دانلود پایان نامه

نمودار 2- 4- طبقه بندي لوونداهل
طبقهبنديهاي متداول ديگر شامل سرمايه انساني، سرمايه ساختاري و سرمايه مشتري بوده است. که در اين پژوهش استفاده شده است.
طبقه بندي مرر و اسچوما (2001)
اين دو سرمايه فكري را بصورت گروهي از داراييهاي دانش تعريف ميکنند که به يك سازمان اختصاص دارد و جزء ويژگي سازمان محسوب ميشود و بطور قابل ملاحظهاي از طريق افزودن ارزش به بهبود وضعيت رقابتي سازمان منجر ميشود. (مرر و اسچوما،2001)
ليم و داليمور (2004)
ليم و داليمور اين مفهوم سرمايه فكري را از طريق ارتباط دادن آن با دو مفهوم دانش فني مديريت و دانش فني بازاريابي، تشريح و طبقهبندي ميکنند. شايستگي يك شرکت براي رويكرد مديريت استراتژيك شامل سرمايه انساني، سرمايه شرکتي سرمايه کارکردي و سرمايه تجاري است و روابط يك شرکت براي رويكرد بازاريابي استراتژيك شامل سرمايه مشتري، سرمايه عرضه کنندگان، سرمايه هم پيماني و سرمايه سرمايه گذاري است. نمودار اين طبقهبندي در زير ارائه گرديده است. (چن،2005)

نمودار2-3- طبقه بندي ليم و داليمور
طبقهبندي نورتون و کاپلان (1992)
نورتون و کاپلان کارت امتيازي خود در سال ١٩٩٢ ارائه کردند که اين چارچوب ابتدا عملكرد يك سازمان را در چهار حوزه يا ديدگاه مشتري، فرايندهاي داخلي ، رشد و يادگيري و مالي اندازهگيري ميکرد. اين چارچوب بيانگر يك مجموعه از روابط علي – معلولي ميان معيارهاي خروجي محركهای عملكردي يك سازمان بود. اين چارچوب ميتوانست نتايج مالي و نامشهود يك سازمان را بطور همزمان کنترل و اندازهگيري کند. با نگاهي به اين چارچوب اين نكته مشخص ميشود که ديدگاه مشتري همان سرمايه مشتري و ديدگاه رشد و يادگيري همان سرمايه انساني و ديدگاه فرايندهاي داخلي همان سرمايه ساختاري و ديدگاه مالي همان سرمايه مالي و مشهود است. اين چارچوب به علت کاربرد و برنامهريزي استراتژيك، اندازهگيري عملكرد و داراييهاي نامشهود از مقبوليت بسياري برخوردار شده است. (چن،2005)
طبقهبندي کنفدراسيون اتحاديههاي تجاري دانمارك(1991)
يكي ديگر از طبقهبنديهاي ارائه شده طبقهبندي کنفدراسيون اتحاديههاي تجاري دانمارك است که سرمايه فكري را ترکیبی از افراد، بازار و سيستمها ميداند. نمودار اين مدل بصورت زير است:

