دانلود پایان نامه

2-11. اهمیت فرآیند تحقیق و توسعه در واحدهای اقتصادی
امروزه بسياري از شركتها با چالشهايي در زمينه تقويت و افزايش توان رقابتپذيري خود براي بقا در محيط رقابتي كسب وكار مواجه شدهاند. در اين ميان، تنها شركتهايي كه از قابليتهاي كليدي و مزيتهاي نسبي بهره ميجويند، توانستهاند موفقيت پايداري را كسب نمايند. در فرآيند ايجاد مزيتهاي رقابتي، فعاليتهاي تدوين استراتژي تحقيق و توسعه نقش بسيار مهمي، ايفا مينمايد. (ستوری و همکاران،2006)
در تدوين استراتژي تحقيق و توسعه، دو بعد كليدي بايد مدنظر قرار گيرد:
1) انتخاب تكنولوژي؛ به معني انتخاب تكنولوژيهايي جهت سرمايه گذاري
2) روش توسعه تكنولوژي؛ به معني انتخاب روشهاي تحقيق و توسعه به منظور توسعه تكنولوژيهاي انتخابي (چاتاوی و همکاران،2004؛ شارما،2003)
توجه به اينكه، فرآيند برنامهريزي استراتژيك تحقيق و توسعه، بايد پيش از طراحي و توسعه محصول انجام پذيرد، تاكنون روش شناسي هاي ساختمند محدودي در اين زمينه مورد استفاده قرار گرفته اند. علاوه بر اين، امروزه اكثر شركتهاي كلاس جهاني، اهميت در نظر گرفتن خواستهها و نظرات مشتريان را در فرآيند طراحي محصول درك نمودهاند؛ بنابراين اتخاد رويكرد كشش بازار جهت شناسايي روشهاي تحقيق و توسعه به منظور دستيابي به تكنولوژيهايي كه نيازمنديها و خواستههاي مشتريان را پوشش دهد، بسيار ضروري خواهد بود. (سچموچ،2007) در اين رويكرد، بازار منبع ايدههايي است كه به فعاليتهاي تحقيق و توسعه جهت ميدهد.
تكنيك گسترش عملكرد كيفيت يكي از ابزارهاي سيستماتيك و مشتري محور جهت طراحي محصول است كه نيازهاي مشتريان را در سراسر دوره عمر محصول اعم از طراحي، توسعه، طرحريزي و توليد آن در نظر ميگيرد. (ایشی و همکاران ،2005)
2-12. نوآوري و ضروريات آن
در دنیای سراسر تحول امروز همراه با تغییر و تحولات بسیار زیاد فناورانه، که هر روزه بر زندگی انسانها تأثیر میگذارد، سازمانها و کشورها بدون تطبیق با محیط بیرونی و حرکت در راستای ایجاد ایدههای نو و تجاریسازی آنها نمیتوانند به حیات خود ادامه دهند. بنابراین لازمه حضور مداوم سازمانها در بازار جهانی امروز، توسعه و بکارگیری ایدههای جدید و ایجاد بستری برای تولید دانش و بکارگیری عملی آن در بازار میباشد. در واقع نوآوری به عنوان پاسخی است که سازمانها در برابر تحولات و دگرگونی بازار ارائه میکنند تا در عرصه رقابت با دیگر شرکتها ضامن بقا و رشد آنها گردد. بنابراین تدوین سیاستهای مناسب برای نوآوری و پیروی از آنها سبب خواهد گشت تا ایجاد، توسعه و بکارگیری نورآوریها آسانتر گشته و در ارتباط و تعامل با عوامل درون سازمانی و برون سازمانی به بهترین ساختار نوآوری دست یافت.
در اکثر کشورهای در حال توسعه، درک صحیحی از فرآیند نوآوری و نقش آن در توسعه فناوری وجود ندارد و عمدتاً توسعه فناوری را منحصر به تحقیق و توسعه دانسته و از ماهیت سیستمی فرآیند نوآوری و توسعه فناوری شناخت کافی ندارد. به همین دلیل به اهمیت فوق العاده روابط شرکتها و نهادهای مختلف و نوع روابط آنها و تأثیرپذیری این شرکتها و نهادها و روابط میان آنها از محیط عرفی کشور توجهی نمیشود. علاوه بر آنچه در بالا ذکر گردید نبود اطلاعات آماری کافی و دقیق یکی از عمدهترین مشکلات کشورهای در حال توسعه میباشد که مانع از تدوین سیاستهای مناسب و انجام تحلیلهای دقیق و هدفمند میشود. بدین ترتیب انجام سنجش نوآوری و جمعآوری این اطلاعات در یک بانک اطلاعاتی، علاوه بر اینکه انجام تحلیلهای مناسب و تدوین سیاستهای بهتر را ممکن میسازد، مبنای مناسبی را برای انجام تحقیقات بعدی فراهم میکند (باقري،1381).
به طور خلاصه آنچه امروزه کشوری را توسعه یافته و یا عقب مانده معرفی میکند، میزان بهرهگیری از فناوری در ابعاد مختلف توسعه است. یکی از مؤلفههای اصلی سیاستهای توسعه فناوری و نوآوری کارآمد، شناسایی و سنجش شاخصهای مؤثر بر عملکرد ملی، صنایع و بنگاهها در زمینه فعالیتهای توسعه فناوری و نوآوری و پایش و ارزیابی نتایج حاصله از آنها میباشد. به همین منظور ضروری است که بتوانیم وضعیت موجود خود را سنجیده، با وضعیت مطلوب مقایسه نموده و میزان شکاف موجود را استخراج کنیم تا بدین طریق قدر به شناسایی نقاط قوت و ضعف خود باشیم. از این رو استفاده از شاخصهایی که بتوانند تمامی ابعاد یک نظم ملی نوآوری را به صورت کمی مورد سنجش و ارزیابی قرار دهند و نمایی از وضعیت موجود را نمایان سازند، از لوازم ضروری سیاست گذاری نظام ملی نوآوری است (هالبروك ،1997).
2-13. مفاهيم نوآوري و تحقیق و توسعه
تحقیق و توسعه ، مجموعه اقداماتی نظاممند و خلاقانه است که هدف از آن افزودن گنجینه دانش و استفاده از این گنجینه در کاربردهای جدید است (نيوسي ،2002).
نوآوری خلق و پیادهسازی یک محصول (کالا یا خدمات) یا فرآیند جدید یا کاملاً بهبود یافته، یک روش بازاریابی جدید، یا یک روش سازمانی جدید در فعالیتهای تجاری، سازمان محل کار یا ارتباطات خارجی میباشد (ناسيوروسكي ،1999).
نظام ملی نوآوری مجموعهای از نهادهایي است كه بطور مجزا که در ارتباط با هم و به صورت منفرد در توسعه و انتظار فناوری جدید نقش دارند و در چارچوب یک ساختار حکومتی شکل میگیرند تا سیاستهایی را برای تأثیرگذاری بر فرآیند نوآوری پیادهسازی کنند. بنابراین نظام ملی نوآوری نظامی از نهادهای به هم پیوسته است که دانش، مهارتها و خلاقیتهایی که منجر به فناوریهای جدید میشوند را خلق، انباشت و انتقال میدهند (كاركسون و همكاران ،2002).
2-14. پیشینه تحقیقات سنجش نوآوری
پژوهشهای انجام شده در زمینه سنجش نوآوری را از دو طریق میتوان بررسی کرد:
تحقیقات صورت گرفته در رابطه با سنجش نوآوری در سطح ملی؛
تحقیقات صورت گرفته در رابطه با سنجش نوآوری در سطح شرکت.
که تعدادی از این تحقیقات در این دو سطح مورد بررسی قرار میگیرد:
ناسیروسکی و آرکلوس از طریق تشخیص و بررسی ارتباطات میان عناصری که سیستم ملی نوآوری یک مدل جامع برای ارزیابی سیستم ملی نوآوری بودند. آنها با در نظر گرفتن سیستم ملی نوآوری به عنوان یک سیستم اقتصادی، شاخصهای سیستم ملی نوآوری را بر اساس نقش خود به عنوان 3 متغیر ورودی، خروجی و میانجی، یا به عنوان معیار بهرهوری توسیف میکنند و سپس به بررسی ارتباطات میان شاخصهای میپردازند (ناسيوروسكي،1999).
کارلسون و همکارانش در مورد اندازهگیری عملکرد نظام ملی و نوآوری چنین فرض نمودند که به دلیل اندازه و پیچیدگی سیستمها، سنجش عملکرد کل سیستم مشکل میباشد، لذا به عنوان یک راه حل، پیشنهاد محدودسازی سطح تحلیل را ارائه نمودند. به پیشنهاد آنان بهتر است در قدم اول هر کدام از اجزای اصلی سیستم به صورت مجزا مورد تحلیل قرار گیرند و در مرحله بعد نتایج حاصله برای دستیابی به وضعیت کل سیستم با هر ترکیب گردند. کارلسون و همکارانش کارکرد نظام ملی نوآوری را در 3 دسته طبقهبندی کردند: خلق دانش جدید، انتشار دانش و بهرهگیری از دانش جدید، ک برای هر بعد شاخصهایی را ارائه نمودند.
لویی و وایت برای سنجش و تجزیه و تحلیل نظام ملی نوآوری برعکس رویکرد کارلسون و همکارانش به جای تحلیل اجزاء به طور مجزا بر تحلیل کل سیستم تأکید کردند. در این چارچوب نقاظ ضعف اساسی تحقیقات در مورد نظامهای ملی نوآوری یعنی فقدان عوامل توصیفی سطح سیستمی پرداخته میشود. به عبارت دیگر در این چارچوب به جای شروع با مقوله بازیگران نظام ملی نوآوری از قبیل مؤسسات تحقیقاتی یا دانشگاهها و سپس بحث در مورد اهمیت هر یک از بازیگران در نظام نوآوری ملی، از یک سری واژههای عام و کلی تحت عناوین بازیگران اولیه، بازیگران ثانویه و نهادها برای تحلیل و تشریح سطح سیستمی نظام ملی نوآوری استفاده کردهاند (لويي و وايت ،2001).
پورتر و همکارانش برای سنجش نظام ملی نوآوری مفهوم چارچوب ظرفیت نوآوری ملی را با ترکیب3 مفهوم تئوریک متفاوت، تئوری رشد درونزا، تئوری رقابت پذیری بینالمللی مبتنی بر خوشههای صنعتی و تحقیقات در مورد نظام ملی نوآوری ارائه نمودند.