منبع مقاله با موضوع قواعد فقهی، مقام استدلال، امام رضا ع، امام صادق

ظاهري دلالت دارند، ولي نمي توان به کمک آن ها به حکم شرعي ديگر رسيد. قاعدة فراغ از آن جمله است.
د: قواعدي که دلالت بر حکم ظاهري دارند و مي توان به کمک آنها به حکم شرعي ديگر رسيد، مانند قاعدة طهارت.
و: قواعد فقهي استدلالي که مستند فقيه واقع مي شود. قاعدة ظهور امر به غسل در ارشاد به نجاست از اين جمله است41
5- قواعد فقهي مادر (مرجع) در فقه اماميه
در ميان قواعد فقهي برخي اهميت بيشتري دارند و نه تنها بسياري از فروعات فقهي مستند به آنهاست، بلکه بعضي از قواعد فقهي نيز از آن متنوع مي شوند.
از اين رو، شهيد اول ادعا کرده که مرجع و مادر قواعد فقهي پنج قاعده است. اين قواعد عبارت اند از:
1. قاعدة تابعيت افعال از نيت « العقود تابعة للقصود»
2. اين که قاعدة مشقت سبب آساني است. قواعد لا حرج و يسر وسمحه و سهله و لا ضرر و لا ضرار نيز درهمين عنوان مي گنجند؛
3. قاعدة يقين (استصحاب)؛
4. قاعدة لا ضرر و لا ضرار؛
5. قاعدة عادت.42
1-1-2-2- اقسام قواعد فقهی از نگاه اهل سنت
فقهاي اهل سنت نيز قواعد فقهي را از حيث فراگيري موارد و مصاديق و نيز به لحاظ مقبوليت مذاهب فقهي به اقسامي تقسيم کرده اند.
1. قواعد فقهي اساسي و کبري. مقصود از اين نوع قواعد، همان قواعد اساسي است که مرجع قواعد ديگر نيز شمرده مي شوند.
2. قواعد فقهي کلي. مقصود از اين قسم، قواعدي است که در تمامي مذاهب فقهي مسلم و پذيرفته شده است. اين قواعد از حيث مورد و مصداق در حد قسم اول نيستند، بلکه از همان قسم به شمار مي آيند. قاعة « الضرر الاشد يدفع بالضرر الاخف» از اين جمله است.
3. قواعد مذهب، اين قواعد تنها در يک يا چند مذهب فقهي پذيرفته شده اند. مثلاً قاعدة « العبره في العقود للمقاصد و المعاني لا للالفاظ والمباني» بيشتر در مذهب حنفي مورد عمل است تا مذهب شافعي. اما قاعدة « الرخص لا تناط بالمعاصي»، بر خلاف آن است.
4.برخي از قواعد نيز وجود دارند که در يک مذهب فقهي مورد اختلاف اند. مثلاً درمذهب شافعي در بارة مصاديق قاعدة «هل العبره بالحال او بالمال» اختلافات بسياري در کار است.
5. قواعد فقهي اساسي در نظر اهل سنت. فقهاي اهل سنت نيز همانند فقهاي شيعه براين باورند که برخي از قواعد، فراگيرنده و مرجع قواعد ديگر به شمار مي آيند و از اين رو قواعد را به قواعد اساسي و غير اساسي تقسيم کرده اند. جلال الدين سيوطي ماجرائي را گزارش مي کند که در آن اباطاهر رباس(دباس)، پيشواي مذهب حنفي در ماوراء النهر، تمامي مذاهب حنفيه را به چهار ده قاعده ارجاع داده، ولي قاضي ابوسعيد هروي با او مخالفت کرده و مرجع مذهب حنفي را چهار قاعده دانسته است. سيوطي پس از اين گزارش مي گويد: قاضي ابو سعيد تمامي مذاهب شافعي را به چهار قاعده ارجاع داده است:
1. اين قاعده که يقيني با شک زائل نمي شود.
2. اين قاعده که مشقت موجب آساني است.
3.اين که قاعده ضرر زائل مي شود.
4.قاعده عادت حکمه….
عده اي از فضلاء قاعده « الامور بمقاصدها» را نيز بر آن چهار قاعده افزوده اند. سيوطي در پايان ا شکالاتي را از علائي و تاج الدين سبکي و شيخ عز الدين بن عبدالسلام نقل کرده است.43که به نظر مي رسد اشکالات آنان وارد باشد، زيرا بسياري از قواعد فقهي به اين قواعد باز نمي گردند.

1-1-3- تاريخچه قواعد فقهي
از آن جا که عقلا، براي ارتباطات مختلفي که بين خود دارند، قواعد و قوانين خاصي را پي ريزي نموده و آن را در عمل به کار مي گيرند؛ پيشينة بسياري از اصول و قوانيني که در قراردادهاي بين مردم جاري است، به گذشته اي بسيار دور باز مي گردد، و قاعدة تبعيت عقد از قصد نيز از اين قانون مستثني نبوده و قدمت آن به زماني که اولين داد و ستدها، بين انسان هاي اوليه شکل گرفت بر مي گردد؛ و از آن جا که انسان ها، داد و ستدهاي نخستين خود را با اختيار انجام مي دادند و فعل اختياري نيز بدون اراده و قصد تحقق نمي يابد، بنا بر اين، امکان نداشته است عقد و قرارداد هاي بين آن ها محقق شود اما قصد، در آن وجود نداشته باشد؛ و هميشه قراردادهاي آنان، وجوداً و عدماً تابع قصدشان بوده است. اسلام نيز با آمدنش، به امضاي اکثر قراردادهاي متداول بين مردم پرداخت و از جمله با رد نکردن قاعدة مورد بحث، به تأييد و امضاي آن دست زد44در کتب فقهاي متقدِّم، اين قاعده بدون نام خاصي مورد استفاده قرار گرفته است .فقيه اقدم ، قاضي ابن براج (400-481) در کتاب «جواهر الفقه » در پاسخ به اين سئوال که اگر مردي به زنش بگويد « انت طالق » (تو را طلاق دادم ) اما جدائي را قصد نکرده باشد، آيا طلاق واقع شده است يا نه؟ مي نويسد «طلاق بدون نيت و قصد واقع نمي شود» زيرا رسول خدا (صل الله عليه) فرموده اند «انّماالاعمال بالنّيات»45و46هم چنين استادش سيد مرتضي(355-436.)، به همين معنا در کتاب الانتصار، اشاره کرده است.47بنابر اين، اين قاعده از زمان سيد مرتضي (ره) به کار برده شده و بعد ها تحت عنوان قاعدة « العقود تابعة للقصود »، مطرح و معروف شده است.

1-1-3-1- سیر مراحل تاریخچه قواعد فقهی در فقه شیعه
قواعد فقهي در طول تاريخ فقه و فقاهت مراحل و فراز و نشيب هاي گوناگوني را سپري کرده است. در ميان اماميه قواعد فقهي از پنج مرحله گذر کرده است: مرحله پيدايش، مرحله
گسترش تطبيق و کاربرد، مرحله تدوين، مرحله روي کرد اخباري گري و مرحله پيچيدگي و پختگي.
الف : مرحله پيدايش
روش کل نگري در احکام و فقاهت ريشه در قرآن و سنت نبوي دارد. از همان آغاز مسلمان
ا
ن در يافته بودند که برخي آيات و احاديث پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم آن چنان جامع است که مي تواند مصاديق و موارد متعددي را پوشش دهد، آياتي از قبيل: «ما جعل عليکم في الدين من حرج»48«اوفوا بالعقود»49و … .
يکي از امتيازات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم بر ساير پيامبران اين است که خداوند به آن حضرت «جوامع الکلم» را عنايت کرد که در ميان آن جوامع، قواعد فقهي متعددي به چشم مي خورد، مانند «الاسلام يجب ما قبله» ، «الدين مقضي» ، «الخراج بالضمان» و … علي رغم وجود اين کليات در کتاب و سنت، هنگامي که مسلمانان از عصر نصوص دور مي شدند و قلمرو سر زمين هاي اسلامي توسعه مي يافت و طبعا نياز بيشتري به منابع براي اجتهاد داشتند، اين شيوه مورد توجه فقيهان قرار نگرفت. در اين ميان، مکتب اهل بيت عليهم السلام بود که با ارائه اين شيوه و روش، باب جديدي را در استنباط و اجتهاد گشود. آنان روش و شيوه قاعده نگري و کل نگري را توسعه دادند، چرا که آنان مدافعان واقعي کتاب و سنت و پاس دار ميراث فرهنگي پيامبراکرم صلي الله عليه و آله و سلم بودند.
بنابراين، پي ريزي قواعد فقهي به عنوان يک شيوه و روش استنباط فقهي، مرهون تلاش هاي امامان معصوم عليهم السلام است. در روايت هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام آمده است «انما علينا ان نلقي اليکم الاصول و عليکم ان تفرعوا50» برعهده ما است که اصول را به سوي شما القا کنيم و وظيفه شما است که [بر آن اصول] تفريع کنيد. يا در روايت ديگري احمدبن ابي نصر بزنطي از امام رضا عليه السلام چنين گزارش مي دهد که حضرت فرمود «علينا القاء الاصول اليکم و عليکم التفرع51» بيان اصول براي شما وظيفه ما است و بر شما است که بر آن ها تفريع نماييد. بر اين اساس، آنان قواعد بسياري را در زمينه هاي مختلف فقهي و اصولي و… براي اصحاب خويش القا نمودند که در جوامع حديثي موجود است.
ب-مرحله گسترش تطبيق و کاربرد
قواعد فقهي پس از عصر معصومين عليهم السلام وارد مرحله ديگري شد، چرا که با آغازغيبت کبرا فقهاي شيعه احساس نياز بيش تري به اجتهاد و يافتن احکام حوادث جديد که غير منصوص بودند، پيدا کردند، بر همين اساس کليات و کبرياتي که در احاديث وجود داشت ملجا و منبع سرشاري براي برآورد اين نياز، تلقي مي شد، براي بررسي و پژوهش نسبت به وضعيت قواعد فقهي در اين عصر چند محور اساسي را ذکرمي کنيم:
1: توجه به روش اهل بيت عليهم السلام
روش اجتهادي ائمه عليهم السلام القاي اصول يا قاعده نگري در فقه بود. پس از غيبت صغرا به تدريج اين شيوه به دست فراموشي سپرده شد به گونه اي که اجتهاد و استنباط دچار نوعي توقف و رکود گرديد و گرايش به اخباري گري بر افکار فقيهان شيعي سايه افکند. کتاب هايي که در اين عصر تدوين مي شد نمي توانست خود را از طلسم آهنين احاديث جدا سازد، در اين روي کرد شيوه و سبک کتاب هاي فقهي شيعه، عرضه روايات و دسته بندي آن ها بر طبق احاديث فقهي اما بدون استنتاج و تفريع فروع بر اصول، بود. کتاب هاي فقهي هم چون «المقنع» و «الهداية» از شيخ صدوق نمونه گوياي چنين طرز تفکري است. اما شيخ طوسي که آغازگر حرکت عظيم اجتهادي در فقه شيعه بود تا حدودي توانست شيوه استنباطي امامان شيعه را که مي رفت به طور کامل فراموش شود، احيا کند. وي بارها واژه «اصل» را براي بيان قواعد فقهي به کار بست به عنوان نمونه، شيخ مي گويد « فاذا شک في حجر هل هو طاهر ام لا بني علي الطهارة لانها الاصل52» هرگاه طهارت سنگي و عدم آن مورد شک قرار گيرد، بنابر طهارت آن گذاشته مي شود، زيرا اصل، طهارت است. پس از او ابن ادريس براي احياي شيوه استنباطي اهل بيت عليهم السلام در فقه شيعه تلاش فراواني انجام داد. وي در کتاب سرائر واژه «اصول مذهب» را براي قواعد فقه به کاربست، مانند «والذي يقتضيه اصول مذهبنا، ان المشتري لا يلزمه قيمة الولد ولا عشر قيمة الجارية»53.
2: قاعده شناسی
فقيهان شيعي در اين مرحله به خاطر توجه عميق به احاديث، در پاره اي موارد به قواعد و قضاياي کلي پرداخته اند. شيخ صدوق در کتاب «المقنع» در مواردي به يافتن قواعد همت مي گماشته است؛ به طور نمونه، ايشان در بحث روزه مستحبي با عنايت به موارد جزئي، به شيوه استقرايي قاعده فقهي را استنتاج کرده و مي گويد: باب الرجل يتطوع بالصيام وعليه شيء من شهر رمضان اعلم انه لايجوز ان يتطوع الرجل وعليه شيء من الفرض، کذلک وجدته في کل الاحاديث”54اين که انسان روزه مستحبي بگيرد در حالي که بر او روزه ماه رمضان واجب باشد. بدان که جايز نيست انسان روزه مستحبي بگيرد در حالي که بر او [روزه] واجبي باشد اين حکم را در همه احاديث يافتم. شيخ مفيد نيز در مواردي به تاسيس قواعد فقهي پرداخته است. او مي نويسد «وعلي هذا الاصل الذي شرحناه يعمل في هذا الباب الثاني55» و بر اصلي که توضيح داديم در باب دوم عمل مي شود.
3: بررسي هاي فني
قواعد فقهي داراي جنبه هاي گوناگوني است، يکي از جنبه هاي مهم آن نکات فني است که مربوط به حدود قاعده تعارض و تنافي قاعده با ساير قواعد و… مي شود. گام هاي اوليه چنين بررسي هايي از شيخ مفيد آغاز شد، زيرا او از گروه متکلماني است که شيوه عقلي را در مباحث فقهي ترويج نمود. وي در بيان «قاعده اقرار» مي گويد: اقرار العقلاء علي انفسهم بما يوجب حکما في الشريعة عليهم مقبول”اعتراف خردمندان به ضرر خود در مواردي که منجر به حکم شرعي عليه آنان مي شود، مورد قبول است56شيخ مفيد در اين بيان قيودي را به قاعده اقرار اضافه نموده است. شيخ طوسي اين بررسي ه
اي فني را گسترش و تعميق داد، او در قلمرو «قاعده قرعه» چنين مي نويسد “لانه لا خلاف ان القرعة تستعمل في ذلک و لا تستعمل في شيء من عقود البيع»57او در مقام استدلال بر اين که «قسمت» بيع نيست” مي گويد بدون هيچ اختلافي از سوي فقها قرعه در قسمت، استعمال ميشود، در حالي که قرعه در هيچ يک از عقود بيع استعمال نمي شود، پس معلوم مي شود که قسمت، بيع نيست. ابن ادريس با وارد ساختن عنصر عرف در فهم و تبيين قاعده فقهي و نيز تاکيد بر عقل گرايي در تاسيس قاعده فقهي، بررسي هاي فني قاعده را تکامل بخشيد. او درتبيين معناي احيا مي نويسد “اما آن چه به واسطه آن احيا صورت مي پذيرد، شرع، بياني در اين زمينه ندارد که چه چيزي احيا و چه چيزي احيا نيست، جز آن که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرموده اند: که هرکس زميني را احيا کند پس مال اوست. و در لغت معناي آن نيامده است، پس مرجع

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *