سلطنت رضاشاه این وضع بدون تغییر باقی ماند. از پایان جنگ جهانی دوم حرکتی برای ساختمان سازی و ایجاد واحدهای مسکونی جدید به وجود آمد که در آنها از مصالحی همچون آجر، تیرآهن و بتن استفاده می شد. تا سال ۱۳۳۵ خورشیدی واحدهای مسکونی جدید ۴۴درصد خانه های شهری را تشکیل می داد و نسبت آنها تا سال ۱۳۴۵ خورشیدی به ۵۶ درصد افزایش یافته بود(پاکدامن، ۱۳۵۵: ۸۵). طی ده سال بعد یعنی تا سال ۱۳۵۵ خورشیدی عملاً می توان گفت که ۷۰ درصد از واحدهای مسکونی شهری و ۳۵ درصد از واحدهای مسکونی روستایی با مصالح و ابزارهای جدید ساخته شده بودند(سیف زاده، ۱۳۷۳: ۲۶). دولت همچنین برای مبارزه با اثر تورم بخشی ساختمان در بین سال های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۷ خورشیدی محدودیت هایی جهت صدور پروانۀ ساخت با محدود کردن سطح زیربنا اعمال کرد و لایحه ای برای تعدیل و تثبیت نسبی قیمت زمین و قوانینی نیز جهت تثبیت اجاره بها تنظیم کرده و به اجرا گذارد(آبراهامیان، ۱۳۷۶: ۵۴). دولت محمدرضاشاه برای مقابله با کمبود مسکن در شهرها ـ که ناشی از رشد جمعیت و افزایش سریع درآمدها بود ـ اقدامات گوناگونی در زمینۀ فراهم آوردن امکانات سرمایه گذاری بیشتر در ساختمان سازی، جلوگیری از بورس بازی زمین و ایجاد تسهیلات اعتباری به عمل آورد. ولی به رغم این اقدامات، بخش مسکن در ده سال آخر عمر سیاسی دولت محمدرضاشاه(۵۶ ـ۱۳۴۶خورشیدی)، تورمی ترین بخش از اقتصاد کشور بود(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۵۲).
در ایران سال های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰خورشیدی، گرایش به معماری مدرن عمدتاً از طریق ساخت خانه ها و مجتمع های مسکونی در اوج خود بود. این گرایش از سوی دو نهاد حمایت می شد: بانک ساختمانی با شعار ساخت خانه های ارزان قیمت، و فارغ التحصیلان معماری دانشگاه های داخل و خارج از کشور. بانک ساختمانی که بعدها به سازمان مسکن تغییر نام یافت در واقع مشاور فعالیت های عمرانی دولت بود. سال ها بعد، وزارت آبادانی و مسکن با الگوبرداری از سازمان مسکن شکل گرفت و در اصل یکی از شاخه های جداشدۀ آن بود(همان: ۲۵۳).
تأثیرگذارترین گروه ها در تثبیت اصول و مفاهیم معماری مدرن در ایران(عمدتاً خانه های مسکونی)، معماران تحصیل کرده در خارج از کشور و فارغ التحصیلان دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران بعد از دهۀ ۴۰ خورشیدی بودند. در مقام مقایسه چه از نظر حجم کار انجام گرفته و چه از نظر تأثیرگذاری، این دو گروه قابل مقایسه با هم نیستند. لذا چه در بازار کار خصوصی و چه در مشاغل دولتی عمدتاً معماران فارغ التحصیل از دانشگاه تهران مشغول به کار بودند(بسکی، ۱۳۷۴: ۷۳). معماران این دوره که با تکه پاره هایی از یک پیشینۀ معماری سنتی روبه رو بودند با به کارگیری اصول و مفاهیم معماری مدرن توانستند با تجریدی کردن پلان و نماها، بناها را به صورت یک شی مستقل صرفاً با بررسی عملکرد، روابط مفاهیم و عناصر و از همه مهمتر جایگاه انسان به عنوان موجودی فیزیکی، طراحی نمایند. پرکارترین معمار گروه نسل اول هوانسیان است که خانه های او همگی ویژگی هایی منحصر به فرد دارند که سبب می شود هم از لحاظ زیبایی و هم عملکرد بسیار موفق و تأثیرگذار باشند. او استفاده از فرم های مدور، پنجره های پیش آمدۀ کمانی، بالکن های کمانی و تجربۀ خود را از کار با معمار فرانسوی، وارد طرح خانه ها و آپارتمان های تجاری ـ مسکونی خود کرد(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۵۴)(تصاویر۲ـ۳۳ و۲ـ۳۴).
تصویر۲ـ۳۳. مجتمع آپارتمانی مسکونی، وارطان هوانسیان.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۳.
تصویر۲ـ۳۴. ویلای شخصی، وارطان هوانسیان.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۳.
لطیف ابوالقاسمی در ساختمان مسکونی شماره ۲ که در خیابان جردن تهران در سال ۱۳۴۳ خورشیدی ساخته شده، در پی خلق زبان معماری مسکونی خود بوده است. در طرح پیشنهادی او اتاق های خواب تماماً رو به جنوب پیش بینی شده و دارای بالکن ها و تراس های قابل استفاده است. فضای هال که به جای نشیمن طراحی شده است مستقیماً در ارتباط با آشپزخانه و از طرف دیگر به ورودی مجزای اصلی مربوط می شود(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۷۰)(تصویر۲ـ۳۵ و ۲ـ۳۶).
تصویر۲ـ۳۵. خانۀ مسکونی شماره ۲، لطیف ابوالقاسمی،۱۳۴۳.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۷۰.
تصویر۲ـ۳۶. پلان خانۀ مسکونی شماره ۲، لطیف ابوالقاسمی،۱۳۴۳.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۷۱.
خانۀ مسکونی در رامسر به طراحی فرامرز شریفی با مفاهیم بومی طراحی و ساخته شده است. بنا دارای حجمی ساده و با نمای آجری و بندکشی سیمانی است. پلان خانه مستطیل شکل است و حدوداً ۳۰۰ مترمربع مساحت دارد که در دو طبقه طراحی شده است. نحوۀ ساماندهی فضا در خانۀ ویلایی رامسر به صورتی است که فضای مربوط به فعالیت های روزانه در طبقۀ همکف و اتاق های خواب و بخش های خصوصی در طبقۀ بالا قرار گرفته اند(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۷۱)(تصویر۲ـ۳۷).
تصویر۲ـ۳۷. خانه ویلایی، فرامرز شریفی، رامسر.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۷۱.
اوج گرایش به معماری مدرن در دانشکدۀ هنرهای زیبا بین سال های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی به وقوع پیوست. منبع الهام دانشجویان آن دوره برای فهم و درک تحولات معماری مدرن، اولاً مدرسانی بودند که اکثریت در خارج از کشور تحصیل کرده و در بطن معماری مدرن هم درس خوانده و هم زندگی کرده بودند و ثانیاً وجود مجلات مختلف معماری غربی و کتاب های تک بیوگرافی معماران مدرن بود. ردپای معماری مدرن را می توان با بررسی کردن پروژه های ارائه شدۀ دانشجویان در بین سال های مذکور پی گرفت(همان: ۲۶۱)(تصویر۲ـ۳۸).
تصویر۲ـ۳۸. نمونه کار دانشجویان معماری دانشکده هنرهای زیبا ـ دهۀ ۱۳۴۰.
باور، ۱۳۸۸: ۲۲۱.
تبدیل شدن شهر سنتی به شهر مدرن باعث ایجاد یک دگردیسی در معماری شد. احداث خیابان ها و میدان های جدید به نمای بیرونی ساختمان ها اهمیت بخشید خصوصاً ساختمان های عمومی و دولتی که با ارباب رجوع بسیار سروکار داشتند تماماً برون گرا و دارای نمای بیرونی بودند. بدین ترتیب و به مرور زمان، ساختمان های درون گرای سنتی تخریب و به جای آنها ساختمان های برون گرای جدید با نمای بیرونی احداث شد. این تحول ابتدا از میدان ها و خیابان های اصلی شهر آغاز و به تدریج به کل بافت موجود شهر گسترش یافت(قبادیان، ۱۳۹۲: ۱۳۶).
در غرب به خصوص پس از جنگ جهانی دوم، تمایلی در نزدیک کردن فضای خصوصی و عمومی دیده می شود. مرز میان زندگی خصوصی افراد و زندگی بیرونی آنها به اهمیت سابق نیست. بدین ترتیب تلاشی یا تمایلی برای پنهان کردن احساسات، افکار و تمایلات شخصی و خانوادگی دیده نمی شود و با قرار گرفتن در فضای خانه فرد مستقیماً وارد حریم خصوصی افراد می گردد. در نتیجه فضای بینابینی در درون خانه که واسطۀ میان فضای بیرون و داخل خانه محسوب می شد تقریباً از بین رفته است. اما از سوی دیگر در درون خود خانه، مرز میان زندگی فردی تک تک اعضای خانواده در ابتدا با جدا شدن اتاق کودکان از والدین و سپس جدایی اتاق های فرزندان از یکدیگر، در درجۀ نخست اهمیت قرار گرفته است. اگر در این نوع معماری از یک سو گرایشی جدی در نزدیک ساختن و گاه حتی واحد گرداندن اتاق میهمانخانه با سالن و حتی آشپزخانه (به ویژه در نوع آمریکایی خود) دیده می شود از سوی دیگر تا حد امکان فضایی خصوصی برای تک تک اعضای خانواده در نظر گرفته شده است(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۶۴).
فصل سوم
سیر تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شیراز و تأثیر آن بر گسترش کالبدی شهر(اواخر قاجار تا انتهای پهلوی دوم)
مقدمه
نوسازی در ایران به دنبال تحولاتی شکل گرفت که از اوایل قرن نوزدهم میلادی جامعۀ ایرانی را تحت تأثیر قرار داد. این عوامل به طور عمده ریشۀ خارجی داشتند اما برخی تحولات داخلی از جمله اعمال حکومت مشروطه تحولات ذهنی و به دنبال آن تحولات عینی را موجب شد. ابزار عینی و ملموس این تحول ایجاد فضاهای فیزیکی لازم برای استقرار ارکان این حکومت بود که در دورۀ قاجار این امر چندان محقق نگردید. در دورۀ پهلوی اول زمینۀ تأمین ابزار حکومت جدید و به تبع آن پیش زمینۀ ایجاد تغییرات در کالبد شهرها فراهم شد. به عبارت دیگر مدرنیزاسیون در این دوره شکل گرفت اما دامنۀ آن بیشتر محدود به ایجاد بناهای دولتی و خواص بود.
در دورۀ پهلوی دوم تحولات ایجاد شده در دورۀ قبل تثبیت گردید و دامنۀ آن به همۀ نقاط کشور رسید. در این دوره می توان از نقطۀ عطف نوعی تحول سخن گفت که در آن تلاش می شد تا جامعۀ سنتی ایران به جامعه ای مدرن با الگوی غربی تبدیل شود. گرایش به نوسازی تحت تأثیر روند رو به رشد صنعتی شدن و مدرنیزاسیون در غرب و توسعۀ ارتباطات فراگیر شد. در این میان ظهور طبقۀ متوسط جدید که از ملزومات عمدۀ نوسازی به حساب می آمد، به عنوان عاملی مهم در فراگیری مدرنیسم در ایران است.
ظهور طبقۀ متوسط جدید در ایران سبب نقل و انتقال ملک در تمامی شهرهای کشور، نوسازی بافت ها و شکل گیری محلات و شهر جدید گردید. این گروه مخاطبان خانه های جدید شکل گرفته با الگوی غربی در شهر جدید بودند.
پرداختن به سیر تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از اواخر دورۀ قاجار تا پهلوی دوم در شیراز در دستیابی به شناختی بهتر در زمینۀ چگونگی ورود نوگرایی به شهر و تأثیرات آن بر روند توسعه و گسترش شهر راهگشاست. از میان این عوامل نقش طبقۀ متوسط جدید شکل گرفته در تحولات جدید شهری چشمگیرتر است.
لذا پس از آشنایی با تحولات روی داده در این دوران، با مفهوم طبقۀ متوسط جدید، نحوۀ شکل گیری و افزایش شمار آن در دورۀ پهلوی دوم پرداخته می شود.
۳ـ۱. تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تأثیرگذار بر گسترش کالبدی شهر
۳ـ۱ـ۱. بستر فرهنگی شیراز در عصر قاجار
شیراز در دوران قاجار موقعیت حکومتی و اداری خود را از دست داد اما به دلیل داشتن موقعیت تجاری خوب و قرارگیری در سر راه بندرهای خلیج فارس، همچنان به عنوان یک قطب تجاری به فعالیت خود ادامه داد و وجوه شاخص از دست رفتۀ خود را در تجارت جبران کرد. شکل گیری کاروانسراهای متعدد مانند کاروانسراهای مشیر، گلشن، گمرک، روغنی و معرکه خانه در گسترۀ بافت تاریخی شیراز نشان می دهد که مؤثرترین عامل در تحولات کالبدی شهر، فعالیت تجاری بوده است و می توان عملکرد اصلی شهر را در این دوران عملکرد تجاری ـ خدماتی دانست(اردشیری و معماریان، ۱۳۸۹: ۱۴۲).
در عین حال شیراز در این دوران پایتخت کل ممالک فارس به حساب می آمد و مرکز منطقۀ وسیعی بود که از حدود بندرعباس تا بوشهر و کهگیلویه و بهبهان را در برمی گرفت و به عنوان یک مرکز تجاری ترانزیت بین بندربوشهر و نقاط مرکزی ایران نقش ایفا می کرد(مشاور شهر و خانه، ۱۳۸۹: ۱۱و۱۳).
از میان رویدادهای گوناگونی که در دوره ی حکومت قاجار بر فارس گذشته است، یکی سلطۀ بریتانیا بر خلیج فارس است که

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید