ر عرفانی ایران و حدت در بکارگیری اجزا و در نهایت وحدت و هماهنگی با طبیعت و کل کائنات است.
وجه شهودی و ذهنی بودن مهم ترین ویژگی هنر عرفانی است،انسان مبدا و اصلی دارد که در این عالم کثرت و اختلاف از آن منشا، دور افتاده است.
عالم همه اوست و اوست که به ظهور نورانی در پیکر عالم سریان می کند.
به طور کلی ایرانیان باستان اعتقاد به خدایان خیر و شر داشتند(اعتقاد به ثنویت).هم چنین اعتقاد به جادو داشتند و طرح های اتزاعی بر روی ظروف سفالی برای خنثی کردن جادوی خشکی بوده است. در ایران فر هنگ مبارزه با خشکی مطرح است زیرا خشکی جادوست.اگر آن را تصویر کنید ابقای جادو کرده اید.
تمایل به جاودانگی در ایران همواره جز عناصر جدا نشدنی فرهنگی و اعتقادی بوده که نشانه های آن را در آثار هنری به شکل نمادین بسیار می بینیم.
در ابتدا جز آب چیزی نبوده است و همه چیز از آب به دست آمده است.آب مقدس است چون بدون آب چیزی ممکن نیست .آب ها مجموعه معنویت جهانی را می نمایانند .حیات فردیو اجتماعی وابسته به آب است.
ماده موجودی هرمزدی و مقدس است آفرینش از سطح لطیف به زمخت توسط هرمزد انجام می شود.
از دوره آریاییان اعتقادات رفته رفته به سمت یکتا پرستی پیش رفت.هر جا خشکی هست اسطوره های مربوط به خدایان باران آور به طور وسیع دیده می شود.مهر،آناهیتا و تیتر افزون کننده آب و برکت هستند.
در دوران اسلامی توجه قرآن به طبیعت و عناصر طبیعی بسیار است.برکت خداوندی است که حیات می بخشد و حیات را حفظ می کند.پدید آورنده آب آشامیدنی خداست هم چنین انتقال دهنده آب به سرزمین های خشک است.ایمان و تقوا و استغفار و توبه و پایداری در راه عقیده از عوامل فراوانی و برکت آب است.

2-60 استخراج شاخصه های فرهنگی و استخراج کد های طراحی از آن ها
شاخصه های فرهنگی
کد طراحی
جاودانگی
ادامه،بی انتها،عمق،دایره،آبی
وحدت بخشی
کل بر اجزاء مقدم است،اجزاء به هم پیوستگی دارند،تکرار بعضی اجزاء وحدت بصری ایجاد می کند،مجارت می تواند وحدت بیافریند
خلوص و شفافیت
سفید،بی رنگ،بی آلایش،ساده،آرام،خطوط منحنی،بدون بافت،درخشان،استفاده از شیشه
معرفت
روشن،آرام،نورانی،زرد،درونی،درک حسی،فیروزه ای
تداوم
تکرار عناصر،حرکت،ریتم،رنگ قهوه ای
تسلسل
روان شدن،ترتیب و ادامه،ریتم ،نا متناهی،
تقدس
نورانی، توجه،تمرکز،واحد،تاکید،دایره
برکت بخشی و فراوانی
ریتم افزایشی،پرنقش،تنوع،ریزش،تشعشع،
بخشندگی
ریزش،سبز،تشعشع،تکثر،استفاده از عنصر خاک و آب
زایش مداوم
خطوط فعال،تکرار،خطوط منحنی،دایره،تکرار موجی،عنصر خاک
حیات بخشی
سبز،جنبش،حرکت،عنصر آب،رنگ فیروزه ایی
تقابل و مبارزه
در برابر هم،خطوط متقاطع،مثلث
رشد
سبز،خطوط مایل و عمودی،غیر ساکن،استفاده از نقوش گیاهی
آگاهی
نور،اوج گیری،آبی روشن،استفاده از عنصر شیشه،
تحول
تغییر در بافت و رنگ و ریتم و حرکت،غیر ساکن،تغییر،مثلث
کمال طلبی
حرکت عمودی،پیشرفت،
تکامل
دگرگونی در ویژگی بصری،روند افزایشی،تکرار تکاملی
آزادی
استقلال عناصر،انتخاب،نا محدود،غیر وابسته
روحانیت
اغراق در مورد مقیاس،اشاره عمودی به سوی آسمان،رنگ سفید خالص،بافت های بسار نرم،ستون های نور

شاخصه های فرهنگی

کد طراحی
تطهیر
سفید،پاک،صاف،دایره،فیروزه ایی
پاکی
سفید،نظم،سادگی،مینیمال،دایره،فیروزه ایی
حقیقت یابی
راهنمایی،خط جهت دار،سمت و سو دهی
حرکت به سوی بالا
خط افقی ،ریتم افقی
قائم به ذات
نور،روشن،ایستا،غیر وابسته،اقتدار،واحد
زیبایی شناسی
اصول زیبایی
ترتیب
نظم،ریتم،تکرار یکنواخت
تمرکز
سلسله مراتبی از نقاط که ذهن را بیشتر تحریک کند،خطوط همگرا،یک جز ترکیب اختلاف قابل ملاحظه ایی با بقیه اجزا دارد،استفاده از نقاط کانونی
سلسله مراتب
حرکت پلکانی،

جدول(1-2) شاخصه های فرهنگی و کد های طراحی

2-61 جداول اولویت بندی شاخص ها
در جدول بالا شاخصه های فرهنگی بدون ذکر دوره تاریخی و به صورت کلی آورده شده است با توجه به اینکه شاخص های فرهنگی در دوران مختلف تاریخی با یکدیگر تفاوت هایی داشته انددر زیر هر کدام از خصوصیات به صورت دوران قبل از اسلام و بعد از اسلام از نظر میزان اهمیت مورد بررسی قرار گرفته است.بدیهی است به توجه به اختالافات موجود یکی از دوران برای طراحی انتخاب می شود یعنی دوره اسلامی .

دوران قبل ازاسلام قبل از زرتشت

نمودار(1-2)

دوران زرتشت تا قبل از شروع اسلام
نمودار(2-2)

دوران اسلامی نمودار(3-2)

فصل سوم

3-1 آنالیز اجتماعی
3-1-1 استفاده کنندگان
مردم با مبلمان و المان های شهری ارتباط برقرار نمی کنند
همان طور که در معماری تهران شاهد نابسامانی و بی هویتی هستیم و معماری ساختمان ها از الگوی مشخصی پیروی نمی کنند در بخش طراحی شهری نیز این بی هویتی مشهود است و بیشتر از آن که تماشای آن برای شهروندان لذت بخش باشد حالت تنش و عصبی بودن را تداعی می کند.
امروزه توسعه پایدار در شهر ها بر این اصل استوار است که شهروند چقدر به شهرش علاقه مند است،چقدر تعلق خاطر دارد و چقدر دلبسته است.به هم
ین دلیل کشور های اسکاندیناوی از نظر رضایت مندی و شادابی با 97% در صدر کشور های جهان قرار دارند.
در تهران اگر از شهروندان بپرسند که از کدام ساختمان یا فضای شهر محله شان خاطره یا دلبستگی دارند نمی توانند به این سوال پاسخ دهند.
معماری شهری ما نتوانسته هم چون گذشته نقشی از بهشت را برای ما به ارمغان بیاورد.تا هم به آرامش برسیم هم به تکامل.کارکرد امروزی بسیاری از بناها و فضاهای شهری به قدری تنزل پیدا کرده که شهروند را تحقیر می کند.شهروند هیچ گونه هارمونی بین خود و فضا نمی بیند،نمی تواند ارتباط بر قرار کند و هیچ تعلق خاطری نیز بین او و فضای شهری ایجاد نمی شود.
آمار نشان می دهد که خودکشی در مکان هایی از کلان شهر ها که دارای شهرسازی و معماری غیر کاربردی و غیر ملموس است بسیار بیشتر است.
وقتی ارتباط فطری بین فرد و فضا وجود ندارد باعث اضطراب فرد می شود و تاثیر روانی بدی بر وی می گذارد و کم ترین برخورد فرد را خشمگین می کند و شهروند چاره ای ندارد جز تخلیه این اضطراب در اندک روابط اجتماعی.
در چنین شهری مردم از کنار هم عبورمی کنند چون فضا این گونه طراحی شده.همدیگر را نمی بینند چون فضایی برای تعامل و رودر رو شدن طراحی نشده است.افراد از هم پنهان می شوند زیرا یاد نگرفته اند ارتباط برقرار کنند.
اگر شهر به جز محلی برای سکونت کارکردهای فرهنگی و اجتماعی نیز داشته باشد برای شهروندان بسیار رضایت بخش تر است.همه این امکان از طریق طراحی درست شهری امکان پذیر است.اگر فضاهای شهری فاقد این نوع کارکردها باشد فقط محل گذرنددر چنین شهری افراد تنها شهروندانی بیگانه اند بیگانه هایی که در لایه هایی از سنگ و بتن گیر کرده اند.
یک کارشناس خانواده می گوید:بی نظمی و غیر قابل پیش بینی بودن معماری کلانشهر ها و به خصوص تهران بر روح شهروندان اثر گذاشته و آن ها را مردمی پرخاشگر و زود رنج و عصبی کرده است.

نتیجه گیری
طراحی کنونی شهر تهران نیاز های روانی و جسمی کاربران را بر آورده نمی کند یکی از نمود های بارز این برآورده نکردن تخریب مبلمان و المان های شهری توسط کاربران است.
ارتباط فردی با فضا وجود ندارد.چیزی که وجود دارد اضطراب،خشم،تخریبگرایی،عدم تعامل است.
شهر علاوه بر سکونت محلی برای تعامل فرهنگی و اجتماعی نیز باشد.
در این پروژه با این رویکرد پیش می رویم که ارتباط فرد با محیط پیرامونش را بهتر کرده و فضایی برای تعامل،آرامش و تعلق خاطر ایجاد کنیم.
حال اینکه نقش عناصر نور و آب در طراحی المانی با رویکرد تعامل،آرامش و تعلق خاطر می تواند بسیار موثر باشد.در بخش سوم این موضوع مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
3-2 آنالیزفرهنگی
فرهنگ را در يك تعريف بسيار كلي مي توان مجموعه اي از اعتقادات ، باورها ، سنت ها و الگوهاي رفتاري و نيز دانش ، اطلاعات و ادبيات مكتوب و شفاهي يك جامعه دانست و آن را از تمدن كه در اين تعريف مجموعه اي از دستاوردهاي جامعه است متفاوت است . هر جامعه اي داراي فرهنگ خاص خود است كه شالوده معماري آن جامعه را پايه گذاري مي كند و معماري آن جامعه تصويرعيني آن فرهنگ مي باشد . در حقيقت معماري وسيله واقعي سنجش فرهنگ يك ملت بوده و هست . فرهنگ هر جامعه پاسخگوي چگونگي شكل گيري فضاهاست .
حضور فرهنگ در فضاهاي شهري از راه هاي گوناگون صورت مي گيرد كه براي نمونه مي توان به حضور آن به شكل عناصر ، نقش ها ، تزئينات ، تركيب هاي حجمي يا تركيب هايي خاص در پلان اشاره كرد . هر بنايي به عنوان جزئي از فرهنگ معماري وظيفه عينيت بخشيدن يك انديشه ذهني را از طريق فرم ظاهري خود را دارد كه نمودي است براي سنجش فرهنگ . البته نقش فرهنگ در شكل گيري تمام فضاهاي معماري يكسان نبوده بلكه در سازمان يابي فضاهاي فرهنگي ، آييني و عمومي بيشتر بوده است . اغلب سعي ميشود به اين بهانه كه بنايي براي عملكرد خاصي ساخته مي شود از زير بار اين مسئوليت شانه خالي كنند و فراموش مي كنند كه هر ساختماني يك شاهدفرهنگي،است .
تجلي فرهنگ در فضا ، نشانه هايي داراي معنا و محتوايي خاص است . اين نشانه ها گاه تك معنايي و گاه چند معنايي است و همچنين مي تواند صريح و آشكارباشد يا تلويحي و نيمه آشكار . البته نشانه هاي آشكار قابل مشاهده و درك براي افراد غير حرفه اي و عمومي باشد مانند گنبد ، منار و ايوان و… .
مجموعه از نشانه ها نمايانگر هويت يك فضاست كه وجه مشخصه يك فضا از لحاظ زمينه هاي فرهنگي و كاركردي و سرزمين است . فضا به معناي عام ، واقعيتي است داراي ويژگي هاي هويتي مشخص و معين . نتيجه برداشت هاي آدمي از فضا از تجربه هاي ذهني ، شخصي ، فرهنگي و اجتماعي او تاثيرپذير است . لذا يك فضاي شهری در مفهوم كلي نشان دهنده خصوصيات اصلي فرهنگي و سرزميني آن است . نوع و كاركرد بنا نيز موثر است . در بعضي بناهاي فرهنگي و آييني غالبا به صورت صريح يا تلويحي هويت و سنت بازتاب مي يابد در حالي كه در برخي ديگر اين امر ناديده گرفته مي شود. سرزمين ما در تاريخ چند هزار ساله خود شاهد تحولاتي در عناصر معماري چون حياط مركزي ، گنبد و قوس و الگوهاي طراحي مانند طرح چهار ايواني متناسب با گذر زمان بوده است . اما متاسفانه در دوره معاصر كمتر شاهد آثاري هستيم كه بتوان آن را نشات يافته از مبادي معماري ملي دانست .
تحولاتي كه از آغاز قرن حاضر شروع شد ، موجب گسيخته شدن رشته هاي استوار بين برخي از مظاهر و جلوه هاي زندگي با فرهنگ جامعه شد و در نتيجه روندي از مظاهر تمدن و فرهنگ غرب اقتباس شده بود و روز به روز گسترده تر م
ي شد . معماري سنتي نيز از حركت باز ايستاد و پيش از آنكه فرصت و امكان انطباق با تكنولوژي وشرايطجديدرابيابدموردبي،توجهي،قرار
گرفت .
البته بايد توجه داشت كه انعكاس آينه وار و تقليد صرف آثار گذشته معماري بدون توجه به ريشه ها و كاربردهاي خصوصيات فضايي و كالبد آن امري بي ثمر و حتي گاهي مخرب خواهد بود . به همين جهت انتظار مي رود با توجه به فرهنگ غني و هويت معماري ايران ، متخصصين دوره معاصر در بازيابي ويژگي هاي معماري ، تاريخي و سنتي خود اهتمام به عمل آورند.
در طراحی مبلمان شهری، باید ارسال پیام برای شهروندان با توجه به زبان و شیوه خصیصه های فرهنگی و هویت هر جامعه باشد، تا برای شهروندان قابل لمس تر بوده و ارتباط بصری ایجاد کند و در طراحی مبلمان شهری تطابق بین فرم و عملکرد که مکمل هم می‌باشند، حائز اهمیت است و اینکه این طراحی چگونه و در چه مکان‌هایی، با توجه به هویت شهر و جامعه طراحی شوند، خود نگرشی مهم برای آیتم هایی است که ما در طراحی مبلمان شهری انتخاب می‌کنیم. در این راستا می‌توان به المان های درون شهر و پارک‌ها اشاره کرد که نقش موثری در القاء هویت شهری و تقویت حس مکان شهروندان داشته و باید طوری طراحی شوند که خوانایی آن‌ها از سوی

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید