دانلود پایان نامه

کننده تفاوت معنی‏داری دیده نشد.

5-2-5- بحث و نتیجه‏گیری پیرامون فرضیه فرعی چهارم پژوهش:
بین افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی و افراد به‏هنجار در بعد شخصیتی پشتکارتفاوت معنی‏دار وجود دارد.
یافته‏ها نشان داد که تفاوت معنی‏داری در این فرضیه بین افراد اقدام کننده به خودکشی با افراد به‏هنجار وجود ندارد. یعنی این افراد نه برای جبران ناکامی‏ها کاراضافی انجام می و نه به دنبال موفقیت‏های بیش از اندازه هستند. از طرف دیگر این افراد آنچنان سست، غیرقابل اطمینان، ناپایدار و سرگردان عمل نمی‏کنند. زمانی که پاداش یا تقویتی به ایشان پیشنهاد می‏شود عمکلرد‏شان نیز در حد مطلوبی بالا می‏رود، ولی در زمآن‏های دیگر عملکردشان در حد معمول باقی می ماند.
نتایج این تحقیق با نتایج میتسویی و همکاران (2012) همسو بوده است، این پژوهش نشان داد که گروه اقدام‏کننده‏ به خودکشی با گروه کنترل در بعد پشتکار تفاوت معنی‏داری وجود ندارند. اکینسی و همکاران (2012)، نیز تفاوت معنی‏داری در بُعد پشتکار بین افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی با افراد گروه کنترل مشاهده نکردند. کلاتی و همکاران (2008) نیز در ابعاد اجتناب از آسیب و خودراهبری و همکاری به تفاوت معنی‏داری دست یافتند اما در بعد پشتکار و خود فرآوری تفاوت معنی‏داری مشاهده نکردند. کنراد و همکاران (2009) نیز در تحقیق خود نشان دادند که نمرات بالا در اجتناب از آسیب و نمرات پایین در خودراهبری می‏تواند در افکار خودکشی موثر باشد، ولی تفاوت معنی‏داری در پشتکار مشاهده نگردید. زوک و همکاران (2006) نیز به تفاوت معنی‏داری در مقایسه پشتکار گروه اقدام‏کننده‏ به خودکشی و افراد به‏هنجار دست نیافتند، آن‏ها عنوان کردند که تفاوت معنی‏دار فقط در ابعاد اجتناب از آسیب و پاداش- وابستگی دیده شده است. کوسنکی (2000) در پژوهش خود نشان داد که افراد مبتلا به افسردگی اساسی، در بعد اجتناب از آسیب دارای نمرات بالاترو در ابعاد خودراهبری، نوجویی و همکاری نمرات پایین‏تری دارند و در دیگر ابعاد تغییر معنی‏داری مشاهده نگردید.
کلونینجر و همکاران (1997) نیز طی پژوهشی عنوان کردند که افراد با سایکوپاتی ثانویه دارای نوجویی بالا، آسیب پرهیزی بالا، و پاداش وابستگی پایین هستند ولی در بعد پشتکار تفاوت معنی‏داری گزارش نشده است. بیرامی (1390) نیز نشان داد که گروه اقدام‏کننده‏ به خودکشی به طور معنی‏داری نمرات بالای نوجویی و نمرات پایین خودراهبری و همکاری را داشتند، ولی در بعد پشتکار تفاوت معنی‏داری دیده نشد. این پژوهش با پژوهش‏های ریچارد (2003)، کنراد (2009)، فورکانو (2009)، انگیستروم و همکاران (2004)، بیرامی (1391)، نوری (1390)، افتخاری و همکاران (1383)، سجادی و کرمی (1382)، کاویانی (1381)، پناه عنبری (1380)، صولتی (1379)، بروجنی (1380) همسو است.
لازم به ذکر است که نتایج این یافته با نتیجه لون انگلسکو (2005) همسو نیست زیرا لون در تحقیق خود به این نتیجه رسید که افراد اقدام کننده به خودکشی دارای نمره پایین در پشتکار هستند، هم‏چنین نتایج این یافته با نتایج گیوتا کوس و همکاران (2006)، بولایک و همکاران (1999) نیزناهمسو بوده زیرا پژوهش آن‏ها نشان داد که در زنان اقدام‏کننده‏ به خودکشی پشتکار، دارای نمره بالاتری از افراد به‏هنجار است.

