دانلود پایان نامه

سيستمهاي حسابداري کنوني هنوز هم تحت تأثير عوامل سنتي کار ، مواد و سرمايه مالي مي باشد واهميت دانش بعنوان عاملي موثر در توليد و ايجاد ثروت در آنها ناديده گرفته ميشود. اين در حالي است که نگرش واقع بينانه به اهميت در حال گسترش سرمايههاي ناملموس، نياز ما را به اين سرمايهها را دوچندان نموده است. در محيط تجاري کنوني، اندازهگيري ارزش سازماني با استفاده از روشهاي سنتي حسابداري ناکافي ميباشد چرا که اغلب ارزشهاي محاسبه شده به روش سنتي با ارزش اقتصادي امروزي آنها نامرتبط ميباشد.
روشهاي سنتي، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابليت يادگيري افراد و همچنين ارزش موجود در شبكه ارتباطات ميان افراد و سازمانها ناديده ميگيرد. تلاشهاي زيادي جهت تشريح تفاوت ميان ارزش بازاري شرکتها انجام گرفته است. مشهورترين اين روشها روش ترازنامه نامرئي، کنترل دارارييهاي ناملموس و کارت نمره متوازن، روش ارزش افزوده اقتصادي، روش شاخص سرمايه فكري، روش کارگزار تكنولوژي، روش نرخ باده داراييها، روش تشكيل سرمايه بازار، روش سرمايه فكري مستقيم، روش جهتيابي تجاري اسكانديا، روشهای مالي و مدل مديريت سرمايه فكري که در زير به تحليل ويژگيهاي هر يك از اين روشها اشاره خواهد.
2-5-1. ارزش افزوده اقتصادي
در اين روش از معيارهايي نظير بودجه بندي سرمايهاي، برنامهريزي مالي، تعييين هدف، اندازهگيري عملكرد، ارتباط با سهامداران و جبران خدمات تشويقي براي تعيين راههايي که از طريق آنها ارزش شرکت افزوده يا کم ميشود، استفاده ميشود. نقاط قوت اين روش همبستگي آن با قيمت سهام است. از آنجايي که اين روش به طور گستردهاي در مجامع مالي پذيرفته شده و از مقبوليت برخوردار است، ميتواند مشروعيت شرکت را در بازارهاي مالي افزايش دهد. عيب عمده اين روش پيچيدگي آن ميباشد. از آنجائيكه اين روش از داراييهاي دفتري با اتكا به هزينههاي تاريخي بهره ميگيرد و ارزش دفتري نيز با ارزش بازار فعلي مطابقت چنداني ندارد، ممكن است جهت بيان کمی ارزش داراييهاي ناملموس، چندان مناسب نباشد.
2-5-2. کارت نمره متوازن
اين روش ابزاري را جهت ايجاد ثبات در استراتژيهاي آينده شرکت بدست ميدهد. اين روش شرکتها را قادر ميسازد تا نتايج مالي را همزمان با نظارت و کنترل در ايجاد ظرفيتها و اکتساب داراييهاي ناملموسي که به آنها براي رشد در آينده نياز دارد، دنبال کنند. اين شيوه بيانگر نوعي کمبود جدي در سيستمهاي مديريت سنتي و ناتواني آنها در مرتبط نمودن استراتژي بلند مدت شرکت با فعاليتهاي کوتاه مدت شرکت ميباشد. اين روش گذشته و حال شرکت را با آيندهاش مرتبط ميناميد و ابزاري در اختيار مديريت شرکت قرار ميدهد تا استراتژيهاي گوناگوني را براي شرکت تعريف وآنها را کنترل نمايد. اين روش شرکت را قادر ميسازد تا نتايج ماليش را تحليل نمايد و استراتژي شرکت را اجرا نمايد.
کاپلان و نورتون معتقدند كه اين روش نوعي سيستم اندازهگيري است كه با استفاده از معيارهاي كيفي، ميزان استراتژي به اجرا درآمده شركت را نشان ميدهد. اين روش اهداف و معيارها را از چهار زمينه يا ديدگاه نشان ميدهد اين ديدگاهها عبارت است از ديدگاه مالي، ديدگاه مشتري، ديدگاه فرايندهاي داخلي و ديدگاه نوآوري و يادگيري. اين روش تا حدي ايستا بوده و براي هر شركت خاص ميباشد. (کاپلان و نورتون ،٩٩٦ )
2-5-3. ترازنامه نامرئي
اين روش به منظور نشان دادن داراييهاي شركت مبتني بر دانش طراحي شده است. اين روش در واقع توسعهاي در حسابداري منابع انساني به شمار ميآيد. در اين روش، سرمايه فكري شركت به دو دسته سرمايه فردي و سرمايه ساختاري تقسيم ميشود. شاخص اصلي سرمايه فردي همانا شايستگيهاي حرفهاي و خبرگي كاركنان كليدي كه استراتژي يك شركت را تشريح ميكنند، ميباشد. سرمايه ساختاري نيز شامل مزيت رقابتي يك شركت و تواناييهاي كاركنان آن مانند شهرت، تجربه و روشهاي خاص توليدي ميباشد. اين مدل مبتني بر معيارهاي كيفي است و توانايي ارزيابي كمي ارزش سرمايه فكري را ندارد. (جعفری و همکاران ، ١٣٨٧)
2-5-4. كنترل داراييهاي ناملموس
اين روش در پي اندازهگيري داراييهاي ناملموس شركت به روش ساده ميباشد. در اين راستا معيارهاي مناسب متعددي را معرفي نموده و هدف از آن ايجاد بينش و ديدگاهي جامع از موقعيت سرمايه فكري شركت ميباشد. در اين روش ضروري است تا معيارها با واقعيتهاي هر شركت مطابقت داده شده و تعديل شود. عيب عمده اين روش در آن است با تمامي شركتها و موقعيتها قابل انطباق نميباشد. از اين روش همچنين براي طراحي سيستمهاي اطلاعاتي و يا انجام مميزيها بهره گرفته ميشود. (گلدی صدقی، ١٣٨٦)
2-5-5. روش جهت يابي تجاري اسكانديا
اين روش بر اساس منطق و مفهوم ارائه شده در روش ترازنامه نامرئي بنا نهاده شده است و شركت اسكانديا مبدع آن به شمار ميآيد. اين شركت عملكردش را بر اساس ٣٠ شاخص عملكردي كليدي در زمينههاي مختلف نظارت مينمايد. اين روش علاوه بر زمينههاي سنتي مالي، به مشتريان، منابع انساني و توسعه و بازار آفريني نيز نظارت دارد. اين روش، شاخصهاي مشتري محوري عبارتند از: تعداد حسابهاي مشتريان ،تعداد واسطه ها و تعداد مشتريان از دست رفته ؛شاخص هاي فرايند محوري در آن عبارتند از: تعداد حساب هاي مشتريان به ازاي خالص تعداد كاركنان و هزينههاي مديريتي به خالص كاركنان؛ شاخصهاي انسان محوري در آن عبارتند از: ميزان گردش پرسنل، نسبت مديران، نسبت زنان مدير و نسبت هزينههاي آموزش به كاركنان؛ و در نهايت شاخصهاي مبتني بر توسعه و بازآفريني در آن عبارتند از: شاخص رضايت كاركنان؛ هزينههاي بازيابي به خالص مشتريان و سهم ساعات آموزش. اين روش در دنياي امروزه روشي آرماني و مطلوب به شمار آيد.
اين روش علي رغم كاملتر بودن در زمينه تشريح بهتر عملكرد تجاري، قادر به كمي سازي ارزش سرمايه فكري نميباشد. (همان منبع)
2-5-6. شاخص سرمايه فكري
در جايي كه فعاليتهاي نسل اول، اطلاعاتي را در خصوص اجزاي مجرد سرمايه فكري بدست ميدهند، اين شاخص فعالیتهاي نسل دوم را معرفي مينمايد. (شاخصهايي كه بر تصوير كلي از فرآيند ايجاد ارزش در شركت تمركز مينمايد) اين روش در تلاش است تا شاخصهاي پراكنده را در مجموعهاي واحد ارائه نمايد و ميان تغييرات حاصله در سرمايه فكري و تغييرات در ارزش بازاري شركتها همبستگي ايجاد نمايد. اين معيار جنبههاي مختلفي را در بر ميگيرد. مزاياي اين روش در آن است كه معياري غير متعارف را ارائه مينمايد، بر نظارتي پويا در خصوص سرمايه فكري متمركز ميباشد، توان احتساب عملكرد دورههاي قبلي را داشته و نگرشي واحد، کلي و جامع از شركت ارائه مينمايد. اين معيار گامي به پيش تلقي ميشود چرا كه به مديران اين اجازه را ميدهد تا تأثيراتي كه يك استراتژي بخصوص در سرمايه فكري شركت دارد را درك نمايد و گزينههاي متعدد را با هم مقايسه نمايند تا مشخص شود كداميك از آنها از حيث سرمايه فكري مرجع مي باشند. شاخص سرمايه فكري همچنين موجب الگوبرداري منظم از فعاليتهاي مبتني برآينده ميگردد. اين اقدام موجب مقايسههايي در سطوح واحد تجاري و شركت ميگردد.
