زیرساخت مهم و شکل دهندۀ شهری بودند که بافت های جدید مسکونی را به سوی ساختاری منظم و شطرنجی هدایت کردند.
در دهۀ ۳۵ ـ۴۵ نرخ رشد جمعیت ۶/۴ درصد می باشد و معلوم است که مهاجرت به شهرها بعد جدیدی به خود گرفته که علت آن را باید در تحول رابطۀ شهر ـ روستا و شدت یابی روند فروپاشی زندگی عشایری، گسترش سرمایه گذاری در صنعت و بخصوص خدمات دانست. این گسترش اخیر را باید در رشد خدمات اجتماعی ـ نظامی دید و نقشی که شیراز به دلیل موقعیت استراتژیک خود ایفا می کند. در این دوره شیراز به عنوان یک کلان شهر با خصلت های جهانی در منطقه ظاهر می شود و دارای عملکردهایی است که از یک سو جنبۀ آموزشی، نظامی و خدماتی تخصصی دارند و بنابراین سطح دیگری از فرهنگ مدرن و مهارت های بالاتری را عرضه کرده و به تبع آن نیروهای متخصص دانشگاهی و حرفه ای را به خود جذب می کنند و پابه پای آن قشر وسیعی به وجود می آیند که در زمینه های مختلف به قشر فوق خدمات رسانی می کند(مشاور شهر و خانه، ۱۳۸۹: ۱۶و۱۷).
در طرح جامع دانشکدۀ هنرهای زیبا برای ساختار آتی شهر الگویی پیشنهاد شد که نهایتاً به تقویت روند توسعۀ خودپوی شهر در امتداد شرقی ـ غربی منجر می شد.
بنا به نظر طرح، این الگو خواه ناخواه توازنی از لحاظ استفاده از اراضی به وجود می آورد. لذا توجه خاصی به توزیع هسته های شهری(نواحی تراکم مسکونی، ادارات دولتی، مؤسسات بازرگانی) مبذول نموده است. از آنجا که اتکا و بستگی بیش از حد اهالی به یک مرکز خاص از میزان کارآیی توسعۀ خطی می کاست، طرح سعی کرده بود که مراکز عمدۀ شهری را در نقطه ای از محور مجهز شهری پیش بینی نماید که مراجعین بتوانند به سهولت به آن دسترسی داشته باشند و در امتداد محور نیز مراکز منطقه ای را که هر یک به صورت هستۀ شهری شامل ادارات دولتی و مؤسسات تجاری و دکه و هتل ویژه برای ناحیۀ متراکم مسکونی عمل می نمود، مستقر سازد(مشاور شهر و خانه، ۱۳۸۹: ۴۷و۴۸).
نتایج و اثرات قرارگیری عناصر جدید در این دوران این بود که تمرکز و تراکم کار و خدمات در منطقه رو به افزونی نهاد .با افزایش تراکم جمعیت، سکونت و کار در منطقه، تعریض معابر و آسفالت خیابان ها و ایجاد پیاده رو و توسعۀ معابر آغاز گردید(مشاور شهر و خانه، ۱۳۸۹: ۴۳). به این ترتیب شهر چهرۀ جدید خود را نمایان ساخت.
۳ـ۳. مسکن و طبقه متوسط، مفهوم طبقه متوسط جدید و مؤلفه های مرتبط با آن
۳ـ۳ـ۱. تعریف طبقه متوسط
از دید دوتوکویل۱۷، با توسعۀ اقتصادی و پیشرفت جامعه یک طبقۀ متوسط ایجاد می شود که در سطح سواد و تمدن به طبقۀ بالای جامعه شبیه و از ویژگی های شهرنشینی برخوردار است(De Tocqueville, 1994: 63). با رویکرد دوتوکویل، در تعیین طبقۀ متوسط، ملاک های مختلفی مانند شهرنشینی، میزان تحصیل، سبک زندگی، شغل و میزان درآمد، منزلت و آگاهی اجتماعی در نظر گرفته شده است.
در سدۀ بیستم اصطلاح طبقه متوسط در اطلاق به “کارگران یا شاغلان یقه سفید” به کار گرفته شد که طیف وسیعی را دربر می گرفت؛ از پزشکان، حسابداران، وکیلان، حقوقدانان، قضات، استادان دانشگاه گرفته تا افراد درگیر در مشاغل به نسبت معمول و نیمه معمول تخصصی مثل کارمندی، کارهای دفتری یا مشاغل خدماتی و اداری(نوذری، ۱۳۸۲: ۵).
۳ـ۳ـ۲. طبقۀ متوسط جدید در ایران
جامعه شناسان اعضای طبقۀ متوسط ایران را به دو گروه “سنتی” و “جدید” تقسیم بندی می کنند.
طبقۀ متوسط جدید به گروهی از جامعه اطلاق می شود که در نتیجۀ پدیدۀ نوسازی پا به عرصۀ وجود نهاده است(میلانی، ۱۳۸۳: ۱۲۷). به عبارت دیگر طبقۀ متوسط جدید که محصول فرآیند نوسازی، رشد و توسعۀ اقتصادی، رشد و گسترش شهرنشینی، بوروکراسی و آموزش عالی در ایران هستند؛ کارمندان، مدیران، روشنفکران، دانشجویان و متخصصان حرفه هایی اعم از مهندسان ، پزشکان و … را در بر می گیرد(مطلبی، ۱۳۸۶: ۸۰).
اعضای طبقۀ متوسط جدید یا در استخدام دولت اند و یا به تشکیلات دولتی وابسته می باشند. عمده ترین گروه طبقه متوسط جدید حقوق بگیران(دیوانیان) دولت اند که عمدتاً از اقتدار دولت حمایت می کنند. رونق اقتصادی سال های ۴۵ تا ۵۵ خورشیدی به مشارکت طبقۀ متوسط جدید کمک کرد و آنها را از بسیاری مزایا بهره مند ساخت(ازغندی، ۱۳۷۹: ۱۳۳).
در واقع اعضای طبقه متوسط جدید بازماندۀ نظام دیوان سالاری اند و گرایش به صنعتی شدن و توسعۀ آموزش و پرورش در سطوح گوناگون دارند. این طبقۀ جدید در کشورهای رو به توسعه مانند ایران، حاصل دگرگونی جامعۀ سنتی است و عامل اصلی نوسازی و نوگرایی است(مسعودنیا و محمدیفر، ۱۳۹۰: ۶۴).
در مورد خصوصیات طبقۀ متوسط جدید در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران به موارد زیر می توان اشاره کرد:
۱ـ این طبقه حاصل رابطۀ نفوذی غرب و دگرگونی در جامعۀ سنتی است. طبقۀ متوسط غربگرا نیست اما در بسیاری از جنبه ها دلیلی برای تعارض با برگرفتن از ارزش های غربی نمی بیند و نهایتاً بطور ظاهری به آنها گرایش دارد. به عبارت دیگر او متجددمآب است.
۲ـ این طبقه عامل اصلی نوسازی و دگرگونی است. نوگرایی به مفهوم مدرن رامی توان از مهمترین شاخصه های این طبقه ارزیابی کرد.
۳ـ این طبقه به تجدیدنظر در سنن و اعتقادات می پردازد. و حتی در روش دینداری خود متناسب با ظاهر نسبتاً لوکس و مدرن رفتار می کند و علاقه به نرمش و کاهش تعصب دینی دارند.
۴ـ اعضای این طبقه از تحصیلات نسبتاً بالایی برخوردارند و به دنبال اجرای برنامه های فرهنگی و اجتماعی هستند.
۵ـ اغلب اعضای این طبقه جذب کارهای دولتی می شوند و معمولاً در مقابل فروش نیروی فکر خود، مزد یا حقوق دریافت می دارند. بنابراین دارای جایگاه و موقعیت اقتصادی مشابه هستند(ابراهیمی، ۱۳۷۶: ۴۴ ـ ۴۵).
۳ـ۳ـ۳. شکل گیری و تکوین طبقۀ متوسط جدید در ایران؛ دستاورد مدرنیته
اگر این فرضیه را بپذیریم که ظهور طبقۀ متوسط جدید محصول نوسازی در ایران است(میلانی، ۱۳۸۳: ۱۲۷) برای فهم چگونگی شکل گیری و تکوین آن باید به دوره هایی برگشت که نوسازی در آن آغاز شده است.
گرچه تجدد در دورۀ ناصرالدین شاه وارد ایران شد اما ورود آن به مثابۀ آغاز نوسازی در این مرز و بوم نبود؛ اما سبب ایجاد تغییراتی در ساختار و آرایش طبقاتی در جامعۀ ایران شد به ویژه پس از مشروطیت و تعامل با غرب تنوع و پیچیدگی ساختار طبقاتی بیشتر شده و در این دوره طبقۀ متوسط جدید در کنار طبقۀ سنتی(بازاری) شکل گرفت(هزارجریبی، صفری شالی، ۱۳۸۹: ۸۲)(تصویر۳ـ۲۴).
تصویر۳ـ۲۴. بیان طنزگونۀ زندگی سنتی و مدرن در ایران دهۀ ۴۰ خورشیدی. بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۱۸۲.
نوسازی در مفهوم کاملاً مدرن آن متعلق به دورۀ رضاخان و بعد از آن است. شکل گیری ارتش نوین و یک نظام اداری متمرکز از جمله عوامل بنیادی ای بود که به منزلۀ پایه های اصلی طبقۀ متوسط جدید در ایران به شمار می رفت و مورد توجه برنامه ریزانی قرار می گرفت که بعد از دوران قاجار روی کار آمدند(عیوضی، ۱۳۸۰: ۱۱۷).
۳ـ۳ـ۴. افزایش شمار طبقۀ متوسط جدید در دورۀ پهلوی دوم
در دورۀ محمدرضا شاه نوسازی ساختار اجتماعی و اقتصادی، سبب رشد طبقۀ متوسط و طبقۀ کارگر صنعتی گردید(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۶۲). منشأ بسیاری از طبقات متوسط جدید را می توان به طور اساسی از دوران تشکیل دولت رضاشاه خصوصاً محمدرضا پهلوی در نظر گرفت که حتی تکنیسین های خارجی بسیاری را هم استخدام کرد. سلطنت محمدرضا پهلوی دارای سه ویژگی است: تشکیلات درباری، ارتش گسترده و تشکیلات بوروکراسی(آبراهامیان، ۱۳۸۰: ۳۸۳). در این دوران، دولت و تشکیلات اداری گسترده ای به وجود آمد و استخدام مدیران دولتی و کارمندان، معلمان، استادان دانشگاه و … گسترش یافت و حتی تا روستاها کشیده شد. تشکیلات قضایی از دست روحانیون خارج شده، وکلا و قضات همگی گسترش قانونی و اداری یافتند. احداث مدارس، دانشگاه ها، بیمارستان ها و … افزایش یافت. در اواخر دوران پهلوی دوم سرمایه گذاری صنعتی رواج فراوان یافت و طبقۀ کارگر هم گسترش بیشتری یافت(هزارجریبی، صفری شالی، ۱۳۸۹: ۸۴).
رشد دیوانسالاری، تقاضای روزافزون برای تربیت تکنیسین و مدیر در سطوح مختلف بخش های عمومی و خصوصی و نیز گسترش سریع آموزش به سبک غربی به پیدایش طبقۀ متوسط غیرکارفرما منجر شد که این متخصصان آزاد دربرگیرندۀ کارمندان پرسنل نظامی، شاغلان یقه سفید و تکنیسین در بخش خصوصی و روشنفکران را در بر می گرفت. اعضای اصلی این طبقه، کارگزاران اصلی دولت سازی و نوسازی دوره پهلوی بودند. افزایش مشاغل حقوق بگیر تغییر اساسی در جامعهای بشمار می رفت که روابط اجتماعی آن به طور سنتی در چهارچوب دوران پیش از صنعتی شدن یا فئودالیته قرار داشت. شمار کارمندان دولتی پس از انفجار درآمدهای دولت در سال ۱۳۴۴خورشیدی تنها ۹/۶ درصد جمعیت فعال کشور بود که در سال ۱۳۵۵ به ۱۹ درصد از جمعیت فعال کشور رسید(دیگار، هورکار و ریشار، ۱۳۷۷: ۴۴۱).
رشد جمعیت شهرها از مسائل مهم دیگری بوده که در این دوره شدت بیشتری یافته است. به طور کلی آغاز صنعتی شدن و گذار از اقتصاد متکی به کشاورزی به اقتصاد متکی به صنعت در هر کشور رشد سریع جمعیت را به دنبال داشته است. بخش عمده ای از این رشد جمعیت به لحاظ مهاجرت گسترده از روستاها به سمت شهرها بوده است(قبادیان، ۱۳۹۲: ۲۲۲ـ۲۲۳).
از سویی افزایش مراکز تحصیلات عالی بستر مناسبی برای رشد طبقۀ متوسط جدید بود. از آغاز دهۀ ۱۳۴۰ خورشیدی، تحولاتی اساسی چه در رشد کمّی مراکز آموزش عالی و چه در کیفیت آموزش پدید آمد و به منظور تأمین نیروی لازم برای انجام برنامه های توسعه ای، دانشگاه ها و سایر مراکز آموزشی رشد چشمگیری یافت(بهنام، ۱۳۷۳: ۱۰۲).
افزایش جمعیت شهرنشینی و رشد آموزش عالی از مهمترین عوامل افزایش طبقۀ متوسط جدید بود. افزایش درآمد و مصرف در شهر و زوال کشاورزی و روستانشینی و زندگی عشایری و ایلی، به مهاجرت جمعیِ روستاییان به شهرها انجامید. گسترش دیوانسالاری دولتی و تمرکز بیش از پیش تصمیمات اجرایی در تهران و مراکز استان ها موجب سیل مهاجرت از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ شد(همایونکاتوزیان، ۱۳۸۵: ۳۲۲).
به این ترتیب شهرنشینی و سواد و آموزش و نیز وسایل ارتباط جمعی ـ که بر اثر بالا رفتن درآمدهای نفتی به ویژه در اواخر پهلوی گسترش پیدا کرده بود ـ صورت نوینی به زندگی اجتماعی بخشید و طبقۀ متوسط جدید شهری را افزایش داد(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۴۱).
فصل چهارم
خانۀ ایرانی
مقدمه
خانه مبدأ و مقصد زندگی روزمرۀ انسان است. انسان ها برای کار و فعالیت اجتماعی از آن خارج می شوند و پس از انجام کار و کسب تجربه به خانه بازمی گردند. خانه برای انسان از چنان اهمیتی برخوردار است که می توان آن را مرکز دنیای فرد نامید(نوربرگ شولتز،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید