دانلود پایان نامه

زماني كه از سنجش و اندازهگيري صحبت ميكنيم، ابتدا ضروري است تا منابع غيرملموس و حياتي شركت كه نيازمند نظارت مديريت هستند را به منظور نيل به اهداف استراتژيك يا براي ارتقاي مزيت اصلي آنها شناسايي نموده و سپس بايد اشخاص ثابتي كه داراي اطلاعات مفيدي درباره ارزش واقعي شركت هستند را شناسايي كرد. فرآيند مديريت سرمايه فكري داراي سه مرحله اساسي شناسايي، اندازهگيري و مديريت اين منابع ميباشد كه در ذيل تشريح ميشود.
شناسايي
در اين مرحله شرکتها تمرکز خود را بر متغييرهاي ايجاد کننده ارزش فعلي شركت قرار ميدهند. در نهايت شبكهاي از منابع و فعاليتهاي ناملموسي كه با اهداف استراتژيك شركت مرتبط هستند به وجود ميآيد. هميشه مجموعهاي از منابع ناملموس ولي حياتي در شركتها وجود دارد كه به حفظ و ارتقاي مزيت رقابتي آنها و يا رسيدن آنها به اهداف استراتژيك كمك ميكند.

نمودار2- 5. شبكه منابع و فعاليت هاي ناملموس
اندازهگيري
پس از شناسايي، بايد معيارهايي را براي اندازهگيري منابع ناملموس توسعه داد. هم معيارها و هم منابع ناملموس را ميتوان به روشهاي مختلفي تقسيمبندي نمود، ابتدا بايد دو سطح تجزيه و تحليل را از هم جدا نمود.
1) سطح منابع ناملموس
٢ )سطح فعاليتهاي ناملموس
در جدول ذيل ويژگيهاي اصلي سيستم اندازهگيري آمده است.
جدول2-4. ويژگيهاي اصلي سيستم اندازهگيري
سطح تجزيه و تحليل طبقه بندي سرمايه فكري طبقه بندي معيارها(شاخص ها)
منابع ناملموس
فعاليت هاي ناملموس
منابع ناملموس
فعاليت هاي ناملموس
شاخصها و معيارهاي عمومي
شاخصها و معيارهاي خاص صنعت
شاخصها و معيارهاي خاص شركت
همانگونه که در جدول 2-4 اشاره شد، اجزای چهارگانه سرمایه فکری عبارتند از: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری یا ارتباطی و سرمایه اتحاد استراتژیک. معیارها و شاخصهای جزء را نیز میتوان به سه دسته عمومی، خاص صنعت و خاص شرکت تقسیمبندی نمود. معیارهای خاص صنعت به فرآیندها و تعاریفی مرتبط است که خاص صنعت مربوط بوده و ممکن است به صنعتی ـ تولیدی، خدماتیها و یا بین این دو تعلق داشته باشد. از طرفی دیگر، شاخصهای خاص شرکت، مستلزم تعریفی از قبل تعیین شده توسط توسط شرکت میباشد. به عنوان مثال، معیارهایی که به توان بالقوه بالای کارکنان مربوطند نیازمند به تعریفی معین از «توان بالقوه بالای کارکنان» میباشد.
مدیریت منابع
پس از توسعه سیستم سنجش و اندازهگیری، ضروری است که مدیران ارشد شرکت نتایج را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.
2-8. توانمندی تکنولوژی و اهمیت ارزیابی آن در واحدهای اقتصادی
طي دو دهه گذشته رشد تكنولوژي به ويژه تكنولوژيهاي جديد، عامل مهمي در ادغام بازارها و فرآيند جهاني شدن بوده است. تكنولوژي در مفهوم اقتصادي، محصولي متكي بر شناخت و آگاهي، مبتني بر تحقيق و توسعه، قابل داد و ستد در بازار و داراي ويژگيهاي خاص به صورت يك محصول است كه قيمت آن بر اساس تعامل عرضه و تقاضا تعيين ميشود. (پائو و همکاران ،2005)
توانمندي تكنولوژيكي كه محور رقابت پذيري بنگاههاي كلاس جهاني محسوب ميشود، دو وجه تكنولوژي توليد و توليد تكنولوژي دارد. كسب توانايي در تحقيق و توسعه و گسترش آن، عنصر مهمي جهت رشد و انتشار تكنولوژي و دستيابي به بلوغ تكنولوژي خواهد بود. (بلالوک و گرتلر ، 2009)
ارزيابي توانمندي تكنولوژي فرآيندي است كه در آن سطح فعلي قابليتها و تواناييهاي تكنولوژيك سازمان اندازهگيري ميشود تا نقاط قوت و قابل بهبود سازمان شناسايي شده و همچنين با مقايسه توانمنديهاي تكنولوژيكي سازمان با رقبا يا سطح ايدهآل، شكاف تكنولوژيكي شناسايي شود.