سید حسینی میگوید:«عدهای از فلاسفه و ادبا که طرفدار هنر مفید بودند، شاعران و نویسندگان را دعوت میکردند که آثار خود را در خدمت اجتماع و اخلاق و پیشرفت اندیشه بشری بگمارند. این عده عبارت بودند از کلاسیکها که هدف هنر را آموزنده بودن میدانستند و میگفتند هنر باید برای تعلیم و راهبری افراد بشر مفید باشد».۱۹همانطور که اشاره شد در اینجا هدفمندی آن هم هدفی انسانی حرف اول را میزند. در دیدگاه دوم دربارۀ «هنرهای مفید» ما با اموری روبهرو هستیم که شاید در ذیل هیچ مقولۀ اصطلاحی هنری نگنجند، اما مهمترین مسئله درباره آنها کارکرد و فایده‌مندی آنهاست و به عبارتی، ساخته شده‌اند تا مورد استفاده قرار بگیرند، مانند: طرّاحی اتومبیل، معماری، طرّاحی اثاثیه منزل، سینما و… در مقابل، هنرهای زیبا به هنرهایی گفته می‌شود که فقط به خاطر زیبا بودنشان خلق شده‌اند و به عبارتی، نه به خاطر چیزی دیگر؛ بلکه به خاطر خودشان به وجود آمده‌اند، مانند بسیاری از آثار نقّاشی، پیکرتراشی، آواز، موسیقی و….
نکته قابل توجّه در این میان، آن است که هنرهای گوناگون (زیبا و مفید) در زمان‌های مختلف، بسته به اوضاع و احوال فرهنگی و اجتماعی خاصّ آن دوره، فراز و فرودهایی داشته‌اند. برای مثال، «باغ‌آرایی» در غرب از قرن هجدهم به بعد، موقعیت خود را به عنوان یک هنر زیبا از دست داده است و یا می‌توان با توجّه به پیشرفت فنون مختلف، به هنرهای جدیدی چون «سینما» اشاره کرد که ابتدا خود را به عنوان یکی از هنرهای زیبا، وارد عرصه هنر کرد، ولی در عصر حاضر، به یک هنر مفید، در اختیار صاحبان رسانه، به منظور رسیدن به اهدافی خاص (آموزشی، تربیتی، ترویجی، تبلیغی، اقتصادی و…) قرار گرفته است. از نمونه‌های دیگر این گونه هنرها می‌توان به سفالگری، معماری، ترمه‌دوزی و… اشاره کرد.
کوماراسوآمی در این باب میگوید :« میزان دقیق بی تفاوتیمان به این ارزشها در تمایز رایج کنونی میان هنر زیبا و هنر تزیینی بازتاب یافته که لازمهاش آن است که اولی هیچ کاربردی و دومی هیچ معنایی نداشته باشد، و نیز در تمایز متناظری میان هنرمند یا نابغه ملهَم و صنعتگر تعلیم دیده نمود یافته است. خود را مجاب ساختهایم که هنر برای این جهان امری بس فرخنده و نیک است ولی کار و کوشش جسمانی خشنتر از آن است که بتوان از آن در کنار هنر یاد کرد و اینکه هنرمند چندان دست کمی از پیامبر ندارد، ولی صنعتگر چندان کمتر از حیوانی زحمتکش نیست. بدین سان آرمانگرایی منحرف و ناآگاهی حیرتآوری در کنار هم پدید آمدهاند و در واقع هیچ یک از این دو بدون دیگری وجود ندارد.
همه آنچه لازم است که در اینجا بر آن پای بفشاریم آن است که در آسیا هیچ یک از این دسته بندیها، ممکن نیست که به رسمیّت شناخته شود. در آسیا از سویی به چیزی بی فایده (هنر زیبا) و از سوی دیگر بی معنا (هنر تزیینی یا تبعی) بر نمیخوریم؛ بلکه فقط مصنوعات انسان را که برای غایات خاصی سفارش داده شدهاند، مییابیم».۲۰
در مقام جمعبندی میتوان چنین گفت: هنرهای زیبا بر آن دسته از آثار هنری اطلاق میشود که زبیایی در آنها مقصد و هدف است،اگر چه زیبایی میتواند هدف آموزشی و تربیتی داشته باشد. اما هنرهای مفید، ناظر به آثاری هنری است که کاربرد و فایده در آنها غلبه دارد، اگر چه زیبایی هم در آنها تضمین شده باشد.
