دانلود پایان نامه

درحیطه مدیریت مالی،برتوانمندسازی اداره کل آموزش فنی وحرفه ای در شهر تهران پرداخته خواهد شد
1-7-2- قلمرو مکانی :
قلمرو مکانی این تحقیق اداره کل آموزش فنی وحرفه ای در شهر تهران است .
1-7-3- قلمرو زمانی :
این تحقیق از تیرماه سال 1393آغاز ودر خرداد ماه سال 1394 خاتمه یافته است . ضمنا بازه زمانی توزیع پرسشنامه مهر ماه 1393 بوده است.
1-8-جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری کارکنان شاغل در اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران می باشند که تعداد آنها 196 نفر می باشد از این جمعیت با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه ای به تعداد 130 نفر بدست آمد.
n==130
n==130
1-9-روش تجزیه وتحلیل اطلاعات
در تجزیه و تحلیل پژوهش حاضر با توجه به متغیرها و نوع آنها از نرم افزار spss در دو سطح سطح آمار توصیفی گرایش های مرکزی شامل« مد، میانگین » و پس از انجام آزمون کولموگرف- اسمیرنف و تعیین ماهیت توزیع داده ها چنانچه توزیع داده ها نرمال باشد از آزمون های پارامتریک(ضریب همبستگی پیرسون« برای متغیرها در سطح سنجش فاصله ای» و آزمون تی مستقل« برای متغیر مستقل اسمی دو گروهی» و f مستقل« برای متغیر رتبه ای یا اسمی سه گروهی و بالاتر») و چنانچه غیر نرمال باشد از آزمون های ناپارامتریک ( ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون من ویتنی برای متغیرهای دو گروهی و آزمون کروسکال والیس برای متغیرهای سه گروهی و بیشتر) استفاده خواهد شد. و با توجه به اینکه فرضیه ها علی می باشد برای تعیین ضریب پیش بین از رگرسیون دو متغیره استفاده خواهد شد.
1-10-تعاریف متغیرها و واژه های کلیدی
توانمند سازی: توماس وولتهاوس(1990)تعريف كاملی ازتوانمندسازي ارائه كرده اند واصطلاح روان شناختي را به آن افزوده اند.به زعم آنان،توانمندسازي روان شناختي به عنوان مجموعه اي ازحوزه هاي شناختي انگيزشي است كه علاوه برخود كارآمدي سه حوزه ي ديگرشناختي راشامل مي شود . اين سه حوزه عبارتند از: احساس خود مختاري (حق انتخاب) احساس معني داري و احساس مؤثر بودن (Thomas & Velthhouse, 1990).
احساس معني دار بودن 
“معني دار بودن ” فرصتي است که افراد احساس کنند اهداف شغلي مهم و با ارزشي را دنبال مي کنند، به اين معني که آنها احساس مي کنند در جاده اي حرکت مي کنند که وقت و نيروي آنان با ارزش است. با معني بودن يعني با ارزش بودن اهداف شغلي، و علاقه دروني شخص به شغل. با معني بودن به تناسب بين الزامات کاري با باورها، ارزش ها و رفتارها اشاره دارد.  بدون در نظر گرفتن اجبارهاي سازماني، افراد تمايل به تلاش براي اهدافي دارند که برايشان داراي مفهوم باشد (گرس لي و ديگران ، 2004).
– احساس شايستگي (خودکارآمدي) 
“شايستگي ” يا “خودکارآمدي “، اعتقاد فرد به توانايي و ظرفيت خود براي انجام کارهاي مهارتي است. در واقع خودکارآمدي اعتقاد فردي به تغيير انگيزه، منابع شهودي و زنجيره اي از اقدامات با توجه به الزامات وضعيتي خاص مي باشدکه مي توان آن را نقطه مقابل عجزوناتواني دانست.به عبارت ديگر شايستگي به درجه اي که يک فرد مي تواند وظايف شغلي را با مهارت انجام دهد اشاره دارد و خودکارآمدي پايين موجب مي شودکه افرادازموقعيت هايي که نيازمندمهارت هاي مناسب است اجتناب کنند(کلي داس ، 2002).
– احساس خودمختاري (خود تعييني)
در حالي که شايستگي يک مهارت رفتاري است،”خود مختاري” يک احساس فردي در مورد حق انتخاب براي پيش قدمي و تنظيم فعاليت است. خود مختاري بيانگر استقلال در پيش قدمي و استمرار رفتارها و فرايندهاست. احساس خودمختاري با از خودبيگانگي کمتر در محيط کار و رضايت شغلي بيشتر و سطوح بالاتر عملکردشغلي وفعاليت کارآفرينانه بيشتر وسطوح بالاتردرگيري شغلي و فشار کاري کمتر همراه است. از ديدگاه مكتب هاي مديريتي،‌ آزادي عمل يا خود مختاري بايستي متناسب با نوع كار و مسئوليتي باشد كه برعهده فرد است باشد. بين آزادي عمل و اختيارات اعطا شده به فرد بايستي تعادل و تناسب باشد (بيلد ، 2006).
– احساس موثر بودن
“مؤثر بودن ” عبارت است از حدي که در آن فرد توانايي نفوذ در پيامدهاي استراتژيک، اداري و يا عملياتي در کار خود را دارا مي باشد. افرادي که بعد موثر بودن در آنها قوي است به محدود شدن توانايي هاي خود توسط موانع بيروني اعتقاد ندارند، بلکه بر اين باورند که آن موانع را مي توان کنترل کرد، آنها احساس “کنترل فعال ” دارند، که به آنها اجازه مي دهدتا محيط را با خواسته هاي خود همسو کنند. بر خلاف “کنترل منفعل ” که در آن خواسته هاي افراد با تقاضاهاي محيط همسو مي شود. افرادي که داراي احساس موثر بودن هستند، مي کوشندبه جاي رفتارواکنشي دربرابرمحيط،تسلط خودرا برآنچه مي بينند، حفظ کنند (ساسيادک  ، 2006).
– احساس اعتماد
افراد توانمند داراي حسي به نام “اعتماد  ” هستند، مطمئن هستند که با آنان منصفانه و يکسان رفتار خواهد شد. اين افراد اين اطمينان را حفظ مي کنند که حتي در مقام زير دست نيز نتيجه نهايي کارهايشان، عدالت و صفا خواهد بود. معمولاً معني اين احساس آن است که آنان اطمينان دارند که متصديان مراکزقدرت يا صاحبان قدرت ، به آنان آسيب يازيان نخواهند زدواينکه باآنان بي طرفانه رفتار خواهد شد (سالي و فلاحرتي  ، 2003). داشتن اين احساس که رفتارديگران ثابت وقابل اعتماداست واطلاعات رامي توان بااطمينان تلقي کردو اينکه به قول وقرارهاعمل خواهدشد،همگي بخشي ازشکل گيري احساس توانمندي درافراداست (گومژ  ، 2001).
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1- مقدمه