و شهرسازی، شکل گیری دولت های ملی و جنبش های سیاسی انبوهی ایجاد می شود که همۀ آنها به وسیلۀ گسترش بازار سرمایهداری جهانی به پیش می روند. واژۀ مدرنیزاسیون از قرن هجدهم میلادی برای توصیف بناهای نوساز به کار گرفته شد.می توان گفت که مدرنیزاسیون به دگرگونی ها، رشدها و پیشرفت هایی که در جوامع مدرن در نتیجۀ انقلاب صنعتی و ماشینی شدن زندگی بدست آمده است اشاره کرد(قره باغی: ۱۳۸۰ و بانی مسعود:۱۳۸۶). بنابراین ریشۀ مدرنیسم ایران را باید در آن جستجو کرد.
یکی از تأثیرات جنبی برنامۀ احداث ساختمان های دولتی، افزایش چشم گیر انواع مصالح ساختمانی بود که استفاده از برخی از آنها در ایران رواج داشت و استفاده از برخی دیگر از این مصالح در همین زمان پذیرفته شد. مصالح جدید به ویژه بتن و فولاد و شیشه و روش های نوآورانه در اجرای سازه، جایگزین مصالح و روش های قدیمی شد(معرفت، ۱۳۷۵: ۱۳۰).
معماری در دورۀ مدرنیسم آغازین اروپا با مادۀ ساختمانی جدید عصر ـ بتن مسلح ـ ارتباط نزدیکی داشت. ماده ای که بدون آن حجم های فضایی متداخل، سطوح آزاد دیوارها و بیرون زدگی های جسورانه امکان ظهور نمی یافتند. نتیجه آن بود که بیانی جدید در معماری پدید آمد که از سه جهت در پی رعایت اصول اولیۀ صرفه جویی بود:
• از جهت مشکل کمبود مسکن و نیاز سیاسی برای توزیع بهتر کالا در جامعه، فرم های پرهزینه و تزیینات، غیر لازم و زائد محسوب شدند(صرفه جویی به دلایل اجتماعی).
• مصالحی چون فولاد و بتن مسلح تقلیل ابعاد عناصر باربر را تا حد چند نقطه یا محدوده ای منفرد ممکن ساختند و به جز سازۀ بنا آنچه باقی می ماند فقط کارکرد پوششی داشت. اصل ساختمانیِ جعبه که پیشتر به علت کاربری مصالح بنایی به لحاظ ایستایی لازم بود، اکنون در جهت دستیابی به تنظیم آزادتر فضاها قابلیت حذف پیدا کرده بود؛ یعنی اصل شکل دادن به فضا از طریق حذف اصول پیشین(صرفه جویی در ساخت).
• تهی از زیبایی شدن تزیینات شدید هنر نو و تأکید بیش از حد بر احساس های ذهنی، باعث به وجود آمدن واکنش هایی نسبت به آن در راه ارائۀ فرم های مجرد خالص که دارای اعتبار و عینیت جهانی بودند، شد. به این ترتیب نوعی جدیت و عدم نرمش در زمینۀ فرم، هدف هنر گردید(صرفه جویی به دلایل سبکی)(لامپونیانی،۱۳۸۱: ۳۶).
در همین زمان مدرسۀ عالی “هنرکده” که یکی از آخرین رهاوردهای دوران تجدد ایران درزمینۀ شهرسازی،معماری و هنرهای تجسمی بود به وجود آمد. هنرکده پس از دو سال با نام دانشکدۀ هنرهای زیبا به درون محوطۀ دانشگاه تهران راه یافت. فارغ التحصیلان این دانشکده که بیشترین گروه معماران و شهرسازان ایران امروز را تشکیل می دهند در بازسازی وعمران ایران متجدد قرن بیستم تأثیر بسزایی داشته اند. هنر غرب از طریق دانشکدۀ هنرهای زیبا به طور مستقیم وارد ایران شد مخصوصاً مدرنیسم که وجه خاصی از مدرنیتۀ غرب است جایگاه خاصی در این دانشکده پیدا کرد(صارمی، ۱۳۷۴: ۶۳).
معماری مدرن شکل گرفته در ایران، نتیجۀ انعکاس مستقیم تحولات معماری مدرن اروپایی از کانال و صافی معماران نسل اول معماری معاصر ایران بود. معماران نسل اول همگی تحصیل کردۀ اروپا بودند و با جریانات و گرایشات معماری آن دوره از نزدیک آشنا شدند و سعی در پیاده کردن اهداف و مفاهیم معماری مدرن در ایران دورۀ رضاشاهی داشتند. از این معماران می توان به نام هایی از این دست اشاره نمود: قلیچ باغلیان، کریم طاهرزاده بهزاد، وارطان هوانسیان، گابریل گورکیان، محسن فروغی، پل آبکار، علی اکبر صادق و کیقباد ظفر بختیار(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۱۲)(تصاویر۲ـ۱۴ تا ۲ـ۲۳).
