دانلود پایان نامه

زن و شوهر برای وصول اعتماد و اطمینان کامل نسبت به یکدیگر، در درجه اول هر دو موظف هستند از انجام هر نوع رفتاری که موجب سوء تفاهم می گردد، شدیداً اجتناب کنند. و همچنین از ابزار کلمه یا جمله ای که در طرف مقابل شک و تردید ایجاد می نماید، پرهیز کنند(بارون،ترجمه کریمی،1389).
2-7-4 درک همسر و تفاهم
زوجین با در نظر گرفتن تفاوتهای فردی بین انسانها، باید شنونده خوبی باشند و با حوصله به سخنان طرف مقابل گوش دهند. هر یک از زن و شوهر ها برداشتی از یکدیگر دارند که قسمتی از آن درست و قسمتی دیگر غیر واقع بینانه است.این دیدگاه ها، مانع بزرگی برای شناخت واقعی طرف مقابل به شمار می آیند.به محض اینکه یکی از طرفین احساس کند که همسر وی در مورد او برداشتی نادرست داشته، اطمینان و اعتمادی که زمینه ساز و لازمه ی زندگی مشترک است را از دست می دهد. این نقطه ی شروع اختلافات بزرگ است (برنشتاین،ترجمه پورعابدی،1389).
2-7-5- محبت
ابراز محبت به موقع در زندگی مشترک، علاقه، نشاط و طراوت بوجود می آورد( گلادینگ، ترجمه ثنایی،1392).
2-7-6- همکاری
همکاری عبارت است از اقدام مشترک برای دستیابی به هدف های مورد نظر یک زوج. در یک ازدواج منطقی ممکن است علایق و هدف های زن و شوهر متفاوت باشد، اما راه رسیدن به توافق مذاکره ی آنها با هم است.زن و شوهر زمانی احساس زضایت از زندگی زناشوئی دارند که شوهر در کارهای خانه همکاری کند و درآمد خانواده نیز افزایش پیدا کند(همان).
2-7-7- مسائل جنسی
اگر چه زناشویی سعادتمندانه فقط تا اندازه ای مربوط به روابط لذت بخش جنسی است، ولی این روابط یکی از مهمترین علل خوشبختی یا عدم خوشبختی زندگی زناشویی است، زیرا اگر این روابط قانع کننده نباشد، منجر به احساس محرومیت، ناکامی و عدم احساس ایمنی گردد. طبق نتایج تحقیقات انجام شده، مسئله رضایت جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول قرار دارد(همان).
اسپنسر نچر و مک لینی (1993) سه جهت گیری را نسبت به مسائل جنسی اشاره کرده اند که بیشتر نگرشها و ارزش ها ی زوج ها را نسبت به جنس در بر می گیرند. این سه مقوله عبارتند از: جهت گیری های تولید مثل، رابطه ای و تفریحی. کسانی که جهت گیری تولید مثل دارند، معتقدند که هدف امور جنسی تولید مثل است. در جهت گیری رابطه ای، ارتباط وسیله ای برای ابراز محبت و افزایش صمیمیت است. جهت گیری تفریحی ارتباط جنسی را به عنوان یک فعالیت لذت بخش بدون نیاز به پیوند با هم، تلقی می کند. درمانگران در کار با زوج ها به ارتباط جنسی بیشتر بعنوان یک موضوع رابطه ای نگاه می کنند. ارتباط جنسی را می توان به چگونگی بکارگیری جنسیت از طرف زوجها در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر تعریف کرد.امّا در اینجا، آن بطور ویژه به ارتباط برقرار کردن درباره جنس اطلاق می شود. تحقیقات نشان می دهد که ارتباط جنسی رضایت مندانه با رضایت مندی زناشویی همبستگی دارد) هندریک،1994).
2-7-8- صمیمیت
صمیمیت یکی از نیازهای زندگی زن و شوهری است و در عین حال از ویژگی های بارز یک زوج موفق و شادمان است. رابطه ی صمیمانه، با خود افشایی واقعی و درک نیاز های فرد دیگر (همسر) در رابطه برابر، تعریف می شود. البته ایجاد رابطه صمیمانه احتیاج به گذشت زمان دارد. حقیقت این است که در خانواده گسترده در دوره های تاریخی گذشته، اعضای خانواده نسبت به زندگی امروزی فاصله فیزیکی و جغرافیایی کمتری با هم داشتند. در گذشته، محل کار اعضاء خانواده به هم نزدیک تر از امروز بود و مخصوصاً مادران بیشتر وقت خود را در خانه سپری می کردند. امروزه مخصوصاً در خانواده هایی که زن و مرد هر دو شاغل هستند،فاصله فیزیکی اعضای خانواده، حداقل در بخشی از روز که زن و شوهر خارج از خانه کار می کنند، بیشتر است. در عین حال فشار ناشی از کار و تربیت فرزندان،هر دو عضو زوجو حتی فرزندان راتحت تأثیرقرار می دهد(برنشتاین،ترجمه منشی،1390). در جامعه امروزی، وقت زوج ها برای یکدیگر کم و ارزشمند است و رابطه صمیمانه هم همین طور است. صمیمیت میزان احساس نزدیکی و حمایتی است که زن و شوهر نسبت به یکدیگر دارند. فاصله فیزیکی می تواند(البته نه لزواً) احساس نزدیک بودن و مورد حمایت واقع شدن را تحت تأثیر قرار دهد. طرق و روش هایی که زوج ها به وسیله آن نزدیکی خود را به همسرشان نشان می دهند،به میزان زیادی از نیازها و انتظاراتی که آنها از خانواده های اصلی کسب کرده اند، اثر می پذیرد( گلادینگ، ترجمه ثنایی،1392). عوامل دیگری که بر چگونگی نشان دادن صمیمیت اثر می گذارند عبارتند از: سبک شخصیتی فرد، سبک ارتباطی زوج ها با هم و مراحل تکامل رابطه زوج. (همان).
استنلي، ماركمن، پترز و لبر بيان كرده‌اند كه صميميت به هرگونه رابطه يا دوستي اشاره دارد كه در بردارندة گرمي، بازبودن و سهيم شدن غير رسمي‌باشد(جمهری،1393). تعاريف اگرچه به صورت ذهني استنتاج شده‌اند، يك مبناي نسبي دارند. مك آدامز و ادن در اين زمينه به تحليل اظهارات ذهني افراد در خصوص معناي صميميت پرداخته و آنها را به صورت ماده‌هاي مقياسي داراي اعتبار و مطابق با يك نظريه چند بعد نگرانه گردآوري كرده‌اند. در اين زمينه از افراد خواسته شد زماني را به ياد آورند كه يك صميميت رضايت‌بخش را تجربه كرده‌اند و آنگاه تا جايي كه ممكن است و به طور كامل ثبت كنند. او پس از تجزيه و تحليل داده‌هاي مربوط، به استخراج درون‌مايه‌هاي مشترك پرداخت و از آنها براي فرمول‌بندي يك تعريف دوازده مؤلفه‌اي از صميميت بهره برد. اين مؤلفه‌ها عبارت‌اند از: استمرار و پايايي، وجد، مسئوليت‌پذيري، مذاكره‌پذيري، همدلي، موافقت، هماهنگي، خودافشايي، آسان‌گيري، محدوديت و تعالي. براساس ادبيات مربوط به موضوعات زناشويي، تعريف زير از صميميت پيشنهاد مي‌شود: صميمت عبارت است از رابطة ديرپاي عاشقانه با توجه به سطح تعهد و نزديكي عاطفي شناختي و فيزيكي كه فرد در رابطه متقابل خود با شريكش تجربه مي‌كند(خمسه،1391).
با توجه به تعاريف ذكر شده مؤلفه‌هاي صميميت را مي‌توان به 9 حيطه تقسيم كرد: صميميت عاطفي، صميميت روان‌شناختي، صميميت عقلاني، صميميت جنسي، صميميت فيريكي، صميميت معنوي، صميميت زيباشناختي، صميميت اجتماعي تفريحي، صميميت زماني (همان).
2-7-9- توجه و علاقه
تمایل و توجه، یعنی باور داشتن و این باور را انتقال دادن به زوج،دو نشانه مهم تمایل و توجه به همسر، توجه به رفاه او و آمادگی برای کمک و حمایت از اوست (خیرا، ترجمه حسینی نسب،1387).
2-7-10- مسائل مالی و اقتصادی
فشارهای اقتصادی نیز در زمره عوامل مهم، در بروز ناهماهنگیهای زناشوئی است. زن و شوهری که تحت فشار روانی ناشی از فقر اقتصادی قرار دارند، درگیر مسائل مختلفی می شوند. این عوامل فشارزا، تعارض های زناشویی و مشکلات موجود زناشویی را افزایش می دهد. زوج ممکن است از نظر روانی درگیر مسائل مالی خانواده شوند. آنها ممکن است به دلیل ساعات طولانی کار و تلاش برای پرداخت هزینه های زندگی،وقت کمتری را به یکدیگر اختصاص دهند و در نتیجه وقت و انرژی کمتری نیز صرف مسائل خانوادگی می کنند. مشکلات اقتصادی ممکن است نسبت به همسر خصومت ایجاد کند صرفاً به این دلیل که نتوانسته امکانات مالی مناسبی را برای خانواده فراهم کند. با افزایش این خصومت، گرما و صمیمیت و کیفیت خوب زندگی زناشویی کاهش یافته و از میزان روابط لذت بخش نیز کاسته می شود کارلسون،1992).
2-7-11- طول دوره ازدواج
در تجزیه و تحلیل های تکاملی خانواده، توجه اصلی پژوهشگران معطوف به تغییرات مهمی است که در طول زندگی زناشویی یک زوج دارای فرزند رخ می دهد. لونسون و همکاران (1992) پیوندهای بلند مدت زناشویی را مورد مطالعه قرار دادند. یافته ها نشان داد که هر چه قدر مدت بیشتری از ازدواج می گذرد، رضایت زناشویی افزایش می یابد( رایس، ترجمه فروغان،1388).
2-7-12- فرزندان
تولد کودک نشانه یک تغییر بنیادی در سازمان خانواده است. وقتی کودکی متولد می شود باید نقش های تازه ای ظاهر شود، باید عملکرد واحد زن و شوهری، برای پاسخگویی به وظایف پدری و مادری تغییر کند. در گیری بین نقش والدی و نقش همسری ممکن است به ظاهر ساده و بی اهمیت به نظر برسد امّا برای بعضی از زوج ها مشکلات جدّی ایجاد می کند. بعضی وقت ها نقش های والدینی و نقش همسری ابهام پیدا می کنند. در اینگونه موارد، زوج ها نمی توانند در ایفای نقش والدینی و نقش همسری، موفق عمل کنند و نتیجه ی آن احساس نارضایتی و ناخشنودی و گاهاً تعارضات ارتباطی است. زوج ها ممکن است نتوانند در شکل دادن به یک خانواده ی جدید مستقل، به طور موفقیت آمیز عمل کنند. مخصوصاً زوج هایی که دقیقاً مانند والدین خود نقش ایفا می کنند، در ایفای موفقیت آمیز نقش زوج صمیمی، مشکل پیدا می کنند. زن و شوهری که تلاش می کنند فقط والد خوبی برای فرزندانشان باشند، نمی توانند نیازهای همسر خود را برآورده سازند. ایجاد تعادل بین نقشهای زن و شوهری و والد و فرزندی در تشکیل خانواده سالم اهمیتی اساسی دارد( شعاری نژاد،1388).
2-7-13- قدرت و تصمیم گیری
قدرت میزان نفوزی است که هر فرد در تصمیم گیری ها دارد. درتصمیماتی که برای خانواده اتخاذ می گردد، هر یک از زن و شوهر میزانی نقش دارند. هر چه قدرت فرد نقش مؤثرتری در تصمیم گیری داشته باشد، از قدرت بالاتری برخوردار است. میزان مشارکت هر فرد در فرایند تصمیم گیری،حاکی از میزان قدرت در خانواده است ( گلادینگ، ترجمه ثنایی،1392).
2-7-14- اشتغال
در زندگی زوج های هر دو شاغل انواعی از تعارض های خانوادگی و کاری وجود دارد که تنیدگی های شغلی، فشار کاری زیاد، تعارض نقش، مشکلات مربوط به مراقبت از کودکان، نگهدری از بزرگسالان و مسائل مربوط به تعادل بین شغل، خانواده و نیاز های شخصی، از جمله ی آنها هستند. پژوهش ها نشان داده است که کیفیت زندگی زوج های هر دو شاغل کاملاً بالا است. رضایت تجربه شده توسط زن و مرد در ابعاد مختلف با هم همبستگی دارد. رضایت شغلی با رضایت زناشویی، رضایت شخصی، رضایت خانوادگی و سلامت روانی رابطه دارد( بیکر و اسکات، 1992).