2-5-7. نرخ بازده دارايي
نرخ بازده داراييهاي شركت نرخي است كه ميتوان آن را با متوسط صنعت مقايسه كرد تا اختلاف آن با متوسط صنعت بدست آيد. اگر اختلاف مذكور صفر يا منفي باشد، شركت از سرمايه فكري اضافي برخوردار نيست. اگر اين اختلاف مثبت باشد، فرض ميشود كه شرکت در صنعت خود از سرمايه فكري اضافي برخوردار است. در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت، اين ميزان بازده داراييهاي اضافي در متوسط داراييهاي ملموس شركت ضرب ميشود تا متوسط عايدات اضافي ساليانه شركت، محاسبه شود. تقسيم اين عايدات اضافي بر متوسط هزينه سرمايه شركت، ارزش سرمايه فكري شركت را بدست ميدهد. مزيت عمده اين روش، فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامي اطلاعات مورد نياز در صورتهاي مالي تاريخي شركت ميباشد. عيب عمده اين روش در فقدان ارائه اطلاعاتي است كه مديران براي مديريت مؤثر سرمايه فكري به آنها نيازمند ميباشند.
2-5-8. روش تشكيل سرمايه بازار
اين روش، معياري از ارزش بازار، سرمايه فكري شرکت را ارائه ميدهد. در اين روش فرض بر اين است كه تشكيل سرمايه اضافي يك شركت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن، همانا بيانگر سرمايه فكري موجود در آن ميباشد. اين روش مبتني بر عرف بازارها سرمايه و برآورد قيمت سهام است. در اين روش جهت سنجش و اندازهگيري سرمايه فكري ضروري است تا صورتهاي مالي تاريخي در مقابل اثرات تورم يا هزينههاي جايگزيني آنها تعديل شوند. گرچه يكي از اهداف اندازهگيري سرمايه فكري، تشريح اختلاف ميان ارزش بازار و ارزش دفتري شرکتها است، اما اين نوع تشريح و تفسير قادر به بيان اين حقيقت نمي باشد كه داراييهاي ناملموس شرکت تنها پديد آورنده اين اختلاف بودهاند. بر اساس روش ياد شده، سرمايه فكري در شركتهاي تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات، تمامي ارزش شرکت را تشكيل خواهد داد چرا كه تفاوت فاحشي ميان ارزش بازار و ارزش دفتري پايين اينگونه شركتها وجود دارد.
2-6. روشهاي مالي و مراحل اندازهگيري مالي سرمايه فكري
بر اساس اين روش سرمايه فكري يك شركت تركيبي از سرمايه انساني، سرمايه مشتري و سرمايه ساختاري است و نقاط تلاقي آنها با هم تركيبي از سرمايه فكري را نشان ميدهد. تركيب سرمايه انساني و مشتري منجر به روابط افراد و نزديكي آنها با مشتريان و بكارگيري خلاقيتهاي آنها جهت پاسخگويي به نيازهاي خاص مشتريان ميگردد. تركيبي سرمايه ساختاري و مشتري منعكس كننده توانايي شركت در انتقال نامهاي تجاري به مشتريان است و به كيفيت ارزشي كه مشتريان بنام تجاري شركت ميدهند مرتبط ميباشد.
تركيب سرمايه انساني و ساختاري در فرايند دانش نهفته است بعنوان مثال، ميتوان به اشتراك در بهرهگيري از دانش و يا انتشار آن اشاره نمود. اين روش قادر به اندازهگيري پولي سه جزء ياد شده بوده و ابزار مناسبي را جهت ارزيابي، مديريت و مقايسه عملكرد شرکتها در طول زمان به مديران ارائه مينمايد. جهت سنجش و ارزش گذاري مالي سرمايههاي فكري، مراحل زير پيشنهاد ميگردد.
گام1- تعيين سرمايه فكري مشهود