دوري از گناهان و رذايل اخلاقي از سوي ديگر، محبت يکديگر را نسبت به هم جلب مي کند و آنان را به هم علاقه مند مي گرداند.
سخن امام علي (ع) نيز به همين نکته اشاره دارد كه فرمود: “مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بالناسِ حازَ مِنْهُمُ المَحَبَّهَ”102 هر کس به مردم خوش گمان گردد، دوستي آنان را شکار نموده است خداوند بناي خانواده را بر مودت و رحمت قرار داده است که اين امر محقق نمي گردد مگر اينکه اين فضيلت اخلاقي در بين اعضاء خانواده بخصوص زن و شوهر وجود داشته باشد.
درصورتيکه انسان اين فضليت اخلاقي را تقويت نکنددچار نگاهي عيب جويانه مي گردد از آن جايي که همه انسان ها داراي عيب هايي هستند بر يکديگر لازم است عيوبشان را ناديده بگيرند و با سعه صدر با يکديگر تعامل داشته باشند، هميشه از در دوستي وارد شوند تا محبت ديگران را به خود جلب نمايند.
خداوند مي فرمايد: ” وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ “103 از يکديگر عيب نگيريد و به يکديگر لقب هاي زشت ندهيد. چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان، يعني مبادا وقتي دل هاي شما به وسيله ايمان و محبت به يکديگر نزديک شده با عيبجويي از يکديگر آنها را از همديگر دور کنيد.
آنچه بيان شد دربارة برخورد صحيح با عيب اعضاي خانه بود، در صورتيکه بهترين همسران کساني هستند که عيب همسر خود را با هدف اصلاح، به آن ها هديه مي دهند. رسول خدا (ص) مي فرمايند: خيرُ اِخوانِکُم مَنْ اَهْدي اِليکُم عُيُوبَکُمْ”104 بهترين برادرتان کسي است که عيب هايتان را به شما هديه کند.
بي شك،تذكر عيوب به ديگران بايد بالحني مناسب وشيوه اي دوستانه مطرح شود.
بايد محترمانه باشد .
بايد محرمانه و به دور از جمع باشد.
بايد به قصد قوي تر شدن پيوند دوستي باشد.
2-2-2. خلق نيکو
يکي از مباني گرايشي تحکيم، و تقويت محبت در بين اعضاء خانواده اخلاق نيکو است. امام علي (ع) مي فرمايند: “حُسْنُ الخُلْقِ يُورثُ المَحَبَّهَ و يُؤَکَّدُ المَوَدَّهَ.105 حسن خلق تأکيد کننده مودت مي باشد و نيز ايشان مي فرمايند: “مَنْ حَسُنَ خُلْقُهُ کَثُرَ مُحِبَّوه وَ أنِسَتْ النُفُوسُ بِه106 “کسي که خلق نيکو داشته باشد دوستدارانش زياد مي شوند و ديگران با او اُنس مي گيرند” و نيزحضرت امير المؤمنين(ع) در استعارة زيبايي اين اخلاق پسنديده و آثارش را به تصوير مي کشند و مي فرمايند: “مَنْ لان عُوُدهُ کَثُفَتْ اَعْضانُهُ”107
آنکه چوب درختش نرم باشد (خلق و خوي او نيکو شود) شاخه هاي او (دوستانش) فراوان مي گردد.
از جمله عواملي که اين مبنا را دچار تزلزل مي کند، بدخويي و خشونت همسران نسبت به يکديگر يا نسبت به فرزندانشان است که امام علي (ع) آن را چنين بيان نموده اند: “مَنْ خَشُنَتْ عَريکَتُهُ اَفْقَرَت حاشيِتُهُ” هر کس درشت خويي کند پيرامونش تهي گردد. و نيز فرموده اند: مَنْ ساءَ خُلْقُهُ اَعْوزَهُ الصِّديقُ و الرَّفيقُ” هر کس بدخو شود، دوست و رفيقش ناياب مي گردد يکي از آثار بدخويي اعضاي خانواده؛ کراهت و دشمني نسبت به يکديگر است. مَنْ ساءَ خُلْقُهُ قَلّاهُ مصاحبه و رفيقه” کسي که بداخلاق باشد، دوست و هم نشين با او سر ستيز دارد.
يکي از نکات قابل دقت اين است که اگر به جاي خوش اخلاقي خشونت بر فضاي خانه حاکم باشد اعضاء با خشونت خو مي گيرند، نشاط و شادي روح آنها از بين مي رود، به کسالت، انزوا ،دروغ و باطل پناه مي بردند، چرا که بيم آن دارند که اگر جز اين رفتار کنند، ديگران بر آنها غلبه کنند و آنها را مقهور خود سازند. حال بجاست که فضاي خانه را فضاي با لطافت و نرم نگه داريم تا از آثار شوم آن نجات پيدا کنيم.
3-2-2.تواضع
يکي از شاخصه هاي مهم در اوصاف مومن وجود صفت تواضع در تمام ابعاد وجود اوست به نحوي که تأثير به سزايي در رفتار و کردار او مي گذارد.تواضع تنظيم کننده نگاه ها،برخورد ها و صحبت ها بر مدار محبت و علاقه مي باشد.همسر متواضع تمام تلاش خود را در ايجاد رفتاري با بشاشت و سخني با نيکويي و مهرباني بکار مي اندازد تا هيچگاه خود را بالاتر از اعضاي خانواده نداند و آنگونه رفتار کند که دوست دارد ديگر اعضا با رفتار کنند زيرا که امام رضا (ع) در پاسخ به اين سوال که تواضع چيست؟ فرمودند: با مردم آن گونه رفتار کني که دوست داري مانند آن با توهمانگونه رفتار کنند108، اين نوع رفتار از بهترين عواملي است که به کمک آن مي توان محبت و دوستي اعضاي خانواده را جلب کرد. امام علي (ع) فرمودند: ثَمَرَهُ التواضعُ المُحَّبَهُ”109 حاصل فروتني، جلب محبت و دوستي است.
4-2-2. رفق و مدارا
از کليدهاي کاميابي و رسيدن به زندگي پر از مهر و محبت مدارا کردن در برابر ضعفها و نقصان هاي يکديگر است. امام علي(ع) مي فرمايند: الرفقُ يُوَدّي الي السّلم” رفق و مدارا به زندگي مسالمت آميز منتهي مي شود. هيچ کس به زندگي پر تنش و پراضطراب علاقمند نيست. همه به دنبال آرامش در زندگي هستند و اين خواسته از طريق مدارا حاصل مي شود، حضرت علي (ع) مي فرمايند: چيزي به اندازة سخاوت، مدارا و خوش اخلاقي محبت به وجود نمي آورد.110 پس مدارا کنيم تا محبت در فضاي خانه ايجاد گردد.
از آنجا که ممکن است بعضي از همسرها بر اثر عصبانيت و عدم کنترل احساسات خود، سخنان تندي را بر زبان آورند و يا رفتاري نامهربانانه داشته باشد، نبايد از هم کينه اي به دل بگيرند بلکه بايد با حلم و بردباري از کنار اين گونه رفتارها و لغزش ها بگذرند.
در مورد نحوة واکنش در مقا
بل چنين اعمالي اينگونه سفارش مي شويم که در برابر لغزش ها و تقصيرهاي پيش آمده نزديکان عذري (توجيهي) بيابيد. اگر هم براي آن عذري نيافتيد، باور کنيد که اين مسئله بر اثر ناآگاهي شما نسبت به گونه هاي عذر است. به طور يقين اين همة تأکيد بر توجيه لغزش به سبب حفظ پيوند افراد و عدم کينه توزي اوست.

فصل سوم
محبت در خانواده

مقدمه
محبت از مهمترين پايه هاي استحکام بخش روابط بين زن و شوهر است که روابط محبت آميز آنها با يکديگر مايه آرامششان مي گردد.علاوه بر محبت به همسر بر داشتن قلبي پر از محبت به فرزندان مورد سفارش اهل بيت(ع) قرار گرفته است.تا از اين طريق يکي از نيازهاي فرزند که محبت والدين به او مي باشد جواب داده شود.در کنار محبت به فرزندان آنچه قابل توجه مي باشد رعايت حد اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط براي فرار از پيامدهاي منفي آن مي باشد.
ايجاد فضاي صميمي و تشکيل محفل انس و آرامش در ارتباطات خانوادگي از برکات و کارکردهاي محبت مي باشد و در صورت استمرار محبت اين ارتباطات دوام پيدا مي کند و باعث مقبوليت افراد مي گردد.
1-3. انواع محبت در خانواده
محبت به عنوان وجه مشترك و اصل اساسي و ركن حياتي در روابط خانوادگي مي باشد.درصورتي كه در اين روابط عشق و محبت حاكم نباشد،زندگي صورتي وحشت انگيز و دسته كم سرد و بي رمق خواهد داشت ولي با اجراء آن در زندگي،اعضاء به آرامش و عظمت روحي خواهند رسيد.براي محبت متناسب با اعضاء خانواده انواعي در نظر گرفته شده است كه به آنها مي پردازيم.
1-1-3 محبت به همسر
يکي ازانواع محبت، محبت به همسر است؛ زيرا دوستي، جاذبه و کشش قلبي ميان دو همسر از ناحيه خداست و خداوند آن را در ميان همسران قرار داده است؛ چنان که مي فرمايد: ” وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ”111:”و از نشانه هاي او اين است که همسراني از جنس خودشان براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد، در اين نشانه هايي است براي گروهي که تفکر مي کنند.” اگر دوستي همسر پسنديده نبود خداوند آن را در ميان همسران قرار نمي داد و آن را از آيات خود نمي شمرد. عاطفه و محبت بين زن و شوهر از آيات و نشانه هاي الهي شمرده شده است: چرا که خداوند بين زوجين به گونه اي محبت قرار داده است که با اين که مي بينيم بين آن دو هيچ رابطه نسبي وجود ندارد، ولي چنان به يکديگر محبت مي ورزند که هر کدام ديگري را بيش از هر چيزي دوست دارد.
در روايات نيز به محبت زنان (همسر) تشويق شده است، امام صادق (ع) مي فرمايد: “مِنْ اخْلاقِ الاَنْبِياءِ صَلَّي الله عليهم حُبُّ النِساءِ112″ :” دوست داشتن زنان از اخلاق پيامبران است.”
پيامبر اکرم (ص) نيز مي فرمايد: “ما اُحِبُّ مِنْ دُنياکُمْ اِلاّ النِساءَ و الطَّيب”113 : از دنياي شما دوست ندارم جز زنان و بوي خوش.محبت به همسر نه تنها پسنديده است، بلکه اساس و رکن زندگي مشترک خانوادگي برآن استوار است. اگر در خانواده ميان دو همسران محبت نباشد،اساس آن زندگي متزلزل و بدبختي ها، ناراحتي ها و مشکلات فردي و اجتماعي بسياري را در پي خواهد داشت.
محبت به همسر نيکوست، اما انسان مومن بايد مواظب باشد محبت به همسر بر محبت خدا غالب نشود، زيرا خداوند درقرآن مي فرمايد:” الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ 114″:” كساني كه ايمان آورده اند،محبتشان به خدا شديدتر است.” از اين رو، هنگامي که انسان بر سردوراهي قرار مي گيرد، علاقه به همسر نبايد مانع انجام فرمان الهي گردد و انسان را از اهداف عاليه اش باز دارد؛ زيرا اگر اين گونه باشد، چنين محبتي ناپسند، مذموم و باعث هلاکت انسان خواهد شد، چنان که قرآن مجيد مي فرمايد:” قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ.115 ” :”بگو اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران و طايفه شما و اموالي که به دست آورده ايد و تجارتي که از کساد شدنش مي ترسيد و خانه هايي که به آن علاقه داريد، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار اين باشيد که خداوند عذابش را بر شما نازل کند! و خداوند جمعيت نافرمانبردار را هدايت نمي کند.”
2-1-3.محبت والدين به فرزند
يكي از نعمتهاي الهي قراردادن علاقه ومحبت فرزندان بر قلب والدين مي باشد.محبتي كه داراي سرچشمه فطري در پدر ومادر واز نيازهاي فرزندان مي باشد.
اسلام عزيز كه هماره به تمام نيازهاي انسان واقف بوده در اين زمينه هم رهنمودهاي ارزنده اي مطرح كرده كه قابل توجه مي باشد.
