پایان نامه با کلمات کلیدی حضور ذهن، کاهش استرس، وسواس – اجبار، ابراز وجود

شناختي مبتني بر حضور ذهن قرار گرفتند. در پايان مداخله درماني هر دو گروه با ستفاده از همان ابزار مجدداً ارزيابي شدند و پس از يک مـاه بـاز هـم همـين ابزارها به کار گرفته شد. طبق نتايج بدست آمده از تحليل واريانس چند متغيري، نسبت تفاضل پيش آزمون و پس آزمون در ميزان افسردگي مربوط به گروه هاي آزمـايش و کنترل برابر بود با، نسبت F بدست آمده در بين دو گروه مربوط به پس آزمون و پي گيري در ميزان افسردگي برابر با و نتايج تحليل واريانس مربـوط به تفاضل پيش آزمون و پس آزمون در ميزان رضايت زناشويي گروه هاي آزمايش و کنترل و نيز تحليل واريانس مربوط به تفاضـل پـس آزمـون و پيگيـري در ميزان رضايت زناشويي گروههاي آزمايش و کنترل برابر با بود.
در تحقيقي شهرستاني و همکاران (1391) با عنوان اثربخشي شناخت درماني گروهي مبتني بر ذهن آگاهي بر بهبود ابعاد استرس ادراک شده ناباروري و شناخت هاي غير منطقي در زنان نابارور تحت درمان IVF با طرح پيش آزمون – پس آزمون در سال 1391 بر روي زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز تحقيقات بهداشت باروري بيمارستان ولي عصر )عج( که تحت درمان با لقاح خارج رحمي قرار گرفته بودند، انجام شد 24 زن نابارور تحت درمان با لقاح خارج رحمي که در پرسشنامه هاي شناخت هاي غيرمنطقي مربوط به فرزندآوري و پرسشنامه مشکل ناباروري نمرات بالايي کسب کرده بودند، با استفاده از روش نمونه گيري در دسترس انتخاب و به طور تصادفي در دو گروه آزمايش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. افراد گروه آزمايش 8 جلسه 2 ساعته تحت آموزش شناخت درماني گروهي مبتني بر ذهن آگاهي قرار گرفتند و گروه کنترل هيچ نوع خدمات روان درماني دريافت نکردند. افراد دو گروه پرسشنامه ها را در مرحله قبل و بعد از مداخله تکميل کردند. داده ها پس از گردآوري با استفاده از نرم افزار آماري SPSS (نسخه 17 ) و آزمون هاي تحليل کواريانس چند متغيره و تحليل کواريانس تک متغيري در سطح مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته ها: بين دو گروه آزمايش و کنترل از نظر کاهش ابعاد استرس ادراک شده ناباروري تفاوت معني داري وجود داشت همچنين دو گروه از نظر بهبود شناخت هاي غيرمنطقي براي فرزندآوري تفاوت معني داري داشتند (شهرستاني و همکاران، 1391).
در تحقيقي ديگري گل پور چمر کوهر (1391)، با عنوان اثربخشي كاهش استرس مبتني بر ذهن آگاهي بر بهبود ذهن آگاهي و افزايش ابراز وجود در دانش آموزان مبتلا به اضطراب امتحان انجام شد پژوهش با هدف بررسي اثر بخشي آموزش كاهش استرس مبتني بر ذهن اگاهي بر بهبود ذهن آگاهي و افزايش ابراز وجود دانش آموزان پايه ي سوم راهنمايي كه به اضطراب امتحان مبتلا بودند، انجام شد. به همين منظور تعداد 45 دانش آموز دختر و پسر از ميان دانش آموزان شهرستان نوشهر كه داراي اضطراب امتحان بودند به صورت تصادفي انتخاب و در دو گروه آزمايش و يك گروه گواه گمارده شدند. از پرسشنامه ها ي اضطراب امتحان، ذهن آگاهي و ابراز وجود براي جمع آوري اطلاعات استفاده شد. نتايج تحليل واريانس چند عاملي بر روي تفاضل نمره هاي پيش آزمون – پس آزمون نشان داد كه بين گرو ه هاي آموزش ذهن آگاهي و گواه در متغير هاي ذهن آگاهي و ابراز وجود و اضطراب امتحان تفاوت معني داري وجود دارد. روش آموزش كاهش استرس مبتني بر ذهن آگاهي بر بهبود ذهن آگاهي، افزايش ابراز وجود و اضطراب امتحان مؤثر بود (چمر کوهي، 1391).

2-8-2- پيشينه تحقيقات خارجي
تا کنون پژوهشهاي زيادي اثربخشي آموزشي درمان شناختي مبتني بر ذهن آگاهي را نشان دادهاند. براي مثال پژوهشگران 145 بيمار افسرده بهبود يافته را آموزش دادند و بعد از 60 هفته پيگيري، نتايج نشان دادند که احتمال افسردگي مجدد در بيماراني که ريسک بالاي برگشت بيماري را داشتند (براي مثال، افرادي که سه دوره يا بيشتر افسردگي را تجربه کرده بودند) 40 درصد شده است، در حالي که اين احتمال در افراد افسردهاي که اين آموزش را نديده بودند، 66درصد بود (تپرنبرگ، پترسون و آلپورت، 2003). (کرن 2010) به نتايج مشابهي اشاره کردند که نشان مي داد ميزان عود از 78 درصد به 36 درصد کاهش پيدا کرده است.
در پژوهش ديگري، (کرن، 2010) تعداد 231 دانشجوي دانشگاه بنسيلوانيا را به طور تصادفي به دو گروه 10 نفري آزمايشي و کنترل تقسيم کرد و با هدف پيشگيري از اضطراب و افسردگي آنها را تحت آموزش درمان شناختي مبتني بر ذهن آگاهي قرار داد پس از يک دوره يک ساله پيگيري، شرکت کنندگان در دوره آموزشي نسبت به گروه کنترل به طور معني دار اضطراب و افسردگي و نگرش هاي ناکارآمد کمتري داشتند.
در جديدترين تحولات رويکردهاي شناختي، درمان شناختي مبتني بر ذهن آگاهي براي افسردگي و همچنين براي پيشگيري از اقدام به خودکشي در افرادي که در خطر بالاي رفتارهاي خودکشي گرايانه قرار دارند مطرح شده است. در پژوهش مارک، ( کرن، 2010) به روي افراد افسرده خودکشي گرايي تأثيرات مثبت اين درمان به اثبات رسيد. همچنين در پژوهش بيرن بام و بيرن بام (2004) به منظور بررسي اثر اختصاصي ذهن آگاهي بر رفتارهاي خودکشي، افرادي که درگير در خودکشي هاي جدي بوده و از مرگ نجات يافته بودند تحت مراقله ذهن آگاهي قرار گرفتند. پروتکل درماني مورد استفاده در اين پژوهش که به شکل گروهي انجام گرديد عمدتاً شامل آرام سازي و مراقبه مي شد. نتايج دال بر کارآيي پروتکل درماني بر کاهش اقدامات خودکشي چنين افرادي بود.
در پژوهشي کابات زين، ليپورت، بورني (2006) با هدف بررسي تأثير آموزش روش ذهن آگاهي بر ميزان علائم اختلال و
س
واس – اجبار در بيماران سرپايي مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختي و روانپزشکي انجام دادند و بدين منظور تعداد 18 بيمار مبتلا به اختلال وسواس – اجبار که بر اساس مصاحبه باليني توسط روانشناس باليني و روانپزشک معرفي شده بودند و دارو مصرف ميکردند، به روش تصادفي ساده از ميان جامعه پژوهش انتخاب و به طور تصادفي در دو گروه نه نفري آزمايش و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه وسواس – اجبار مادزلي به عنوان پيش آزمون در هر دو گروه اجرا شد. آزمودنيهاي گروه آزمايش به صورت فردي و حضوري به مدت شش جلسه در معرض برنامه درماني آموزش روش ذهن آگاهي قرار گرفتند. اين برنامه شامل توضيح ماهيت اختلال وسواس – اجبار و انواع آن، مراحل چهارگانه ذهن آگاهي و ارائه تکاليف خانگي با استفاده از روش ذهن آگاهي بود که از طريق يک کتابچه راهنماي محقق ساخته و با هدايت پژوهشگر به هر بيمار آموزش داده ميشد. در طول درمان علاوه بر جلسات هفته به هفته حضوري، بيماران از طريق تماس تلفني با پ‍ژوهشگر در ارتباط بوده و به منظور برطرف نمودن مشکلات احتمالي در انجام تکاليف، راهنماييهاي لازم را دريافت مي نمودند. آزمودني هاي گروه کنترل فقط دارو دريافت ميکردند و هيچ نوع درمان روانشناختي بر آنها اعمال نمي شد. با توجه به استفاده از پرسشنامه وسواس – اجبار مادزلي که داراي يک نمره کل علائم اختلال وسواس-اجبار و پنج مقياس فرعي وسواس شستشو، وسواس وارسي، کندي وسواسي، ترديد وسواسي و نشخوار ذهني ميباشد، نتايج تحليل کواريانس دال بر تأثير آموزش روش ذهن آگاهي در بهبودي معنادار علائم کلي وسواس در مرحله پس آزمون و تداوم اين بهبودي پس از دوره يک ماهه پيگيري بود (001/0P. ) همچنين نتايج حاکي از تأثير اين روش در بهبودي معنادار علائم شستشو (002/0P)، وارسي (001/0P)کندي وسواسي (04/0P)، ترديد وسواسي (002/0P) و نشخوار ذهني (001/0P) در مرحله پس آزمون و تداوم اين بهبودي پس از دوره يک ماهه پيگيري در علائم شستشو، وارسي، ترديد وسواسي و نشخوار ذهني (001/0P) و کندي وسواسي (03/0P) در مبتلايان به اختلال وسواس – اجبار بود.
در پژوهش کيفي ديگر فيناکن95 و مرکو96(2006) درباره سودمندي رويکرد شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي روي افسردگي نتايج نشان داد که رويکرد شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي بر افسردگي آزمودنيها مؤثر است.
همچنين در مطالعه ديگري که توسط کنس و ويليامز ( 2007) و نيز بيرن بام و بيرن بام (2007) بر روي گروهي از افسردههاي مقاوم به درمان که دچار افسردگي مزمن بودند صورت پذيرفت، نتايج نشان داد که نمرات افسردگي آنها با کاهش قابل ملاحظهاي در مرحله پس آزمون مواجه شدن و خلق آنها نيز افزايش يافته است.
بنابراين با توجه به نتايج پژوهش اجراي گروهي شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي در مورد بيماران افسرده خودکشي گرا مؤثر بوده است.
همچنين پرايسمن97 (2008) در مطالعه اي مروري بر اثربخشي کاهش استرس مبتني بر حضور ذهن ، دريافتند که اين برنامه ها باعث کاهش استرس و اضطراب در جمعيتهاي مختلف ميشود.
برنامههاي کاهش استرس مبتني بر حضور ذهن در اختلالات بيروني کردن نوجوانان نيز مؤثر بوده و باعث کاهش تکانشگري و پرخاشگري در اين جمعيت مي شود. اين اختلالات شامل اختلال نقص توجه و بيش فعالي98، اختلال مقابله اي، و اختلال سلوک ميشوند (بوگلز99، 2008).
کرين، کويکن، هاستينگ، روسول مارک و ويليامز100 و همکاران (2010) در مطالعهاي مروري پيشنهاد کردهاند که رويکردهاي مبتني بر حضور ذهن باعث جلوگيري از افسردگي و کاهش استرس در بين معلمان مدرسه مي شود.
کلات، بوکورث، مالارکي و ويليامز101 (2008) تحقيقي با عنوان تاثيرات آموزش مبتني بر حضور ذهن کوتاه شده بر کاگران بزرگسال انجام داده اند. اين مطالعه تاثيرات روش کوتاه شده آموزش مبتني بر حضور ذهن مي پردازد. نتايج نشان دادند که آموزش ها موجب کاهش قابل توجه استرس ادراک شده و افزايش خودآگاهي مي شوند.
تحقيقات فيليپ و همکاران (2010) بر تاثير آموزش ” کاهش استرس مبتني بر حضور ذهن” روي اختلال اضطراب اجتماعي تمرکز کرده است. اين تحقيق بر روي 9 زن و 7 مرد انجام شده است. نتايج آنها نشان دادکه آموزش مبتني بر حضور ذهن در بيماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي موجب کاهش واکنش عاطفي مي شود در عين حال موجب تنظيم احساسات مي شود. اين تغييرات موجب کاهش رفتارهاي اجتنابي اجتماعي، علائم باليني و واکنش هاي سيستماتيک به اعتقادات منفي در بزرگسالان مي شود.
خان نيازي (2011) مروري بر مطالعات مربوط به تاثيرات آموزش مبتني بر حضور ذهن بر بيماران مبتلا به بيماري مزمن داشته اند. اين مطالعات بر روي بيماران مبتلا به بيماري هايي چون سرطان، فشار خون بالا، ديابت، ايدز، اختلالات پوستي و مانند آن در قبل و بعد از درمان ” کاهش استرس مبتني بر حضور ذهن” انجام شده است. نتايج نشان مي دهد که با وجود انکه مطالعات مربوط به اين شيوه نادر است، اما در جمعبندي مي توان گفت که وضعيت بيماران مبتلا به بيماري هاي مزمن با اين شيوه بهبود مي يابد و کمک مي کند تا آنان با طيف گسترده اي از مشکلات باليني راحت تر مقابله کنند.
ريبل ، گريسون و روزنوگ102 تحقيقي را در سال 2001 انجام داده اند. اين مطالعه به بررسي اثرات “کاهش استرس مبتني بر حضور ذهن” بر کيفيت زندگي مرتبط با سلامت و نشانه هاي جسمي و رواني در يک جمعيت ناهمگن بيمار مي پردازد. 136 بيمار در طي 8 هفته و هر روز 20 دقيقه تحت آموزش هاي “کاهش استرس مبتني بر حضور ذهن” قرار گرفته اند.
پس از آموزشهاي ” کاهش استرس مبتني
بر حضور ذهن” کيفيت زندگي مرتبط با سلامت در همه شاخص ها از جمله نشاط، بدن درد، محدوديت نقش ناشي از سلامت جسمي، و عملکرد اجتماعي نشان داده شده افزايش يافته بود. همچنين نتايج نشان مي دهد که وضعيت عملکردي و رفاه در جمعيت مورد مطالعه بهبود يافته و کاهش علائم جسمي و پريشاني رواني در دراز مدت اثرات مفيد مشاهده شده است.
گروسات-ماتيسک و همکاران103 تلاش کردند تا با کاربرد روشهايي مانند آرام بخشي و حساسيت زدايي به افراد مستعد سرطان و عارضه کرونري قلب (يعني افرادي که خودخورند و يا عصبي هستند) بياموزند تا هيجان ها و احساس هاي خود را بيان کنند، با استرس ها کنار بيايند، از وابستگي هاي هيجاني خود را رها سازند و بدين ترتيب اعتماد بنفس خود را تقويت کنند. صد نفر از افراد مستعد سرطان به دو گروه 50 نفر (گروهي که هيچ درماني دريافت نمي کرد و گروهي که درمان پيش گفته را دريافت مي کردند) تقسيم شدند. بعد از سيزده سال 45 نفر از کساني که درمان مذکور را دريافت مي کردند، هنوز زنده بودند در حالي که افراد زنده در گروه بدون درمان تنها 19 نفر بودند. بعد از آن تحقيقات زيادي اين واقيعت را تاييد کرده است (به نقل از بهادران و پورناصح، 1386).

در جمع بندي پيشينه تحقيقات ارائه شده مي توان گفت که پژوهشگران بسياري تاثير تاثير تکنيک هاي درمان شناختي مبتني بر ذهن آگاهي را بر ابعاد مختلف شخصيت (رضايت زناشويي، شناختهاي غير منطقي، ابراز وجود، افسردگي، ميل به زندگي، عملکرد خانوادگي، شغلي، فردي و …) مورد بررسي قرار داده اند. وجه نوآوري تحقيق حاضر در اين است که تاثير آموزش مديريت استرس مبتني بر ذهن آگاهي را همزمان بر سه مولفه سلامت روان يعني اضطراب افسردگي و استرس مورد بررسي قرار مي دهد. اين تحقيق مي تواند بر غناي ادبيات نظري موضوع بيافزايد و آزمون ديگري باشد بر نظريه هاي مطرح در اين حوزه.

فصل سوم: روش شناسي

3-1- مقدمه
در اين فصل ابتدا طرح پژوهش وجامعه آماري معرفي مي شود. سپس به روش نمونه گيري و نحوه انتخاب آزمودني ها پرداخته و در ادامه ابزار گردآوري داده ها و روش هاي تعيين پايايي104 و اعتبار105 مقياس ها معرفي مي گردد. همچنين مراحل اجراي پژوهش و نيز روش هاي آماري مورد استفاده جهت تحليل داده ها مورد بحث قرار مي گيرد.

3-2- روش تحقيق
روش تحقيق حاضر کارآزمايي باليني106 از نوع مطالعه ي شبه آزمايشي (طرح پيش- آزمون، پس- آزمون با گروه کنترل) است.

3-3- جامعه، نمونه و روش نمونه گيري
جامعه ي آماري تحقيق حاضر دانش آموزان دختر سال سوم مقطع دبيرستان مشغول به تحصيل در شهرستان همدان در ترم دوم سال تحصيلي 90-91 هستند. با توجه به پژوهش حاضر که از نوع شبه آزمايشي مي باشد حداقل حجم نمونه 40 نفر در نظر گرفته شده است که به دو گروه 20 نفري آزمايش و گواه تقسيم مي شود.
دو کلاس به روش نمونه گيري خوشه107 اي از يکي از دبيرستان هاي دخترانه ي همدان، انتخاب شده است. ابتدا يک دبيرستان بطور تصادف انتخاب شده، بعد در دبيرستان انتخاب شده از بين کلاس سومي ها يک رشته تحصيلي (انساني، تجربي و رياضي) بازبه طور تصادفي انتخاب شد. بعد از بين کلاس هاي آن مقطع دو کلاس تصادفي انتخاب شده است و 20 نفر به صورت تصادفي از هر کلاس ب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *