ي گرديده است . در نقطه مقابل اين بازار بازارهاي جديد الاحداثي چون بازار پرديش و مرجان بنا شده اند که با وجود صرف هزينه فراوان از لحاظ اقليمي مناسبتي با اقليم ندارد و فضاي مطلوبي را حداقل در شش ماه گرم سال نمي توانند فراهم نمايند.
به عنوان مثال ، در بازار مرجان راسته هاي کاملاً پوشيده اند و هيچ کونه امکان تهويه هوا وجود ندارد . در نتيجه ، در طي ماه هاي گرم ( شش ماه از سال ) طول راسته ها گرم و مرطوب است و جز در داخل مغازه ها که به واسطه کولر گازي خنک مي شود هواي داخل راسته غير قابل تحمل است و خريداران کمتر قادرند در فضاي راسته با تعميق به ويترين مغازه ها توجه و معمولاً با مراجعه به داخل مغازه توجه کنند وو معمولاً با مراجعه به داخل مغازه ضمن خنک شدن به دنبال کالاي مورد نظر خود مي گردند .
نمونه ديگر بازار پرديس است که چه به واسطه سيستم جاي تاسيساتي خنک کننده و تنظيم رطوبت خود شرايط آسايش را فراهم نموده است ، ليکن در صورت از کار افتادن اين تاسيسات از نظر آسايش اقليمي بسيار نا مطلوب مي گردد .
بدين ترتيب مشاهده مي شود که مدلهاي پيشرفته و مدرن غربي با وجود صرف هزينه فراوان به اندازه معماري سنتي در ايجاد شرايط مطلوب محيطي موفق نبوده اند . روشنايي طبيعي از بالاطاق علاوه بر تامين نور ، يک ريتم و هنجار مناسب در کل فضاي راسته ها ايجاد مي کند و مقياس زيبايي در بعد سوم راسته ها به وجد مي آورد . همچنين فرم بازارهاي سنتي در بعضي از مناطق جلو ورود گرد و غبار و بادهاي گرم به بازار را مي گيرد و حتي در مواردي سقف هاي طاقي شکل بازارهاي سنتي جلو اصوات مزاحم مانند ترافيک شهري و کارگاه هاي صنعتي را نيز تا حدود زيادي سد مي کند .
2-6-1-مزاياي بافت متراکم بازارهاي سنتي در رابطه با اقليم
* تابش مستقيم نور و در نتيجه تبخير را کاهش مي دهد ؛
* گرماي کسب شده در طي روز و افت حرارتي در شب رابه حداقل مي رساند ؛
* بر ميزان سايه و هواي خنک مي افزايد ؛
* حرکت انسان را در شهر آسانتر مي کند ؛
* از شدت بادهاي بسيار گرم روز و بادهاي سرد شب مي کاهد ؛
* اثرات نامساعد توفان هاي گرد و غبار را کاهش مي دهد .
2-6-2- مزايا ي ديگر :
* به حداقل رساندن مصرف انرژي يا به کارگيري نيروهاي طبيعي ( خنک کننده هاي طيبعي چون سقف معابر بازارها )؛
* سهولت دسترسي ؛
* استفاده بيشتر از شبکه هاي ارتباطي و خدماتي زير بنايي ؛
* با مسقف شدن بازار مراجعان از گزند آفتاب داغ و توفان مصون مي مانند
سطح پايين تر بازار از خيابان هاي مجاور گردش و جابهجايي هوا را از طريق مکش هواي خنک تر و متراکم به درون بازار افزايش مي دهد و در نتيجه بازار را در بعد از ظهرهاي بسيار گرم تابستان خنک نگه مي دارد .
در ميان بناهاي قديمي ، بازار جزء بناهايي به شمار مي آيد که هنوز عملکرد و هويت خود را حفظ کرده است . اگر چه اين بناهايي به شمار مي آيد که هنوز عملکرد و هويت خود را حفظ کرده است . اگر چه اين مجموعه ارزشمند فرهنگي در معرض خطر فروپاشي تدريجي قرار گرفته و روز به روز تجار عمده بازار به انتقال به بيرون از بازار خصوصاً به خيابات هاي جديدي و پاساژها تمايل نشان مي دهند .
نقل مکان مغازه هاي بازار به حاشيه و لبه خيابانهاي مدرن به غي فعال شدن قسمت هايي از بازار و بعضاً کل بازاردر شهرهاي کوچکي همچون نايين منجر شده است . همچنين گاهي خيابان کشي هاي کوچکي همچون نايين منجر شده است . همچنين گاهي خيابان کشي هاي جديد که تابع اصل مدرنيسم و سنتي در شهرهاي کشور ما بوده و هستند به انهدام محتوايي و روحي بازارهاي سنتي انجاميده اند .
در اين راستا طرح هاي توسعه و تعريض خيابانهاي اطراف حرم هايي چون حرم حضرت رضا در مشهد ، حرم حضرت معصومه در قم و حرم حضرا عبدالعظيم در شهر ري گامي ديگر در تخريب و انهدام اين بازارهاي سنتي و احداث خيابانها و ميادين مي باشد که هرگز به استغناي روح ايراني منجر نمي گردد .
در اين ميان برخي ا زبازارها همچون بازار اصفهان ، تهران و قزوين هنوز از لحاظ تجاري به حيات خود ادامه مي دهند ، هر چند اين ادامه حيات مستلزم تغييرات و جايگزيني هاي نابه جايي بوده است ، به طوري که امروز در بسياري از راسته هاي بازار تهران شاهد جايگزيني سقف هاي شيرواني با پوشش ايرانيت به جاي طاقهاي آجراي هستيم .
احياي بزاراهاي سنتي نه از طريق مرمت مقطعي ، بلکه بايد به لحاظ سيستم تصميم گيري ، طراحي و برنامه ريزي مد نظر قرار گيرد . به عبارت ديگر ، بهره مندي بازارهاي سنتي از امکانات توسعه شهري و حفظ ارزشهاي آن با عملکردي جديد مد نظر است .
2-7-انواع بازار
2-7-1- بازرهاي دائمي
در شهرهاي متوسط و بزرگ و گاهي در شهرهاي کوچک که يک يا چند راه اصلي شهر به بازاراختصاص مي يافت ، معمولاً بازار دائمي و اصلي شهر از مهمترين دروازه شهر شروع مي شد و تا مرکز شهر يا تا دروازه يا دروازه هاي ديگر امتداد مي يافت .
بازارهاي دائمي هر شهر متشکل از يک يا چند راسته اصلي و تعدادي راسته فرعي بود . راسته هاي فرعي از راسته يا راسته هاي اصلي منشعب مي شدند . در دو سوي هر راسته تعدادي دکان و حجره ساخته مي شد که به صورت پيوسته به هم در کنار يکديدگر قرار داشتند .
برخي از دکانها مانند قالي فروشي ها ، پارچه فرورشي ها ، فرش فروشها و دکانهاي فروش لوازم تزييني و لوکس تنها مخوص عرضه و فروش کالا بودند ، اما برخي ديگر علاوه بر کارکرد فروشگاهي کارگاه هم بودند ، يعني کالا را در همان جا شکل نهايي به خود مي گرفت يا ساخته مي
شد و سپس عرضه مي گرديد ، مانند دکانهاي مسگري ، آهنگري ، خراطي و بسياري از کفاشي ها .
پيشخواه بعضضي از دکانها مانند بسياري از عطاريها ، بزازي ها و لوازم التحرير فروشان در امتداد لبه خارجي دکان قرار داشت و مشتريان در داخل راسته مي ايستادند و کالا را روي پيشخوان مورد ارزيابي قرار مي دادند و در صورت تمايل آن را مي خريدند . اجناس و فضاي داخلي بعضي از دکانها مانند طلا و جواهرات فروشي ها کفاشي ها و مسگري ها به گونه اي سازمان داده مي شد که مشتريان براي مشاهده و خريد کالا به درون دکان مي رفتند . اکنون نيز مي توان کما بيش هر دو نوع فضا را در بازارهاي سنتي شهرهاي تاريخي بازيافت .
طبقه همکف بازار ها و راسته ها ي دو طبقه به دکانهاي و فعاليتهاي تجاري ، کارگاهي طبقه بالاي آن بيشتر به دفاتر و حجره هاي تجار و کارگاه هاي کوچک اختصاص داشت .
بازارهاي دائمي در شهرهاي کوچک غالباً متشکل از نقاط يک راسته اصلي بودند و راسته هاي بزرگ و تخصصي نداشتند و بازارها به عنوان مهمترين فضاهاي فرهنگي و اجتماعي شهر در امتداد آن قرار داشتند.
