انگیزه کارکنان و عوامل فرهنگی

عوامل مديريتي عبارتند از: باورهاي ضمنی مديران نسبت به سكوت سازماني، اقدامات مديريتي، سبك رهبري مديريت سازمان، ترس از بازخورد منفي، تفاوتهاي جمعيت شناختي مابين كاركنان و مديران، و ايجاد جو بي اعتمادي و سوء ظن در سازمان.
عوامل سازماني عبارتند از: سكون شغلي، سياستها و ساختارهاي سازماني، فقدان مكانيزم بازخورد از پايين به بالا، و تصميم گيري متمركز.
عوامل فرهنگی، اجتماعي و گروهي عبارتند از: همنوايي با جمع (انطباق با گروه)، گروه اندیشی، و اثربخشي فرهنگ و آداب و رسوم خانواده بر نحوه ارتباط فرزندان با بزرگترها.
عوامل فردي عبارتند از: حفظ موقعيت كنوني، بي اعتمادي و بدبيني به مدير، احساس ناتواني در ايجاد تغيير، ترس از ارائه نظرات و بيان مشكلات، و مصلحت انديشي (افخمی اردکانی و خلیلی صدرآباد، 68:1391).
2-2-4) انواع سکوت و پیامدهای آن
بنا به مطالعات انجام شده با توجه به نوع انگیزه کارکنان سکوت سازمانی به سه دسته زیر تقسیم میشود (جلیلخانی، 1392):
سکوت مطیع: انگیزه این نوع سکوت کناره گیری، تسلیم بودن و رضایت دادن به هر چیزی است. و به این دلیل ایجاد میشود که کارکنان باور دارند که صحبت كردن بي فايده است وعلاوه بر این از تواناييهاي شخصي خود براي نفوذ در شرايط، نامطمئن هستند (جلیلخانی، 1392). هنگامیکه اکثریت افراد، فردي را به عنوان فرد ساکت نام مینهند، منظور آنها اغلب آن است که وي بطور فعال، ارتباط برقرار نمیکند. سکوت حاصل از این نوع رفتار، سکوت مطیع نام دارد و به خودداري از ارائه ایدهها، اطلاعات یا نظرات مربوطه بر اساس تسلیم و رضایت دادن به هر شرایطی اطلاق میگردد. بنابراین سکوت مطیع، نشان از رفتار کنارهگیرانه دارد که بیش تر حالتی انفعالی دارد تا فعال. از ویژگیهای رفتاري افراد داراي این نوع سکوت میتوان مشارکت کم، اهمال، مسامحه، غفلت و رکود را نام برد (شریفی و اسلامیه، 73:1392). پیندر و هارلوز این نوع سکوت را به عنوان عاملی در تقابل با آوا در نظر میگیرند که معمولاً شکلی از موافقت یا پذیرش منفعلانه وضعیت موجود است. افراد با داشتن این نوع سکوت، تسلیم وضعیت فعلی شده و هیچ تمایلی براي تلاش در جهت صحبت کردن، مشارکت یا کوشش در جهت تغییر وضعیت موجود ندارند. در نهایت سکوت مطیع شامل رفتاري عمدي و منفعلانه و خودداري از ارائه اطلاعات بر اساس تسلیم یا احساس اینکه تغییرات موثر فراي قابلیتهاي گروه است، میباشد (Pinder & Harlos, 2011, p.340).
سکوت تدافعی: انگیزه این نوع سکوت خود حفاظتی است یعنی علت سکوت کارمند در سازمان ترس است. به دلیل آشفته شدن افراد و ايجاد پيامدهاي منفي براي خود فرد ایجاد میشود (جلیلخانی، 1392). در واقع گاهی ممکن است افراد به دلیل محافظت از موقعیت و شرایط خود (انگیزه خودحفاظتی) به خودداري از ارائه ایدهها، اطلاعات یا نظرات مربوطه بپردازند. سکوت تدافعی، رفتاري تعمدي و غیر منفعلانه است که به منظور حفظ خود از تهدیدهاي خارجی بکار میرود. اما این نوع سکوت برعکس سکوت مطیع، بیشتر حالتی غیر انفعالی دارد و در برگیرنده آگاهی بیش تر از شقوق و گزینههاي موجود در تصمیمگیري و در عین حال خودداري از ارائه ایدهها، اطلاعات و نظرات به عنوان بهترین استراتژي در زمان مقتضی است (شریفی و اسلامیه، 73:1392). سکوت تدافعی شبیه حالتی است که افراد از انتشار خبرهاي بد به دلیل آشفته شدن افراد یا ایجاد پیامدهاي منفی براي شخص خبررسان احتراز میورزند (Avery & Quinonesm, 2012, p.86).
سکوت نوع دوستانه: انگیزه این نوع سکوت علاقه به دیگران و ایجاد فرصت برای تشریک مساعی است. و به دلیل سود بردن از نظرات ديگران و همچنین خودداری از ارائه اطلاعات به دلايل سري و محرمانه بودن ایجاد میگردد (جلیلخانی، 1392). سکوت نوعدوستانه مبتنی بر ادبیات رفتار شهروندي است و عبارت است از امتناع از بیان ایدهها، اطلاعات و یا نظرات مرتبط با کار با هدف سودبردن دیگر افراد در سازمان و بر اساس انگیزههاي نوع دوستی، تشریک مساعی و همکاري. سکوت نوعدوستانه، تعمدي و غیرمنفعلانه است که اساساً بر دیگران تمرکز و تاکید دارد. همچون رفتارهاي شهروند سازمانی، سکوت نوع دوستانه رفتار با بصیرت و عقلایی است که نمیتوان آن را از طریق فرمان و دستورات سازمانی به اجرا درآورد. این نوع سکوت همچون سکوت تدافعی بر اساس ملاحظه و آگاهی از بدیلها در تصمیم گیري و در عین حال خودداري از ارائه ایدهها، اطلاعات و نظرات است. اما برعکس سکوت تدافعی، با ملاحظه دیگران و توجه به آنها حاصل میگردد به جاي آن که صرفاً بخاطر ترس از نتایج منفی شخصی ناشی از ارائه ایدهها، باشد (زارعی متین و همکاران، 83:1390).
جدول 2-2: مثالهایی از انواع خاص سکوت (نصراصفهانی و آقاباباپور دهکردی، 147:1392)
نوع انگیزه کارمند
سکوت کارمند
امتناع عمدی از بیان ایدهها، اطلاعات و نظرات مرتبط با کار
رفتار کناره گیرانه
براساس تسلیم، احساس ناتوانی در ایجاد تغییر
رفتار خودحفاظتی
براساس ترس؛ احساس نگرانی و در خطر بودن
رفتار دیگرخواهانه
براساس نوع دوستی احساس تشریک مساعی و نوع دوستی