خود را بر چگونگی استفاده بهینه از زمان صرف خواهیم نمود.

مفهومی که در مدیریت زمان همگان از آن غافل مانده اند این است که ما باید خود را اداره کنیم نه زمان را، زیر در حقیقت زمان اداره ناشدنی است و در حال گذر است و این ما هستیم که باید از زمان بدرستی استفاده کرده و از آن بهره ببریم.بنابر نظر برخی از علمای مدیریت، مدیریت زمان در واقع همان مدیریت بر خویشتن است و جالب است بدانید که مهارت هایی که ما برای اداره کردن دیگران نیاز داریم همان مهارت هایی است که برای اداره کردن خود به آه نیازمندیم و از آنها بهره می بریم مانند توانایی های مدیریت و برنامه ریزی، رهبری کنترل، مدیریت منابع و غیره(ارجمند، 1386).

2-10-4 تسلط به موضوع پروژه

اگر یک مدیر پروژه، با مفاهیم و درخواستهای یک پروژه آشنایی نداشته باشد، کنترل و رصد فرایندهای یک پروژه، به کندی پیش خواهد رفت. چون گزارشهایی که از افراد تیم دریافت می کند، برایش نامفهوم خواهد بود.

2-10-5 مدیریت کیفیت[4]

یعنی نظارت بر فرآیند ساخت و تولید محصول برای ایجاد اطمینان از مطابقت محصول با آنچه مورد نظر طراح و یا مشتری بوده است. به یک سری صفات از یک فرآیند یا یک کالا می گویند که مورد پذیرش تولید کننده و مصرف کننده باشد. مثلا سرعت بالایی داشته باشد، مقاوم باشد.

مدیریت کیفیت در پروژه ها، مجموعه ی فرآیندهای مورد نیاز جهت اطمینان از انجام رضایت بخش و مورد قبول تعهدات پروژه است. مدیریت کیفیت شامل کلیه فعالیتهای مدیریتی لازم برای تعیین اهداف، خط مشی ها و تضمین های کیفی پروژه است(فرهودی، 1386).

 

 

2-10-6 مدیریت ریسک[5]

مديريت ريسک پروژه فرايند سيستماتيک شناسايي تجزيه و تحليل و پاسخگويي به ريسک پروژه مي باشد اين مبحث به حداکثر نمودن احتمال رخداد وقايع مثبت ونتايج وپيامدهاي حاصل از آن همچنين حداقل نمودن احتمال رخداد وقايع ناخوش ايند ونتايج وعواقب ناشي از بروز انها دررابطه با اهداف پروژه مي پردازد .

طبق گفته بوهم، هدف مدیریت ریسک پروژه های فناوری اطلاعات، شناسایی، توجه به حذف عوامل ریسک زا قبل از اینکه تهدیدی برای اجرای موفق پروژه محسوب شوند است(موسی­خانی،محمدی، مدیری آثاری ،1390).

 

2-10-7 مدیریت هزینه[6]

هدف اصلی از ایجاد سیستم مدیریت هزینه، کاهش بهای تمام شده محصولات یا خدمات برای کمک به سودآوری است.در یک بیان ساده عبارت است از بکارگیری مطلوب و توام با کارائی منابع سازمان در جهت ارزش آفرینی برای مشتریان. این تعریف بر این نکته محوری تاکید دارد که سواد آوری و رشد بنگاه از طریق خلق ارزش برای مشتریان تحقق می یابد.مدیریت هزینه بر این نگرش استوار است که هزینه ها به خودی خود ایجاد نمی شوند بلکه تمام هزینه های تولید و یا انجام خدمات محصول و نتیجه گیری مدیریت است که عمدتا معطوف به چگونگی استفاده از منابع محدود سازمان است(دارابی،رویا، 1387).

2-10-8 مدیریت ارتباط[7] با ذینفعان

داشتن علم ارتباطات، یکی از خصوصیات یک مدیر پروژه می باشد که با دانستن مفاهیم آن، یک مدیر می تواند هم با افراد تیم خود و هم با کلیه ذینفعان ارتباط خوبی برقرار کند و جهت جلب رضایت آنها گامهای موثرتری بردارد.مدیریت ارتباط با مشتری، راهبردهای تجاری است که به جذب، حفظ و ارتقای مشتری می پردازد. با اجرای مدیریت ارتباط با مشتری، سازمانها قادر خواهند بود با هزینه کم تر به سه وظیفه فوق بپردازند و در نتیج مزیت رقابت اصلی خود را که همانا مشتری است، حفظ نمایند(موغلی، باوندپور1389).

2-10-9 پیگیری منظم و رصد مستمر

در این زمینه می بایست مدیر پروژه، در بازه های زمانی مشخص و معیین، فرایندهای پروژه خود را رصد و پیگیری کند و هر کجا مشکلی را مشاهده نمود، علت آنرا پیگیری نماید و در صدد رفع آن برآید.

2-10-10 برآورد صحیح و دقیق محدوده و محتوا

اگر در جمع بندی محدوده درخواستها و کم و کاست فرایندهای یک پروژه، مدیری دقت نماید، خواهد توانست در پیشرفت پروژه در زمان معین و با هزینه مناسب، کار را به پایان برساند.

 

در تحقیق حاضر با توجه به مطالب فوق الذکر به بررسی نقطه نظرات کارشناسان ارشد نرم افزاری، برنامه نویسان زبده و همچنین پژوهشگران و خبرگان علوم اسلامی در این زمینه پرداخته تا به اهداف تحقیق دست یابیم.

[1] Management Skills

[2] Management Materials

[3] Time Management

[4] Quality Management

[5] Risk Management

[6] Cost Management

[7] Relationship Management