هدف گذاری کارراهه شغلی ( مسیر شغلی)

اهداف واقعی باعث بهبود عملکرد می شود. این امر از طریق تلاش زیاد ،جهت دهی قصد و نیت و توسعه استراتژی امکان پذیر است. هدف گذاری کارراهه به افراد کمک می کند، تصویر واضحی از آینده بالقوه خود فراهم کنند و اقدامات شان را در جهت تأمین نیاز های اصلی خود هدایت کنند.

اهداف مسیر شغلی مشخص می کند که فرد تصویر واضحی از آینده اش دارد و می تواند برنامه ای ارائه دهد که فعالیت های وی را به سمت تأمین نیازهای مهم هدایت کند. با این وجود، از نقطه نظر سازمان،هدف کارراهه برای ارتقاء عملکرد شغل مفید است و در برنامه ریزی مسیر شغلی فعالیت مهم و اساسی به شمار می آید.

در علوم اجتماعی فرض می شود که افراد بهتر است برای موفقیت در اقیانوسی از عدم اطمینان، اهداف کارراهه شخصی داشته باشند.

اهداف مسیر شغلی، رفتارهای خاصی را بر می انگیزانند و هدایت می کنند از این نظر، هدف گذاری کارراهه مرکز فرآیند تصمیم گیری است و اساس و پایه ای برای توسعه استراتژی کارراهه محسوب می شود. برای مثال، ممکن است شخص برای دستیابی به یک موقعیت خاص تلاش کند تا آگاهی بیشتری در زمینه کار در سازمان کسب نماید؛ یا ممکن است سعی کند مهارت های گروهی و ارتباطی خویش را بهبود بخشد.

هدف گذاری کارراهه به دلیل ماهیت خاص آن و با فراهم آوردن اطلاعات لازم برای پیشرفت کارراهه افراد می تواند به عنوان یک مکانیزم کنترلی و پسخوراند عمل کند؛ ایده های خاصی را سازماندهی کند؛ باعث هدایت فعالیت شود و بالاخره در قالب یک شیوه نظارتی افراد را در زمینه دستیابی به پیشرفت و شناخت موانع رضایت خود یاری کند (عباسی و فانی، 1384، 105).

بر اساس تحقیقات اولیه در مورد اهداف مسیر شغلی به نکاتی می توان اشاره کرد که در هدف گذاری مسیر شغلی مفید است :

  • شخص باید اهدافی را در مسیر شغلی خود تعیین کند که با ارزش های شخصی ،استعدادها ،علاقه ها ،و سبک زندگی مطلوب وی متناسب باشد. اغلب افراد اهداف مسیر شغلی خود را نه برای تأمین نیازهای شخصی بلکه برای خوشایند دیگران تعیین می کنند. افرادی که اهداف مسیر شغلی خود را به خاطر جلب توجه دیگران انتخاب می کنند، احتمالاً در جامه عمل پوشاندن به ارزش ها و آرزوهای شخصی خود عاجز می مانند.
  • افراد باید توجه دو جانبه (دو گانه) به ارضای نیازهای کنونی و رضایت آینده خود داشته باشند. کسانی که به شدت به آینده توجه دارند و هر شغل و فعالیت کاری را آمادگی برای شغل آینده در نظر می گیرند، احتمالاً با مشکلات مواجه می شوند و از شغل خود لذت نمی برند. برنامه ریزی برای آینده مطلوب است ولی شیفتگی صرف به آینده مضر می باشد. هیچ جایگزینی برای انجام کار جالب و رضایت بخش وجود ندارد، با این وجود هنگامی که کار خسته کننده و ناخوشایند باشد، قانون جانشینی استثناء می شود.
  • اهداف کارراهه شخص باید با سبک زندگی وی هماهنگ باشد. مدیریت کارراهه مؤثر مستلزم درک رابطه بین زندگی کاری فرد و زندگی شخصی و خانوادگی وی است. بسیاری از افراد اهداف مسیر شغلی خود را بدون توجه به آثار آن در واقعیت های زندگی تعقیب می کنند. کار اغلب نیاز به تعهد زمانی طولانی دارد که با سایر جنبه های زندگی افراد یعنی خانواده، خدمات اجتماعی وخود بالندگی در تعارض است. بنابراین هدف گذاری مؤثر مستلزم دقت قابل توجه به پیامد تعقیب یک هدف خاص در زندگی شخصی و تأثیر نتایج عوامل خانوادگی و شخصی در دستیابی به اهداف کارراهه است.
  • افراد باید در توجه به برنامه ریزی کارراهه انعطاف پذیر باشند. به میزانی که افراد به یک هدف خاصی متعهد می شوند تحول مجدد در اهداف کارراهه ایشان دشوار است (عباسی و فانی، 1384، 107).