پایان نامه رایگان درمورد استعمال مواد مخدر و انواع مواد مخدر

1)شهر :زندگي در شهر عامل مستقيم گرايش به اعتياد در مواد مخدر نيست بلكه شرايط موجود در شهرهامخصوصاً ازدحام جمعيت، مشكل ترافيك، وضع مسكن، كمبود روابط عاطفي منجر به ناراحتي هاي رواني و خستگي جسمي مي‌گردد و به علت فقدان همبستگي بين افراد خانواده و همسايگان بي اعتنائي به معنويات كه سبب افزايش بي قيدي و بي‌بندوباري و بالاخره عدم انطباق اجتماعي گرايش به استعمال مواد مخدر افزايش مي يابد.
2 ) روستا : روستائيان كه اكثراً داراي روابط عاطفي و صميمي‌بوده و زندگي مسالمت آميز دارند در غم واندوه هم شريك و در مصائب از مساعدت وهمياري به يكديگر مضايقه نمي‌كنند از بسياري از مفاسد زندگي در شهرها مصون مي‌باشند ولي روستائيان كه براي كار به شهرها مي روند و به علت معضلات زندگي شهري كه منجر به خستگي جسمي و ناراحتي‌هاي رواني مي‌گردد به انواع مواد مخدر معتاد مي‌شوند ودر مراجعت به روستا ،سايرين را نيز به مصرف موادمخدر ترغيب و عده اي را معتاد مي‌نمايد.
بند اول: مهاجرت
Widget not in any sidebars