فرزند دوستي و علاقه به فرزند يک ميل فطري است که خداوند آن را در وجود والدين قرار داده است؛معمولاً کساني که از داشتن فرزند محرومند، آرام و قرار ندارند و احساس اين کمبود آنان را رنج مي دهد و برخي از روي ناچاري حاضر مي شوند که براي خود، فرزند خوانده برگزينند؛ يعني انسان وقتي خود فرزند دار نشد در تلاش است از طريق فرزند خوانده به نياز خودپاسخ گويد. فرزند خواندگي سنتي است که در بسياري از
جوامع وجود داشته است، چنان که همسر فرعون فرزند نداشت و فرعون را راضي کرد که موسي را به عنوان فرزند برگزيند.116 هم چنين عزيز مصر يوسف را خريد تا فرزندش باشد؛117 بنابراين، محبت به فرزند يک ميل پسنديده اي است که خداوند در وجود والدين قرار داده است، اگر محبت به فرزند پسنديده نبود خداوند آن را در وجود انسان قرار نمي داد. اگر علاقه به فرزند پسنديده نبود پيامبران خدا هم چون زکريا در پيري از خداوند فرزند طلب نمي کردند.” هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ118″:‹‹آنجا بود كه زكريا پروردگار خويش را خواند و گفت:”پروردگارا از سوي خود فرزند پاكيزه اي به من عطافرما،كه تو دعا را مي شنوي.”
يكي از اساسي ترين نيازهاي رواني فرزند برخورداري از محبت والدين است، فرزند چنانكه براي رشد جسماني نيازمند به آب ،غذا ،مسكن وپوشاك مي باشد، براي رشد عاطفي و اجتماعي نيز به محبت و احساسات عاطفي نيازمند است.
از آنجايي كه پدرومادر نخستين سرپرست فرزند هستند لازم است توجه خاصي به اين نياز داشته باشند وپاسخي صحيح به آن بدهند.ارضاي اين نياز در فرزند موجب آرامش رواني وامنيت خاطر وي مي گردد.
بنابراين از اصلي ترين ومهمترين نيازهاي رواني فرزندان برخورداري از محبت است.فرزندان بايد احساس كنند كه پدر ومادر با آنان صميمي ومهربان هستند وآنان رادر ارضاي اين نيل ياري مي كنند. اما محروم كردن فرزندن از اين نعمت الهي توسط والدين عوارضي رادر بردارد كه به بعضي از آنها مي پردازيم.
1- گاهي بچه هاي محروم از محبت والدين ،دچار بيماريهاي تني مي شوند.اين بيماري ها عوارض بدني دارد ولي منشاءآنها رواني است.پيدايش بعضي”حساسيت”ها درميان كودكان، معلول همين امراست.
2- كودكاني كه به تب يونجه،ناراحتي هاي پوستي ويا آسم مبتلا مي شوند،اغلب از محبت والدين محروم شده اند.
3- گاهي اين گونه كودكان سركش وپرخاشگر بار مي آيند.
4- بعضي از كودكان محروم از محبت خود را تسليم تخيلات مي سازند واز برخورد با واقعيت ها خودداري مي كنند وحالت “درخود فرورفتن”را انتخاب مي كنند.119
5- بعضي كودكان به علت اينكه در محيط خانه مورد بي مهري وبي اعتنايي پدر و مادر خود قرار گرفته اند به عنوان يك واكنش درمقابل كمبود محبت ،به سرقت ويا آزار واذيت ديگران پرداخته اند.در واقع، انگيزه ي ارتكاب جرم در اين كودكان ،همانا خودنمايي وميل به شناخته شدن وبه حساب آمدن است.چنين كودكاني سرقت مي كنند يا دست به كتك كاري واذيت وآزار ديگران مي زنند تا جنجال برانگيزند ومورد توجه قرار گيرند.
6- بسياري از فرزندان به دليل فقدان محبت در خانواده و بي مهري والدين جذب دوستان ناباب شده،به فساد وانحراف كشيده مي شوند.خوب است به نامه ي يكي از فرزنداني كه از بي مهري والدين به دوستان ناباب گرايش يافته است،توجه كنيم:
“…. بگذاريد ابتدا از پدرم بگويم:پدرم مردي خوش قلب وجدي است،كارمند ساده ي آموزش وپرورش بوده وهست.يادم مي آيد وقتي ظهرها پا به خانه مي گذاشت جواب سلام ماها را نمي داد.از فرط خستگي تحمل هيچ صدايي را نداشت….بلافاصله بعدازظهر هم به يك بنگاه مي رود وتاآخرشب كار مي كند……حالا هم پرتلاش و زحمتكش در امور نان آوري،اما كم توجه در امور تربيت ورسيدگي به فرزندان است.
درباره ي مادرم بگويم :مادرم زني بود خوش لباس واهل مهماني


دیدگاهتان را بنویسید