دانلود پایان نامه

در حقیقت حسابداری مالی سنتی قادر به محاسبه ارزش واقعی شرکتها نمیباشد و تنها به اندازهگیری ترازنامه مالی و دارایی ملموس اکتفا میکند. سرمایه فکری یک مدل جدید کاملی را برای مشاهده ارزش واقعی سازمانها فراهم میآورد و با استفاده از آن میتوان ارزش آتی شرکتها را نیز محاسبه کرد.
هدف اصلی در این پژوهش بررسی تأثیر سرمایه فکری و سرمایه نوآوری بر کارآیی مالی و ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش، روش آماری استفاده شده به منظور تجزیه و تحلیل دادهها، روش حداقل مربعات جزئی میباشد. نمونه آماری این تحقیق شامل شرکتهای موجود در صنایع داروسازی و سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و دوره زمانی آن از 1383 تا 1388 میباشد. نتایج نشان داد که بین سرمایه فکری و سرمایه نوآوری با ارزش شرکتهای نمونه آماری رابطه معناداری به لحاظ آماری وجود ندارد. این در حالی است که رابطه بین کارآیی مالی با سرمایه فکری مستقیم و معناداری و رابطه بین کارآیی مالی با سرمایه نوآوری معکوس و معنادار است.
کلمات کلیدی: سرمایه فکری، سرمایه نوآوری، کارآیی مالی، ارزش شرکت، نرخ بازده داراییها، تحقیق و توسعه
فصل اول
كليات تحقيق

1-1. مقدمه
با ورود به اقتصاد دانشي، دانش در مقايسه با ساير عوامل توليد مانند زمين، سرمايه، ماشينآلات و … از ارجحيت بيشتري برخوردار شده است. بطوريکه در اقتصاد، دانش به عنوان مهمترين عامل توليد محسوب ميشود و از آن به عنوان مهمترين مزيت رقابتي سازمانها ياد میشود.
همچنين با پيشرفت سريع تكنولوژي برتر، بويژه در زمينه ارتباطات، کامپيوتر و مهندسي بيولوژي از دهه ٧٠ الگوي رشد اقتصادي جهان بطور اساسي تغيير کرد و به دنبال آن، دانش به عنوان مهمترين سرمايه جايگزين سرمايههاي پولي و فيزيكي شد.(چن و همکاران ، ٢٠٠۵)
يكي از ويژگيهاي دانش اين است که نامشهود است يعني غيرقابل لمس و غير محسوس است و ارزشگذاري و اندازهگيري آن سخت است در صورتي که در گذشته سازمانها با استفاده از روشهاي حسابداري قادر بودن تا ارزش و اندازه توليد خود را به طور کامل محاسبه کنند. ولي امروزه اين روشهای حسابداري داراي کارآيي لازم نيستند. دانش به عنوان يكي از مهمترين اجزاي داراييهاي نامشهود محسوب ميشود اگر در گذشته بيشتر داراييهاي سازمانها مشهود بودند ولي امروزه قسمت اعظم داراييهاي سازمانها نامشهود هستند. (ساليوان و همکاران ، ٢٠٠٢)
موضوع تحقيق حاضر، بررسي ارتباط بين سرمايه فكري و سرمايه نوآوري با کارآیی مالي و ارزش شركت در بورس اوراق بهادار تهران ميباشد. در اين فصل، با عنوان كليات تحقيق، نگاهي كلي و سطح بالا به پژوهش ميشود. بنابراين ابتدا مسأله تحقيق بيان ميشود. هدف از ارائه اين بخش آشنايي با موضوع تحقيق بصورت كلي و درك جوانب آن بلحاظ علمي ميباشد. سپس در خصوص ضرورت انجام چنين تحقيقي در شرايط موجود بحث خواهد شد. در ادامه فرضيات تحقيق تدوين و مدلهاي آماري لازم جهت آزمون آنها ارائه خواهد شد. در پايان كلمات كليدي تحقيق به لحاظ عملياتي تعريف خواهند شد.
1-2. بيان مسئله
دنياي امروز، اقتصاد صنعتي را پشت سر گذاشته و وارد اقتصاد مبتني بر دانش شده است. اقتصاد مبتني بر دانش، اقتصادي است كه در آن توليد و بهرهبرداري از دانش، نقش اصلي را در فرآيند ايجاد ثروت ايفا مينمايد. يكي از ويژگيهاي متمايز اقتصاد مبتني بر دانش، جريان هنگفت سرمايهگذاري در سرمايه انساني و تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات است. اقتصاد دانش جديد به گونه بالقوه منابع نامحدودي ارائه ميكند؛ زيرا ظرفيت انساني براي ايجاد دانش نامحدود است. داراييهاي نامشهود و سرمايه فكري سريعاً مكمل داراييهاي فيزيكي ميشوند. سرمايه فكري يعني كل موجودي سرمايه يا حق مالكانه مبتني بر دانش كه شركت مالك آن است. به بيان ديگر، منظور از سرمايه فكري، توسعه و بكارگيري منابع دانش در شركتها است. (هانسن و ورنرفلت ،1989)
از اين رو، در هزاره سوم ميلادي كه در آن سرمايه فكري نه مالي، زيربناي اصلي براي پويايي و موقعيت آتي شركت در اقتصاد دانش است لازم است منابع كليدي و محركهاي عملكرد و ارزش در سازمانها توسط مديران تعيين گردد؛ زيرا افزايش شناخت و بكارگيري سرمايه فكري به شركتها كمك ميكند تا كاراتر، اثر بخشتر، پربازدهتر و نوآورتر باشند افزون بر اين، موفقيت رقابتي شركتها به ميزان كمتري به تخصيص استراتژيك منابع فيزيكي و مالي و به ميزان بيشتري به مديريت استراتژيك سرمايه فكري بستگي دارد. (زينكوسكي،2000)
يكي از راههاي موفقيت در بازار رقابتي محصول، راهبرد نوآوري در محصول است. اين امر براي كسب مزيت رقابتي و تداوم آن مهم و ضروري است. در واقع شركتها براي بقا و تداوم فعاليت نيازمند گونهاي از مزيتهاي رقابتي هستند كه متمايز بودن محصول ميتواند يكي از آنها باشد. رسيدن به اين مزيت رقابتي به سطح دانش موجود در شركت بستگي دارد. چنانچه شركت بتواند در مسير سرمايهگذاري در تحقيق و توسعه پيشگام باشد؛ امكان كسب و حفظ مزيت رقابتي متمايز بودن بيشتر خواهد بود.
هدف اصلي اين پژوهش بررسي تأثير سرمايه فكري و سرمايه نوآوري بر کارآیی مالي و ارزش شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. اين بررسي نه تنها در سطح كل شركتها، بلكه در سطح صنايع مختلف نيز صورت ميگيرد.
براساس مباحث فوق، سوال اصلي تحقيق حاضر بشرح ذيل مطرح ميشود:
آيا بين سرمايه فكري و سرمايه نوآوري با کارآیی مالي و ارزش شركت رابطه معناداري وجود دارد؟
1-3. اهمیت و ضرورت تحقيق
تغییر جهت اقتصاد در سطح جهانی از بخش تولید به بخش خدمات و اقتصاد مبتنی بر منابع نامشهود، سبب افزایش چشمگیر توجه به دانش و سرمایه فکری و ناتوانی آن در عملکرد شرکتها شده و ارتباط بین بازده مالی و عملکرد شرکتها در اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه بسیار مورد توجه قرار گرفته است. ارتباط بین سرمایه فکری و عملکرد شرکتها به طور تجربی در کشورهای زیادی از جمله آمریکا، کانادا، چین، مالزی، آلمان و … مورد بررسی قرار گرفته است. واژههای نامشهودها، دارایی دانش و سرمایه فکری به طور وسیعی در ادبیات حسابداری، اقتصاد و مدیریت مورد استفاده میباشد ولی ارزش بالقوه و منافع آتی آنان به طور قابل اتکاء قابل اندازهگیری و سنجش نمیباشد. به طور کلی، بهرهوری در شرکتها وابسته به سرمایه فکری و قابلیتهای سازمان در بکارگیری آن به عنوان یک دارایی است. استوارت اشاره مینماید که در عصر اطلاعات و اقتصاد دانش محور یک انقلاب اساسی رخ داده است، به طوری که اطلاعات جایگزین سرمایه در گردش و داراییهای فکری جایگزین داراییهای فیزیکی گردیده است. در واقع، منافع فیزیکی و مادی تا حد زیادی توسط دانش و ارتباطات به عنوان منابع اصلی ارزش و ثروت جایگزین شدهاند و در عصر جدید اقتصادنوین در قالب اقتصاد نامشهور ظهور یافته است. انقلاب دیجیتال، در اقتصاد باعث پیدایش مفاهیم نوین از جمله اقتصاد فرا ـ ماده و اقتصاد بیوزن و اقتصاد نرمافزاری شده و این مفاهیم به نوعی حکایت از آن دارد که عامل محرک اقتصاد دیگر ماده نیست، بلکه چیزی است بیوزن و غیرمادی مانند اطلاعات و دانایی.
در ادبیات مدیریت استراتژیک، تحقیقات بسیاری در خصوص منابع شرکت و مزیت رقابتی پایدار صورت گرفته است. سرمایه فکری شامل منابع فیزیکی، ارزشهای مرتبط با قابلیتهای نیروی انسانی، منابع سازمانی، فرآیند عملیات و ارتباطات با ذینفعان است. در شرایط سازمانی امروز، توجه به دانش و مهارت نیروی انسانی، ارتباط و فرهنگ سازمانی از جمله مهمترین عوامل برای مزیت رقابتی و عملکرد شرکتهاست.
مدیریت کارا و اثر بخش شرکتها همواره مستلزم ابزارها و تکنیکهای مناسب برای درک مسائل مدیریتی معاصر میباشد. امروزه، جریان اقتصاد و معیارهای ایجاد ارزش تغییر یافته است و منابع نامشهود و سرمایه فکری اهرمهای جدید برای مواجهه با این تغییرات محیطی و ساختاری است. عملکرد تجاری به طور فزایندهای نیازمند مدیریت فعال در حوزه سرمایه فکری و منابع نامشهود برای دستیابی به بازدارنده پایدار سهامداران است.
اگر چه، از ویژگیهای اقتصاد دانش محور سرمایهگذاری قابل توجه در زمینههای سرمایه انسانی و تکنولوژی اطلاعات است.
اما، در سیستم گزارشگری جاری سرمایهگذاران درک و تصویر درستی از ارزش واقعی شرکت و آینده آن ندارند.