نمودار2-4. طبقهبندي تجاری دانمارک (آپوهامی ،2007)
در اين مدل افراد بيانگر مديران و کارکنان درون سازمان است و به آن چيزي که ميتوان انجام دهد. حتي بصورت جمعي سرمايه انساني اطلاق ميشود. سيستم، دانش موجود در سازمان است که مستقل از افراد است و بازار، شامل روابط سازمان با بيرونيها است مانند عرضه کنندگان، توزيع کنندگان و مشتريان. اين سه جزء مدل، بطور نزديكي بهم پيوسته شدهاند. براي مثال موفقيت يك تكنولوژي جديد به شايستگي و آموزش کارکنان بستگي دارد. (گلدی صدقی، 1٣٨٦ )
2-5. روشهاي اندازهگيري سرمايه فكري
سيستمهاي حسابداري کنوني هنوز هم تحت تأثير عوامل سنتي کار ، مواد و سرمايه مالي مي باشد واهميت دانش بعنوان عاملي موثر در توليد و ايجاد ثروت در آنها ناديده گرفته ميشود. اين در حالي است که نگرش واقع بينانه به اهميت در حال گسترش سرمايههاي ناملموس، نياز ما را به اين سرمايهها را دوچندان نموده است. در محيط تجاري کنوني، اندازهگيري ارزش سازماني با استفاده از روشهاي سنتي حسابداري ناکافي ميباشد چرا که اغلب ارزشهاي محاسبه شده به روش سنتي با ارزش اقتصادي امروزي آنها نامرتبط ميباشد.
روشهاي سنتي، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابليت يادگيري افراد و همچنين ارزش موجود در شبكه ارتباطات ميان افراد و سازمانها ناديده ميگيرد. تلاشهاي زيادي جهت تشريح تفاوت ميان ارزش بازاري شرکتها انجام گرفته است. مشهورترين اين روشها روش ترازنامه نامرئي، کنترل دارارييهاي ناملموس و کارت نمره متوازن، روش ارزش افزوده اقتصادي، روش شاخص سرمايه فكري، روش کارگزار تكنولوژي، روش نرخ باده داراييها، روش تشكيل سرمايه بازار، روش سرمايه فكري مستقيم، روش جهتيابي تجاري اسكانديا، روشهای مالي و مدل مديريت سرمايه فكري که در زير به تحليل ويژگيهاي هر يك از اين روشها اشاره خواهد.
2-5-1. ارزش افزوده اقتصادي
در اين روش از معيارهايي نظير بودجه بندي سرمايهاي، برنامهريزي مالي، تعييين هدف، اندازهگيري عملكرد، ارتباط با سهامداران و جبران خدمات تشويقي براي تعيين راههايي که از طريق آنها ارزش شرکت افزوده يا کم ميشود، استفاده ميشود. نقاط قوت اين روش همبستگي آن با قيمت سهام است. از آنجايي که اين روش به طور گستردهاي در مجامع مالي پذيرفته شده و از مقبوليت برخوردار است، ميتواند مشروعيت شرکت را در بازارهاي مالي افزايش دهد. عيب عمده اين روش پيچيدگي آن ميباشد. از آنجائيكه اين روش از داراييهاي دفتري با اتكا به هزينههاي تاريخي بهره ميگيرد و ارزش دفتري نيز با ارزش بازار فعلي مطابقت چنداني ندارد، ممكن است جهت بيان کمی ارزش داراييهاي ناملموس، چندان مناسب نباشد.
2-5-2. کارت نمره متوازن
اين روش ابزاري را جهت ايجاد ثبات در استراتژيهاي آينده شرکت بدست ميدهد. اين روش شرکتها را قادر ميسازد تا نتايج مالي را همزمان با نظارت و کنترل در ايجاد ظرفيتها و اکتساب داراييهاي ناملموسي که به آنها براي رشد در آينده نياز دارد، دنبال کنند. اين شيوه بيانگر نوعي کمبود جدي در سيستمهاي مديريت سنتي و ناتواني آنها در مرتبط نمودن استراتژي بلند مدت شرکت با فعاليتهاي کوتاه مدت شرکت ميباشد. اين روش گذشته و حال شرکت را با آيندهاش مرتبط ميناميد و ابزاري در اختيار مديريت شرکت قرار ميدهد تا استراتژيهاي گوناگوني را براي شرکت تعريف وآنها را کنترل نمايد. اين روش شرکت را قادر ميسازد تا نتايج ماليش را تحليل نمايد و استراتژي شرکت را اجرا نمايد.
کاپلان و نورتون معتقدند كه اين روش نوعي سيستم اندازهگيري است كه با استفاده از معيارهاي كيفي، ميزان استراتژي به اجرا درآمده شركت را نشان ميدهد. اين روش اهداف و معيارها را از چهار زمينه يا ديدگاه نشان ميدهد اين ديدگاهها عبارت است از ديدگاه مالي، ديدگاه مشتري، ديدگاه فرايندهاي داخلي و ديدگاه نوآوري و يادگيري. اين روش تا حدي ايستا بوده و براي هر شركت خاص ميباشد. (کاپلان و نورتون ،٩٩٦ )