مدیریت سازمانهای کلاس جهانی

WCM[1] (تولید در کلاس جهانی) نیاز به مدیریت هم افزایی قابلیتها و مهارتهای مدیریتی در زمینه مدیریت ارزشها ، مدیریت منابع انسانی ، مدیریت تکنولوژی ، مدیریت منابع مالی و مدیریت تحقیق و توسعه دارد تا بتوان به سطحی از بهترین های جهان از نظر عوامل کلیدی رقابتی و داخلی دست یافت. P عوامل کلیدی رقابتی عبارتند از : کیفیت، قیمت، سرعت ، خدمات مشتری و انعطاف پذیری . این عوامل موجب برتری سازمان در رقابت با دیگر رقبا در بازارهای بین المللی می گردد .

P عوامل کلیدی داخلی عبارتند از: ارزشها، هدفهای مشترک ، استراتژی ، منابع انسانی ، فرهنگ ، سیستمها ، ساختار و فرایندها . این عوامل درون سازمانی بوده و کارا و اثر بخش بودن این عوامل منجر به خروجیهای ارزشمندی برای سازمان می شود. این دو عامل کلیدی رقابتی و داخلی اگر چه لازم هستند ولی کافی نیستند ، عوامل دیگری هم وجود دارند که بی توجهی به آنها ( در صورت توجه به دو دسته عوامل رقابتی و داخلی) موجب ضرر و زیانهای بزرگی می شود . این عوامل را عوامل محیطی   می نامند .

P عوامل محیطی عبارتند از : قوانین و مقررات ، عوامل اقتصادی، عوامل تکنولوژیک ، مشتریان بازار ، فرهنگ اجتماعی ، عوامل سیاسی ، رقبا ، تامین کنندگان و عوامل جغرافیایی . اگر به این سه دسته عوامل توجه کافی بشود ، سازمان می تواند در دستیابی به معیارهای جهانی حرکت کند(فارسیجانی ،1392) .

می توان گفت که مدیرانی قادر به اعمال مدیریت در کلاس جهانی میباشند که پنج مرحله را که در زیر شرح داده شده است ، را طی نموده باشند و از عدم اطمینان به اطمینان برسند.

* مرحله اول : مدیر باید بداند که درکی از تولید در کلاس جهانی ندارد و بر ضعف اطلاعاتی خود واقف است.

* مرحله دوم : مرحله بیداری مدیر است که اهمیت تولید درکلاس جهانی را درک کرده اما شرایط لازم برای تخصیص بودجه فراهم نشده است .

* مرحله سوم : مرحله روشنگری است مدیر در پیاده سازی برنامه تولید در کلاس جهانی از انجام کمک دریغ نمی کند .

* مرحله چهارم : در این مرحله مدیر به مرحله خردورزی می رسد و آگاهانه در اجرای تولید در کلاس جهانی مشارکت کرده و به حمایت آگاهانه از آن می پردازد .

* مرحله پنجم : سرانجام در مرحله آخر، مدیر اجرای WCM را یکی از وظایف خود دانسته و رهبری اجرای طرح را بر عهده می گیرد (شونبرگر[2]،1992) .

بنابراین مدیر کلاس جهانی ، علاوه بر داشتن آگاهی ، حمایت ، مشارکت وتعهد به WCM باید دارای توانمندی ادراکی و انسانی خاصی باشد. مدیران در سازمانهای جهانی درنحوه برخورد و حل مشکلات سازمانی نه تنها پیشقدم هستند بلکه با کارکنان در فرایند حل مشکل مشارکت می نمایند .آنها با طرح مسئله تلاش می کنند تا کارکنان با قوه ابتکار و اندیشه راه حل هایی ابداعی را توسعه دهند. مدیران برای اینکه تهدیدهای محیطی و نقاط ضعف و قوت داخل سازمان را شناسایی کنند باید استراتژی های سازگار با سازمانهای کلاس جهانی تدوین نمایند که در ادامه به آن اشاره می شود.

 

[1] .World Class Manufacturing

[2] . Schonberger