در تمام ادوار زندگي، بشر براي بقاء تهيه حوائج زندگي وامرار معاش از محلي به محل ديگر مهاجرت نموده است . از اوايل قرن بيستم، با پيشرفت حيرت انگيز علم و صنعت، هر سال ميليون ها نفر زادگاه خود را ترك و براي اشتغل به كار با شهرها و يا كشورها و قاره هاي ديگر مهاجرت مي‌كنند. مهاجرت يا فردي و يا با اعضاءخانواده و گروهي است .
الف ) مهاجرت به شهرها :
پيشرفت شبكه هاي مخابراتي ورسانه هاي گروهي دورافتاده ترين روستائيان را از مزايا و رفاه شهري آگاه مي‌سازد. روستائيان به علت تهي دستي ودرآمد كم، كار مشقت بار، محروميت از رفاه اجماعي و وسايل اموزشي، براي اشتغال به كار و كسب با درامد زياد و يا ينل به آرزوهاي خويش، به شهرها مهاجرت مي‌كنند و با ديدن زرق و برق به ظاهر فريبنده شهرها و ساير مزايا بيشتر به محروميت خود پي مي‌برند.
در ديدار با روستائيان محرومي‌كه در ده مانده اند و از مظاهر تمدن جديد وپيشرفت علوم، فقط يك راديوترانزيستوري دارند ديدني هاي شهر را به تفصيل شرح داده آنان را نيز تشويق به مهاجرت به شهرها مي‌كند .
مهاجرين مذكور در توشه ووبار خود اعتقادات مذهبي و سني قومي، آداب ورسوم زادگاه خويش را به همراه مي‌برند. در محيط جديد با اوضاح و احوال كاملاً متفاوت با محيط ساده وصميمي زندگي روستائي مواجه مي‌گردند.
مهاجرين در بدو ورود به شهرها، به علت كمبود مسكن، عدم امكان پرداخت كراية منزل، با طرز رقت بار وتأثر انگيز در حاشيه شهرها با برپائي الونك ساكن مي‌شوند.
چون در فن يا حرفه اي تخصص ندارند و استعداد و قابليت آنان پرورش نيافته است به آساني جذب بازار كار نمي‌گردند و در صورت اشتغال به كار، به اندك بهانه از كار بركنار و لاجرم براي امر امرار معاش به مشاغل كاذب از قبيل دوره گردي، روزنامه فروشي و دست فروشي و غيره رو مي آورند قاچاقچيان با اطلاع از استيصال و بدبختي كه مهاجرين دارند آنان را براي توزيعمواد مخدر وا مي‌دارند.
اطفال و جواناني كه به تنهائي، بدون يار و ياور، محيط گرم وپرمحبت خانواده را رها ساخته و به اميد تحقق بخشيدن به آمال و ارزوهاي رويائي خويش ،زادگاه خود را ترك مي‌كنند حزن آور ترين سرنوشت مهاجرين رادارند.
جواناني كه براي كار در صنايع و يا كارهاي ساختماني از روستاهاي محقر به شهرها سرازير مي‌شوند در محل اقامت جديد، با نهايت جديت براي كسب معاش به فعاليت مي پردازند ودر صورت اشتغال به كار و رفع نياز و احتياجات اوليه، از لحاظ رواني احساس غربت و دلتنگي نموده و غالباً پس از فراغت از كار، حالت افسرده و غمگين وي ا برعكس حالت تهاجمي و خشونت و ستيزه جويي دارند خستگي جسمي، سوء تغذيه ، ندشتن وسايل رفاه و‌اسايش، سلامتي آنان را به مخاطره مي اندازد. براي رفع خستگي و تألمات رواني، ابتدا ،به سيگار وسپس به ساير مواد مخدر معتاد مي‌شوند.
ب ) مهاجرت از كشوري به كشور ديگر :
مهاجرت از كشوري به كشور ديگر نظير مسافرت از روستاها به شهرها است لكن تضاد فرهنگي، اختلافات مذهبي و تبعيض و ندانستن زبان در اين نوع مهاجرت بر مشكلات مهاجرين مي افزايد.
مهاجرين با روياهاي تخيلي كه از كشور جديد دارند در انجا باواقعيتهايي روبرو مي‌شوند كه برايشان قابل تصور نبوده است. سودجويان و قاچاقچيان با استفاده از درماندگي آنان به استعمال وتوزيع مواد مخدر تشويق و ترغيب نموده و با معتاد كردن مهاجرين را به پرتگاه ذلت سوق مي‌دهند .
گفتار ششم: علل اقتصادي
فقر،بیکاری،گدایی و ولگردی ،بحران های اقتصادی، سود جویی و خرید و فروش مواد مخدر ، تبعیض طبقاتی و مشکلات مالی از جمله عوامل مهم کشیده شدن فرد به سوی مواد مخدر است .این عامل از طریق فراهم آوردن خیل خرده فروشان مواد مخدر صنعتی به گسترش اعتیاد کمک می کند ؛ با این توضیح که اعتیاد بین قاچاقچیان مواد مخدر نادر است اما بخش اعظم خرده فروشان ، مصرف کننده مواد مخدر هستند .در آغاز فرد برای دستیابی به پول و بر اساس نیاز مالی به خرید و فروش مواد می پردازند اما با ابتلا به اعتیاد ، این دلیل اولیه جای خود را به وابستگی و سوء مصرف مواد می دهد که این فرآند موجب تشدید فقر گردیده و سرانجام چرخه باطل فقر ، اعتیاد، فقر را به وجود می آورد.
تاثیر وضعیت اقتصادی برر رفتار و اخلاق آدمی از گذشته های دور مورد توجه دانشمندان بوده است . از افلاطون نقل شده است :”تقوای واقعی و ثروت فراوان مانعه الجمع هستند”. جرم شناسان در این زمینه به دو گروه تقسیم می شوند: گروهی که گرایش به مکتب کمونیستس دارند، معتقدند که رفتار انحرافیافراد شدیدا متاثر از وضعیت بد اقتصادی آنها است. در نتیجه ، شرایط نا برابر توزیع ثروت و نامعادله بودن آن را عامل انحراف می دانند و این را که بیش تر منحرفان و مجرمان و بزه کاران و معتادان به مواد مخدر از اقشار پایین جامعه بوده و در محلات فقیر نشین و شلوغ و کثیف زندگی می کنند ، تاییدی بر ادعای خود می دانند. در مقابل این دیدگاه دسته ای دیگر از جرم شناسان رشد اقتصادی و باالا رفتن سطح زندگی را عامل انحراف می دانند .
اسلام هیچ یک از دو نظر را به عنوان عامل انحصاری نمی پذیرد؛ یعنی از سویی فقر و تنگدستی راعامل بی توجهی به مسائل معنوی و ارزشها و هنجارها می داند و از سوی دیگر امکانات و اموال زیادی نیز خدا را از یاد انسان می برد.
فقر مادی و مالی باعث می شود که والدین تنها به فکر نیازهای تغذیه ای و پوشاک باشند و کمتر به تفریحات و مسافرت اهمیت دهند . وجود تفریح مسافرت باعث می شود تنش های روانی افراد کاسته شود و آرامش بیشتری بر زندگی شان حکم فرما شود ولی متاسفانه در خانواده های فقیر نه تنها ناراحتی ها کم نمی شود بلکه به دلیل وضعیت معیشتی که دارند روز به روز بر تنش های آنان افزوده می شود. در این خانواده ها غذا، پوشاک،هزینه ایاب و ذهاب،و سایر تسهیلات به سختی تامین می شود و در بعضی خانواده ها شدت فقر به حدی است که کودکان ناگزیرند برای تامین معاش خانواده به کار بپردازند و در مواردی جذب مشاغل کاذب و فروش مواد مخدر و اعتیاد می شوند.

جدول شماره 12- درصد نمونه هاي تحت بررسي براساس سطح درآمد در شهرستان کاشان
از بررسی نمودار و جدول فوق به این نتیجه می رسیم که بین فقر و اعتیاد رابطه وجود دارد و 39 در صد معتادین مورد نمونه از خانواده های فقیر و کم درآمد محسوب می شوند. از جمعیت نمونه آماری ما 24 نفر یعنی معادل 39% از خانواده های کم درآمد، 37% معادل 22 نفر دارای درآمد متوسط، 10 نفر معادل 16% دارای درآمد در حد کافی و 5 نفر از خانواده های درآمد بالا بوده اند.
گفتار هفتم: علل فرهنگی