دانلود پایان نامه

فعاليت هاي ناملموس
شاخصها و معيارهاي عمومي
شاخصها و معيارهاي خاص صنعت
شاخصها و معيارهاي خاص شركت
همانگونه که در جدول 2-4 اشاره شد، اجزای چهارگانه سرمایه فکری عبارتند از: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری یا ارتباطی و سرمایه اتحاد استراتژیک. معیارها و شاخصهای جزء را نیز میتوان به سه دسته عمومی، خاص صنعت و خاص شرکت تقسیمبندی نمود. معیارهای خاص صنعت به فرآیندها و تعاریفی مرتبط است که خاص صنعت مربوط بوده و ممکن است به صنعتی ـ تولیدی، خدماتیها و یا بین این دو تعلق داشته باشد. از طرفی دیگر، شاخصهای خاص شرکت، مستلزم تعریفی از قبل تعیین شده توسط توسط شرکت میباشد. به عنوان مثال، معیارهایی که به توان بالقوه بالای کارکنان مربوطند نیازمند به تعریفی معین از «توان بالقوه بالای کارکنان» میباشد.
مدیریت منابع
پس از توسعه سیستم سنجش و اندازهگیری، ضروری است که مدیران ارشد شرکت نتایج را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.
2-8. توانمندی تکنولوژی و اهمیت ارزیابی آن در واحدهای اقتصادی
طي دو دهه گذشته رشد تكنولوژي به ويژه تكنولوژيهاي جديد، عامل مهمي در ادغام بازارها و فرآيند جهاني شدن بوده است. تكنولوژي در مفهوم اقتصادي، محصولي متكي بر شناخت و آگاهي، مبتني بر تحقيق و توسعه، قابل داد و ستد در بازار و داراي ويژگيهاي خاص به صورت يك محصول است كه قيمت آن بر اساس تعامل عرضه و تقاضا تعيين ميشود. (پائو و همکاران ،2005)
توانمندي تكنولوژيكي كه محور رقابت پذيري بنگاههاي كلاس جهاني محسوب ميشود، دو وجه تكنولوژي توليد و توليد تكنولوژي دارد. كسب توانايي در تحقيق و توسعه و گسترش آن، عنصر مهمي جهت رشد و انتشار تكنولوژي و دستيابي به بلوغ تكنولوژي خواهد بود. (بلالوک و گرتلر ، 2009)
ارزيابي توانمندي تكنولوژي فرآيندي است كه در آن سطح فعلي قابليتها و تواناييهاي تكنولوژيك سازمان اندازهگيري ميشود تا نقاط قوت و قابل بهبود سازمان شناسايي شده و همچنين با مقايسه توانمنديهاي تكنولوژيكي سازمان با رقبا يا سطح ايدهآل، شكاف تكنولوژيكي شناسايي شود.
2-9. گسترش عملكرد كيفي تكنولوژي
رهبري در بازارهاي جهاني متعلق به سازمانهايي است كه نيازهاي مشتريان يا فراتر از آن را تأمين نمايند. گسترش عملكرد كيفيت، روشي سيستماتيك جهت ترجمه صداي مشتري به الزامات فني و اصطلاحات كاربردي و نمايش و مستندسازي اطلاعات ترجمه شده در شكل ماتريس است كه در نهايت به ارتقاء كيفيت محصول ميانجامد. (ایشی و همکاران، 2005)
گسترش عملكرد كيفيت تكنولوژي، نمونه تعديل يافته و كاربرد جديدي از ابزار گسترش عملكرد كيفي است كه به كارگيري آن، سازمانها را قادر ميسازد تا ضمن شناسايي تكنولوژيهاي موردنياز جهت توليد محصول هم راستا با نياز مشتري، ارزش هر يك از اين تكنولوژيها را مشخص نمايند.

2-10. تحقيق و توسعه و مراحل اساسی آن
تحقيق و توسعه، به مجموع فعاليتهاي بديع، خلاق، نوآورانه، نظام يافته و برنامهريزي شدهاي كه به طوركلي با هدف گسترش مرزهاي شناخت علمي و گنجينه دانش انسان و جامعه انساني و كاربرد اين دانش در عرصههاي گوناگون براي بهبود زندگي انسان و به طور خلاصه در جهت نوآوري و ايجاد فرآوردهها، فرآيندها، وسايل، ابزارها، نظامها، خدمات و روشهاي جديد صورت پذيرد، اطلاق ميشود. (لوکاچ و همکاران ، 2007)
امروزه فعاليتهاي تحقيق و توسعه محرك و عامل اصلي توسعه صنعتي و اقتصادي كليه بنگاهها شناخته شدهاند و يكي از عوامل مهم در تقويت توان تكنولوژيكي و رشد اقتصادي كشورها است. روشها و مكانيزمهاي مختلفي براي توسعه تكنولوژي از طريق تحقيق و توسعه، مانند: تحقيق و توسعه داخلي، تحقيق و توسعه مشترك، قرارداد تحقيق و توسعه و برون سپاري تحقيق و توسعه وجود دارد. (پنان ؛ 1996)
واحدهاي وظيفهاي، همانند واحدهاي تحقيق و توسعه نياز به استراتژي ويژه جهت پيشبرد اهداف و وظايف واحد خود دارند. اين استراتژيها بايد هماهنگ و همگام با استراتژيهاي شركت طراحي شوند. منظور از استراتژي، استراتژي وظيفهاي تحقيق و توسعه است كه ابعاد سهگانه: انتخاب تكنولوژيهاي مورد نياز جهت توسعه، چگونگي توسعه اين تكنولوژيها در شركت و منبع يابي آ نها را پاسخگوست.
فرآيند تحقيق و توسعه از چهار مرحله متمايز تشكيل شده است:
1) تشخيص نياز برای نوآوري يكي از انگيزههاي اصلي تحقيق و توسعه است. پژوهش درباره آگاهيها و شناختهاي موجود به منظور ارضاي نيازهاي خاص، به پيدايش ايده ميانجامد؛ اين رابطه را در اصطلاح كشش بازار مينامند.
2) يافتن كاربردهاي بالقوه براي يافتهها و آگاهيهاي جديد، يكي ديگر از انگيزههاي اصلي تحقيق و توسعه است. پژوهش درباره فعاليتهاي كنوني به منظور معرفي آگاهي جديد، به پيدايش ايده ياري ميدهد؛ اين رابطه را فشار تكنولوژي مينامند.
3) مهندسي(آفرينش، طراحي، توليد)
4) بازاريابي(كاربرد اوليه و انتشار) ایده پدید آمده (برم و همکاران ،2009)