پایان نامه اموال غیر منقول و اعتبارات

طلا به كسر حرف اول به معني زر، زر سرخ آمده است . اين فلز عمدتاً به شكل آزاد و بصورت تكه‌هايي در سنگها و رسوبهاي آبرفتي وجود دارد و يكي از فلزات ضرب سكه مي‌باشد. طلا در بسياري از كشورها بعنوان معيارارزش پول بكار مي‌رود. همچنين در جواهرات، دندانپزشكي و الكترونيك مورد استفاده قرار مي‌گيرد. زمان زيادي است كه طلا يكي از گران قيمت ترين فلزات به حساب آمده و قيمت آن در تاريخ، معيار بسياري از پولهاي رايج مي‌باشد (تحت عنوان پايه طلا شناخته مي‌شود).
اگر چه طلا در صنعت و هنر بسيار مهم است، اين عنصر وضعيت منحصر به فردي نسبت به تمامي‌كالاها دارد و آن، حفظ ارزش خود در دراز مدت مي‌باشد.
طلا عنصر فلزي است كه كلاً به رنگ زرد ديده مي‌شود، اما اگر به دقت جدا شود، مي‌تواند سياه، قرمز سير يا ارغواني باشد. طلا كه فلزي نرم مي‌باشد، براي استحكام بيشتر اغلب با فلزات ديگر آلياژ مي‌شود در بسياري از كشورها از طلا و بسياري از آلياژهاي آن در جواهرات و ضرب سكه و نيز به عنوان شاخصي براي مبادلات پولي استفاده مي‌شود.
اين فلز مانند فلزات پر ارزش ديگر با سيستم توزين ترازو سنجيده مي‌شود و در صورت آلياژ با ساير فلزات براي مشخص كردن مقدار طلاي موجود با عيار 24 (كه طلاي خالص است) استفاده مي‌شود. در ايران بيشتر از مثقال براي معاملات بازار طلا استفاده مي‌شود و براي آلياژهاي طلا از ميزان عيار استفاده مي‌شود كه عيار 24 طلاي خالص مي‌باشد.
در طول تاريخ از طلا براي پشتيباني پول و در سيستمي‌تحت عنوان پايه طلا استفاده مي‌شد كه در اين سيستم، يك واحد از پول رايج معادل مقدار طلا بود.
گونه‌هاي ديگر جواهرات الماس و برليان هستند كه امروزه به عنوان زيورآلات مورد استفاده مردم قرار مي‌گيرند.
همچنين اشياء قيمتي غير از طلا و جواهرات وجود دارند كه داراي ارزش بالايي هستند و به حسب قدمت و ارزش تاريخي مورد داد و ستد قرار مي‌گيرند.
بانك‌ها طلاجات و اشياء قيمتي را نيز در مقابل تسهيلات پرداختي به مشتريان به عنوان وثيقه قبول مي‌نمايند اما از آنجا كه نوسان قيمت اين نوع اموال بسيار زياد است براي جلوگيري از ورود خسارت به بانك و به منظور برخورداري از حداقل ريسك پذيري، به ندرت اينگونه اموال را وثيقه مي‌گيرند و اگر قبول نمايند به كمتر از قيمت ارزيابي شده وثيقه مي‌گيرند تا چنانچه قيمت آن در اثر نوسان بازار كاهش يابد حداقل خسارت متوجه بانك گردد. ضمن اينكه در قبول اين نوع وثائق محدوديتهاي اعتباري در نظر گرفته شده است و هر مرجع تصويب كننده اعتبار اختيار قبول اين نوع وثيقه را ندارد و بايد مرجع خاصي مصوبه اين نوع وثائق را صادر نمايد بنابراین قبول طلا به عنوان وثیقه با توجه به قیمت رسمی‌و بدون کارمزد ساخت با مجوز اداره اعتبارات و تسهیلات میسر است.
ج- ماشين‌آلات:
كه در شمار وثائق بانك‌ها آمده‌اند به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
دسته اول: وسائط نقليه اعم از سواري- كاميونت- اتوبوس و ميني بوس و امثال اينها هستند که داراي سند مالكيت هستند به طوري كه سند انتقال آنها در دفاتر اسناد رسمي‌تنظيم مي‌شود.
دسته دوم: ماشين‌آلات كارخانجات و شركت‌ها غير از وسائط نقليه هستند كه داراي سند مالكيت مستقل نبوده و با فاكتور خريد كه توسط كارخانه سازنده يا فروشنده صادر مي‌شود مورد شناسايي قرار مي‌گيرند انتقال مالكيت اين نوع ماشين‌آلات رسمي ‌نيست و با اسناد عادي قابل خريد و فروش هستند.
بانك‌ها هر دو دسته را به عنوان وثيقه تسهيلات قبول مي‌نمايند و مانند طلاجات حداقل ريسك پذيري را براي اين نوع وثائق در نظر مي‌گيرند و وسائط نقليه را حتماً بيمه بدنه مي‌نمايند تا چنانچه در اثر تصادف يا آتش سوزي از ارزش بيافتند خسارت وارده از شركت بيمه گرفته شود.
موضوع مهمي‌كه در اين زمينه بايد در نظر گرفته شود كاهش ارزش وسائط نقليه و ماشين‌آلات مذكور در اثر مرور زمان و استهلاك است و امكان دارد در نتيجه كاهش قيمت اين گونه وثائق، ارزش فروش آنها كمتر از مقدار طلب بانك باشد. به همين منظور بانك‌ها ارزش كل زمان انعقاد قرار داد را جهت قبول به عنوان وثيقه، در نظر نمي‌گيرند بلكه درصدي از ارزش آن زمان در نظر گرفته مي‌شود و شعب بانك‌ها بايستي هوشيار باشند به محض انتقال بدهي به سرفصلهاي معوق، اقدامات حقوقي را جهت وصول طلب بعمل آورند و در هر صورت اگر مورد وثيقه مطالبات بانك را پوشش ندهد بايد سريعاً نسبت به شناسايي اموال دیگر بدهكار اقدام و به ميزان مطالبات تسويه نشده، از اموال شناسايي شده بازداشت نمايند.
گفتار دوم : اموال غیر منقول
اشيايي هستند كه از محلي به محل ديگر نتوان منتقل كرد. قانون مدني امول غير منقول را به چهار دسته تقسيم كرده است:
الف-امواليكه ذاتاً غير منقول هستند.
ب- امواليكه به واسطه عمل انسان غير منقول هستند.
ج- امواليكه در حكم غير منقول هستند.
د- اموالي كه تابع غير منقول هستند.
ماده 12ق.م قانون مدني در بيان اموال غير منقول بیان می‌دارد: «مال غير منقول آنست كه از محلي به محل ديگر نتوان نقل نمود. اعم از اينكه استقرار آن ذاتي باشد يا بواسطه عمل انسان به نحوي كه نقل آن مستلزم خرابي يا نقص خود مال يا محل آن شود».
همانطور كه ملاحظه مي‌شود قسمت اول ماده 12ق.م از اموال غير منقول ذاتي حرف زده اما قسمت اخير همين ماده از امواليكه بواسطه عمل انسان غير منقول مي‌شوند سخن گفته است لذا مي‌توان از قسمت اخير ماده موصوف چنين استنباط كرد امواليكه به واسطه عمل انسان غير منقول مي‌شوند بايد داراي شرايط زير باشند:
1-ذاتاً منقول باشد.
2- در زمين يا ساختمان بكار رفته باشند.
3- هر گاه لازم باشد آن مال را از زمين يا ساختمان جدا كنند خود مال خراب يا ناقص گردد.