دانلود پایان نامه

می دهدکه بین هوش معنوی و سلامت روانی رابطه معنادار وجود دارد . بین هوش معنوی مردان و زنان تفاوت معناداری وجود ندارد و اینکه مردان و زنان در این پژوهش از نظر سلامت روانی با هم تفاوت معناداری دارند.
رقیب و همکارانش ( ۱۳۸۷ )، به روش توصیفی هوش معنوی دانشجویان دانشگاه اصفهان را با انتخاب ۹۷ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای و ارتباط آن را با ویژگیهای جمعیت شناختی بررسی کردند. فرضیه های این تحقیق عبارتند از: ۱- بین میانگین نمرات هوش معنوی دانشجویان بر اساس متغیر جنسیت در دانشگاه اصفهان تفاوت وجود دارد، ۲- بین میانگین نمرات هوش معنوی دانشجویان بر اساس متغیر وضعیت تأهل در دانشگاه اصفهان تفاوت وجود دارد ۳- بین میانگین نمرات هوش معنوی دانشجویان بر اساس متغیر مقطع تحصیلی در دانشگاه اصفهان تفاوت وجود دارد ۴- بین میانگین نمرات هوش معنوی دانشجویان بر اساس متغیر دانشکده در دانشگاه اصفهان تفاوت وجود دارد ۵- بین نمرات هوش معنوی دانشجویان با متغیر سن در دانشگاه اصفهان رابطه وجود دارد. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی ۸۸-۸۷ بوده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در این پژوهش از آزمون t گروه های مستقل، تحلیل واریانس تک متغیره و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج یافته ها حاکی از آن است که هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه اصفهان نسبتا بالا بوده است. از بین ویژگی های جمعیت شناختی، ارتباط معناداری بین متغیرهای جنسیت، مقطع تحصیلی، دانشکده و سن، با میزان هوش معنوی به دست نیامد و تنها رابطه بین وضعیت تأهل با میزان هوش معنوی معنادار بود. به عبارتی، میزان هوش معنوی دانشجویان متأهل به طور معناداری بیش از دانشجویان مجرد بود.
یعقوبی و همکارانش ( ۱۳۸۶ ) با استفاده از روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی رابطه بین هوش معنوی و بهداشت روان دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان را در سال تحصیلی۸۷-۸۶ بوسیله پرسشنامه هوش معنوی۱۴ ) گویه) و پرسشنامه سلامت عمومی(۲۸گویه) بصورت تصادفی ۳۰۰ نفر(۱۹۰ دختر و ۱۱۰ پسر) انتخاب شده را مورد سنجش قرار دادند یافته های تحلیل رگرسیونی و همبستگی به تفکیک چهار بعد پرسشنامه سلامت عمومی با هوش معنوی حاکی از آن است که بین بهداشت روانی و هوش معنوی رابطه معناداری وجود دارد همچنین با بررسی تفاوت بین دانشجویان پسر و دختر در هوش معنوی و بهداشت روانی با استفاده از Tمستقل نتایج نشان داد که بین دانشجویان پسر و دختر تفاوت معناداری بدست نیامد.
مقیمی و همکارانش ( ۱۳۸۶ ) به روش تحقیق پیمایشی تأثیر معنویت سازمانی در خلاقیت کارکنان با رویکرد تطبیقی را در چند سازمان با شرح وظایف متعدد و در شهرهای مختلف بررسی کردهاند ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنام های حاوی ۲۶ سؤال؛ ۲۰ سؤال برای سنجش معنویت و ۶ سؤال، برای سنجش خلاقیت است. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نگارندگان معنویت را در پنج حالت مقاوم در برابر معنویت، خنثی یا بدون معنویت، معنویت در حد ناخودآگاه، معنویت در حد خودآگاه، کاملاً معنوی، دسته بندی نموده اند. افراد از لحاظ خلاقیت ( و نه نوآوری ) نیز به پنج گروه؛ خلاقیت خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم و خیلی کم تقسیم بندی شدند. نتایج و یافته های حاصل نشان می دهد که به طور تاریخی بسیاری از توجهات به معنویت ریشه در ادیان دارد هر چند که برای بسیاری از افراد معنویت در محل کار، امروزه
در برگیرنده ارتباط با هیچ دین خاصی نیست. اما دین، بهترین راه برای تقویت ابعاد معنوی افراد است تا جایی که معنویت بدون دین به بلوغ نم یرسد. از جانب دیگر به نظر می رسد مؤثرترین طریق خروج از معضلات کنونی محیط های صنعتی و اداری کشورمان، تقویت قوه خلاقیت و نوآوری کارکنان در جهت شکوفایی بیش از پیش این محیط ها باشد و با توجه به وابستگی شدید معنویت و خلاقیت تمسک به حبل معنویت و به طریق اولی مذهب می تواند نجات بخش باشد.
باقری و همکاران (۱۳۹۰) بیان می دارند که ارتقاء هوش معنوی پرستاران به آنها کمک می کند تا به شادکامی پایدارتری دست پیداکرده و با روحیه شاد، در امر تامین سلامتی خود و بیماران شان کمک بیشتری نمایند.
نتایج تحقیقی دیگر نیز نشان می دهد که ارتقاء هوش معنوی و تقویت ویژگی شخصیتی سخت‌رویی می‌تواند به افزایش سلامت‌ عمومی پرستاران کمک کند(اکبری زاده و همکاران، ۱۳۹۰).
همچنین در پژوهشی که تحت عنوان رابطه هوش معنوی و صلاحیت بالینی پرستاران صورت پذیرفت نتایج تحقیق نشان داد که ۵۳ درصد پرستاران دارای نمره هوش معنوی بیشتر از میانگین و ۷/۴۶ درصد نمره کمتر از میانگین بودند و رابطه معنی دار و مثبتی بین هوش معنوی با صلاحیت بالینی پرستاران وجود داشت(کریمی مونقی و همکاران، ۱۳۹۰)
در مطالعه دبیران و همکاران (۱۳۸۷) در مورد کیفیت مراقبت های پرستاری از دیدگاه بیماران مبتلا به ایدز، نتایج حاکی از آن است که خدمات پرستاری ارائه شده به آنان نتوانسته است تامین کننده خواسته ها و انتظارات بیماران مبتلا به ایدز باشد.
همچنین در مطالعه ای که توسط زمان زاده و همکاران (۱۳۸۳) انجام پذیرفت نتایج حاکی از آن است که ۴۲ درصد بیماران کیفیت مراقبت پرستاری در بعد جسمی، ۳۲ درصد در بعد روانی-اجتماعی و ۶۱ درصد در بعد ارتباطی را مطلوب ارزیابی کرده اند و این در حالی است که این ارقام از دیدگاه پرستاران به ترتیب ۶/۹۲ درصد، ۵/۷۸ درصد و ۱/۹۱ درصد بوده است.

۲-پیشینه تحقیقات خارجی:
یانگ و همکارانش ( ۲۰۰۷ ) ب
ه روش نمونه گیری ساده، هوش معنوی ۱۳۰ پرستار در مراکز خدمات درمانی در ۷ استان و ۱۶ بیمارستان در چین را به روش مطالعه توصیفی- استنباطی میان بخشی بررسی کردند در این تحقیق هوش معنوی بر طبق ولمن (۲۰۰۱) عبارت است از ظرفیت پرسشگری سؤالات غایی انسان درباره معناداری زندگی و تجربه مشابه برقراری ارتباط با یکدیگر و جهانی است که در آن زندگی میکند. طبق نظریه ولمن پرسشنامه PSI ماتریس روانکاوانه معنویت با ۴۹ گویه مقیاس و چهار گزینه ای، برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. یافته ها رابطه و وابستگی هوش معنوی کمتر و مذهبی بودن کمتر را آشکار ساخت. نتایج نشان داد که ارزش پیش بینی کننده نسبی وضعیت تأهل بیش از سایر متغیرهای جمعیت شناختی بود اما همچنان اعتقادات مذهبی بهترین پیش بینی کننده نسبی هوش معنوی پرستاران بود. در نهایت پیشنهاد می شود:
۱-سیاستهای توجه معنوی باید طوری تثبیت شوند که مناسب جامعه چند فرهنگی و چند مذهبی باشد.
۲- علاوه بر این مفهوم معنویت یک فراروایتی و یک ترقی پست مدرن متفاوت از کثرت گرایی و راه و روش فراگیری واقعیتهای معنوی است.
آنیماساهئون ( ۲۰۱۰ ) رابطه ضریب هوشی، هوش هیجانی و هوش معنوی با سازگاری زندانی میان زندانیان در زندانهای نیجریه را بررسی کرده است زندانیان به صورت تصادفی از نوع قرعه کشی نمونه گیری شدند با استفاده از رگرسیون چندگانه و همبستگی فرضیه ها آزمون شدند. یافته ها حاکی از آن است که بین متغیرهای مستقل و سازگاری زندانی همبستگی معنادار و مثبتی وجود دارد. در میان متغیرهای مستقل، هوش هیجانی با بیشترین ضریب همبستگی (r=0/95) و سپس به ترتیب هوش معنوی با ضریب همبستگی( r=0/83 ) و در نهایت ضریب هوشی(r=0/79) به دست آمده است. همچنین سه متغیر مستقل با مقدار کل
۹۳/۲ درصد با معیار سازگاری زندانی سهیم بودند. نتایج نشان داد در حالی که سهم نسبی همانطور که بوسیله بتا مورد بررسی قرار گرفت هوش هیجانی(۷۳۶ (r=0/ ، هوش معنوی (r=0/443) و ضریب هوشی (r=0/173) است. همچنین یافته ها نشان داد که مهارت هوش معنوی و هوش هیجانی بسیار مهم تر از ضریب هوشی هستند.
میلی من و همکارانش ( ۲۰۰۳ ) آزمون تجربی رگرسیون برای رابطه بین معنویت محیط کاری و پنج متغیر رایح نگرش شغلی کارکنان را اجرا کرده اند نتایج تجزیه و تحلیل نشان داده که هر سه بعد معنویت استفاده شده رابطه معناداری با دو متغیر یا متغیرهای بیشتری از پنج نگرش شغلی آزمون شده دارد در حالی که معنویت در کار یک مفهوم انتزاعی تأیید شده است. بدین ترتیب کاربردهای متعدد و جهت گیری های پژوهشی برای مدیران تجاری و دانشگاهی در بررسی نیاز به اثر جامع (فراگیر) از معنویت در کار روی افراد و سازمانها ارائه می شود.
میتروف و همکارش ( ۱۹۹۹ ) به صورت تجربی و به کمک پرسشنامه و مصاحبه با مدیران منابع انسانی، معنویت در محیط های کاری از دیدگاه منابع انسانی را اجرا کرده اند. نتایج تحقیق نشان داد که پاسخ دهندگان؛ نسبت به تعریف معنویت دیدگاه های بسیار متنوعی داشتند، آنها تمایل نداشتند تا زندگی خود را (زندگی خانوادگی، شخصی، کاری، فامیلی) تفکیک کنند و بین مذهب و معنویت با تأکید فراوان تفاوت قائل می شدند، و تمایل زیادی به تجربه اقدامات معنوی در محیط کار داشتند، و اغلب نسبت به استفاده از واژه های معنویت و دین در محیط کار بیمناک بودند و همانند دیگر فرهنگ های غربی، معنویت را پدیده ای انفرادی و شخصی میدانستند. این دو محقق نتیجه گرفتند که معنویت در محیط کار قابل مدیریت کردن است و این کار از مهم ترین و اساسی ترین وظایف مدیران است. آنها عقیده داشتند در غرب، جدایی میان علم، مذهب، هنر و … بیش از حد صورت گرفته است و امروزه سازمان ها بدون معنویت دوام نمی آورند. آنها تأکید داشتند که روش های مدیریت معنویت سازمانی، باید بدون جداکردن آنها از سایر عناصر مدیریت مورد سنجش قرار گیرد.
پژوهش ها نشان داده اند که بین معنویت و هدف زندگی، رضایت از زندگی و سلامت، همبستگی وجود دارد. ایمونز ( ۲۰۰۰) در پژوهش خود نشان داد که افراد دارای جهت گیری معنوی هنگام مواجه با جراحت به درمان بهتر پاسخ می دهند و به شکل مناسب تری با آسیب دیدگی کنار می آیند.
مک دونالد به نقل از عبداله زاده و همکاران در پژوهش خود دریافت افراد با هوش معنوی بالاتر افسردگی کمتر را تجربه می کنند (زارع و همکاران، ۱۳۹۱).
شانون و همکاران در پژوهشی تحلیلی در آمریکا دیدگاه ۴۸۹ بیمار ، ۵۱۸ پرستار و ۵۱۵ پزشک درخصوص کیفیت مراقبت را مقایسه نمودند. یافته ها نشان داد که، میانگین کیفیت مراقبت از (۱۰۰) از دید بیماران ۶۹/۸۱ ، پرستاران ۸۶/۷۳ و پزشکان ۵۵/۸۳ بود، که خود بیانگر میانگین کیفیت مراقبت از دیدگاه پرستاران بوده که در سطح “خوب” قرار دارد (دبیریان و همکاران، ۱۳۸۷)

۲-۱۶-مدل مفهومی تحقیق :
با توجه به موضوع تحقیق ” تاثیر هوش معنوی بر کیفیت ارائه مراقبت پرستاری ” در این مدل برای مؤلفه های مربوط به هوش معنوی از مدل کینگ (۲۰۰۸) استفاده شده است.
شکل ۲ : مدل مفهومی تحقیق ( اقتباس از کینگ (۲۰۰۸) )
هوش معنوی

متغیر مستقل متغیر وابسته

فصل سوم
روش پژوهش


دیدگاهتان را بنویسید