تصویر۲ـ۱۴. کاخ شهربانی، قلیچ باغلیان.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۱۴.
تصویر۲ـ۱۵. بیمارستان شاه رضا، کریم طاهرزاده بهزاد.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۱۶.
تصویر۲ـ۱۶. ساختمان جیپ، وارطان هوانسیان.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۳.
تصویر۲ـ۱۷. کاخ وزارت دادگستری، گابریل گورکیان
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۶.
تصویر۲ـ۱۸. کاخ وزارت امور خارجه، گابریل گورکیان.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۶.
تصویر۲ـ۱۹. بانک ملی تبریز، محسن فروغی.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۹.
تصویر۲ـ۲۰. بانک ملی شیراز، محسن فروغی.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۹.
تصویر۲ـ۲۱. ساختمان مسکونی، پل آبکار.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۳۶.
تصویر۲ـ۲۲. ساختمان مسکونی، علی اکبر صادق.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۳۸ و ۲۳۹.
تصویر۲ـ۲۳. ساختمان مسکونی، کیقباد ظفربختیار.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۳۸ و ۲۳۹.
۲ـ۴ـ۳. معماری دورۀ پهلوی دوم
دوران پهلوی اول با آغاز جنگ جهانی دوم پایان یافت و با شروع حکومت پهلوی دوم در حالی که دورۀ بعد از جنگ در اروپا زمان سازندگی و عمل به حساب می آمد در ایران یک دورۀ رخوت، هرج و مرج و بی تصمیمی جایگزین شد. دولت فعالیتی نداشت و کارهای نیمه تمام روزگار پهلوی اول تا سال ها به همان صورت ناتمام باقی مانده بود. بنابراین فعالیت مهندسان و شرکت های پیمانکاری بیشتر صرف خانه سازی برای مردم شد. یعنی گروهی از مردم که به خاطر همین هرج و مرج به وضعیت اقتصادی بهتری دست یافته بودند آغاز به ساخت خانه های شخصی برای خود کردند. با رواج خانه سازی زمین های اطراف شهرها به قطعات کوچک و بزرگ تفکیک شدند و در حقیقت بدون اینکه از قبل طرح و برنامه ای وجود داشته باشد روز به روز سطح شهرها گسترش یافت. نقش آرشیتکت ها در این زمان خانه سازی است. می توان گفت بهترین دوره ای که مشخصۀ آغاز تعدادی از کارهای معمارانه در زمینۀ خانه در تهران و سایر شهرهای ایران به شمار می آید دهۀ ۱۳۲۰ خورشیدی است. این موج با یک دهه تأخیر به شهرهای دیگر از پایتخت رسید. چون دولت موفق شده بود تا آغاز این دهه ساختمان های حکومتی و خدماتی و سایر احتیاجات خود را بسازد و بعد از جنگ بخاطر تشتتی که در سیستم حاکمیت وجود داشت تا مدتی فعالیت های بزرگ ساختمانی متوقف ماندند ولی در عوض موقعیتی فراهم آمد تا مردم شروع به ساخت خانه های شخصی بکنند. بنابراین در این دهه شاهد یک سری ساختمان های مسکونی در دو طرف خیابان های اصلی شمال شهر تهران هستیم(باور، ۱۳۸۸: ۸۶)(تصاویر ۲ـ۲۴ تا ۲ـ۲۷).
تصویر۲ـ۲۴. معماری متعارف مسکونی دهۀ ۲۰، عقب نشینی ساختمان از دیوار محدودۀ زمین و ایجاد ساباط بر روی ورودی.
باور، ۱۳۸۸: ۹۶.
تصویر۲ـ۲۵. معماری متعارف مسکونی دهۀ ۲۰، تهران.
باور، ۱۳۸۸: ۱۲۵.
تصویر۲ـ۲۶. معماری مسکونی متعارف دهۀ ۳۰، تهران.
باور، ۱۳۸۸: ۱۱۶.
تصویر۲ـ۲۷. معماری مسکونی متعارف دهۀ ۳۰، تهران، خیابان ابوریحان.
باور، ۱۳۸۸: ۱۱۷.
بعد از سال ها رکود مربوط به دوران بعد از جنگ جهانی دوم، تنها پس از رویدادهای مربوط به قیمت نفت و ازدیاد درآمد ملی از سال ۱۳۳۲ خورشیدی به بعد بود که احداث ساختمان ها رواج و رونق بیشتری یافت و مسألۀ معماری و شهرسازی اهمیت خاص پیدا کرد. در این سال ها عوامل مختلف اقتصادی و سیاسی از جمله فعالیت بیشتر معماران تحصیلکرده در ایران یا خارج از کشور و همچنین توسعۀ روابط با دیگر کشورها باعث شدند که نحوۀ دید و سلیقه و روش زندگی مردم ایران روال جدیدی بیابد و خصوصیات زندگی اروپایی با آهنگ سریع تری در زندگی ایرانی و بخصوص در شهرهای بزرگ رسوخ کند. در این زمان آرشیتکت ها که اکنون میدان عمل وسیعی برای فعالیت های خود پیدا کرده بودند بی اینکه به عوامل اقلیمی، آب و هوا، عرف و عادت توجه داشته باشند هر یک بطریقی قسمتی از معماری اروپا را در ایران به مرحلۀ اجرا درآوردند. در نتیجه معماری جدید در ایران چه از دیدگاه نحوۀ اندیشه و زندگی مردم، چه از لحاظ استفاده از مصالح جدید و چه از نظر تطبیق با موقعیت محیطی به صورت مخلوطی از سبک های نامتجانس شرقی و غربی درآمد. شروع استفاده از سنگ پلاک به خصوص نوع تراورتن که جایگزین نماهای آجری شد در این دوره است. به علاوه استفاده از پنجره های بزرگ، کشیده و سرتاسری و کاربرد پروفیل های فلزی به جای چوب برای درها و پنجره ها مربوط به همین دوران است. بدین صورت شکل یا فرم، عملکرد و نمود معماری در این دوره کاملاً با معماری پیشین متفاوت است(باور، ۱۳۸۸: ۹۸ـ ۹۹)(تصاویر ۲ـ۲۸ تا ۲ـ۳۰).
تصویر۲ـ۲۸. معماری اعیانی دهه های ۲۰ و ۳۰، تهران.
باور، ۱۳۸۸: ۱۱۲.
تصویر۲ـ۲۹. معماری اعیانی دهه های ۳۰، تهران، خیابان رازی شرق پارک دانشجو.
باور، ۱۳۸۸: ۱۱۴.
تصویر۲ـ۳۰. معماری اعیانی دهه های ۳۰، تهران، خیابان بزرگمهر.
باور، ۱۳۸۸: ۱۱۴.
جو غالب معماری ایران در دورۀ پهلوی اول آبشخور سه جریان معماری بود: معماری اواخر قاجار، مدرنیسم و سبک نئوکلاسیک باستان گرا(سبک ملی). این جریانات در دورۀ پهلوی دوم به یک جریان غالب و تأثیرگذار معماری مدرن تبدیل می شود. معماری مدرن شکل گرفته در این دوره عمدتاً از مجرای کارهای معماران و اندیشه های جریان ساز اروپا از جمله: سبک بین المللی، مدرسۀ باهاوس، کارهای لوکوربوزیه، فرانک لوید رایت، ریچارد نویترا، آلوار آلتو، جیمز استرلینگ و … حمایت می شد و ماحصل آن صورت ایرانی معماری مدرن بود که با عنوان معماری”شبه مدرنیستی” نام گذاری گردید.
جریانی موازی با جو غالب معماری مدرن ایران که عمدتاً از طریق معماران تحصیل کردۀ ایرانی چه در خارج از کشور و چه فارغ التحصیلان دانشگاه تهران حمایت می شد بین دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی شکل گرفت که شدیداً تحت تأثیر جو جریانات روشنفکری ایران دهه های مذکور بود و آن “بومی گرایی” و “تاریخ گرایی” بود(تصاویر۲ـ۳۱ و۲ـ۳۲). بوم گرایی و به تبع آن تاریخ گرایی را می توان بازآمدن، بازآوردن یا ادامۀ رسوم، باورها و ارزش های فرهنگی بومی دانست. در محیط های دانشگاهی افرادی نظیر شادمان، آل احمد و فردید موفق شدند بسیاری از روشنفکران ایران را قانع کنند که بیماری اجتماعی موجود ایران دیگر “عقب ماندگی” نیست بلکه “غربزدگی” است. بنابراین آنان به جای تقلید کامل از غرب یا تلاش برای رسیدن به پای آن، خواستار ترک گفتن غرب شدند. برگزاری دو همایش مهم بین المللی در همین دوران با عنوان” بررسی امکان پیوند معماری سنتی با شیوه های نوین ساختمان” و “نقش معماری و شهرسازی در کشورهای در حال صنعتی شدن” با رویکرد توجه به مفاهیم سنتی با تکنولوژی مدرن کمک بزرگی به این جریان کرد(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۴۳ و ۲۵۰).
تصویر۲ـ ۳۱. موزۀ هنرهای معاصر تهران، کامران دیبا.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۳۰۶.
تصویر۲ـ۳۲. موزۀ هنرهای معاصر تهران، کامران دیبا.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۳۰۷.
ایجاد واحدهای مسکونی تا اواسط دهۀ ۱۳۲۰ خورشیدی در مناطق روستایی و شهری عمدتاً به صورت سنتی و با استفاده از مصالح بومی از قبیل خشت و سنگ، کاهگل و چوب و با ابتدایی ترین شیوه ساخته می شد، حتی به رغم تحولات اجتماعی و اقتصادی در سال های

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید