دانلود پایان نامه
براساس اين مدل بازده حقوق صاحبان سهام عبارت است از:
Ke= +g
و
g=
P0: قيمت سهام در ابتداي دوره
P1: قيمت سهام در پايان دوره
D: سود تقسيمي
2-16-4. بازده مجموع حقوق صاحبان سهام(ROE)
اين معيار، نسبت سود حاصله به حقوق صاحبان سهام ميباشد و اندازهگيري ميكند كه به ازاي يك واحد حقوق صاحبان سهام چه مقدار سود در طي يك سال حاصل شده است. در واقع ROE يك نسبت سود آوري را براي سهامداران بيان ميكند. اين نسبت براي نشان دادن قدرت سودآوري شركت، نسبت به سرمايه دفتري سهامداران تهيه ميگردد كه براي مقايسه قدرت سودآوري دو يا چند شركت با صنعت مشابه، شاخص گويا و مناسبي است. طريق محاسبه ROE بصورت ذيل ميباشد.
ROE= OP / TE
OP: سود عملياتي
TE: جمع حقوق صاحبان سهام
2-16-5. ارزش افزوده اقتصادي (EVA)
سالهاي پيش اقتصاددانان معروفي از جمله هاميلتون در سال ١٣٧٧ و آلفرد مارشال در سال ١٨٩٠ عقيده داشتند كه شركتها براي ايجاد ارزش بايد بازدهي بيش از هزينه سرمايه (بدهي و سهام) ايجاد كنند. پيتر دراكر ميگويد: چيزي را كه معمولاً سود مينماييم، پولي كه براي كيفيت خدمات باقي ميماند، معمولاً سود نيست تا زماني كه يك شركت بازدهي بيش از هزينه سرمايه ايجاد نكند داراي زيان است در قرن بيستم اين مفهوم با عناويني مثل سود باقي ماندهی به كار رفت. سود باقي مانده عبارتست از سود عملياتي بعد از عمليات پس از كسر هزينه سرمايه منابع به كار گرفته ميباشد.
ساير عناوين شامل سود مازاد توسط كنينگ در سال ١٩٩٢ پرينريچ در سال ١٩٣٦ ، سود برتر يا سود محض توسط ادي درسال ١٩٥٧، سود مازاد قابل تحقق توسط ادوارد و بل در سال ١٩٦١، درآمد مازاد توسط كي در سال ١٩٧٦ و پنسل در سال ١٩٨١ و سود غيرعادي توسط فلتمن و اوهلسن در سال ١٩٩٥ مطرح شدهاند. (خوش طينت و فلاحتی ، ١٣٨٦)
در دهه ١٩٩٠، با تغييراتي كه استوارت در مفهوم سود باقي مانده ايجاد آرد، ارزش افزوده اقتصادي به عنوان يك ابزار نوين اندازهگيري عملكرد مالي بوجود آمد.
بنابراين ارزش افزوده اقتصادي مفهوم جديدي نيست و از مدتها قبل با نام سود باقي مانده وجود داشته است. ارزش افزوده اقتصادي از حاصلضرب تفاوت بين نرخ بازده(r) و نرخ هزينه سرمايه (c) در مبلغ سرمايه بدست ميآيد.
2-17. مفاهيم ارزش شركت
ارزش يک قلم دارایي، اعم از اينکه واقعى يا مالى باشد، بستگى به اين دارد که تا چه حد بتواند خواسته‌ها و نيازهاى اشخاص را ارضاء کند، ارزش يا مطلوبيت دارائى‌هاى يک شرکت در گرو توانائى آن در ايجاد جريانات نقدى در يک دورهی معين زمانى است. براى تعيين ارزش دارائى‌ها از مفاهيم متعددى استفاده مى‌شود. اين مفاهيم عبارتند از: ارزش دفتري، ارزش بازار، ارزش با فرض تداوم فعاليت، ارزش با فرض انحلال شرکت و ارزش ذاتى سهام يک شرکت. هريک از اين مفاهيم کاربردى خاص خود دارد و به اين وابسته است که آيا ارزش تک‌تک اقلام دارائى شرکت تعيين گردد يا ارزش کل شرکت.
2-17-1. ارزش دفتري
ارزش دفترى يکى از مفاهيم حسابدارى است و با استفاده از اين معيار ارزش هر يک از اقلام دارائى براساس داده‌هاى تاريخى تعيين مى‌گردد. ارزش دفترى دارائى‌ها همان ارقام و مقاديى است که در ترازنامه شرکت نوشته مى‌شود. براى مثال، ارزش دفترى دارائى‌هاى ثابت را به‌صورت خالص (پس از کسر استهلاک) مى‌نويسند. ارزش دفترى سهام عادى مساوى است با مجموع کليه اقلامى که در بخش حقوق صاحبان سهام (متعلق به سهام عادي) در ترازنامه نوشته مى‌شود. براى محاسبه ارزش دفترى يک سهام عادي، ارزش حقوق صاحبان سهام عادى را بر تعداد سهامى که در دست مردم است تقسيم مى‌کنند.
2-17-2. ارزش بازار
ارزش بازار عبارت است از قيمت فروش يک قلم دارائى (البته اگر به فروش رسد). اگر اوراق بهادار يک شرکت در بورس اوراق بهادار معامله شود، معمولاً قيمت معامله مؤيد ارزش بازار آن اوراق تلقى مى‌شود. تعيين ارزش بازار دارائى‌هاى حقيقى نسبتاً مشکل‌تر است. مثلاً مى‌توان ارزش بازار يک کامپيوتر کارکرده را تعيين کرد، ولى تعيين ارزش بازار يک قطعه زمين يا يک ساختمان قديمى کار چندان ساده‌اى نيست.
2-17-3. ارزش با فرض تداوم فعاليت