دانلود پایان نامه

1ـ سنجش تحقیق و توسعه: سنجش تحقیق و توسعه به عنوان شاخص تغییرات فناورانه اساساً بر مبنای رویکرد خطی توسعه نوآوری پایهگذاری شده است.
2ـ سنجش نوآوری: طرفداران نظریه غیرخطی نوآوری ـ که نوآوری را نتیجه تعاملات فراوانی میدانند که بین فعالان و نهادهای مختلف شکل میگیرد و با یکدیگر یک سیستم نوآوری را شکل میدهند معتقدند که درون دادههای تحقیق و توسعه تنها بخشی از این فرآیند هستند و سنجش نوآوری را به عنوان راهکار مناسب جهت سنجش تغییرات فناورانه پیشنهاد میکنند. به عبارت دیگر به منظور یافتن ابزاری که بتواند کل فرآیند (اعم از ورودی، عملکرد و خروجی) را مدنظر قرار دهد، مفهوم سنجش نوآوری را ارائه کردند. با توجه به در نظر گرفتن فرآیند غیرخطی نوآوری در تحقیقات فناورانه از سنجش نوآوری استفاده کردهاند.
ادبیات موجود در سنجش نوآوری را از دو طریق میتوان بررسی کرد که عبارتند از:
1ـ سنجش نوآوری در سطح شرکت ها: به طور کلی جهت سنجش نوآوری در شرکتها دو رویکرد وجود دارد:
رویکرد موردی: این روش بر نوآوریهای مهم (به عبارتی نوآوریهای بنیادی ) متمرکز است و واحد بررسی نوآوریها، محصولات جدید است. به عبارتی برای سنجش نوآوری طبق این تکنیک، تعداد نوآوریهای ارائه شده توسط شرکتها طی دوره مورد بررسی برآورد میشود.
رویکرد موضوع: به طور کلی هدف از این رویکرد گردآوری اطلاعات زیر میباشد تا به کمک آن بتوان فرآیند نوآوری شرکتها را شناخته و با یکدیگر مقایسه کرد. اطلاعات مربوط به عملکرد شرکت مانند میزان فروش و سطح اشتغال و میزان سرمایهگذاری، اطلاعات مربوط به فعالیتهای نوآوری مثل ورودیهای تحقیق و توسعه و غیر تحقیق و توسعه (فعالیتهای طراحی صنعتی، بازاریابی، اهداف فرآیند نوآوری منابع فعالیتهای نوآورانه، خروجیهای نوآوری مثل محصولات و فرآیندهای نوآورانه، موانع نوآوری، بررسی تأثیرات فناوریهای کلیدی چون فناوری اطلاعات بر فرآیند نوآوری.
2ـ سنجش نوآوری در سطح ملی: عملکرد نوآورانه هر کشور به وسیله نظام ملی نوآوری آن کشور تعیین میشود. نظام ملی نوآوری مجموعهای از شرکتهای خصوصی و دولتی (اعم از کوچک و بزرگ)، دانشگاهها و آژانسهای دولتی میباشند که در تعامل با هم به تولید علم و فناوری کمک میکنند. هدف تعاملات آنها توسعه دانش به منظور پاسخگویی به نیازهای جامعه است.
در تحقیقات مذکور، دستورالعمل اسلو و تحقیق امارا و لندری به سنجش نوآوری در سطح شرکت پرداخته و شاخصهایی را در این زمینه معرفی کردهاند اما مابقی تحقیقات به ارائه شاخصهایی برای سنجش نوآوری در سطح ملی پرداختهاند.
جدول 2- 5. خلاصه ديدگاه هاي مختلف در خصوص سنجش سطح نوآوري
شاخصها شرح
شباهتها فرآیند نوآوری دو مدل خطی و غیر خطی در مورد نوآوری وجود دارد که تمامی تحقیقات مذکور به نوآوری به عنوان یک فرآیند غیر خطی توجه داشتند یعنی معتقدند که نوآوری نتیجه تعاملات فراوانی است که بین فعالان و نهادهای مختلف شکل میگیرد که با یکدیگر یک سیستم نوآوری را شکل میدهند.
سنجش تغییرات فناورانه تمامی تحقیقات مذکور از بین دو رویکرد موجود برای سنجش تغییرات فناورانه یعنی سنجش تحقیق و توسعه و سنجش نوآوری، به علت طرفداری از نظریه غیر خطی نوآوری، از مفهوم سنجش نوآوری استفاده کردهاند که در آن به منظور اندازهگیری نوآوری کل فرآیند (اعم از ورودی، میانجی (فرآیند) و خروجی) در نظر گرفته میشود.
تفاوتها سطح تحلیل مورد بررسی تحقیقات موجود در زمینه سنجش نوآوری را میتوان به دو دسته طبقهبندی کرد: سنجش نوآوری در سطح شرکت و سنجش نوآوری در سطح ملی، در تحقیقات مذکور، دستورالعمل اسلو و تحقیق آمارا و لندری به سنجش نوآوری در سطح شرکت پرداخته اما مابقی تحقیقات به ارائه شاخصهایی برای سنجش نوآوری در سطح ملی پرداختهاند.
ارائه شاخصها برای سنجش هر سه حوزه فرآیند سیستمی نوآوری در بین تحقیقات مذکور، نازیروفسکی و آرکلوس، گودینهو و همکارانش، سازمان ملل، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و دستورالعمل اسلو (در سطح شرکت) برای هر سه حوزه شاخصهای مناسبی ارائه کردهاند. اما مابقی تحقیقات در این زمینه، ضمن تأکید بر سیستمی بدون شکلگیری نوآوری، برای برخی از حوزهها شاخصهای مناسبی ارائه نکردهاند.
2-16. شاخصهای کارآیی مالي
بحث ارزيابي کارآیی شركت از ديرباز به عنوان يك سئوال مهم مطرح بوده است و مباحث متعددي در حسابداري و مديريت به بحث عملكرد شرکتها اختصاص يافته و بيشترين نوشتههاي تئوريك در اين زمينه است كه كدام يك از معيارهاي ارزيابي عملكرد شركتها از اعتبار بيشتري برخوردار است. برخي معتقدند يك شاخص ايدهآل براي سنجش عملكرد شركتها وجود ندارد . براي اندازهگيري و سنجش عملكرد و تعيين ارزش شركت روشهاي مختلفي وجود دارد كه هر كدام داراي معايب اساسي بوده چنانچه اين روشها بعنوان معياري براي اندازهگيري عملكرد و تعيين ارزش شركت در نظر گرفته شود قطعاً منجر به تعيين ارزش واقعي شركت نخواهد شد. حال آنكه ارزيابي عملكرد شركت يك ضرورت است و براي انجام آن بايد از معيارهاي پذيرفته شدهاي استفاده شود كه تا حد امكان، جنبههاي متفاوت از لحاظ محدوديت در فعاليتها و امكان بهرهمندي از امكانات را مورد توجه قرار دهد. در يك تقسيمبندي كلي معيارهاي سنجش و عملكرد را ميتوان به دو گروه معيارهاي مالي و غيرمالي تقسيم كرد. (خوش طينت و فلاحتي،١٣٨٦)
معيار غيرمالي شامل معيارهاي توليدي، بازاريابي، اداري و معيارهاي اجتماعي است و نسبتهاي مالي از جمله تكنيكهايي است كه بعنوان معيار مالي پيشنهاد شده است. برخي از پژوهشگران امور مالي پيشنهاد نمودهاند كه بايد از شاخص تركيبي (مالي و غيرمالي) استفاده شود. با اين حال اين معيارها هم نمودار است زيرا تعيين نوع معيارها، نوع همبستگي بين آنها و نيز تعيين ارزش و وزن هر يك از آنها در مجموع معيارها، كار سادهاي نيست توجه به اين موضوع كه ارزيابي عملكرد از چه ديدگاهي و چه منظوري ميباشد، ضروري است. اشخاص و گروههاي مختلفي به ارزيابي عملكرد شرکتها پرداخته و از نتايج آن در تصميم گيريهاي خود استفاده ميكنند. بنظر ايجری يوجی، معيارهاي مورد نظر هر كدام از افراد ذينفع ممكن است منطبق و همسو با ساير ذينفعان نباشد. (خوش طينت، ١٣٨٦) تعدادي از رايجترين روشها و معيارهاي اندازهگيري عملكرد مالي شركتها بشرح ذيل ميباشد.
2-16-1. بازده مجموع داراييها(ROA)
اين معيار اندازهگيري ميكند كه به ازاي يك واحد از منابع شركت چه مقدار سود در طي يك سال حاصل شده است. در واقع ROA يك نسبت سودآوري را براي شركت بيان ميكند. اين نسبت براي نشان دادن قدرت سودآوري شركت، نسبت به جمع ارزش دفتري داراييها تهيه ميگردد كه خيلي از اوقات زماني كه بين دو يا چند شركت در يك صنعت در اندازههاي مختلف مقايسه ميشود. طريقه محاسبه ROA به شرح زير مي باشد:
ROA= OP / TAS
OP: سود عملياتي
TAS: جمع داراييها
نسبت گردش دارايی(ATO)
اين معيار جمع درآمد سال به جمع داراييها است و اندازهگيري ميكند كه به ازاي يك واحد از منابع شركت در طي يك سال چه مقدار قدرت كسب درآمد يا فروش وجود دارد. در واقع ATO يك نسبت فعاليت از عملكرد كسب و كار شركت را بيان ميكند. طريقه محاسبه ATO به شرح زير مي باشد:
ATO= TR / TAS
TR: جمع درآمد