دانلود پایان نامه

2-5-3. ترازنامه نامرئي
اين روش به منظور نشان دادن داراييهاي شركت مبتني بر دانش طراحي شده است. اين روش در واقع توسعهاي در حسابداري منابع انساني به شمار ميآيد. در اين روش، سرمايه فكري شركت به دو دسته سرمايه فردي و سرمايه ساختاري تقسيم ميشود. شاخص اصلي سرمايه فردي همانا شايستگيهاي حرفهاي و خبرگي كاركنان كليدي كه استراتژي يك شركت را تشريح ميكنند، ميباشد. سرمايه ساختاري نيز شامل مزيت رقابتي يك شركت و تواناييهاي كاركنان آن مانند شهرت، تجربه و روشهاي خاص توليدي ميباشد. اين مدل مبتني بر معيارهاي كيفي است و توانايي ارزيابي كمي ارزش سرمايه فكري را ندارد. (جعفری و همکاران ، ١٣٨٧)
2-5-4. كنترل داراييهاي ناملموس
اين روش در پي اندازهگيري داراييهاي ناملموس شركت به روش ساده ميباشد. در اين راستا معيارهاي مناسب متعددي را معرفي نموده و هدف از آن ايجاد بينش و ديدگاهي جامع از موقعيت سرمايه فكري شركت ميباشد. در اين روش ضروري است تا معيارها با واقعيتهاي هر شركت مطابقت داده شده و تعديل شود. عيب عمده اين روش در آن است با تمامي شركتها و موقعيتها قابل انطباق نميباشد. از اين روش همچنين براي طراحي سيستمهاي اطلاعاتي و يا انجام مميزيها بهره گرفته ميشود. (گلدی صدقی، ١٣٨٦)
2-5-5. روش جهت يابي تجاري اسكانديا
اين روش بر اساس منطق و مفهوم ارائه شده در روش ترازنامه نامرئي بنا نهاده شده است و شركت اسكانديا مبدع آن به شمار ميآيد. اين شركت عملكردش را بر اساس ٣٠ شاخص عملكردي كليدي در زمينههاي مختلف نظارت مينمايد. اين روش علاوه بر زمينههاي سنتي مالي، به مشتريان، منابع انساني و توسعه و بازار آفريني نيز نظارت دارد. اين روش، شاخصهاي مشتري محوري عبارتند از: تعداد حسابهاي مشتريان ،تعداد واسطه ها و تعداد مشتريان از دست رفته ؛شاخص هاي فرايند محوري در آن عبارتند از: تعداد حساب هاي مشتريان به ازاي خالص تعداد كاركنان و هزينههاي مديريتي به خالص كاركنان؛ شاخصهاي انسان محوري در آن عبارتند از: ميزان گردش پرسنل، نسبت مديران، نسبت زنان مدير و نسبت هزينههاي آموزش به كاركنان؛ و در نهايت شاخصهاي مبتني بر توسعه و بازآفريني در آن عبارتند از: شاخص رضايت كاركنان؛ هزينههاي بازيابي به خالص مشتريان و سهم ساعات آموزش. اين روش در دنياي امروزه روشي آرماني و مطلوب به شمار آيد.
اين روش علي رغم كاملتر بودن در زمينه تشريح بهتر عملكرد تجاري، قادر به كمي سازي ارزش سرمايه فكري نميباشد. (همان منبع)
2-5-6. شاخص سرمايه فكري
در جايي كه فعاليتهاي نسل اول، اطلاعاتي را در خصوص اجزاي مجرد سرمايه فكري بدست ميدهند، اين شاخص فعالیتهاي نسل دوم را معرفي مينمايد. (شاخصهايي كه بر تصوير كلي از فرآيند ايجاد ارزش در شركت تمركز مينمايد) اين روش در تلاش است تا شاخصهاي پراكنده را در مجموعهاي واحد ارائه نمايد و ميان تغييرات حاصله در سرمايه فكري و تغييرات در ارزش بازاري شركتها همبستگي ايجاد نمايد. اين معيار جنبههاي مختلفي را در بر ميگيرد. مزاياي اين روش در آن است كه معياري غير متعارف را ارائه مينمايد، بر نظارتي پويا در خصوص سرمايه فكري متمركز ميباشد، توان احتساب عملكرد دورههاي قبلي را داشته و نگرشي واحد، کلي و جامع از شركت ارائه مينمايد. اين معيار گامي به پيش تلقي ميشود چرا كه به مديران اين اجازه را ميدهد تا تأثيراتي كه يك استراتژي بخصوص در سرمايه فكري شركت دارد را درك نمايد و گزينههاي متعدد را با هم مقايسه نمايند تا مشخص شود كداميك از آنها از حيث سرمايه فكري مرجع مي باشند. شاخص سرمايه فكري همچنين موجب الگوبرداري منظم از فعاليتهاي مبتني برآينده ميگردد. اين اقدام موجب مقايسههايي در سطوح واحد تجاري و شركت ميگردد.
2-5-7. نرخ بازده دارايي
نرخ بازده داراييهاي شركت نرخي است كه ميتوان آن را با متوسط صنعت مقايسه كرد تا اختلاف آن با متوسط صنعت بدست آيد. اگر اختلاف مذكور صفر يا منفي باشد، شركت از سرمايه فكري اضافي برخوردار نيست. اگر اين اختلاف مثبت باشد، فرض ميشود كه شرکت در صنعت خود از سرمايه فكري اضافي برخوردار است. در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت، اين ميزان بازده داراييهاي اضافي در متوسط داراييهاي ملموس شركت ضرب ميشود تا متوسط عايدات اضافي ساليانه شركت، محاسبه شود. تقسيم اين عايدات اضافي بر متوسط هزينه سرمايه شركت، ارزش سرمايه فكري شركت را بدست ميدهد. مزيت عمده اين روش، فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامي اطلاعات مورد نياز در صورتهاي مالي تاريخي شركت ميباشد. عيب عمده اين روش در فقدان ارائه اطلاعاتي است كه مديران براي مديريت مؤثر سرمايه فكري به آنها نيازمند ميباشند.
2-5-8. روش تشكيل سرمايه بازار
اين روش، معياري از ارزش بازار، سرمايه فكري شرکت را ارائه ميدهد. در اين روش فرض بر اين است كه تشكيل سرمايه اضافي يك شركت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن، همانا بيانگر سرمايه فكري موجود در آن ميباشد. اين روش مبتني بر عرف بازارها سرمايه و برآورد قيمت سهام است. در اين روش جهت سنجش و اندازهگيري سرمايه فكري ضروري است تا صورتهاي مالي تاريخي در مقابل اثرات تورم يا هزينههاي جايگزيني آنها تعديل شوند. گرچه يكي از اهداف اندازهگيري سرمايه فكري، تشريح اختلاف ميان ارزش بازار و ارزش دفتري شرکتها است، اما اين نوع تشريح و تفسير قادر به بيان اين حقيقت نمي باشد كه داراييهاي ناملموس شرکت تنها پديد آورنده اين اختلاف بودهاند. بر اساس روش ياد شده، سرمايه فكري در شركتهاي تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات، تمامي ارزش شرکت را تشكيل خواهد داد چرا كه تفاوت فاحشي ميان ارزش بازار و ارزش دفتري پايين اينگونه شركتها وجود دارد.
2-6. روشهاي مالي و مراحل اندازهگيري مالي سرمايه فكري
بر اساس اين روش سرمايه فكري يك شركت تركيبي از سرمايه انساني، سرمايه مشتري و سرمايه ساختاري است و نقاط تلاقي آنها با هم تركيبي از سرمايه فكري را نشان ميدهد. تركيب سرمايه انساني و مشتري منجر به روابط افراد و نزديكي آنها با مشتريان و بكارگيري خلاقيتهاي آنها جهت پاسخگويي به نيازهاي خاص مشتريان ميگردد. تركيبي سرمايه ساختاري و مشتري منعكس كننده توانايي شركت در انتقال نامهاي تجاري به مشتريان است و به كيفيت ارزشي كه مشتريان بنام تجاري شركت ميدهند مرتبط ميباشد.
تركيب سرمايه انساني و ساختاري در فرايند دانش نهفته است بعنوان مثال، ميتوان به اشتراك در بهرهگيري از دانش و يا انتشار آن اشاره نمود. اين روش قادر به اندازهگيري پولي سه جزء ياد شده بوده و ابزار مناسبي را جهت ارزيابي، مديريت و مقايسه عملكرد شرکتها در طول زمان به مديران ارائه مينمايد. جهت سنجش و ارزش گذاري مالي سرمايههاي فكري، مراحل زير پيشنهاد ميگردد.
گام1- تعيين سرمايه فكري مشهود
ارزش بازار = ارزش ملموس + ارزش ناملموس
ارزش بازار = ارزش دفتري + ارزش سرمايه فكري مشهود
ارزش بازاري قابل دسترس = ارزش بازار + فرسايش سرمايه فكري
ارزش بازاري قابل دسترس = سرمايه ملموس + سرمايه فكري مشهود + فرسايش سرمايه فكري
گام ٢ – شناسايي اجزاي مرتبط با سرمايه فكري
گام ٣ – تخصيص اوزان مناسب با اجزاي سرمايه فكري بر اساس تجربه و شناخت آنها
گام ٤ – تعديل ضرايب همبستگي
گام ٥ –ارزش گذاري
2-7. مدل مديريت سرمايه فكري