نقش مدیران در ایجاد سرمایه اجتماعی

الف)پایبندی به اخلاقیات:

مدیرانی که اصول اخلاقی را در عملکردها و تصمیات سازمانی به کار می گیرند،با ایجاد روابطی مبتنی براخلاقیات،سرمایه اجتماعی ایجاد می کنند.

 

 

ب)حمایت از توسعه پایدار:

توسعه پایدارمفهوم جدیدی را ازتوسعه اقتصادی،انسانی،و محیطی ارائه می دهدو توسعه واقعی را معادل رشد انسانی و زیست محیطی قلمدادمی کند.براساس چنین تفکری،مدیریان سازمان ها با ساختارجدیدی از توسعه روبه رو هستندکه در آنها نه تنها اهداف اقتصادی مورد نظر نبوده ،بلکه جنبه های زیست محیطی و انسانی نیز مورد تاکید فراوان قرار می گیرند.

ج)احساس مسولیت اجتماعی:

سازمان و جامعه در تعامل پویادارند.در این رابطه است که افراد و اعضای جامعه مایلند سازمان در مقابل آنها احساس مسولیت کندو تنها به فکر سود و زیان سازمانی نباشد.هرگاه شهروندان اطمینان حاصل کنند که مدیریت سازمان ها نسبت به آنها احساس مسولیت می کنند و به پاسخگو بودن در مقابل جامعه می اندیشند،تلقی مثبتی در مقابل سازمان پیدا می کنند و در پرتو این جو اطمینان و اعتماد،سرمایه اجتماعی تولید می شود.

د)یگانگی و وحدت با جامعه:

یکی از مسائلی که موجب از میان رفتن سرمایه اجتماعی می شود جدایی مدیران از جامعه است که به صورت عارضۀ متفاوت بودن «ما» و «آن ها» جلوه می کند. در چنین حالتی مدیران خود را بادیگران  متفاوت می بینند و بین خود و مراجعه کنندگان جدایی احساس می کنند. این نوع نگرش بر تصمیمات و رفتارهای مدیران اثرمنفی به جای می گذارد و اعتماد جامعه را از سازمان سلب می کند.برای ایجاد سرمایه اجتماعی مدیران باید بر این جدایی غلبه و نوعی بیگانگی و وحدت با دیگران احساس کنند.آن ها باید بدانند که کارکنان ،مراجعان،مشتریان،شهروندان و همسایگان «آن ها» نیستند.بلکه جزئی از ما به عنوان مدیر و وابسته و پیوسته به «ما» هستند.اگر آن ها آسیب ببینند ما همه آسیب خواهیم دید.اگر مدیران با شهروندان احساس یگانگی کنند،شهروندان متقابلا همان احساس را خواهند داشت و در پرتوآشتی و وحدت است که روابط مبتنی بر اعتماد و دوستی میان سازمان و جامعه ایجاد خواهد شد که همانا رکن اصلی سرمایه اجتماعی است. ( دکتر سید مهدی الوانی، 1388)