توجه به این تفاوت در نوشتار حاضر آنجا به ما مدد میرساند که میبینیم در هر دو سوی موضوع این رساله یعنی فتوّت و ذن، بیش از آنکه بتوان هنر را به مفهوم هنر زیبا دانست (اگر چه به هنرهای زیبا نیز برمیخوریم)، باید آن را در ذیل هنرهای مفید دید و فهمید. البته میتوان با کمی مسامحه گفت در فتوت و ذن فایده و زیبایی توأمان مدّ نظر قرار میگیرند. این نوع نگاه راهگشای ما خواهد بود آنجا که میبینیم پیشهها و حرفهها را در فتوّت، به نام هنر آراستهاند یا در ذن، شمشیرزنی، کمانگیری و مانند آن را هنر دانستهاند و این اطلاق نه از باب مَجاز، مُجاز شمرده شده است، بلکه به همانسان که پیشتر بدان اشارت رفت، کاربست واژهای در معنای واقعی و اصیل آن است.
۴. وجه مقایسه
در چنین نوشتاری که صحبت از سنجش موضوعی در دو آیین به میان میآید، بسیار مهم است که جهت این سنجش روشن باشد، چرا که در غیر این صورت نمیتوان تطبیقی روا داشت و نتیجهای بسزا به دست آورد.
در باب هنر جهات مختلفی میتواند مدّ نظر باشد، مواردی از این قبیل: مفهوم هنر؛ مصادیق هنر؛ اقسام و انواع هنر؛ فایدهمندی هنر؛ مکاتب هنری؛ مبانی نظری هنرها؛ راهکار هنرمند شدن؛ رابطه هنرمند و اثر هنری؛ رابطه هنر و جامعه، رابطه هنر و دین و….
در پژوهش پیش رو شاید بتوان گفت به بسیاری از جهات فوق جسته و گریخته پرداخته شده است ، چرا که لازمه چنین پژوهشی ـ با عنایت به فاصله این دو آیین ـ رصد کردن تمامی جنبهها و جلوههایی است که کم و بیش بر گرد محور این پژوهش میچرخند، باشد که از رهگذر این جستوجوها آنچه مراد است، چهره بنماید.
در کنار آنچه گفته شد باید اشاره کنیم که گرانیگاه مقایسهای این رساله، چیستی هنر در این دو آیین و چند و چون هنرمند شدن و هنرورزی است، مسئلهای که میتوان گفت محوریترین و اساسیترین بحث در ساحت هنر است و مباحث دیگر نسبت به آن، همه بهگونهای پسینی به شمار میآیند.
ذکر موردی برخی هنرها در این رساله را باید با عنایت به آنچه گفته آمد، در راستای رصد کردن کرانههای هنر در قلمرو موضوع رساله قلمداد کرد. احیاناً برخی آمیختگیها و تداخل مرزها نیز ممکن است وجود داشته باشد که نقش نداشتن آنها در هدف اصلی نوشتار، چشمپوشی از آنها را موجّه ساخته است.
فصل دوم: آیین فتوّت
بخش اول: مروری بر آیین فتوّت
.۱ واژه و اصطلاح شناسی فتوّت
پیش از ورود به مباحث تاریخی، ضرورت دارد که شناختی اجمالی از مفهوم فتوّت داشته باشیم. واژه فتوّت از کلمه «فتی»ی عربی گرفته شده است، همان گونه که «ابوّت» از کلمه «اب» (پدر) و «اخوّت» از کلمه «اخ» (برادر) آمده است. جوهری در صحاح میگوید: فتی به معنای جوان است و فعل آن فَتِیَ است به معنای جوان شدن؛ فُتِّیَت الجاریه به معنای آن است که دختر دیگر بزرگ شده واز بازی با بچهها منع میشود. در ادامه میگوید فتی به معنای سخیّ و کریم است و جمع آن به صورتهای فِتیان، فِتیه، فُتوّ و فُتیّ آمده است.۲۱ به نظر میرسد در این معنا به مفهوم اصطلاحی فتی نزدیک شدهایم معنایی که به خاطر کثرت استعمال و غلبه بر معنای اولیه لفظ به کتب لغت نیز راه یافته است. در لسان العرب معانی فوق ذکر شده و مصدر فتی، فتاء آمده است . ایشان هم از قول قتیبی نقل میکند که فتی به معنای جوان نیست بلکه به معنای مردان کامل، سخیّ ، کریم و خردمند است و چند نمونه برای این معنا برمیشمارد.۲۲ لغت شناس دیگری ماده فتی را به معنای طراوت و تازگی میداند.۲۳
اینکه در ترجمه های کهن قرآن کریم در ذیل آیه قالُوا سَمِعْنا فَتًى یَذْکُرُهُمْ یُقالُ لَهُ إِبْراهِیم۲۴ غالباً در برابر آن «جوانک»، «جوان»، «جوانمرد» و «برنا» آمده است، خود نشان میدهد که اصل کلمه فتی به معنای جوان است. همچنین صورت جمعی آن را در شکل «فتیان» و «فتیه» در ذیل آیات قرآن کریم غالباً به «جوانکان»، «جوانمردان»، «جوانان»، «جوامردان» و «آزادمردان» ترجمه کرده اند۲۵.
اما در باب معنای اصطلاحی امروزین آن باید بگوییم که اندک اندک در کلمه «جوان» مفهوم دلیری و بخشندگی نیز دمیده شد. به ویژه آنگاه که از زبان رسول (ص) در حق امام علی بن ابی طالب(ع) جمله تاریخی و ماندگار «لا فتی الا علی» نقل شد، به تدریج تمامی نیکیهای معنوی و تمام زمینههای دلیری به این کلمه گره خورد و به تدریج برای دارندگان این عنوان سال به سال و قرن به قرن و با تنوع جغرافیایی ایران و جهان اسلامی صفات و امتیازاتی در نظر گرفته شد که با تحول این صفات، تاریخ آیین جوانمردی و فتوّت در جهان اسلام و به ویژه در میان ایرانیان شکل گرفت. این سیر تطوّر مفهومی موجب شده است که بگوییم اصطلاحاً :«فتوّت در عرف عامّ عبارت است از اتصاف به صفات حمیده و اخلاق پسندیده، بر وجهی که بدان از ابناء خویش ممتاز گردد و به تعریف خواص عبارت است از ظهور نور فطرت انسانی و استیلای آن بر ظلمت صفات نفسانی تا فضایل اخلاق بأسرها [کاملاً] ملکه گردد و رذایل به کلی اشفاء پذیرد».۲۶و یا با بیانی دیگر میتوان گفت: جریانی اجتماعی بوده است که دارای شرایط، مراسم و آداب مخصوص بوده و اهداف خیرخواهانه انسانی را توام با خدمتگزاریِ صادقانه به فرد و جامعه دنبال میکرده است.
۲. تاریخ فتوّت
علی رغم پژوهشهای متعددی که درباره فتوّت صورت گرفته است هنوز پرسشهای بی پاسخ زیادی درباره منشأ این آیین، نوع ارتباط آن با مرامهای صوفیانه ملامتی، قلندری وعیّاری و همچنین هویت چندگانه آن وجود دارد. بنابرین پژوهش درباره این مکتب دشوار و همیشه با گونهای احتیاط همراه است. برای شناخت دقیق و عمیق هر جریان اجتماعی، بایستی مجموعهای از عوامل و جریانهای دیگری را که در ارتباط با آن هستند نیز مورد توجه قرار داد. به ویژه اگر جریان اجتماعی مورد مطالعه، در دورهای طولانی و در سطح گستردهای از حیات بشری تطور و تکوین یافته باشد و با فرهنگها و جامعههای گوناگونی نیز ارتباط برقرار نموده باشد. ما نیز در این نوشتار در ذیل عنوان فتوت و جریانهای همسو کوشیدهایم ارتباط فتوت با ملامت، عیاری و تصوف و نیز تأثیر و تأثّرها را در این میان بررسی کنیم. زمینههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و … در شکل بخشی به آیین جوانمردی و فتوّت مدخلیّت تام داشتهاند و جریانهای مشابه و حتی رقیب هم بر آن تأثیر بسیار گذاشته و از آن تأثیر پذیرفتهاند، در نتیجه فتوّت آیینی شده است که در طی تاریخ و بر حسب مقتضای احوال، اشکال گوناگون یافته۲۷و از این مفهوم پر لایه حیات معنوی و اجتماعی ایران هر لایهای که برداشته شود، پوسته و لایهای دیگری آن را احاط کرده است، ازاین رو هیچ کس به طور کامل نتوانسته فتوّت را مورد پژوهش قراردهد.۲۸
بسیاری از محققان بر آناند که این آیین در دوران پیش از اسلام پدیدار شده و امور متعددی از مقتضیات این دوران بر آن تأثیر گذاشته است. یکی از این محققان در این باب مینویسد: «دلایلی هست که میرساند بنیاد این آیین و مسلک اجتماعی در ایران پیش از اسلام گذاشته شده است و یادگار دورهای است که امتیازات طبقاتی بر مردم ایران سخت گران میآمده و کسانی که ناکامی میکشیدهاند، این راه را پیش گرفتهاند که از طبقات ممتاز با مردم سازگارتر و مهربانتر و گرامیتر باشند. دلیل دیگر اینکه این مسلک پیش از اسلام در ایران پیدا شده این است که بسیاری از افکار مانویان در آن راه یافته است.» ۲۹در زند

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید