شاگردان در چه نوع فن و هنری و تا کجا میتوانند پیشرفت داشته باشند…در هیچ لحظه، بهویژه هنگام عبادت و نماز، استاد شاگردان خود را از نظر دور ندارد و گوید: خدایا تو را به عزّت و جلال و به حق کمال و فضل و کرم بیمنتهایت، قسم میدهم که نور ایمان را در قلب آنان بتابانی و دیدگان آنان را بر روی معایبشان بگشایی.»۱۲۹
در این متن که به گونهای جایگاه استاد و مهمترین کارکردهای وی در تصوّف اسلامی را تبیین میکند، چند نکته قابل تأمل وجود دارد که گذرا اشارهای به آنها میکنیم: اولین نکته قابل ذکر آن است که در جملات اولیه سخن از اشراف استاد بر اعمال شاگرد به میان میآید و این طبیعی است، اما دراین میانه به جملاتی برمیخوریم که حکایت از اطلاع از احوال شاگرد و مراقبت از او در حالت غیاب اوست و این همان بزنگاهی است که باید به آن عنایتی ویژه داشت. به بیان روشنتر استاد واقعی استادی است که توان در نظر گرفتن شاگرد حتّی در غیاب او را هم داراست. نکته دوم در توان سنجی استاد نهفته است، این استاد راه طیّ کرده است که میتواند بفهمد شاگرد چه تواناییها و چه نقاط ضعفی دارد، چه مسیری را باید به او پیشنهاد کرد و در چه لغزشگاههایی بیشتر باید مراقب او بود. نکته سوم آنجاست که حقّ استادی در پرتو چنین اشراف و احاطهای آنهم همراه با دلسوزی و شفقت معنا پیدا میکند، استادی که پیوسته در اندیشه پیشرفت شاگرد و نگران احوال اوست.
باید عنایت داشت که در فتوّت- همانگونه که مکرّر قلمی شد- هر کس در حرفه آموزی باید ابتدا فتی بشود. در فتوّتنامه بنایان با عنایت به چهار مرحله سلوک صوفیانه یعنی شریعت، طریقت، حقیقت و معرفت در کنار بحث از استاد، از چهار گونه پیر سخن به میان میآید: «اگر پرسند که چهار پیر شریعت تو کیست، جواب بگو چهار پیغمبر مرسل: اول آدم صفی دوم ابراهیم خلیل، سیم موسی کلیم، چهارم خاتم انبیاء محمد مصطفی صلوات‌الله علیه.
اگر پرسند که چهار پیر طریقت تو کیست، بگو که اول ایشان حضرت جبرائیل بود، دویم حضرت میکائیل، سیم حضرت اسرافیل، چهارم حضرت عزرائیل.
اگر پرسند که چهار پیر حقیقت تو کداماند، جواب ده اول پدر، دوم معلم، سیم استاد، چهارم پدر عروس.
اگر پرسند چهار پیر معرفت کداماند، جواب بگو که : اول شیخ عطار، دویم خواجه حافظه شیرازی، سیم شاه شمس تبریزی، چهارم ملای رومی.
اگر پرسند که چند استاد بنا بوده‌اند و نخستین ایشان چه کسی است، بگو که دوازده تن بودند چنانکه امام بحق ناطق امام جعفر صادق- علیه السلام- فرموده است که دوازده تن استاد کامل بودند که پیر همه ایشان حضرت امیرالمومنین علی- علیه السلام – بود.
حسن بصری نخستین ایشان بود که بنای خانقاه به دست خویش بکرد، دویم استاد عباس حلبی بود. سیم استاد روئین بغدادی. چهارم بکران قریشی، پنجم استاد شکری الوسی، ششم استاد باب الله، هفتم استاد شاه میر سبزواری، هشتم استاد مقبل مکری، نهم استاد نجف بنازکی، دهم استاد رحمان علمداری، یازدهم استاد یوسف مصری، دوازدهم استاد نعمان مداینی که کار بر ایشان ختم شد.»۱۳۰در این سیر از بالا به پایین اساتیدی ذکر میشوند که در ادامه به نکته آن اشاره خواهیم کرد. و باز در همین عداد میخوانیم: « اگر پرسند که چند حکم باشد بنائی را، بگو که ده حکم است. اول آنکه هر صبح که برخیزد از علم شریعت و طریقت باخبر باشد تا استادی او را مسلّم باشد». و در فتوّتنامه چیتسازان میخوانیم: « اگر پرسند که روش کار چیتسازی چند احکام هست، بگو دوازده احکام هست. اول آنکه هر صباح که برخیزد از علم شریعت و طریقت و حقیقت باخبر باشد تا اسم استادی بر او مسلّم باشد.»۱۳۱ بسیار قابل تأمل است که استادی در بنّایی و چیت سازی متوقّف بر علم شریعت و طریقت شده است و این در سرتاسر آثار فتوّتیان مشهود است.
از دیگر سو میبینیم که در آثار اهل فتوّت همواره عنایتی ویژه به یادکرد اساتید هر حرفه، صنعت و هنر دیده میشود. دقت در برشمردن نام اساتید در این آثار ما را به گونه خاصّی از شجرهنامهها میرساند، شجرهنامههایی که بیشتر سیری از بالا به پایین را نشان میدهند تا اینکه بخواهند افراد مشخصّی را مطرح کنند. اولین و قدیمیترین سندی که تلاش میکند همانند سلسلههای صوفیه برای فتوّت نیز سلسلهای- که از امام علی نشئت میگیرد – تنظیم کند، فتوتنامه ابن معمار است. این مسئله امری است که به عنوان الگویی مورد استفاده نویسندگان دیگر فتوّتنامههای پس از وی نیز قرار گرفته است. چنانکه در فتوّتنامه نقّاش که اوایل سده هفتم تألیف شده نیز شجرهنامهای شبیه سلسله ابن معمار به چشم میخورد.۱۳۲ میتوان گفت این رابطه طولی از آسمان به زمین در همه فتوّتنامهها وجود دارد. بسیاری از صنایع و حرف از طریق سلاسل استاد و شاگرد به حضرت علی (ع) و از طریق ایشان به پیامبر خاتم میرسد. گاهی ممکن است ما در یک سلسله دقیق شویم و اشکالاتی بر آن وارد کنیم که در جای خود موجّه و روا باشد؛ اما به نظر میرسد که اگر متوجّه این نکته مهم باشیم که ذکر نام اساتید و سلسلهها بیشتر به به جهت آسمانیسازی و فرامُلکی دیدن صنایع و هنرهاست، نوع برخورد و قضاوت ما متفاوت خواهد بود.
خواهیم گفت که همواره در فتوّت وجود یک مرجع آسمانی به عنوان یک اصل مطرح بوده است و ارتباط حِرَف با عالم معنوی نشان از مقدّس بودن کار و هنر و علت این تقدّس داشته است. به طور معمول در هر فتوّتنامه منشئی آسمانی و باطنی به واسطه فرشتگان ، انبیا و اولیا دیده میشود و در تمامی آنها « کار و هنر » با « شأن قدسی و حقیقت » در ارتباط است. وجود این منشأ آسمانی و واسطههایش به سلسلههای عمودی و سینه به سینه استاد و شاگردی در سلوک فتوّت برای هنرها، حرفه ها و صنایع منجر شده است که میتوان آن را تجلّی عملی عرفان دانست.
در فتوّتنامه چیتسازان از دوازده استاد نامی به میان آمده است. این اساتید به سه دسته تقسیم میشوند: چهار استاد برای شریعت؛ چهار استاد برای طریقت و چهار استاد برای حقیقت. استادان معنوی این صنف چهار پیامبر، چهار فرشته و چهار شاعرند. چهار پیامبر عبارتاند از: آدم، ابراهیم، موسی و محمد(ص). چهار فرشته عبارتاند از: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل. چهار شاعرعبارت اند از: عطار، شمس تبریزی، مولانا و حافظ شیرازی.۱۳۳
«فتیان و جوانمردان، علاوه بر سازمان اجتماعی ، صنوف اقتصادی و تشکیلات هنری نیز بودند که سلسله مراتب تعریف شدهای داشتند. پیر یا شیخ، رئیس علمی، مدیر اقتصادی، مدیر صنف هنری و کارگردان اصلی صنف بود … پس از او استادان قرار داشتند که مسئولیت اصلی جامعه هنری ، یعنی بخش آموزش را به عهده داشتند. هر یک از استادان تعدادی شاگرد از جان و دل گذشته که کمر بسته در خدمت یادگیری بودند، در اختیار داشت… پس از اینکه استاد آنها را از نظر علمی و فهم و تجربه زندگی تأیید میکرد ، طی مراسمی وارد صنف حرفهای و هنری میشدند، در عین اینکه ارتباط معنوی و کاری آنها همیشه با استادان و صنف برقرار بود.»۱۳۴
در بیان بالا هم جنبه نظارت استاد بر عملکرد شاگرد و زمان مناسب برای ورودش به حرفه و هم جنبه سلسلهای موجود در فتوت مورد اشاره قرار گرفته است.
۳-۳. جایگاه ویژه آیات و اذکار
میتوان ادعا کرد که هیچ فتوّتنامهای را نمیتوان یافت که در جایجای آن بزرگان طریق فتوّت با بهرهگیری بجا و مناسب از آیات و اذکار و اوراد ، سالک را به جهات معنوی این مسیر و لزوم تذکار مستمرّ این ساحت رهنمون نشده باشند. نگاهی به فتوّتنامهها و رصد کردن این رویکرد در آنها نشان میدهد که استفاده از آیات به هیچ وجه از باب تفنّن در سخن و کلام آرایی و نشان دادن تواناییهای ادبی همچون تلمیح و تضمین و مانند آن نیست.
بزرگان فتوّت ساختن را از ابتدا تا انتها با ذکر حق آمیختهاند و هر جزء و عنصری از صناعت خویش را وامدار حقیقتی سرمدی دانسته و ذکر زبانی و قلبی را به نحوی تمثیلی با سازندگی و ایجاد ممزوج کردهاند. این آیات و اذکار که مضمونشان غالباً با مسئله مورد نظر هماهنگی دارد – که به برخی از آنها در پانوشتها اشاره خواهد شد – پیشه ور را متوجّه افقی فراتر میکنند. ویژهتر آنجاست که در خوانش برخی از این رسالهها که در ظاهر به راحتی نمیتوان برای مشاغل مدّ نظر آنها جهاتی معنوی متصوّر شد، حضور چشمگیر این رویکرد را شاهدیم.۱۳۵
مسلماً اگر این جهات در هر حرفه جایگاه ویژه خود را بیابد، حاصل آن خواهد بود که هنرور پیشهور، پیشتر فتی شده و سپس به حرفه چنگ یازیده است.
در رساله شاطران در خصوص قنطوره۱۳۶آمده است: پیران و پیشقدمان گفتهاند که بر هفت موضع قنطوره، هفت آیه نوشته است. اول بر گریبان قنطوره نوشته بود: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم.۱۳۷ دویم بر پیش قنطوره نوشته بود: ِ إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً۱۳۸ و سوم بر قفای قنطوره نوشته بود : «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر.» چهارم بر آستین راست قنطوره نوشته بود : ً إِنَّ الَّذِینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِم۱۳۹ و پنجم بر آستین چپ قنطوره نوشته بود نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِین ۱۴۰. ششم بر یمین قنطوره نوشته بود که: «لا اله الا الله محمد رسول الله علیاً ولی الله.» هفتم بر یسار قنطوره نوشته بود که : وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً۱۴۱.»۱۴۲
در جای دیگر در رساله قصّابان و سلّاخان میخوانیم: اگر پرسند که دست و پای گوسفند که میبندند گوسفند چه میگوید، بگوی که میگوید: إِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ لَشَدِیدٌ ۱۴۳ فَعَّالٌ لِما یُرِیدُ ۱۴۴.
اگر پرسند که گوسفند را که سر میبرند چه میگوید، بگوی که : لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار.۱۴۵اگر پرسند که سر گوسفند را که از تن جدا میکنند، چه میگوید، بگوی که: کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُون.۱۴۶اگر پرسند که گوسفند که جان میدهد، هر قطره خون که از حلق وی میچکد، چه میگوید وهر عضوی از اعضای او چه میخواند بگوی که در وقت جان دادن میگوید که: فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم۱۴۷ هر قطره خون که از حلق او میچکد، میگوید که قل هوالله احد۱۴۸ و هر عضوی از اعضای او میخواند که : شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُو.۱۴۹
فتوّتنامه چیتسازان که متنی بسیار ارزشمند و از جهات مختلف قابل بررسی است ، در درآمیختن کلیّه مراحل چیتسازی به آیات، بیانی در خور دارد که چند عبارت آن را در این مجال متذکّر میشویم: «سؤال: اگر پرسند که قدم به کارخانه میگذاری کدام آیه میخوانی ، بگو: لا یَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَى الَّذِی کَذَّبَ وَ تَوَلَّى۱۵۰

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید