بازتولید فرهنگی و کالاهای فرهنگی

سرمایه مفهومی بیشتر اقتصادی است که تعریف آن را باید ابتدا در ادبیات آن رشته علمی دنبال کرد. در فرهنگ علوم اقتصادی، سرمایه که یکی از عناصر مهم تولید در نظام سرمایهداری است متشکل از مالی است که از آن عایدی به دست آید و بر حسب پول بیان میشود. برخی اقتصاددانان معلومات اکتسابی را نیز به معنای سرمایه دانستهاند(فرهنگ، 1369). هایک سرمایه را مجموعهای از کالاهای قابل تولید مجدد میداند(شایانمهر: 1379).
مارکس معتقد است که گردش کالایی سرآغاز سرمایه است و پول به عنوان آخرین محصول دوران کالایی، نخستین صورت تجلی سرمایه است و از لحاظ تاریخی، سرمایه همه جا در برابر مالکیت ارضی بدواً به شکل پول، به مثابه دارایی نقدی، سرمایه تجاری و سرمایهربایی است.
به اعتقاد سیدمن سرمایه به منابع یا قابلیتهای در اختیار فرد یا موقعیتی اشاره دارد که از نفوذ اجتماعی یا رواج برخوردار باشد(سیدمن، 1388، 198). از نظر استونز سرمایه هرگونه خاستگاه و سرچشمه در عرصهای اجتماعی است که در توانایی فرد برای بهرهمندی از منافع خاصی که در این صحنه حاصل می‌گردد، مؤثر واقع شود (استونز، 1383، 335).
بهطور کلی سرمایه میتواند خود را به سه شکل بنیادی متجلی سازد:
الف: سرمایه اقتصادی که بلاواسطه و مستقیماً به پول تبدیل میشود و به صورت حق مالکیت، نهادی میگردد.
ب: سرمایه فرهنگی که در شرایط خاصی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و میتواند به صورت مدارک و مدارج تحصیلی نهادی گردد.
ج: سرمایه اجتماعی که شامل تکالیف و الزامات اجتماعی یا پیوندهاست و میتواند تحت شرایط خاصی به سرمایه اقتصادی تبدیل شود.
مفهوم سرمایه‌ی‌ فرهنگی به مفهوم ماکس ‌وبر از سبک زندگی نزدیک است که شامل مهارتهای خاص، نحوه‌ی سخن گفتن، مدارک تحصیلی و شیوههایی میگردد که فرد از طریق آن خود را از دیگران متمایز می‌سازد (ممتاز، 1383، 153). سرمایه‌‌ی فرهنگی همچنین یادآور مفهوم مصرف چشم‌گیر تورشتاین ‌وبلن نیز هست. یعنی نمایش عمومی مایملک، شیوه‌ی زندگی و رفتار به‌گونهای که وضعیت مرفه و متظاهرانه به دیگران فهمانده میشود و این به قصد کسب تأیید دیگران انجام میشود(دیلینی، 1388، 298). به‌عبارتی طبقات بالا با چشم‌گیرساختن شیوه‌ی زندگی خود از دیگران متمایز میشوند.
به عقیده‌ی ریتزر سرمایه‌ی فرهنگی انواع گوناگون دانش مشروع را دربر میگیرد(ریتزر، 1381: 725).
لامونت و لارو سرمایه فرهنگی را به مجموعهای از نمادهای فرهنگی نهادی شده، مشترک و عالیرتبه تعریف کردهاند(1983: 53).
هایس اصطلاح سرمایه فرهنگی را بازنمایی جمع نیروهای اقتصادی مثل زمینهی خانوادگی، طبقهی اجتماعی، سرمایهگذاریهای گوناگون و تعهدات نسبت به تعلیم و تربیت، منابع مختلف و مانند آنها که بر موفقیت آکادمیک اثر میگذارد، میداند(به نقل از ابراهیمیلویه، 1380، 108).
ترنر سرمایه فرهنگی را مجموعه نمادها، عادتواره، منشها، شیوههای زبانی، مدارک تحصیلی و آموزشی، ذوق و سلیقهها و شیوههای زندگی که به طور غیر رسمی، بین افراد انسانی معمول و شایع است تعریف میکند.
کالینز سرمایه فرهنگی را شامل منابعی چون مکالمات از پیشاندوخته در حافظه، شیوه زبانی، انواع خاص دانش و مهارت، حق ویژه تصمیمگیری و حق دریافت احترام میداند(به نقل از ادریسی و همکاران، 1391).
موهر و دیماجو سرمایهی فرهنگی یعنی داشتن ذائقههای دارای پرستیژ و توانایی درک و شناخت اشیا یا سبکهای هنری که دارندگان اقتدار فرهنگی به آنها اهمیت میدهند(فاضلی، 1386: 49).
دیوید تراسبی بر این باور است که سرمایه فرهنگی نوعی دارایی است که مجسمکننده، ذخیرهکننده یا تأمینکنندهی ارزش فرهنگی علاوه بر هرگونه ارزش اقتصادی است که میتواند داشته باشد(تراسبی، 1382، 68).
سرمایه‌ی فرهنگی، درجه‌ی تبحری است که شخص در کردارهای فرهنگی‌ای دارد که جامعهای معین آن را مشروع تشخیص میدهد، اما سرمایه‌ی تحصیلی یعنی توانایی‌های رسمی که فرد کسب میکند، یکی از شاخصههای مقدار سرمایه‌ی فرهنگی است اما این دو معادل هم نیستند(کالینیکوس، 1383: 505).
سرمایه‌ی فرهنگی همانا مجموعهای از ثروتهای نمادین است که از یک سو به معلومات کسب شدهای بر‌می‌گردد که به شکل رغبت‌های پایدار ارگانیسم، حالت درونی شده به‌خود میگیرند(در فلان زمینه دانش ‌داشتن، بافرهنگ ‌بودن، به زبان و نحوه‌ی بیان تسلط ‌داشتن، جهان اجتماعی و رمزگان آن را شناختن و خود را در این جهان آشنا دیدن) از سوی دیگر، به صورت موفقیتهای مادی، سرمایه به حالت عینیت یافته، میراث فرهنگی به شکل اموال(تابلوها، کتابها، واژهنامهها، ابزارها، ماشینها) جلوه میکند؛ و سرانجام سرمایه‌ی فرهنگی میتواند به حالت نهادینه شده در جامعه به‌صورت عناوین، مدارک تحصیلی، موفقیت در مسابقات ورودی و غیره که به استعدادات فرد عینیت میبخشد؛ و جامعه (یا بیشتر اوقات دولت) که این بازشناسی را اعلام میدارد، آن را نهادینه می‌کند و اغلب برای آن پایگاه قائل میشود و جایگاه تعیین میکند (معلم، استاد، قاضی، کارمند دولت). اما سرمایه‌ی فرهنگی بدون کوشش شخصی کسب نمیشود و به ارث برده نمیشود، بلکه از جانب عامل کار طولانی، مداوم و پیگیر یادگیری و فرهنگپذیری را میطلبد. با هدف جزئی از خود‌کردن، از آن خود‌کردن، آن را به قالب خودکشیدن، به عنوان چیزی که وجود اجتماعی او را تحول میبخشد. سرمایه‌ی فرهنگی داشتنی است که بودن شده است، ملکی است درونی شده و جزء لایتجزای شخص گردیده، خصلت او شده است. کسب سرمایه‌ی فرهنگی، زمان میخواهد و بنابراین به امکانات مادی، اساساً مالی، نیاز دارد تا در زمان به دست بیاید. سرمایه‌ی فرهنگی، از این بابت به نحوی تنگاتنگ به سرمایه‌ی اقتصادی گره خورده و به شکل دیگر آن در آمده است(شویره، 1385: 97).
سرمايه‌هاي فرهنگي يا ملموس‌اند و يا ناملموس. سرمايه‌هاي فرهنگي ملموس به تمام چيزهايي كه قابل لمس هستند و مي‌توان آن‌ها را به صورت مادي احساس كرد، گفته مي‌شود و سرمايه‌هاي فرهنگي ناملموس يا معنوي شامل آيين‌ها، افراد و رفتارهايي است كه در جاي جاي زندگي مردم يك منطقه حضور دارند اما توجه خاصي به آن‌ها نمي‌شود. ارزش سرمايه‌هاي فرهنگي براي يك جامعه از ارزش ساير سرمايه‌ها بالاتر است اگرچه نسبت به آن‌ها بي‌توجهي مي‌شود.
نظریه‌ی سرمایه‌ي فرهنگی توسط پیربوردیو جامعه‌شناس فرانسوی ابداع شده‌است. به نظر بوردیو سرمایه‌ی فرهنگی به تمرکز و انباشت انواع مختلف کالاهای ملموس فرهنگی و نیز قدرت و توانایی در اختیار گرفتن این کالاها و همچنین استعداد و ظرفیت فرد در شناخت و کاربرد این وسایل گفته می‌شود. به عبارت دیگر سرمایه‌ی‌ فرهنگی یک مفهوم جامعه‌شناختی است که از زمانی که پیر بوردیو آن را بکارگرفت به طور گسترده‌ای مورد استفاده عموم مردم قرارگرفت. بوردیو و جان پاسرون این اصطلاح را اولین بار در بازتولید فرهنگی و بازتولید اجتماعی(1973) بکار بردند. از نظر بوردیو، سرمایه در یک سیستم مبادله‌ای مانند یک رابطه‌‌‌ی اجتماعی کار می‌کند و این اصطلاح بدون هیچ تمایزی برای همه‌ی کالاهای تجاری و نمادین بکار می‌رود. سرمایه‌ی فرهنگی در یک سیستم مبادله‌ای که شامل دانش فرهنگی انباشته‌ای است که سبب قدرت و مقام می‌شود، مانند یک رابطه‌ی اجتماعی کار می‌کند.
سرمایه فرهنگی دربرگیرنده تمایلات پایدار فرد و گرایشها و عاداتی است که طی فرآیند جامعهپذیری حاصل میشوند و شامل کالاهای فرهنگی، مهارتها و انواع دانش مشروعه است(بوردیو، 1986: 47).
سرمايه‌ی فرهنگی بر مبنای نظر بوردیو (2002-1930) دو منبع مهم دارد: نخست عادتوارهها در زندگی و دوم تحصیلات. از دیدگاه بوردیو تحصیلات از جمله متغیرهای بسیار مهمی است که میتواند حتی جانشین عادت‌واره‌ی خانوادگی شود زیرا میتواند به فرد سلیقه، ادب و شیوههایی را بیاموزد که فرد را به منزلت خاص نزدیک میکنند(ممتاز، 1383: 153).
ابتکار مهم بوردیو در مقابل جامعه‌شناسان پیشین این است که از یک موقعیت ایستا به‌ سوی جریانی حرکت میکند که تمایزهای منزلتی تعریف شده و در طول زمان در ارتباط با اشیاء فرهنگی بازتولید میشوند. او مفهوم سرمایه را برای نشان‌دادن منابع مهمی مطرح میسازد که در طول زندگی مورد استفاده قرار می‌گیرند و سپس فضای قشربندی بر مبنای طبقه را از نقطه‌نظر سرمایه تعریف میکند. از دیدگاه بوردیو سه عامل در سرمایه تأثیر میگذارد: حجم، ترکیب و مسیر. حجم مربوط به میزان سرمایه میگردد. ترکیب به میزان سرمایه‌ی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مربوط میشود و بالاخره مسیر در نظریه‌ی بوردیو با اهمیت است. همه‌ی ما امکان تحرک طبقاتی داریم که این امر از منشأ طبقاتی آغاز شده تا موقعیت کنونی ما حرکت میکند. هر فردی مسیری را در زندگی اجتماعی خود طی میکند که آن مسیر میتواند او را از یک نقطه به نقطه‌ی دیگر حرکت دهد. در اکثر موارد حرکت از طبقه‌ی بالا به پایین کمتر واقع میشود. اما همان‌طور که بوردیو هم تأکید می‌کند کسب سرمایه‌ی فرهنگی یعنی تحصیلات یکی از راههای مهم در تحرک طبقاتی در جامعه‌ی مدرن است(ممتاز، 1383، 153)
2-2-3-1 اشکال سرمایه از نظر بوردیو
تحلیل بوردیو درباره‌ی اشکال گوناگون سرمایه و روند پویای تغییر شکل آن‌ها در عرصههای مختلف، یکی از بدیعترین و مهمترین ویژگیهای نظریه‌ی اوست. جایگاه‌های عوامل گوناگون درون یک زمینه را، مقدار و اهمیت نسبی سرمایهای که این عوامل دارند، تعیین میکند. این سرمایه است که به یک فرد اجازه میدهد تا سرنوشت خود و دیگران را تحت نظارت بگیرد. بوردیو معمولاً از چهار نوع سرمایه سخن میگوید: سرمایه‌ی اقتصادی که در پهنه‌ی اقتصادی سرچشمه میگیرد. سرمایه‌ی فرهنگی انواع گوناگون دانش مشروع را در بر‌می‌گیرد. سرمایه‌ی اجتماعی دربر گیرنده‌ی روابط اجتماعی ارزشمند میان آدم‌هاست و سرمایه‌ی نمادین از شأن و حیثیت شخص سرچشمه میگیرد(ریتزر، 1381: 725).
بوردیو با تئوریزه‌کردن سرمایه در اَشکال گوناگون بر سه نکته تأکید میکند: الف) چیزهای خوبی که مردم در جستجوی آن‌ها هستند و امکانات و منابعی که قصد انباشت‌شان را دارند، بسیار گوناگوناند. ب) همه‌ی این موارد لزوماً اجتماعیاند، زیرا معنایشان را از روابط اجتماعیای می‌گیرند که بر سازنده‌ی عرصههای مختلفاند و نه از چیزهایی مادی که به خودی خود ارزشمند باشند، ج) تلاش برای انباشت سرمایه فقط بخشی از قضیه است، زیرا تلاش برای بازتولید سرمایه هم به همان اندازه مهم است و اغلب مبتنی ‌بر شیوه‌هایی است که می‌توان از طریق آن‌ها سرمایه را در عرصه‌های مختلف به شکلهای دیگری تبدیل کرد (جلائی‌پور و محمدی، 1387: 320). از نظر بوردیو سرمایه‌ی فرهنگی مجموعه‌اي از كيفيات فكري است که به سه شكل ديده مي‌شود:
الف) امكانات پُردوام مثل توانايي سخن گفتن در برابر جمع.