دانلود پایان نامه

متغیرهای اساسی این تحقیق شامل سرمایه فکری و سرمایه نوآوری بعنوان متغیرهای مستقل و کارآیی و ارزش شرکت بعنوان متغیرهای وابسته میباشند که شیوه اندازهگیری هر کدام از آنها بشرح ذیل میباشد:
1-6-1. شيوه اندازهگيري سرمايه فكري
سرمايه فكري نوعي سرمايه ارزشمند است كه دارايي نامشهود يك سازمان شناخته ميشود. اقتصاد امروز مبتني بر سرمايه فكري است و كالاهاي آن دانش و اطلاعات هستند. سرمايه فكري عامل مهم فكري شامل دانش، اطلاعات، اموال فكري و تجربيات است كه ميتواند براي ايجاد ثروت به كار رود. اين مجموعه شامل قدرت فكري يا دانش مفيد است. (توستيگا و تولو گوروا،2007)
متداولترين طرح طبقهبندي، سرمايه فكري را به سه جزء سرمايه انساني، سرمايه ساختاري و سرمايه مشتري تقسييم ميكند:
سرمايه انساني: بگو نه ساده، سرمايه انساني بيانگر موجودي دانش هر يك از كاركنان سازمان است. سرمايه انساني مكان شروع مراحل ترقي، منبع و سرچشمه نوآوري و سرآغاز بينش و بصيرت است. سرمايه انساني، نيز اساس و پايه سرمايه فكري و عنصر اساسي براي تحقق سرمايه فكري است.
سرمايه ساختاري: سرمايه ساختاري عبارت است از كليه موجودي دانش غيرانساني در سازمان كه در برگيرنده پايگاه دادهها، نمودارهاي سازماني، استراتژيها، روالها، راهنماي فرآيندها و هر چيزي است كه ارزش آن براي شركت بيشتر از ارزش مادي آن است. افراد ممكن است از سطح بالايي از خرد برخوردار باشند، اما اگر سازمان، داراي سيستمها و رويههاي ضعيفي باشد و افراد بوسيله آن عمليات خود را دنبال كنند، كل توان بالقوه سرمايه فكري تحقق نخواهد يافت. سازمانهاي با سرمايه ساختاري قوي داراي يك فرهنگ حمايتي هستند كه به افراد اجازه تجربه چيزهاي جديد، يادگيري، شكست و تجربه دوباره را ميدهد.
سرمايه مشتري : مضمون اصلي سرمايه مشتري، دانش به كار گرفته شده در كانالهاي بازاريابي سازمان و روابط با مشتري در حين انجام كسب و كار است.
در اين تحقيق براي اندازهگيري سرمايه فكري از مدل ضريب ارزش افزوده فكري پاليك (2000)، استفاده ميشود. به دلیل افزایش درک مدیران در مورد نقش داراییهای نامشهود در ایجاد مزیت رقابتی، تاکنون، روشهای متعددی برای سنجش و اندازهگیری، سرمایه فکری به وجود آمده است. در این تحقیق بنا به دلایل زیر از مدل ضریب ارزش افزوده فکری پالیک (2000)، برای سنجش سرمایه فکری استفاده میشود: مبنای سنجش در این روش ثابت و استاندارد است به گونهای که امکان مقایسه نمونههای بزرگ در صنایع مختلف را فراهم میسازد.
کلیه دادههای مورد استفاده در روش ضریب فکری ارزش افزوده از صورتهای مالی حسابرسی شده استخراج میشوند. بنابراین، محاسبات انجام شده عینی و قابل رسیدگی هستند.
روش ضریب ارزش افزوده فکری یک تکنیک ساده و شفاف است. سادگی محاسباتی این روش امکان استفاده از آن را توسط ذینفعان برون سازمانی فراهم میکند. سایر روشهای سنجش سرمایه فکری از این جهت محدود هستند که صرفاً توسط گروههای درون سازمانی یا به وسیله مدلهای، تحلیلها و اصولهای پیچیدگی قابل مقایسه هستند.
اين روش در پژوهشهاي متعددي (به عنوان نمونه، فايرر و ويليامز، شيو، چانگ، كاماث) به كار گرفته شده است. مدل پاليك (2000) براي اندازهگيري سرمايه فكري 5 مرحله به شرح زير دارد:
مرحله اول : تعيين ارزش افزوده

VA : ارزش افزوده شركت
OUT : كل درآمد حاصل از فروش كالاها و خدمات
IN : كل هزينه مواد، اجزاء و خدمات خريداري شده
مرحله دوم: تعيين كارآيي سرمايه به كار گرفته شده
در اين مدل براي ارائه يك تصوير كامل از كارآيي منابع ايجاد كننده ارزش، لازم است كه كارآيي سرمايه فيزيكي و همچنين سرمايه مالي را نيز در نظر گرفت. اين كارآيي از رابطه زير بدست ميآيد:

CEE: كارايي سرمايه بكار گرفته شده؛
CE: سرمايه بكار گرفته شده كه برابر است با ارزش دفتري كل داراييهاي شركت منهاي داراييهاي نامشهود آن.
مرحله سوم: تعيين كارآيي سرمايه انساني
طبق اين مدل، كليه هزينههاي كاركنان به عنوان سرمايه انساني در نظر گرفته میشود. از آنجا داريم:
HCE‌: كارآيي سرمايه انساني؛