2-7-2-بازارهاي ادواري
بازارهاي را مي گويند که در موقع معيني بهصورت ادواري و مظم تشکيل مي شوند . اين بازارها در دو وسي يک راه يا در فضاي واقع در کنار راه پر تردد يا حتي درون يک ميدان تشکيل مي شدند . اين بازارها فاقد فضاهاي ساخته شده معمارانه بودند . البته در بعضي موارد فضاها با سايبان هايي يا مصالح سبک و ارزان ساخته مي شد تا کالاها از تابش آفتاب يا ريزش باران محفوظ بمانند . اگر بازار در دو سوي يک راه تشکيل مي شد فروشندگان بساط خودرا به گونه اي در کنار يکديگر مي چيدند که عابران ضمن حرکت در طول راه بتوانند آن ها را مشاهده کنند . در صورتي که بازار در فضاي باز و ميدان گونه تشکيل مي شد ، فروشندگان بساط خود را در امتداد راسته هايي کوچک موازي يکديدگر مي گشتراندند و در داخل بازارگاه راستههايي عبوري پديد مي آوردند . در مواردي نادر فروشندگان بساط خود را به صورت تقريباً پراکنده و بدون نظم مي گستردند
تا گذشته هاي نه چندان دور در بعضي از شهرها اين بازارها در مواقع معيني از سال يا ماه يا حتي هفته به صورت ادواري تشکيل مي شد . وسعت و دوره زماني اين بازارها به نوع کالاهاي مورد معامله ، حجم مبادلات و حوزه نفوذ آنها بستگي داشت . در بعضي از شهرها يک روز معين از هفته به تشکيل بازار اختصاص داشت و معمولاً اين بازار به نام همان روز موسوم مي شد ، مانند دوشنبه بازار و … در مواردي نيز اين بازارها ماهانه يا سالانه برگزار مي شدند . اين بازارها با وجود آن که گاهي در طول يک مدت طولاني در شهر و در يک محل معين تشکيل مي شدند ، فاقد فضاي ساخته شده بودند . اين نوع بازارها از ديرباز در نواحي روستايي نيز بر پا مي شدهد اند . به طور مثال ، در ناحيه ديلم در قرن چهارم هجري قمري هفته بازارهايي به اين ترتيب تشکيل مي شد که در هر هفته در يکي از دهات بر پا مي گرديد . (از مهمترين اين بازارها مي توان به بازارهاي هفتگي منطقه گيلان اشاره کرد . )
2-7-3-بازارگاه هاي شهري
محل تشکيل و سازمان کالبدي – فضايي بازارگاه ها نيز کمابيش مانند بازارهاي ادواري و فاقد فضاهاي ساخته شده معمارانه بود . اما فضاهايي که در بعضي از بازارگاه هاي با مصالح سبک ساخته مي شدند نسبت به فضاهاي موجود در بازارهاي ادواري از استحکام و دوام بيشتري برخوردار بودند ، مثل اتاقک هاي پيش ساخته يا دکه هايي با ميله آهني و حصير يا ايرانيت . بازارگاهي کهدر فضاي باز ميدان سيد اسماعيل تهران وجود دارد ، کما بيش نمونه اي از اين گونه بازارگاه هاست .
برخي از بازار گاه ها به تدريج به بازار دائمي تبديل شده و و کالبد و شکل و فضايي لازم را پيدا مي کردند . بازارگاه ها در ابتدامحلي براي استقرار دستفروشان بودند که در آن ها کالاهاي ارزان قيمت و در بعضي از شهرهاي بندري و مرزي حتي کالاهاي لوکس براي فروش عرضه مي شد . بعضي از بازارگاه ها نيز به فروش ميوه و سبزيجات اختصاصي داشت . تفاوت بازارهاي ادواري در زمان برپايي آن ها بود . بازارگاه ها کما بيش در همه اوقات سال بر پا بودند و تقريباً حالت دائمي داشتند ، هر چند که گاهي برخي از آنها بيش از چند سال دوام نمي يافتند و تحت تاثير عوامل اقتصادي ، اجتماعي يا تصميم مقام هاي شهري تعطيل مي شدند .
2-7-4-بازارچه ها
” درشهرهاي بزرگ و متوسط مرکز هر محله يک بازار کوچک متشکل از چند دکان مانند قصابي و نانوايي و بقالي وميوه فروشي و کارگاه نجاري و پينه دوزي که نيازهاي روزانه و هفتگي مردم محله راتامين مي کردند وجود داشت و معمولاً بازارچه ناميده مي شد.”
بازارچه ها در کنار معابر اصلي محله و گاهي در ميدانچه مرکزي ايجاد مي شدند . در حالتي که بازارچه در کنار معابر اصلي قرار داشت دکانها در دو سوي معبر ساخته مي شدند . در بازارچه هاي بزرگ و معتبر دکانهاي دائمي بزرگ مسقف ساخته ميشد . عموم محله ها در شهر هاي کوچک و بزرگ داراي بازارچه اي هر چند کوچک بوده اند که اين بازارچه ها بنا بر وسعت محله و وضعيت آن در شهر ها تغيير مي کردند . ” و ليکن در بعضي شهرهاي کوچک و محلات که فاقد بازارچه مخصوص بودند ، اهالي احتياجات خود را از بازار اصلي شهر تهيه مي کردند .”
اما در بازارچه هاي کوچک تنها تعدادي دکان که گاهي منفصل از يکديگر بودند در دو سوي معبر قرار داشتند . در بيشتر موارد در کنار اين بازارچه بعضي از فضاهاي عمومي محله مانند مسجد ، حسينيه ، سقاخانه و آب انبار ساخته مي شد ” ” وسعت هر بازارچه و
تعداد دکانهاي آن بستگي به وسعت و جمعيت محله داشت . ” فضاهاي محله ها و بازارچه ها دو نوع بود: نخست به صورت ميدانچه که در فضاي باز در ميدانهاي تجاري درون شهري از جنبه و اهميت کارکردي کمابيش همانند فضاهاي بسته برخوردار بودند و اغلب در اختيار صاحبان حجره ها بود که براي عرضه و انباشت کالاي خود از آن استفاده مي کردند و فضاي باز ميدان هاي برون شهري در بيشتر موارد به علت فقدان فضاي ساخته شده تنها فضاي ساخته شده تنها فضاي عرضه کالا بود به همين جهت نسبت به فضاي باز ميدانهاي درون شهري از اهميت بيشتري برخوردار بود .
در بعضي از موارد اين فضاها در روزهاي تعطيل محل تجمع گروه هايي از مردم مي گرديد که براي گذران اوقات فراغت به آن جا مي رفتند و در نتيجه اين مکان ها به محل موقت کار نقالان و شعبده بازان و گروه هايي مانند آن تبديل مي شد ؛ دوم ؛ به صورت يک گذر بود که در بخشي از معبر اصلي محله قرار داشت در مواردي عرض آن بخش از معبر که بازارچه در آن جاي داشت پهن تر از ساير قسمت هاي معبر بود تا توقف و دادو ستد خريداران و مردم محله ايجاد زحمت براي عابران نکند .
بازارچه هاي همدان و تهران قديم دارا ي اين خصوصيات بودند . بعضي معتقدند ” بازارچه به تعداد محدودي از مغازه هاي گفته مي شود که کالاها و خدمات مورد نياز يک محله در آنها عرضه مي شود و معمولاً تحت تاثير بازارهاي سنتي شهري راسته کوچکي را تشکيل مي دهند . ”
2-7-5-بازارچه هاي بين راهي
در کنار کاروانسراهاي بين راهي براي رفع نيازهاي مسافران اين نوع بازارچه ها ساخته مي شد . در مواردي حتي برخي از کالاهاي کاربري يا زينتي مانند ظروف سفالي … در کارگاهي واقع در بخشي از بازارچه توليد مي شد . ” مثل بازارچه کاروانسراي زعفرانيه در نزديکي سبزوار که متعلق به دوره سلجوقي بوده و داراي بازارچه و مسجد و حمام بود . “
کاروانسراي مهيا واقع در چهل کيلو متري اصفهان – که در رمان شاه اسماعيل اول صفوي ساخته شده است – نيز بازارچه اي مشتمل بر فضاهايي از جمله يک دکان ، يک نانوايي ، يک قهوه خانه و يک مسجد بود .
2-7-6- بازارهاي روستايي :
در برخي از روستاهاي بزرگ و پرجمعيت و آباد که مردم آن به غير از کشاورزي به توليد صنايع دستي نيز اشتغال داشتند ، گاهي بازارهايي دائمي برپا مي شد ( مانند روستاهاي پيرامون شهر اصفهان در قرن چهارم هجري قمري ) علاوه بر اين ، بسياري از روستاهاي بزرگ و متوسط داراي بازار يا بازارچه هايي هر چند کوچک بوده اند که اغلب عبارت بودند از چند دکان و کارگاه کوچک که پيرامون ميدانچه ( بنه گاه ) مستقر بودند . اين ميدانچه هم ارتباطي مستقيم و نزديک با راه اصلي و جاده داشت و هم با عناصري مانند فضاهاي مذهبي و اجتماعي و تفريحي . به طور مثال ، در ناحيه شميران تجريش ، يک بازار روستايي دائمي در کنار يک مکان متبرکه (امام زاده صالح ) با موقعيتي تفرجگاهي در منطقه نسبتاً پست تر از ساير نقاط شميران به صورت يک محل عبور به سمت امامزاده شکل گرفته است ( به شکل خطي ) .
2-8 -بررسي جغرافيايي اجزاي سازنده بناهاي بازار
شبکه بازارها در نوع و شکل آن مي تواند يکي از ارزشمندترين تجربيات معماري و شهر سازي در قلب شهرهاي اسلامي به شمار آيد . جايگاه بازارها در بافت همگن شهرهاي سنتي نمونه بارز اعجاز هنرمند ايراني است که برخواسته از نيازهاي جامعه خود متاثر از شرايط محيطي خود


دیدگاهتان را بنویسید