5-2-6- بحث و نتیجه‏گیری پیرامون فرضیه فرعی پنجم پژوهش:
بین افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی و افراد به‏هنجار دربعد شخصیتی همکاری تفاوت معنی‏دار وجود دارد.
پژوهش حاضر نشان داد تفاوت معنی‏داری در بعد همکاری بین اقدام کنندگان به خودکشی با افراد به‏هنجار ایرانی وجود دارد، این یافته‏ها نشان داد که افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی در زمینه پنداشت از خویشتن، به عنوان بخشی از جهان انسانی و جامعه دچار مشکل هستند، حس اجتماعی، رحم و شفقت، وجدان و تمایل به انجام امور خیریه ، صبوری، همدلی، حمایت و کمک به دیگران در ایشان نسبت به عموم جامعه پایین‏تر بوده و این امر باعث کاهش لذت در ایشان درمقایسه با در افراد معمولی نخواهد شد.
این نتایج با نتایج کوسونکی و همکاران (2000) همسوست آن‏ها دریافتند که اقدام کنندگان به خودکشی در بعد اجتناب از آسیب دارای نمرات بالاتر و در ابعاد خودراهبری، نوجویی و همکاری نمرات پایین‏تری نسبت به گروه کنترل کسب کرده‏اند. بیرامی (1391) به این نتیجه رسید که اقدام کنندگان به خود‏کشی در بعد همکاری دارای نمره پایین هستند و یکی از علل شاد نبودن و افسردگی ایشان همین موضوع است. حسینی (1386) در مطالعه خود به این نتیجه رسید که افراد مبتلا با اختلال شخصیت ضد اجتماعی در مقایسه با افراد طبیعی نمرات بسیار پایین‏تری در دو بُعد همکاری و خودراهبری کسب کرده‏اند. کلونینجر و همکاران (2002)و کلونینجر و شوراکیک (2005) نیز به این نتیجه رسیدند که ابعاد همکاری و خودراهبری پایین در پیشگویی اختلال شخصیت موثر است. جعفری(1390)به نقل از حق شناس(1390) نیز در مقایسه افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی با گروه به‏هنجار شیرازبه این نتیجه رسید که این افراد دارای نمرات پایین در بُعد همکاری هستند.
لازم به ذکر است که نتایج تحقیق حاضر در این یافته با نتایج شر و هام (2006)، کلونینجر(2004)، کربای (2003)، لیو (2001)، رود و همکاران (2000)، حوینر و متالسکی (1999)، آبرامسون و همکاران (1998)، دیرکز و همکاران (1998)، کلونینجر و شوراکیک (1997)، کوربیت و همکاران (1996)، فریدمن و همکاران (1992)، هوگ و همکاران (1996)، ایزومستا و
همکاران (1996)، کیسی و همکاران (1989)، صدر و همکاران (1388)، قرائی‏پور (1392)، کاویانی (1382)، پناه عنبری (1380) همسو بوده است.

5-2-7- بحث و نتیجه‏گیری پیرامون فرضیه فرعی ششم پژوهش:
بین افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی و افراد به‏هنجار دربعد شخصیتی خودراهبری تفاوت معنی‏دار وجود دارد.
نتایج پژوهش حاضر بیانگر تفاوت معنی‏دار این بُعد شخصیتی در افراد اقدام‏کنندگان به خودکشی با هنجارهای موجود می‏باشد، یعنی این‏که این افراد در پنداشت از خویشتن به عنوان یک فرد مستقل و استوار دچار مشکل بوده و در زمینه وحدت، احترام، عزت نفس، کارآمدی، رهبری و امی‏داوری در سطح پایینی قرار دارند.
نتایج این پژوهش با تحقیقات مختلفی چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور همسو بوده است. ازجمله نتایج اوکان اکینیسی و همکاران (2012) در پژوهش خود دریافتند که بیماران افسرده اقدام‏کننده‏ به خودکشی درا جتناب از آسیب نمره بالاتر و در خودراهبری دارای نمره پایین‏تر هستند. لورا فورکانو و همکاران (2009)، به این نتیجه رسیدند که چاقی و سوء مصرف الکل والدین در اقدام به خودکشی نوجوانان موثر بوده و ایشان دارای نمره بالا در اجتناب از آسیب و نمره پایین در خود‏راهبری و پاداش- وابستگی بوده‏اند. گیوکوس و همکاران (2006) به این نتیجه رسیدند که افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی که دارای رفتارهای تکانشگری، پرخاشگری بودند دارای نمرات پایین درخودراهبری و پشتکار بوده و نمرات بالا در نوجویی بودند.
لون انگلسکو و همکاران (2005) در پژوهش خود عنوان کردند که بیماران وابسته به الکل که اقدام به خودکشی داشته‏اند در اجتناب از آسیب نمره بالا و در خودراهبری نمره پایین داشته‏اند. روبرت کونراد (2009) در پژوهش خود عنوان کرد که نمرات بالا در اجتناب از آسیب و نمرات پایین در خود‏راهبری می‏تواند در افکار خودکشی موثر باشد. کلونینجز (2004) عنوان کرد که بُعد منش شامل همکاری، خودراهبری و خودفرآوری است و می‏تواند در موقعیت‏های اضطراب زا کاهش یابد. کاویانی (1382) به این نتیجه رسید که افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی که در سه بعد خودراهبری، همکاری و خودفرآوری نمره پایین آوردند؛ از خود ناراضی بوده، اضطراب بیشتر و شادی کمتری را تجربه می‏کردند. بیرامی (1390) عنوان کرد که یکی از خصوصیات افرادی که در بعد خودراهبری نمرات پایین دارند این است که برای مشکلات بیرونی (کاستی‏های محیطی) دیگران را مقصر می‏داند و تمایل به کار گروهی نداشته و دیگران آن‏ها را خودخواه و خودپسند می‏نامند. این افراد به دلیل این مسئله اکثراً از زندگی خود ناراضی بوده و دچار آسیب شده و اقدام به خودکشی می‏نمایند. حسینی و همکاران (1386) در نتایج خود عنوان کردند که افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی در مقایسه با افراد غیربیمار نمرات بسیار پایین‏تری در ابعاد منش به ویژه دو بعد خودراهبری و همکاری کسب کرده‏اند. جعفری (1390) به نقل از حق شناس(1390) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافت که افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی در بعد خودراهبری دارای نمره پایین هستند.
نتایج این پژوهش با تحقیقات دیگر نیز همسو بود از جمله هرا و همکاران (2006)، شر و هام (2006)، کیوکوئتا (2005)، مک‏لئود و همکاران (2004)، شوارکلیک و همکاران (2002)، لیو و همکاران (2001)، کوسونکی و همکاران (2000)، اورباخ و همکاران (1999)، آبرامسون و همکاران (1998)، ایزومستا و همکاران (1996)، کیسی و همکاران (1989)، دیرکز و همکاران (1998)، قراعی‏پور(1392)، نوری (1390)، زرخانه و همکاران (1388)، حسینیان و همکاران (1385)، شاکری و همکاران (1381)، صدر و همکاران (1388)، نوحی و همکاران (1384)، پناه عنبری (1380)، عکاشه (1375)، همسو می‏باشد.
لازم به ذکر است که نتایج این پژوهش با نتایج بولیک و همکاران (1999) همسو نبود. ایشان عنوان کردند که زنان اقدام‏کننده‏ به خودکشی دارای خودراهبری بالا هستند.

5-2-8- بحث و نتیجه‏گیری پیرامون فرضیه فرعی هفتم پژوهش:
بین افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی و افراد به‏هنجار دربعد شخصیتی خود فرآوری تفاوت معنی‏دار وجود دارد.
یافته‏های پژوهش فوق نشان داد که میانگین افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی در زمینه بُعد شخصیتی خودفرآوری با افراد به‏هنجار ایرانی تفاوت معنی‏داری نداشته است، یعنی این افراد در مفهوم از خویشتن به عنوان بخش وحدت یافته‏ای از جهان و منابع پیرامون آن، ایمان مذهبی، متانت و صبوری غیرمشروط، تمرکز برکارها و تحت تأثیر قرار گرفتن هنر و زیبایی دارای درجه نرمالی هستند. این افراد نه آنچنان تحت تاثیر روابط اجتماعی قرار گرفته و از مرزهای فردی خود فراتر می‏روند و به متافیزیک و مسائل زیبایی طبیعت و هنر در حد غیر معمول اهمیت می‏دهند ونه به ندرت تحت تأثیر این مسائل قرار دارند.
یافته‏های این تحقیق با یافته‏های تحقیق مختلفی همسو بوده است از جمله اوکا اکینسی و همکاران (2012) که در پژوهش خود عنوان کردند بیماران افسرده نمره بالا در اجتناب از آسیب و نمره پایین در خودراهبری داشتند و در خودفرآوری تفاوت معنی‏داری بین این افراد با گروه به‏هنجار دیده نشد. نابویوکی میتسویی و همکاران (2012)، در پژوهش خود به تفاوت معنی‏داری در بعد خودفرآوری اقدام کنندگان به خودکشی دست نیافتند، آن‏ها فقط در این پژوهش به بُعد اجتناب از آسیب و تفاوت معنی‏داری اشاره داشته‏اند. درپژوهش روپرت کنراد و همکاران (2009) نیز تفاوت معنی‏داری در بعد خودفرآوری با گروه به‏هنجار دیده نشد. لائورا و همکاران (
2009)، نیز در مقایسه خود تفاوت معنی‏داری را برای افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی و گروه کنترل برای بعد خودفرآوری مشاهده نکردند و تفاوت آن‏ها فقط در ابعاد اجتناب از آسیب و پاداش‏– وابستگی بود. ، هم‏چنین هونازوک و همکاران (2008)، رافعلا‏کلاتی و ‏همکاران (2008)، کیوتاس و همکاران (2006)، شر و هام (2006)، لون آنگلسکو و همکاران (2005)، آنگستروم و همکاران (2003)، بولیک و همکاران (1999)، ریچارد و همکاران (2003)،کروکزا و همکاران (2003)، کسونکی و همکاران (2000)، همگی در پژوهش‏های مختلفی در مقایسه بعد خودفرآوری افراد اقدام‏کننده‏ به خودکشی و گروه به‏هنجار تفاوت معنی‏داری مشاهده نکردند.
در پژوهش‏های ایرانی نیز بیرامی وهمکاران(1390)، حسینی و همکاران (1386)، جعفری (1390)، همسو است. و ایشان نیز در این زمینه رابطه معنی‏داری پیدا نکرده‏اند.

5-3- نتیجه‏گیری

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید