قانون اعزام سالیانۀ محصلین ایرانی به خارج از کشور در سال ۱۳۰۷ خورشیدی به تصویب رسید. معافیت از خدمت نظام وظیفه از انگیزه های عمدۀ ادامه تحصیل در سطوح دبیرستانی و عالی محسوب می شد. با این وجود هنوز تنها فرزندان طبقات متوسط به بالا به مدرسه می رفتند و در مناطق روستایی آموزش وجود نداشت(مککی، ۱۳۸۵: ۱۸۳ـ۱۸۴).
تأسیس دانشگاه تهران در بهمن ماه سال ۱۳۱۳ خورشیدی گامی اساسی در توسعۀ آموزش عالی بود. پیش از این اعزام دانشجو به اروپا برای تحصیل علوم و فنون که در دورۀ قاجار آغاز گردیده بود در عصر پهلوی با اهتمام بیشتری پیگیری شد و چند گروه از جوانان ایرانی در دانشگاه های فرانسه و آلمان و بلژیک و انگلستان تحصیل کردند و پس از بازگشت، ارکان اصلی نظام دانشگاهی و سازماندهی نهادهای جدید صنعتی و اداری را پی ریزی نمودند(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۱۸۲).
حفظ میراث فرهنگی ایران و تشویق و ترویج هنر نیز مورد توجه قرار گرفت. هنرسرای موسیقی بنا شد تا به گردآوری و تنظیم موسیقی محلی و ترانه های سنتی ایرانی بپردازد. از برنامه های موسیقی همگانی برای نخستین بار حمایت رسمی به عمل آمد. فرهنگستان پایه گذاری شد تا لغت های عربی و ترکی وارد در زبان فارسی را بزداید و در صورت امکان واژگان فارسی جای آنها نشاند(روستایی، ۱۳۸۵: ۷۵ـ۷۶ و ۷۹). جشن فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی در مشهد با حضور خاورشناسان برجستۀ غربی برگزار گردید(بحرالعلومی، ۱۳۵۵: ۲۵ـ۲۶).در سال ۱۳۰۹ خورشیدی قانونی مربوط به کشف و حفظ اشیا و آثار منقول باستانی به تصویب رسید(نگهبان، ۱۳۷۶: ۱۶). اندکی بعد موزۀ ایران باستان به وجود آمد. عمران شهری افزایش یافت و ساختمان های معظمی در تهران بالا رفت(مقتدر، ۱۳۷۲: ۲۶۰ و ۲۶۲).
۲ـ۳ـ۳. مدرنیته و دوران پهلوی دوم
۲ـ۳ـ۳ـ۱. بررسی اوضاع اجتماعی تاثیر گذار بر ساختار معماری پهلوی دوم
فرآیند نوسازی به شیوۀ غربی که در عصر رضاشاه توسعه یافته و در برخی زمینه ها آغاز شده بود در دورۀ محمدرضاشاه ادامه یافت و دگرگونی های عمده ای در عرصه های اجتماعی و فرهنگی جامعه بر جای گذاشت. با گسترش نوسازی و صنعتی شدن کشور، ساختار جمعیتی متحول شد و به تبع آن تحولاتی فرهنگی پدید آمد. طبقات سنتی رو به افول نهادند و قشرهای جدید اجتماعی با تکیه بر جنبه های مختلف تجدد، وارد صحنه شدند. زندگی سیاسی و فرهنگی بر پایۀ دیدگاه های غیرسنتی بنیان گذاشته شد و روند اصلی زندگی فرهنگی این قشرها متمایل به تجددخواهی سکولار (جدایی دین از سیاست) گردید. رشد طبقۀ متوسط جدید۱۵ از دیگر پیامدهای فرآیند نوسازی محمدرضاشاه بود. تقاضای روزافزون برای فن آگاهان و مدیران در سطوح گوناگون بخش های عمومی و خصوصی و گسترش سریع آموزش به سبک غربی، به پیدایی این طبقۀ متشکل از متخصصان آزاد و کارمندان و نیروهای نظامی و فن آگاهان در بخش خصوصی و روشنفکران منجر شد(ازغندی، ۱۳۸۳: ۴۹).
افزایش جمعیت شهرنشینی و رشد آموزش عالی از مهمترین عوامل افزایش طبقۀ متوسط جدید بود. افزایش درآمد و مصرف در شهر و زوال کشاورزی و روستانشینی و زندگی عشایری و ایلی، به مهاجرت جمعیِ روستاییان به شهرها انجامید. گسترش دیوانسالاری دولتی و تمرکز بیش از پیش تصمیمات اجرایی در تهران و مراکز استان ها موجب سیل مهاجرت از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ شد(همایونکاتوزیان، ۱۳۸۵: ۳۲۲). از سویی افزایش مراکز تحصیلات عالی بستر مناسبی برای رشد طبقۀ متوسط جدید بود. از آغاز دهۀ ۱۳۴۰ خورشیدی، تحولاتی اساسی چه در رشد کمّی مراکز آموزش عالی و چه در کیفیت آموزش پدید آمد و به منظور تأمین نیروی لازم برای انجام برنامه های توسعه ای، دانشگاه ها و سایر مراکز آموزشی رشد چشمگیری یافت(بهنام، ۱۳۷۳: ۱۰۲). به این ترتیب شهرنشینی و سواد و آموزش و نیز وسایل ارتباط جمعی ـ که بر اثر بالا رفتن درآمدهای نفتی به ویژه در اواخر پهلوی گسترش پیدا کرده بود ـ صورت نوینی به زندگی اجتماعی بخشید و طبقۀ متوسط جدید شهری را افزایش داد(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۴۱).
سال های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۶ خورشیدی، دورۀ فرمانروایی مقتدرانۀ محمدرضاشاه است. دو عامل اصلی این دگرگونی بنیادین را ممکن ساخت. نخست، اصلاحات ارضی، زمین داران را به عنوان یک طبقۀ اجتماعی مستقل از میان برداشته و قدرت اجتماعی ـ سیاسی ایشان را به دولت منتقل کرده بود. همزمان رویارویی دولت با مخالفان مذهبی و شکست آنها، به کاهش نفوذ مستقل این گروه در امور سیاسی و اجتماعی کمک کرد و با دست گذاشتن دولت بر روی موقوفات دینی، شالودۀ اقتصادی ایشان تضعیف گردید. دوم، درآمدهای فزایندۀ نفتی که مستقیم به خزانۀ دولت سرازیر می شد منابع مالی و ارزی مهمی را در خارج از نظام اقتصادی داخلی در اختیار شاه قرار می داد. این درآمدها که مستقیماً به دست دولت می رسید و توزیع می شد دولت را قادر می ساخت که پروژه های عمرانی را تأمین مالی کند(ازغندی، ۱۳۸۳: ۱۶۱ و ۱۶۵).
در دورۀ محمدرضا شاه نوسازی ساختار اجتماعی و اقتصادی، سبب رشد طبقۀ متوسط و طبقۀ کارگر صنعتی گردید(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۶۲).
رشد جمعیت شهرها از مسائل مهم دیگری بوده که در این دوره شدت بیشتری یافته است. به طور کلی آغاز صنعتی شدن و گذار از اقتصاد متکی به کشاورزی به اقتصاد متکی به صنعت در هر کشور رشد سریع جمعیت را به دنبال داشته است. بخش عمده ای از این رشد جمعیت به لحاظ مهاجرت گسترده از روستاها به سمت شهرها بوده است(قبادیان، ۱۳۹۲: ۲۲۲ـ۲۲۳).
۲ـ۴. ورود مدرنیسم به معماری
۲ـ۴ـ۱. معماری دورۀ قاجار
آموزش آکادمیک هنر و معماری تا دورۀ قاجار در ایران سابقه نداشت و اغلب هنرمندان به نحوی خودآموخته و اکثریت از راه تصاویر با معماری غرب آشنا شده بودند از این رو تلفیق دو نظام سنت معماری کهن ایران و معماری غرب تا حد زیادی ناخواسته و نتیجۀ نفوذ دیرپای سنت کهن از یک سو و عدم آشنایی کافی با اصول علمی و آکادمیک هنر اروپایی تلقی می شود. سنگینی و رسوب نظام زیبایی شناسی هنر و معماری ایران، ناآگاهی از مبانی هنر آکادمیک جدید و خام دستی در تقلید کامل از آن، منجر به ظهور گونه ای جدید از هنر گردید که از آن با نام هنر و معماری قاجار یاد می کنیم(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۷۴).
دیدگاه ها و نقطه نظرات بستر حاکمۀ دورۀ قاجار شباهتی بی نظیر با دورۀ باروک فرانسه دارد. از مشخصه های بارز این دو دوره می توان به مواردی از این دست اشاره کرد: قدرت و خوش گذرانی، یک نظام مطلق و خشک و شهوانیات پُر زرق و برق. ساخت کاخ و قصر مشخصۀ بارز این دو دورۀ تاریخی است.
وجود کاخ و قرین شدن آن با باغ حضور خود را بر توسعۀ شهر قطعیت می بخشیدند وسبب ایجاد پارک هایی شدند که ارزنده ترین خدمت کاخ به زندگی شهری بود. افزوده شدن باغ وحش به کاخ زمینۀ ایجاد موزه را در دوره های بعد به وجود آورد(همان: ۷۴ و ۷۵).
مقتدر، پیدایش دارالفنون که در آن استادان خارجی و ایرانی تحصیلکرده در خارج، تدریس می کرده اند را سهم بزرگی در تجدد معماری ایران می داند. همچنین باید از مدرسۀ دولتی تبریز، مدرسۀ پسرانۀ آمریکایی ارومیه و مکتب مشیریه برای تدریس زبان های خارجی، در ارتباط با دنیای غرب نام برد. در دارالفنون رشتۀ مهندسی معماری وجود نداشت اما در قسمت مهندسی سیویل(عمران) درسی تحت عنوان معماری وجود داشت که تهیۀ دومین نقشۀ تهران توسط استاد و دانشجویان همین درس انجام شد. میرزا رضای مهندس باشی و میرزا مهدی خان ممتحن الدوله و میرزا مهدی خان شقاقی اولین مهندسان معماری ایرانی بودند که سبب شدند برای اولین بار معماران مدرن(معمارانی که دارای تحصیلات آکادمیک در زمینۀ معماری هستند) از معماران بناهای سنتی جدا شوند(مقتدر، ۱۳۸۷: ۷۶ و ۷۷).
اگر معماری قاجار را از زاویۀ خلاقیت های فضایی ارزیابی کنیم معماری این دوره ارزش بالایی پیدا می کند و نسبت به معماری های دوره های قبل و بعد از خود چون صفویه و زندیه در جایگاه برتر و تکامل یافتهتری قرار می گیرد.چرا که در این دوره تنوع فضاها افزایش می یابد، فضاهای نوینی خلق می شوند، فضاها به گشایش و سبکی بیشتری می رسند و الگوهای قدیمی معماری ایران در جهت گسترش فضا تکامل می یابند. اگر تکامل معماری را گشایش، شفافیت و سبکی فضاها بدانیم، معماری این دوره به عنوان مرحلۀ تکامل معماری قدیم ایران مطرح می شود. اما اگر معماری را از زوایای دیگری مانند اندازه ها، تناسبات، شکلها و تزیینات نگاه کنیم معماری دورۀ قاجار وضعیت نازل تری را نسبت به دوره های گذشتۀ خود و به خصوص دورۀ صفوی نشان می دهد. شکل ها، استواری و صلابت قبلی را ندارند و شکل هایی جدید وارد معماری می شوند که سطحی و تفننی اند. اندازه ها دقت لازم را ندارند، تناسبات در مرتبۀ نازل تری نسبت به تناسبات موزون و اندیشیده شدۀ دوره های قبلی قرار می گیرند، تزیینات معماری گاه تا حد ابتذال سقوط می کنند و بی بندو باری و هرج و مرج جایگزین تزیینات محدود و باوسواس دوره های درخشان سلجوقی و صفوی می شوند(میرمیران، ۱۳۷۹: ۵۴ و ۵۷).
معماری قاجار به حق اصول، مبانی و الگوهای قدیم معماری ایران را ارتقا بخشید و با جسارتی تحسین برانگیز نوآوری هایی از نظر فضا به وجود آورد. لیکن به نظر می رسد قوت لازم خلق معماری نوین را نداشت. از صد و پنجاه سال حکومت قاجار، صد سال میانی آن مصادف با قرن نوزدهم میلادی بود. تحولاتی که در این زمان جامعۀ ایرانی را به نحوی چشم گیر دستخوش دگرگونی کرد، در واقع انعکاس کم رنگی از تحولات عمیق و بنیانی و پردامنۀ غرب بود که از فرارسیدن عصر جدیدی در اروپای قرن نوزدهم و بعد در سراسر جهان خبر می داد. ایران نیز به اندازۀ استعداد خود مدرنیته ای را که در غرب متولد شده بود هر چند ابتر و مسخ شده تر، تجربه کرد(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۷۵).
برخورد فناوری اروپایی با فرهنگ سنتی ایرانی به پذیرش آرام اندیشه ها و مظاهر مادی غرب خصوصاً در تهران انجامید و نبرد سنت و تجدد به اوج خود رسید. تجدد معماری تهران و سبک زندگی ساکنین تهران را دگرگون کرد. از جمله آثار غرب گرایی در معماری این دوره، ساخت برخی مدارس و بناهای فرهنگی و مسکونی به سبک غربی با زمینۀ معماری ایرانی بود(صدیق، ۱۳۵۴: ۲۹۵).
معماری با گرایش سبک غربی از بناهای دربار شروع شد و سپس طراحی شهری تهران را دربرگرفت. در دورۀ ناصری معماری عمارت ها و قصرهای ارگ مانند عمارت حرمخانه و خوابگاه ناصرالدین شاه و عمارت شمس العماره تحت تأثیر اسلوب عمارت ها، قصرها و ساختمان های اروپایی به خصوص فرانسوی بود و معماری ایرانی با آمدن مهندسان و معماران اروپایی و تحصیل معدودی از دانشجویان ایرانی در فرانسه و تقلید از معماران فرانسوی به تدریج صبغۀ اروپایی به خود گرفت(شرف و شرافت، ۱۳۵۵: ش۲۷).
اما در نیمۀ دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید